در واقع، کشمکش زنان بین شغل و خانواده، مشکلی در مقیاس جهانی است.شغل خطرناک برای خانواده«بیش از ۲ میلیون بار در اینترنت جستجو شده است. کمبود باورنکردنی زنان در نیروی کار وجود دارد و همه چیز به این واقعیت برمیگردد که زنان به دلیل فشارهای خانوادگی و مراقبت از بچهها مجبورند از جاهطلبیهای حرفهای خود دست بکشند.»
این طعنهای است که زنان مدام باید بشنوند، هر بار که ایده بازگشت به کار پس از ازدواج را مطرح میکنند: زن و شغل با هم سازگار نیستند، این مسئولیت یک همسر است که به خانه رسیدگی کند و در امور کاری دخالت نکند.
چرا زنان باید بین شغل و خانواده یکی را انتخاب کنند؟
فهرست مندرجات
آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا زنان نمیتوانند همه چیز را داشته باشند؟ چرا آنها هستند که باید بین شغل یا خانواده یکی را انتخاب کنند؟ این هنجارهای اجتماعی است که ما با آنها بزرگ میشویم و در فرزندانمان تقویت میکنیم - مادربزرگهای ما این کار را با مادرانمان کردند و اکنون مادران ما این کار را با ما میکنند.
تنها یک راه برای حل این مشکل وجود دارد: این زنجیره را بشکنید. کشمکش زنان بین شغل و خانواده باید از هم بپاشد و در نهایت به هر زنی اجازه دهد از دانستن اینکه حق انتخابی دارد، مانند هر انسانی، رضایت داشته باشد. چه تصمیم بگیرد در خانه بماند، چه ... تعادل بین کار و زندگی برقرار کنیدیا اینکه وظایف خانه را کاملاً به یک منبع خارجی واگذار کند، انتخاب کاملاً باید با او باشد.
خواندن مرتبط: قرار ملاقات با زنان مسنتر - رابطه عاشقانه من با یک مرد جوان در دفتر کار
پیشینه من مترقی بود
مادرم متخصص زنان و زایمان و پدرم فارغالتحصیل علوم کامپیوتر است که در حرفه خود به موفقیتهای چشمگیری دست یافت. من و خواهرم با این باور بزرگ شدیم که انسان باید همیشه تحصیلات و شغل خوبی داشته باشد، فارغ از هر مسیری که زندگی پیش برود.
بنابراین، با مدرک لیسانس زبان انگلیسی از یک دانشگاه معتبر کشور و مدرک MBA به عنوان یک مدرک اضافه، به نیروی کار پیوستم. با پیدا کردن جایگاهی برای خودم در محل کار و افتخارآفرینی برای والدینم، امید زیادی داشتم. اما عشق و علاقه به سراغم آمد و در ۲۴ سالگی ازدواج کردم، بدون اینکه هیچ ایدهای از مسیر زندگیام داشته باشم.
خواندن مرتبط: ۱۵ نشانه که نشان میدهد مادرشوهرتان از شما متنفر است
ازدواج من بدون اختلاف نبود
به لطف عشق و عاشقیام، هیچ ایدهای نداشتم که شوهرم از من به عنوان یک همسر، عروس و مادر آینده چه انتظاراتی دارد. آیا او انتظار داشت که بعد از ازدواج نامم را تغییر دهم؟ آیا در کشور ساکن میشویم یا به خارج از کشور میرویم؟ بعد از تولد فرزندانمان چه اتفاقی برای حرفهام خواهد افتاد؟
پس هیچ شکی نبود که اختلاف نظر بزرگی در زندگی مشترک ما در شرف وقوع است. مسائل پیش پا افتاده کم کم منجر به اختلاف در علایق و نگرشها شد. و بعد دخترم به دنیا آمد. پدر و مادرم در دبی کار میکردند و خانواده همسرم خیلی مشتاق نبودند که در بزرگ کردن دخترم به من کمک کنند.
استانداردهای دوگانه تقریباً خندهدار بودند
تمام چیزهایی که در دوران کودکیام در مورد تحصیل و شغل به من آموخته بودند، کنار گذاشته شدند و من شغلم را رها کردم. تسلیم فشارهای خانواده همسرم شدم و نقش یک خانهدار تماموقت را به عهده گرفتم. تمام خانواده از فداکاری من در محراب خوشبختی زناشویی استقبال کردند، زیرا برای زن خانهدار، کنار گذاشتن رویاهایش برای فرزند، خانه و شوهرش، امری والا تلقی میشود.
طنز ماجرا اینجاست که همین خانواده مرا مجبور میکنند دختر ۸ سالهام را طوری بزرگ کنم که سخت درس بخواند تا آیندهای پایدار داشته باشد. این موضوع قطعاً باعث شده از خودم بپرسم که آیا این همه کار سخت و تحصیل ارزشش را دارد، آیا او در نهایت وقتی ازدواج کند، باید خانواده همسرش، شوهر، خانواده و فرزندش را در اولویت قرار دهد؟
موفقیت یک زن فقط در خانه سنجیده میشود
در جامعه ما، زنی که از نظر حرفهای موفق است، اگر شوهرش به او تقدیرنامه نداده باشد، اگر خانهاش مرتب و تمیز نباشد، اگر فرزندانش بهترین عملکرد را نداشته باشند و اگر خانواده شوهرش از او راضی نباشند، موفق محسوب نمیشود. پس آیا بهتر نیست که من هنر خانهداری را به دخترم آموزش دهم؟
آیا نباید میگذاشتم از دوران کودکیاش لذت ببرد، نه اینکه برایش آرزوهای تحصیلی داشته باشم؟ همینطور که داشتم بزرگ شدن دخترم را تماشا میکردم، شاهد بودم که همه اطرافیانش از رویاهایش برای پزشک یا وکیل شدن در آینده حمایت میکردند، در حالی که مدام از خودم میپرسیدم، چرا من باید این کار را بکنم؟ بین یک مادر خانهدار بودن و یک زن شاغل بودن، یکی را انتخاب کنید.
بعد از اینکه در طول ۱۱ سال زندگی مشترک هویت واقعیام را از دست دادم، حالا از خودم میپرسم که آیا درست بود که وقت، انرژی و فکرم را برای حمایت از حرفهی همسرم هدر میدادم؟ بعد از اینکه دخترم ۲ ساله شد، توانستم به کار انعطافپذیر برگردم تا رویاهایم را دوباره زنده کنم.
مطلب مرتبط: ۵ مکالمه قبل از ازدواج برای جلوگیری از مشکلات بعدی
اما هنوز هم شغلی است که باید همزمان با کار، خانه و دخترم کنار بیایم. من شاگرد اول مدرسه بودم، در فعالیتهای فوق برنامه فوقالعاده خوب بودم و حتی اگر نیمی از تلاشم را برای احیای خودم و زندگی بیقید و شرط رویاهایم انجام میدادم، فکر میکنم از شوهرم بهتر عمل میکردم.
من که شخصاً این دوران را پشت سر گذاشتهام، همه چیز را در مورد کشمکش زنان بین شغل و خانواده میدانم و به خودم (اگرچه کمی) افتخار میکنم که تصمیم گرفتم از خودم دفاع کنم و به کارم برگردم. ما به عنوان زنان مدرن، به این موضوع توجه لازم را نمیکنیم، بنابراین اگر بیشتر در مورد آن صحبت نکنیم و از آنچه باور داریم دفاع نکنیم، در این حلقه بیپایان بدبختی و نارضایتی گیر خواهیم کرد. و اینها ارزشهایی خواهند بود که به فرزندانمان منتقل خواهیم کرد.
سوالات متداول
زنان فهرستی از انتظارات دارند که باید پس از ازدواج برآورده کنند. از آنها انتظار میرود بین شغل و خانواده یکی را انتخاب کنند و به خاطر انتخاب شغل مورد قضاوت قرار میگیرند.
هر دو مهم هستند و به زمان و توجه زیادی از شما نیاز دارند. اما اگر واقعاً به هر دو علاقه دارید، میتوانید بین کار و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کنید و در هر دو به موفقیت برسید.
سخن نهایی
زنان نباید مجبور باشند بین شغل و خانواده یکی را انتخاب کنند - آنها باید مانند مردان از حمایت لازم برای ایجاد تعادل بین هر دو برخوردار باشند. تا زمانی که محیطهای کاری، سیاستها و طرز فکرها تغییر نکنند، این «انتخاب» همچنان یک بار ناعادلانه است. بیایید آیندهای بسازیم که در آن تعادل یک حق باشد، نه یک مبارزه. کارشناسان ما میتواند به شما در ساختن مسیری که برای شما مفید است کمک کند.
یک مادرشوهر هندی و تصمیم من برای دنبال کردن شغل بعد از ازدواج
۷ روشی که زنان شاغل میتوانند در ایجاد تعادل بین کار و خانواده موفق باشند
۱۲ کاری که باید انجام دهید وقتی شوهرتان خانوادهاش را به شما ترجیح میدهد
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.
موافقم!
این چیزی است که هر زنی باید با آن کنار بیاید. به محض اینکه باردار میشود، حرفهاش کنار گذاشته میشود و باید خانواده و فرزندان را در اولویت قرار دهد، مهم نیست چقدر بااستعداد و باهوش باشد.
احساس میکنم باید یه راه حلی برای این موضوع پیدا کنیم؟ حتماً یه راه حلی هست! خانمها، بیاین روش کار کنیم!