من ۲۰ سالمه (هنوز دارم درس میخونم) و عاشق دختر عموی دومم هستم. حدود ۳ سال پیش عاشق دختر عمویم شدم (الان ۱۸ سالشه). ما وقتی جوون بودیم عاشق هم شدیم اما الان با هم رابطه داریم و میخوایم ازدواج کنیم. اما مشکل از وقتی شروع شد که در موردش به مادرم گفتم.
من عاشق پسرعموی دومم هستم و مادرم از آن متنفر است
فهرست مندرجات
مادرم از اعتراف من شوکه شد و خیلی از دستم عصبانی شد. او به من گفت که دخترعمویم دیابت دارد و در شبکههای اجتماعی با پسرها صحبت میکند (که درست نیست). او فقط از طریق ... با من صحبت میکند. پیام های متنیمادرم حتی گفت که او از من بزرگتر است و من هرگز نباید به آیندهای مشترک فکر کنم.
وقتی از مادرم پرسیدم از کجا میداند که با پسرها صحبت میکند؟ مادرم گفت خواهرش به او گفته است. مادرم خیلی عصبی شد و از من قول گرفت که دیگر به او پیام ندهم. در آن لحظه موافقت با او تنها راه آرام کردنش بود، بنابراین موافقت کردم، هرچند در دلم موافق نبودم.
همه چیز را به پسرعموی دومم گفتم
به اتاقم رفتم و با گریه گوشیام را برداشتم و همه چیز را برای معشوقم تعریف کردم. او هم شوکه شده بود. اما مادرم وارد اتاق شد و گوشی را از من گرفت.
مادرم میخواست با خواهر بزرگترش صحبت کند. و بعد دعوا بین مادرم و خواهرش شروع شد. مادرم به او گفت: «چرا خواهرت به پسر من پیام میدهد؟» من آنها را آرام کردم اما بعداً فهمیدم که مادرم در مورد کل ماجرا که خواهرش به او گفته بود با پسرها صحبت میکند، دروغ گفته است.
پسرعمویم مرا کاملاً بلاک کرد
بعد از اینکه دعوا تمام شد، دوست دخترم من را از تمام حسابهای شبکههای اجتماعی بلاک کرد و از من خواست که او و همه اینها را فراموش کنم. اما من نمیتوانستم این کار را بکنم. من عاشق دختر عموی دومم هستم و فراموش کردن او غیرممکن بود.
او حتی شماره من را بلاک کرد، اما من هنوز از او ناامید نشده بودم. سعی کردم او را متقاعد کنم که همه چیز در آینده خوب خواهد شد و من ... پدر و مادرم را متقاعد کنمآنها همچنین میخواهند ما خوشحال باشیم. من سعی کردم با او در تماس باشم و اغلب به او پیام میدادم تا اوضاع را آرام کنم. خواهرانش هم واقعاً عصبانی هستند.
الان شده یه مشکل خانوادگی
من به مادرم گفته بودم که در این مورد به پدرم چیزی نگوید، اما او پیشقدم شد و به او گفت. از آنجایی که آنها فامیل هستند، یک روز مادربزرگم به خانه پسرعموی دومم رفت و به عمهام گفت که پدرم گفته است دخترانش سعی میکنند قلاب کردن با پسرها از طریق رسانههای اجتماعی. دوست دخترم بعد از شنیدن این حرف خیلی عصبانی شد.
خواهرش به من فحش داد
بعد سعی کردم با خواهرش تماس بگیرم اما فایدهای نداشت. خواهرش به من گفت دیگر به او پیام ندهم. گفت اگر دوباره سعی کنم با پسرعموی دومم تماس بگیرم، موضوع را با خانوادهام در میان میگذارد. او به من فحاشی کرد و با تهدید از من جدا شد.
من هنوز عاشق پسرعموی دومم هستم
مدتی از هم بیخبر بودیم، اما نیمهشب بیستمین سالگرد تولدم را به من تبریک گفت. به من گفت که شجاع هستم که هنوز او را در آغوش دارم.
من به او دلداری دادم که همه چیز در آینده خوب خواهد شد و ما به آن خواهیم خندید. این روزها مخفیانه به او پیام میدهم و هنوز هم او را دوست دارم، اما گاهی اوقات وقتی ما استدلال من واقعاً ناراحت میشوم و از خودم متنفرم که حتی نمیتوانم پدر و مادرم را متقاعد کنم. بنابراین به راهنمایی شما نیاز دارم که چگونه باید آنها را متقاعد کنم؟
ممنون. امیدوارم زود جواب بدید.
دوست پسر متعهد عزیز،
گفته میشود که «تکانشگری دشمن تفکر عمیق است.»
منظورم این بود که بودن در یک رابطه حس زیبایی دارد، هرچند تصمیمات آنی ممکن است شما را منصرف کند. طبق اطلاعاتی که ارائه دادید، فرض میکنم که شما در حال تحصیل هستید و هنوز شغل ثابتی ندارید. همچنین، دختر برای ازدواج کاملاً جوان است. اگر پیشنهاد من را میپرسید، نکات زیر را در نظر بگیرید و در مورد آنها فکر کنید.
مطالب مرتبط: ۵ دلیل که چرا خانوادههای هندی، ازدواج هندی را نابود میکنند
کاری که باید انجام دهید
- از آنجایی که هر دوی شما کاملاً جوان هستید و هنوز در حال تحصیل هستید، بهتر است به رابطهتان کمی فرصت دهید تا بالغ شود.
- بیشتر و بیشتر یکدیگر را بشناسید و ببینید که تا چه حد میتوانید حتی در شرایط نامطلوب، موضع خود را حفظ کنید.
- در حال حاضر باید روی حرفه خود تمرکز کنید تا بتوانید پشتوانه مالی قوی برای حمایت از خود داشته باشید.
- وقتی زوجین در سختیها و مشکلات از یکدیگر حمایت میکنند، برای هر سختی در زندگی آماده میشوند. احساسات خود را بیان کنید و با یکدیگر شفاف باشید.
- در آینده باید با متخصصان ژنتیک پزشکی ملاقات کنید تا در مورد بیماریهای بیولوژیکی که ممکن است طرح ژنتیکی مشابهی داشته باشند، اطلاعات بیشتری کسب کنید.
- اگر زوجهای خویشاوند ناقل بیماری ژنتیکی باشند، احتمال ابتلای فرزندانشان به این بیماری بیشتر است. کارشناسان میگویند از هر ۴ فرزند، ۱ نفر به نوعی اختلال مبتلا خواهد شد.
بنابراین، قبل از ازدواج، نگاهی دقیق به سابقه خانوادگی خود بیندازید و هرگونه بیماری که ممکن است در خانواده وجود داشته باشد را بررسی کنید و بر اساس آن آزمایشهایی را تجویز کنید.
پذیرفتن عشق با پسرعمو/دخترعموی درجه دو سخته
من فرض میکنم در هند، برای خانوادههای محافظهکار حمایت از زنای با محارم دشوار است، بنابراین در این صورت باید برای تمایل و عدم تمایل خانواده آماده باشید.
منتظر زمان مناسب باشید
شما فقط میتوانید کاری را که در کنترل شماست انجام دهید. سعی کنید آنها را در زمان مناسب، زمانی که از نظر مالی و حرفهای قوی هستید تا بتوانید از خانواده حمایت کنید، متقاعد کنید.
صبور باشید و به رابطهتان ایمان داشته باشید.
امیدوارم که این کمک می کند تا.
نها آناند
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.