از آنجایی که این روزها همه ما در خانههایمان به پخش تلویزیونی ماهابهاراتا چسبیدهایم، رابطهای که ارزش بررسی دارد، رابطه دروپادی و کریشنا است - شاهزاده خانم با فضیلت و شجاع پانچال و خود خداوند متعال که همه جا حضور دارد. در طول ماهابهاراتا، آنها ممکن است زیاد روی صحنه نرفته باشند، اما هر زمان که این اتفاق میافتاد، مکالمات کریشنا و دروپادی نگاهی اجمالی به شیمی غیرقابل انکار آنها به ما میداد. بیایید رابطه آنها را زیر ذرهبین قرار دهیم تا بفهمیم آیا دوستی کریشنا دروپادی فقط همین بوده یا چیز دیگری بوده است.
مطالب مرتبط: نامه عاشقانه کارنا به دروپادی: این تو هستی که مرا بیش از همه تعریف میکنی
دروپادی و کریشنا - پیوندی چند لایه
فهرست مندرجات
دروپادی و کریشنا نمونه بارز این مفهوم هستند که «یک مرد و یک زن میتوانند فقط دوست باشند». بسیاری از محققان که از عمق رابطه آنها شگفتزده شدهاند، اغلب اظهار داشتهاند که دوستی کریشنا دروپادی چیزی بیش از آن چیزی است که به چشم میآید. نظریههای متعددی حتی ادعا میکنند که دروپادی امیدوار بود با کریشنا ازدواج کند!
اگرچه این قطعاً میتوانست به حماسه، پیچ و تاب دراماتیکی ببخشد، اما دروپادی و کریشنا تنها دردشان این بود که به ما در مورد خدمت عبادی واقعی و همراهی متعالی بیاموزند. دروپادی هم همینطور بود؟ کریشنا را دوست داشته باشیدخب، از یه جهتی، بله. اونا عشقی رو به اشتراک میگذاشتن که صادقانه و واقعی بود، بدون کلیشههای عاشقانه.
«ساخا» و «ساخی»، نامی که آنها دوست داشتند یکدیگر را به آن صدا بزنند، اصطلاحی قدیمی برای چیزی است که امروزه ما آن را به عنوان «منطقه دوستی» میشناسیم.
دروپادی - شاهزاده خانم خارق العاده
دروپادی زن جوان خوبی بود مهاباراتا، زادهی پادشاه دروپادا از پانچال. تولد او، چه از نظر معنوی و چه از نظر واقعی، به هیچ وجه عادی نبود، زیرا او را زاده شده میدانستند تا در رویدادهای آینده نقش کاتالیزور را ایفا کند. او به طور الهی مسئولیت تأسیس دارما را بر عهده گرفته است. این فشاری وحشتناک برای یک شاهزاده خانم است.
او به جای رحم، از آتش سوزان قربانی زاده شد.
طبق داستان معروف، پادشاه دروپادا نیمی از پادشاهی خود را به طرز فجیعی به آرجونا از دست داده بود، کسی که به نمایندگی از دروناچاریا، گوروی او، با پادشاه جنگید. برای انتقام گرفتن از دروناچاریا، پادشاه دروپادا برای گسترش دودمان خود، یاجنا (یاجنا) را اجرا کرد و دروناچاریا را کشت که از آن ابتدا پسرش دریشتادیومنا و سپس شاهزاده خانم پانچالی پدیدار شدند.
از سوی دیگر، کریشنا پسرعموی دور پانداواها و کوراواها بود. او وانمود میکرد که یک حزب بیطرف است، اگرچه متحد پانداواها و دوست عزیز دروپادی بود.
خواندن مرتبط: نالایانی نفرین شد که به عنوان دروپادی دوباره متولد شود زیرا ...
دوستی کریشنا دراپاد
اعتقاد بر این است که یک بار، هنگامی که دروپادی از دوارکا - اقامتگاه باشکوه و مجلل خود خداوند - بازدید میکرد، حادثهای تأثرانگیز باعث شد که مورد لطف کریشنا قرار گیرد. کریشنا در حال خرد کردن میوهها بود و لغزشی ناگوار باعث شد که انگشتش شروع به خونریزی کند. دروپادی وحشتزده فوراً به سمت کریشنا دوید، پارچهای از ساری خود را پاره کرد و آن را دور زخم کریشنا پیچید تا جلوی خونریزی را بگیرد. کریشنا مجذوب و تحت تأثیر اعمال محبتآمیز او قرار گرفت. او در ادامه از او پرسید که در ازای این کار چه میخواهد. یک مرید وفادار با عشق بیقید و شرط به دوستش گفت که فقط دوست دارد او برای همیشه در زندگی او باشد. بدین ترتیب، دوستی کریشنا دروپادی شکل گرفت.
کریشنا روی سوایاموار دراپادی سرمایه گذاری شد
منبع تصویر: توییتر ملی دی دی
دروپادی چه زمانی با کریشنا ملاقات کرد؟ پایه و اساس این دوستی را میتوان به سوایاموار دروپادی نسبت داد، جایی که این دو برای اولین بار رو در رو شدند.
سوایاموار اساساً دستکاری شده بود. شاه دروپادا مطمئن شده بود که تنها آرجونا میتواند بر این چالش غلبه کند، زیرا او را مناسبترین فرد برای دخترش میدانست. کریشنا نیز همین امید را داشت، زیرا او بهترین دوست آرجونا بود و در این مورد، یک همراه بینقص نیز محسوب میشد.
اینکه آیا آرجونا شوهر خوبی برای دروپادی بود یا نه، جای بحث دارد، اما او مطمئناً مردی شجاع و واقعی بود. ما از تعاملات بیشتر دروپادی با کریشنا فراتر از این مرحله مطمئن نیستیم، زیرا رابطه آنها هرگز در صدر اخبار نبوده است تا اینکه حادثه مهمی رخ داد که او را از عزتش خلع کرد و به نبرد حماسی ... تبدیل شد. ماهابهارتا.
پیوند دروپادی و کریشنا از میان یک قمار خطرناک میدرخشد
یکی از شوهران دروپادی، یودیشتیر، هنگام بازی تاس، در حالت گیجی روی دروپادی شرط بست، در حالی که او همه چیز دیگر را باخته بود. بازی از قبل طوری طراحی شده بود که او را ببازد، و بنابراین، دروپادی به کوراواها واگذار شد.
دوشاسانای شیطان صفت، که هیچ احترامی برای خواهرشوهرش قائل نبود، او را با گرفتن موهایش به داخل دادگاه کشید. درونا، بسما و دیگر بزرگان و آقایان محترم نیز در صحنه حضور داشتند. دراپادای فریاد کمک سر داد اما هیچ کس به کمکش نیامد. گفته میشود که او فقط یک پارچه ساری به تن داشت که با وقار بیشتر بدنش را میپوشاند.
با این حال، دوشاسانا شروع به درآوردن لباسهای او کرد و آن دادگاه نیز خالی از تماشاگر نبود. او شروع به کشیدن لباس او کرد و در حالی که دوشاسانا با استفاده از قدرتش او را متوقف کرد و فریاد کمک سر داد، دروپادی کاملاً تنها بود. کریشنا در طول دروپادی واستراهاران کجا بود؟ کریشنا به عنوان تجسمی از خود خداوند متعال، در همه جا حاضر بود.
خیلی زود، دروپادی متوجه شد که تنها یک راه امید برایش وجود دارد - اینکه از ساخای خود، لرد کریشنا، کمک بخواهد. او بلافاصله شروع به دعا به درگاه او کرد و از او طلب رحمت نمود. خداوند متعال فوراً صحنه را مزین نمود. همانطور که او ظاهر شد، بدون اینکه چیزی بگوید یا کاری انجام دهد، ساری دروپادی همچنان از هم باز میشد، اما پایانی در چشم نبود. همانطور که دوشاسانا به کشیدن و کشیدن پارچهی بینهایت ادامه میداد، دروپادی نیز از آنچه میدید شگفتزده شد. ساری او همچنان جاری و جاری بود و همه را در دربار مسحور خود کرد.
پاسخ به این سوال که «کریشنا در زمان دراوپادی واستراهاران کجا بود؟» کاملاً روشن میشود - او نه تنها آنجا بود، بلکه کریشنا دراوپادی را از یک عمر شرمساری نجات داد.
خواندن مرتبط: سوگند بیشما: دلیل واقعی پشت آن چه بود؟
چرا کریشنا به دروپادی کمک کرد؟
کریشنا به عنوان خداوند، تمایل داشت به کسانی که واقعاً به مداخله الهی نیاز داشتند کمک کند. اما در این مورد، پاسخ به این سوال که «چرا کریشنا به دراپادی کمک کرد؟» کمی ریشهدارتر است.
این قسمت به موقعیتی قبلی که ساخا و ساخی گفتگوی عاشقانهای رد و بدل کردند، گره خورده است. برای این منظور، باید آن زمان را در دوارکا مرور کنیم که دروپادی تکهای از ساری خود را پاره کرد تا جلوی خونریزی کریشنا را بگیرد. شاید از آن زمان، دوستی کریشنا دروپادی به موضوعی برجسته در زندگی خداوند تبدیل شد.
«چشم در برابر چشم» در اینجا با «یک تکه پارچه در برابر بینهایت پارچه!» جایگزین شده است.
بنابراین، میتوان گفت که نه تنها دروپادی و کریشنا دوستی و عشق عمیقی با هم داشتند، بلکه کریشنا نسبت به او احساس مسئولیت نیز میکرد.
دروپادی همچنین از بزرگترین مریدان کریشنا است.
معمولاً این واقعه را نمادی از دوستی با کریشنا دروپادی میدانند، جایی که خداوند به عنوان همراه و همدم او در سختیها از او حمایت کرد. با این حال، جنبه دیگری نیز در رابطه آنها وجود دارد. ادعا شده است که دروپادی نه تنها کریشنا را دوست و محرم خود میدانست، بلکه او همچنین از ارادتمندان بزرگ خداوند متعال بود.
دروپادی همیشه مسحور ویژگیهای لرد کریشنا بود و او را از روی عشق و بندگی میپرستید. مانند معروف میرابایشاید دروپادی یک کریشنا باکت نیز بوده باشد، به همین دلیل است که او اولین و تنها کسی بود که او در سختترین لحظه زندگیاش به یاد آورد.
این قطعاً لایه دیگری به رابطه دروپادی و کریشنا اضافه میکند. شاید این دو چیزی بیش از یک دوست معمولی بودند.
آیا کریشنا و دروپادی عاشق هم بودند؟ شاید، بله. اما عشق آنها نه یک عشق متعارف، عشقی بود که یک عابد مسحور را به سوی پروردگارشان جذب میکرد و خداوند نیز او را به عنوان محافظ خود در نظر میگرفت. این نه تنها قدرت کریشنا را به عنوان یک دوست آشکار میکند، بلکه به وفاداری او به پیروانش نیز اشاره دارد. این به ما نشان میدهد که وقتی زندگی ما را آزمایش میکند، که معمولاً زیاد انجام میدهد، باید به سادگی و با تمام وجود تسلیم شویم و خدای ما به نجات ما خواهد آمد، درست همانطور که برای دروپادی انجام داد.
خواندن مرتبط: چرا تصمیم گانداری برای بستن چشمانش اشتباه بود؟
کریشنا بیش از یک بار به دروپادی کمک کرد
منبع تصویر: توییتر TimesNow
حادثه دیگری ثبت شده است که ساخای او، دروپادی را از شرمساری عظیم نجات داد. در زمانی که پانداواها به جنگل تبعید شده بودند، حکیم دورواسا مونی تصمیم گرفت به همراه شاگردانش به دیدار برادران برود.
پانداواها از ظرفی به نام آکشای پاترا استفاده میکردند که به سرعت غذا تولید میکرد و تنها زمانی متوقف میشد که دروپادی خوردن از آن را تمام میکرد. دوریودهانا میخواست پانداواها را بیآبرو کند، بنابراین دورواسا مونی را تشویق کرد که پس از خوردن غذای دروپادی به دیدار آنها برود. این کار تضمین میکرد که پانداواها غذایی برای ارائه به حکیم و شاگردانش نخواهند داشت و این وضعیت شرمآوری ایجاد میکرد.
همچنان که حکیم و شاگردانش از پانداواها دیدن میکردند، برادران بسیار مضطرب شدند زیرا میدانستند که غذایی برای ارائه به آنها ندارند. دورواسا و شاگردان برای غسل در رودخانه رفتند و دروپادیِ مضطرب به درگاه پروردگارش دعا کرد تا راه حلی پیدا کند. طبق معمول، کریشنا ظاهر شد و از قبل از مصیبت او آگاه شده بود.
خواندن مرتبط: در ماهابهاراتا، ویدورا همیشه حق داشت اما هرگز به حقش نرسید
کریشنا گفت که گرسنه است و از دروپادی خواست که چیزی برای خوردن به او بدهد. وقتی دروپادی گفت که چیزی برای ارائه ندارد، از او خواست که ظرف آکشای پاترا را برایش بیاورد. باقیمانده غذای دروپادی که به ظرف چسبیده بود توجه کریشنا را جلب کرد و او یک دانه برنج باقی مانده را خورد. کریشنا گفت که از آن تکه برنج کاملاً سیر شده و دیگر نمیتواند چیزی بخورد.
از آنجایی که او پروردگار متعال کیهان است، سیری او به این معنی بود که همه در کیهان نیز باید کاملاً سیر باشند! ناگهان، دورواسا مونی و شاگردانش احساس سیری شدیدی کردند و اشتهای خود را کاملاً از دست دادند. آنها حمام کردند و بیسروصدا آنجا را ترک کردند تا از هرگونه شرمندگی جلوگیری کنند، زیرا آنها بیش از حد راضی بودند که بایستند و غذا بخورند.
بدین ترتیب، خداوند دروپادی و پانداوا را از آنچه میتوانست لحظهای شرمآور یا شاید حتی یک نفرین دراماتیک باشد، نجات داد.
بنابراین، از دو حکایت بالا مشخص است که دروپادی و کریشنا پیوند قابل توجهی با هم داشتند، حتی اگر به ندرت در روایت این داستان به تصویر کشیده شده باشد. عشق آنها شاید یک عاشقانهی پرشور نبوده باشد، اما واقعاً به طرز مرموزی زیبا بود. روابط دوستانه به طرز چشمگیری دست کم گرفته میشوند، اما دروپادی و کریشنا به ما یادآوری میکنند که آنها واقعاً چقدر میتوانند شگفتانگیز باشند.
گاهی اوقات ما از طریق ازدواج به هدف زندگی خود میرسیم؛ مثلاً مانند سوبادرا
۷ درس فراموششده دربارهی عشق از بزرگترین حماسهی هندو، مهابهاراتا
چرا شکونی میخواست هاستیناپور را نابود کند - آیا به خاطر عشق به خواهرش بود یا چیزی بیشتر؟
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.