چگونه با دخالت مادرشوهر کنار بیاییم؟

خویشاوندان سببی | |
به روز شده در: 25 جولای 2023
مادرشوهر دخالت گر
گسترش عشق

دخالت خانواده همسر برای زوج‌های متأهل مفهوم غریبی نیست. میزان نفوذی که خانواده مرد می‌توانند در زندگی زناشویی یک زوج داشته باشند، می‌تواند بر ازدواج تأثیر بگذارد. حریم خصوصی ممکن است به گذشته تبدیل شود و بچه‌دار شدن دیگر تصمیم شما نباشد.

داشتن یک مادرشوهرِ دخالت‌گر واقعاً بدون هیچ هشداری بر تمام جنبه‌های زندگی تأثیر می‌گذارد. رابطه و سلامت روان من نیز بی‌شک تحت تأثیر قرار گرفت. از آنجایی که مادرشوهرم هم با ما زندگی می‌کرد، احساس می‌کردم که هرگز فضایی برای خودم ندارم.

داستان من نمونه‌ای کلاسیک از دخالت‌های بی‌مورد خانواده‌ی شوهر است که در رفتارشان با عروس، مصونیت دارند و نمی‌دانند مرز دخالتشان در زندگی شخصی یک زوج کجاست. برای فهمیدن اینکه من چه چیزهایی را پشت سر گذاشته‌ام و ۶ نکته برای برخورد با یک مادرشوهر سلطه‌جو، ادامه مطلب را بخوانید.

مصیبت کنار آمدن با دخالت‌های خانواده‌ی همسر

وقتی به هشت سال گذشته نگاه می‌کنم، از خودم می‌پرسم چطور اوضاع برای من تغییر کرد. ما فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌ایم و همچنان توانسته‌ایم رابطه‌مان را حفظ کنیم.

۲۸ آوریل ۲۰۰۸: روز عروسی‌ام. عصبی بودم؛ خوشحال بودم و اثرات احساسات متناقض بر چهره‌ی پراحساسم نقش بسته بود. بله، قرار بود زندگی جدیدی را شروع کنم. زندگی‌ای که با موانع زیادی شروع شد. افرادی بودند که تمام تلاش خود را کردند تا عروسی‌ام را به بدترین اتفاق زندگی‌ام تبدیل کنند. اتفاقی که هرگز در موردش با دیگران احساس راحتی نمی‌کنم.

من با پسر خواهرشوهر عمه‌ام ازدواج کرده‌ام. خانواده‌اش سر تدارکات غذای عروسی جنجال به پا کردند و به جای کم‌اهمیت جلوه دادن موضوع، آن را بیش از حد بزرگ کردند. آن‌ها همیشه با من مثل یک دختر رفتار می‌کردند، اما روز عروسی‌ام را خراب کردند.

می‌توانستم رنج را در چهره پدرم ببینم، اما هرگز نمی‌توانستم بفهمم که چرا غذا برای خانواده همسرم اینقدر مهم است. پدرم مرد مقدسی بود که هرگز از کسی بد نمی‌گفت و به هیچ وجه برایش مهم نبود که چه غذایی برایش سرو می‌شود. من هرگز نمی‌توانم این واقعیت را فراموش کنم که روز عروسی‌ام توسط خانواده بی‌ادب همسرم چنین تحقیری برای او به همراه داشت . این تازه اول راه بود و من مجبور شدم از چندین آزمایش دیگر هم عبور کنم.

در خانواده‌های نسبتاً عقب‌مانده، از هر دختری انتظار می‌رود که پس از ازدواج، خود را با شرایط وفق دهد و مصالحه کند؛ من هم فرقی نداشتم. خوشبختانه، اوضاع الان خیلی فرق کرده است، اما در شهرهای کوچک‌تر که همه تابلوهای خیابان، مسیر شهرهای بزرگ‌تر را نشان می‌دهند، این نوع طرز فکر هنوز هم تقریباً رایج است. اما، اتفاقاتی که روز عروسی‌ام را خراب کرد، تأثیر عمیق‌تری بر زندگی شخصی‌ام گذاشت.

مطالب مرتبط: زندگی با انتقاد خانواده همسر

اختلاف همسر در مقابل اختلاف خانواده

من همیشه هدف شکایت‌های مادرشوهرم بودم و مدام مورد طعنه و کنایه قرار می‌گرفتم. او می‌گفت که من عروس مناسبی برای پسرش نیستم و می‌توانستند زوج بهتری برای او پیدا کنند، جایی که بهترین رفتار و احترام را دریافت می‌کردند. از نظر او، من نه زیبا بودم و نه به هیچ وجه بااستعداد، هرچند شوهرم همیشه می‌گفت که نمی‌توانست زوج بهتری از من پیدا کند.

اوضاع بد شروع شد و به دلیل دخالت‌های خانواده‌ی همسر و اشخاص ثالث در زندگی مشترکم، بدتر هم شد. شوهرم از آنجایی که مادرش تنها بود، همیشه رفتار بهتری با او داشت و حتی وقتی من شکایت می‌کردم، از سرزنش کردنش خودداری می‌کرد. او در شکاف قدیمی بین همسر و خانواده گرفتار شده بود.

دخالت مادرشوهر می‌تواند دردسرساز باشد

دخالت خانواده‌های متمول در ازدواج

سپس، دخالت‌های گسترده خانواده در ازدواج نیز وجود داشت. برای مثال، خواهرشوهرم همیشه در مورد مسائل شخصی ما نظر می‌داد و از کاه کوه می‌ساخت. نقش شوهرم به عنوان یک تماشاگر خاموش در کل این ماجرا، شروع به تأثیر گذاشتن بر رابطه من با او کرد. در مواقع نادری که او از من حمایت می‌کرد، به او برچسب پسر بی‌مسئولیت و برادر بد زده می‌شد.

شوهرم هرگز مرا به خاطر اتفاقی که در عروسی افتاد سرزنش نکرد، اما احساس می‌کرد که از احترامی که به طور سنتی به عنوان داماد نصیب یک نفر می‌شود، محروم شده است. برادرم تمام روابطش را با خانواده عمه‌ام قطع کرده بود. اما هر وقت شوهرم و مادرشوهرم به خانه پدر و مادرم می‌رفتند، از خانواده برادر مادرشوهرم می‌خواستند که آنها را همراهی کنند.

حضور آنها اوضاع را ناخوشایند کرد، زیرا دیگر هیچ کس پیوند قدیمی را با من نداشت. مادرشوهرم می‌خواست به آنها احترام گذاشته شود و برادرم حتی نمی‌خواست آنها را ببیند. این موضوع بر جایگاه شوهرم در خانه والدینم تأثیر گذاشت و من از این بابت متاسفم.

صلح با خانواده‌های دخالت‌گر همسرتان

شوهرم به حرف‌های من در مورد خانواده همسرم گوش می‌داد و من هم اجبارهای او را درک می‌کردم. اما خودمان را درمانده یافتیم. هر دوی ما رنج می‌بردیم و اغلب با هم درگیر می‌شدیم. به نقطه‌ای رسیده بودیم که احساس می‌کردیم اوضاع دیگر خوب نیست و جدایی تنها راه حل بود. فقط به خاطر فرزند متولد نشده‌مان بود که به زندگی مشترک ادامه دادیم. بله، من باردار بودم. به آرامی و پیوسته، اوضاع شروع به آرام شدن کرد و جایگاه من در خانواده با گذشت هر روز بهتر شد.

تولد فرزندم فضای خانه‌ام را تغییر داد. ناگهان، همه ما یک هدف مشترک داشتیم: دیدن لبخند پسرم، تماشای شیطنت‌های بامزه‌اش، دیدن اینکه چیزهای جدید یاد می‌گیرد. موضوع بحث از گله و شکایت به شادی کوچکمان تغییر کرد. مادرشوهرم شروع به پذیرفتن من به عنوان عضوی جدایی‌ناپذیر از خانواده کرد، نه یک غریبه. من و همسرم، ریک، تبدیل به یک واحد در یک واحد بزرگتر شدیم.

۳ تا ۴ سال طول کشید تا هر دوی ما بپذیریم که دخالت خانواده‌ی همسر همیشه بخشی از سیستم خانواده‌ی مشترک خواهد بود. درک متقابل بین یک زوج در مورد دخالت خانواده‌ی گسترده در ازدواج، چیزی است که به آنها کمک می‌کند تا بر مسائل و موانع زناشویی غلبه کنند. این یکی از اولویت‌های اصلی یک ازدواج طولانی مدت است.

مهم نیست که شرایط چقدر سخت باشد، اگر یک زوج در طول بحران در کنار یکدیگر بمانند، اوضاع به طور خودکار رو به بهبود می‌رود. این یک فرآیند دشوار است و به نهایت صبر نیاز دارد، اما حرف من را باور کنید، اوضاع بهتر می‌شود. اگر در شرایطی هستید که مادر شوهرِ سلطه‌جوی شما باعث ایجاد آشوب در زندگی مشترکتان می‌شود، نکات زیر دقیقاً همان چیزی است که به آن نیاز دارید.

با عشق بر دخالت‌های مادرشوهر غلبه کنید
درک متقابل زوجین تنها راه مقابله با دخالت‌های خانواده همسر است

نکاتی برای برخورد با مادر شوهرِ دخالت‌گر

من می‌دانم که کنار آمدن با یک مادرشوهرِ دخالت‌گر چقدر می‌تواند سخت باشد. در داستان من، تنها آرامش زمانی حاصل شد که شادی کوچک ما پا به دنیا گذاشت. اگر بچه‌دار شدن در ذهنتان نیست و نمی‌توانید از خانواده همسرتان فاصله بگیرید، هنوز کارهایی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید تا مطمئن شوید زندگی‌تان به یک نمایش تلویزیونی تبدیل نمی‌شود.

۱. با مادرشوهر سلطه‌جوی خود صمیمانه صحبت کنید

بهبود ارتباط در هر رابطه‌ای مفید خواهد بود. نه، فقط گفتن «دست از دخالت در رابطه من بردار!» چیزی را حل نمی‌کند. اگر مادرشوهرتان کاملاً غیرمنطقی نیست، سعی کنید دفعه بعد که به دیدنتان می‌آید با او صحبت کنید. نکات کلیدی که باید در اینجا به خاطر داشته باشید این است که باید بسیار مودب و بسیار فهمیده باشید. به محض اینکه خونسردی خود را از دست بدهید، رابطه‌تان با او بیشتر آسیب خواهد دید.

برای اینکه مطمئن شوید چنین اتفاقی نمی‌افتد، به او بفهمانید که منظورش را می‌فهمید و سعی کنید مودبانه به او بگویید که هر وقت خودت بخواهی ناهار شوهرت را آماده می‌کنی، نه هر وقت او از تو بخواهد. محترمانه صحبت کنید، موضوع مشخصی برای گفتگو داشته باشید و سعی کنید به جای جر و بحث صرف، به یک راه‌حل سازنده برسید.

2. به او احترام بگذارید

کنار آمدن با یک مادرشوهرِ سلطه‌گر و سلطه‌جو پیچیده است، اما در عین حال، واقعاً پیچیده نیست. تنها چیزی که او به دنبالش است، احترام از جانب فرزندش و شما است. اگر او می‌خواهد با احترامی که به او می‌دهید، شما را زیر سلطه خود درآورد، داستان دیگری است. اما گذشته از این، با او همانطور که دوست دارد با او رفتار شود، رفتار کنید. قدردانی واقعی خود را نشان دهید و مطمئن شوید که او می‌بیند که چقدر صادقانه به او اهمیت می‌دهید.

اگر فاصله گرفتن از خانواده همسرتان امکان‌پذیر نیست، می‌توانید با تمام وجود وارد عمل شوید. با بهترین استفاده از موقعیت موجود، شاید بتوانید با مهربانی، فضای مسموم را کاهش دهید.

۳. شوهرتان را درک کنید

وقتی واقعاً مجبورید بین مادر و همسرتان یکی را انتخاب کنید، لزوماً شرایط جالبی نیست. با شوهرتان صحبت کنید، به او بگویید که دوست دارید مرزهایی را با مادرشوهرتان تعیین کنید، اما سعی کنید او را در مخمصه ای که گرفتارش شده است نیز درک کنید.

گیر افتادن بین همسر و خانواده، شوهرتان را در مورد اینکه چه کاری باید انجام دهد گیج می‌کند و باعث می‌شود که بی‌خیال شود و هیچ کاری نکند. به او بگویید که از او چه می‌خواهید و بفهمید که بهترین راه برای انجام این کار چیست.

مطالعه مرتبط: چگونه با شوهرتان صحبت کنید وقتی زن مقابل مادر اوست

۴. سعی کنید به درون خود نگاه کنید

از خودتان بپرسید: آیا شما ناخودآگاه حرف‌های بی‌ادبانه‌ای به مادرشوهرتان می‌زنید که ممکن است او را بیشتر عصبانی کند؟ با ذهنی باز و بی‌طرف، سعی کنید به این فکر کنید که آیا کاری انجام می‌دهید که ممکن است مشکلات بیشتری ایجاد کند یا خیر. با اطمینان از اینکه تمام چیزی که مادرشوهرتان از شما می‌بیند، توجه واقعی به اوست، شانس خود را برای داشتن یک رابطه هماهنگ با او افزایش می‌دهید.

۵. از اطرافیانتان مشورت بگیرید

ممکن است شوهر شما بهترین کسی نباشد که در این شرایط می‌توانید به او مراجعه کنید، زیرا او در تلاش است تا بفهمد در این شرایط دقیقاً چه کاری باید انجام دهد. شاید بهتر باشد از افرادی در اطراف خود که می‌توانید به آنها اعتماد کنید و روی آنها حساب کنید، مشاوره بگیرید. چه یک دوست صمیمی، چه یک خواهر یا برادر، یا حتی والدینتان.

گاهی اوقات نمی‌توانید به تنهایی همه پاسخ‌ها را پیدا کنید و به کمک اطرافیانتان نیاز خواهید داشت. با این حال، فقط به غر زدن بی‌پایان در مورد مادرشوهر سمی خود بسنده نکنید، این کار هیچ کمکی به شما نخواهد کرد!

6. مرزهای مشخصی را تعیین کنید

وقتی بزرگ‌نمایی و مهربانانه رفتار کردن با شکست مواجه می‌شود، باید در رابطه‌ای که به نفع همه است، مرزهایی تعیین کنید. با این حال، تعیین مرزها به این معنی نیست که باید بی‌ادب باشید. این می‌تواند به سادگی درخواست از مادرتان برای تماس قبل از آمدن به ملاقات باشد.

امیدوارم این نکات برای مقابله با دخالت‌های مادرشوهرتان به شما کمک کند و درست مثل من، زندگی زناشویی بهتری داشته باشید. به یاد داشته باشید، کمی مهربانی خیلی موثر است. وقتی او ببیند که شما چقدر واقعاً به مراقبت از او و همسرتان علاقه‌مند هستید، کم‌کم با حرف‌های تند و زننده‌اش آرام می‌شود.

سوالات متداول

۱. چگونه با یک مادرشوهر سلطه‌جو برخورد کنیم؟

برای کنار آمدن با یک مادرشوهر سلطه‌جو، سعی کنید با او صحبت کنید و بفهمید که از کجا آمده است. بفهمید که او واقعاً چه می‌خواهد و چگونه می‌توانید خواسته‌هایش را برآورده کنید. شما باید فرد بزرگتری باشید، صرف نظر از اینکه چقدر می‌خواهید از او فاصله بگیرید.

۲. آیا اشکالی ندارد که با مادرشوهرتان صحبت نکنید؟

همه چیز به پویایی خانواده شما بستگی دارد. در حالی که در بیشتر موارد، عدم ارتباط با مادرشوهر چیز بدی است، اگر شما و همسرتان موافقید که مادرشوهر سمی‌تان تأثیر منفی بر سلامت روان شما فراتر از حد معقول داشته است، در برخی موارد نادر ممکن است قطع ارتباط با او اشکالی نداشته باشد. سلامت روان و جسم شما از همه چیز مهم‌تر است، در مورد مادرشوهرتان با همسرتان هم‌نظر باشید.

۳. از کجا می‌فهمید که مادرشوهرتان از شما متنفر است؟

احتمالاً او رو در رو به شما گفته است. با این حال، اگر این کار را نکرده است و شما به یک شیطنت مشکوک هستید، به دنبال نشانه‌هایی مانند اظهارات بی‌ادبانه، بی‌احترامی و لحن تحقیرآمیز باشید.

لطفا اگر نمی‌خواهد با خانواده شوهرش زندگی کند، او را خودخواه خطاب نکنید.

۱۰ راه برای برخورد با خانواده‌ی بی‌ادب همسرتان

کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه می‌دهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و به‌روز به شما ادامه دهد.




گسترش عشق
برچسب ها:
Bonobology.com