شِخار آرام کنارم خوابیده بود. سوراخهای بینیاش گشاد شده بود و شکمش بالا و پایین میرفت. و من همچنان به او که خوابیده بود نگاه میکردم. کاش میتوانستم با عشق به او نگاه کنم. کاش دوباره آن میل شدید را در خودم حس میکردم که بخواهم به آرامی در آغوشش بگیرم تا نفسها و بدنهایمان هماهنگ شود. اما نمیتوانستم. تصویر ساحلی که این کار را انجام میداد مدام در ذهنم ظاهر میشد. و گذاشتم در ذهنم ظاهر شود. چون بعد از اتفاقی که افتاده بود، انگار خانم شِخار درونم مرده بود.
اینجا بود که کمکم نشانههایی از یک رابطهی نامشروع به مشامم رسید
فهرست مندرجات
اولین باری که بوی ماهی به مشامم رسید، بوی میوهای روی پیراهنش بود. من طرفدار بوهای میوهای نیستم و در واقع، در طول سالها، از همان بوی مشک مانندی که برای شوهرم انتخاب میکردم، استفاده میکردم. دو پسر ما هم از همین بو استفاده میکردند. بنابراین وقتی بوی میوهای میدادم، کمی تعجب میکردم. و هر روز قبل از اینکه پیراهن شخار را داخل ماشین لباسشویی بیندازم، شروع به بو کردن آن میکردم. بیشتر روزها بوی مشک میداد، اما گاهی اوقات بوی میوه میداد.
بعد از اینکه پسر کوچکترمان ویشال به دانشکده مهندسی که برادر بزرگترش در آن درس میخواند رفت، این روابط عاشقانه بیشتر شد. من با او مخالفت نکردم و از او در این مورد نپرسیدم. رفتار او هم تغییر نکرد. او صاحب یک کارخانه است که کمی از شهر دور است و دفتر مرکزی آن خیلی به خانه ما نزدیک نیست. او خیلی دیر برمیگردد. اما راستش را بخواهید، اگر رابطه نامشروع دارید، ساعت روز هیچ ربطی به آن ندارد. عاشقان همیشه وقت پیدا میکنند.
اون معشوقه من نیست
اما از طرف دیگر، ساحلی معشوقه او نبود. این چیزی بود که او به من گفت وقتی او را در سینما با ساحلی در حال تماشای نمایش عصرگاهی دیدم، در حالی که باید "یک محموله بزرگ را در کارخانه بدرقه میکرد". من به خانه دوستم پادما رفته بودم و او پیشنهاد داد که به جای ناهار، همانطور که قرار گذاشته بودیم، به سینما برویم. نمیدانستم که شخار را در کنار ساحلی در یک صندلی گوشه سینما خواهم دید.
"اون کیه؟"
«من ساحلی هستم. تو کی هستی؟»
«من همسر شِخار هستم.»
«اوه! تو از چیزی که انتظار داشتم زیباتری...»
«پیراهنهایش هر روز بوی عطر تو را میدهند»
خواندن مرتبط: ۱۵ نشانه که شوهرتان با همکارش به شما خیانت میکند
چرا من نمیدانستم؟
ساحلی جوانتر بود. ریزنقش بود. مجرد بود. و او و شخار حدود یک سال بود که با هم بودند. نمیدانم او در شخار چه میدید، چون واقعاً میتوانست بهتر رفتار کند. چه چیزی در شوهر پیرم نهفته بود؟ و در مورد شخار، میفهمم که چرا با او رفت و آمد میکرد. شخار باعث میشد احساس جوانی کند. من خیلی سنتی بودم. به ساری چسبیده بودم. و به خانهدار بودن چسبیده بودم. به تشکیل خانوادهاش، به خانهاش به عنوان خانه. نمیدانم چرا با وجود این بو، این همه مدت ساکت مانده بودم. نمیدانم چرا این همه مدت این را نادیده گرفته بودم. ما آنقدر مدت زیادی بود که ازدواج کرده بودیم که پذیرفتنش سخت بود، شاید... شاید هرگز فکر نمیکردم که بتوانم شاهد او با... باشم. زنی دیگرنمیدانم. واقعاً نمیدانم.
بارها به من زنگ زد. من کلمهای نگفتم. فقط سرم را تکان دادم. توضیحات زیادی داد. گفت متاسف است.
خواندن مرتبط: حتی بعد از اینکه فهمید شوهرش با دوست پسر سابقش سکس دارد، خونسردیاش را از دست نداد.
من حتی یک کلمه هم نگفتم. پادما شاهد همه چیز بود و پیشنهاد داد که مدتی پیش او بمانم. من با کمال میل این پیشنهاد را پذیرفتم. اما به پسرانم در این مورد چیزی نگفتم. پسرانم خارج از شهر بودند، نیازی به دیدن این ماجرا نداشتند. نیازی نبود از این موضوع باخبر شوند. آنها باید میدانستند که حال والدینشان خوب است. در غیر این صورت درسهایشان تحت تأثیر قرار میگرفت و این مرحله شکلگیری زندگی آنها بود. به نظر میرسید شخار از این بابت سپاسگزار است. از پادما درباره من پرسید. با پادما صحبت کرد و پادما به او گفت که چقدر تحت تأثیر قرار گرفتهام. اینکه چطور دیگر غذا نمیخورم. چطور دیگر حرف نمیزنم. او موضع من را برایش توضیح داد.
سپس به سوی او بازگشتم
واکنش خاموش من، شخار را شرمنده کرد. او هر روز برای چای به خانه پادما سر میزد و میدیدم که سعی میکند به من لبخند بزند. میدیدم که اوضاع در او تغییر میکند. یک ماه در خانه پادما ماندم. و در آن ماه، شخار پیرتر به نظر میرسید. یک روز بیمار شد و از من التماس کرد که به خانه برگردم. به نوعی میدانستم که میتوانم از او به شیوهای مراقبت کنم که هیچکس نمیتوانست. به خانه رفتم و از او پرستاری کردم. او قول داد که هرگز ولگرد نشود و هرگز با ساحلی تماس نگیرد. من برای ... خیلی پیر و خیلی ضعیف هستم. طلاق از یک طرف و از طرف دیگر، من بیش از حد نگران پسرانم هستم که زندگی آنها را مختل کنم. من شروع به صحبت با شخار کردم و کم کم اوضاع به حالت عادی برگشت، البته به صورت سطحی.
در شبهایی مثل این، و چنین شبهایی اغلب اتفاق میافتند، نمیتوانم خودم را در حال پذیرفتن بازگشت شخار بپذیرم. من لیاقت این را ندارم. و همچنین، از خودم میپرسم شخار چطور میتواند این را بپذیرد؟ چطور میتواند اینقدر آرام بخوابد در حالی که آرامش برای من اینقدر بیگانه شده بود؟ به ساحلی فکر میکنم. چه اتفاقی برایش افتاده؟ من در رسانههای اجتماعی نیستم و هیچ راهی برای ردیابی او ندارم. اما هنوز هم هر روز بوی پیراهن شخار را حس میکنم. بوی مشک میدهد.
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست اهداءاین امر به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز برای شما ادامه دهد.
ویژه
سوالات کلیدی برای پرسیدن از یک خیانتکار: ۴۰ سوال هوشمندانه برای آشکار کردن حقیقت
چگونه یک شوهر خیانتکار را به دام بیندازیم: یک راهنمای عملی و اخلاقی
19+ برنامه تقلب رایج برای آیفون
۱۱ نشانهی دلخراش که نشان میدهد او عاشق معشوقهی خود است
چه کسی بیشتر خیانت میکند—مردان یا زنان؟ دادهها چه میگویند؟
۱۱ اپلیکیشن برای شوهران خیانتکار - مچش را در حین خیانت بگیرید
چه زمانی خیانتکاران متوجه اشتباه خود میشوند؟ ۱۰ سناریو
۵ تا از بهترین اپلیکیشنهای ردیابی همسر خیانتکار (اندروید و آیفون)
چگونه یک متقلب را که همه چیز را حذف میکند، گیر بیندازیم: ۱۲ ترفند
۳۳ نشانه خیانت خرد - آیا شریک زندگی شما هم در این موارد مقصر است؟
7 اقدام مورد تایید درمانگر در صورت خیانت دوست پسرتان
۱۱ نشانهی ناراحتکننده که نشان میدهد شوهرتان دلش برای شریک خیانتکارش تنگ شده است
آیا باید یک خیانتکار را بخشید؟ 8 عامل که باید در نظر بگیرید
چگونه بفهمیم نامزدمان به ما خیانت میکند؟ ۱۵ نشانه که باید به آنها توجه کنیم
آیا ازدواج بعد از خیانت دیگر مثل قبل نمیشود؟
۱۳ نشانه غیرمعمول خیانت که افراد آرزو میکنند نادیده گرفته نشده بودند
۱۵ نشانه خیانت از طریق تلفن همراه که خیانت را تایید میکند
احساس میکنید او خیانت میکند، بدون هیچ مدرکی؟ ۳۱ نشانه که غرایز شما درست میگویند
شاخه بندی میمون: معنی، نشانه ها و راه های مقابله
پیام دردناک به دوست پسر خیانتکار: ۵۰ ایده درخشان