سوگند بیشما: دلیل واقعی پشت آن چه بود؟

معنویت و اسطوره‌شناسی | |
به‌روزرسانی‌شده در: ۳ مه ۲۰۲۴
bheesma pitamah پسر گانگا بود
گسترش عشق

پیتاماها بیشما از حق خود بر تخت پادشاهی هاستیناپورا صرف نظر کرد تا برای پدرش شانتانو همسر جدیدی به نام ساتیاواتی بگیرد. او نه تنها این، بلکه حتی تا آنجا پیش رفت که ... تجرد مادام العمر، فقط برای تضمین پادشاهی به پسران ساتیاواتی. برای ما، به اصطلاح بزرگواری بیشما یکی از بزرگترین اسرار بود. ماهابهاراتا.

آیا پراتیگیای Bheeshma کاملاً بی خود بود؟

او ظاهراً همه این کارها را برای خوشحال کردن پدرش انجام داد! پسر «صالح» با بی‌خبر نگه داشتن کامل پدر، به چنین افراط باورنکردنی‌ای دست زد. چنین بی‌رحمانه عمل کردن به وظیفه فرزندی به سادگی بی‌سابقه است. فقط، او چنان کورکورانه غرق در خودشیفتگی و ارضای نفس بود که نه اهمیتی می‌داد به این فکر کند که آیا می‌توان پدر خوبی را از این طریق خوشحال کرد و نه اهمیتی می‌داد که از پدرش بداند که واقعاً چه می‌خواهد. شاید این دوران تلخی که ما محصول آن هستیم، یا صرفاً تکامل تأسف‌بار روان انسان به سمت بدبینی در طول سال‌ها، به ما اجازه نمی‌دهد که این عمل بیشما را به عنوان عملی از بزرگواری محض و بدون ذره‌ای تردید بپذیریم.

خواندن مرتبط: معنی هفت فراز ازدواج هندو

بیشما کاری کرد که پدرش وحشتناک به نظر برسد

آیا بیشما متوجه نبود که در تلاش بی‌پروای خود برای فرزند خوب بودن، در واقع پدرش را به یک منحرف شهوانی تبدیل کرد و در مقابل فداکاری متکبرانه، او را کوچک جلوه داد؟ شانتانو به خاطر محروم کردن پسر بزرگش، مورد انتقادهای پنهانی در سراسر جامعه قرار گرفت و وجهه او به شدت آسیب دید.

او نمونه‌ای از یک پدر بی‌لیاقت برای یک پسر نجیب بود. آیا واقعاً بیشما همین را می‌خواست؟ آیا در واقع انتقام پدرش را می‌گرفت - با این وجود، به هزینه خودش؟

اما چرا باید از پدرش انتقام بگیرد؟

منطقه جنگی

بیشما (Bheeshma) اتفاقاً تجسم یک واسو (Vasu) - یک خدای عنصری - بود. هشت واسو وجود داشت. روزی، آنها با اعمال خود، واشیشتا (Vashishtha) فرزانه را ناخشنود کرده و خشم او را برانگیختند. واشیشتا آنها را نفرین کرد که به صورت انسان متولد شوند و یک عمر را روی زمین بگذرانند. این هشت واسو یکی یکی از شانتانو (Shantanu) و گنگا (Ganga) متولد شدند و گنگا بلافاصله پس از تولد آنها را می‌کشت، فقط برای اینکه آنها را از زندگی زمینی نجات دهد.

اما شانتانو یک روز اعتراض کرد و مانع از کشتن فرزند هشتم توسط او شد. بهیشما فرزند هشتم بود. به دلیل دخالت شانتانو، هشتمین واسو نتوانست فوراً نجات یابد و مجبور شد مدت بسیار بسیار طولانی را روی این زمین بگذراند.

آیا بیشما آگاهانه یا ناخودآگاه کینه شومی از پدرش به دل داشت که نگذاشته بود به الوهیت بازگردد؟ آیا دیگر واسوها مخفیانه شانتانو را نفرین کردند؟

پدرش به او هدیه‌ای داد

اما شانتانو به بهشما امتیاز داد ایچهامریتیو – بیشما می‌توانست زمان مرگ خود را انتخاب کند. پس چرا بیشما بلافاصله پس از دریافت موهبت بازگشت به شکل الهی خود، یعنی واسو، مرگ را انتخاب نکرد؟

احتمالاً، این پیام رمزآلود ویاسادوا بود که انسان، صرف نظر از الوهیتش، به تدریج عاشق این دنیای فانی می‌شود و نمی‌خواهد به این راحتی خود را از جادوی این دنیا رها کند.

حتی مرد تنها و درمانده ای مانند بیشما، که نه پادشاهی برای حکومت داشت، نه دوستی برای اعتماد، نه زنی برای دوست داشتن، و نه فرزندی برای ادامه میراثش، می خواست چنین ناامیدانه زندگی کند.

آیا بیشما قادر به بچه‌دار شدن نبود؟

آیا می‌توانیم احتمال دیگری را در نظر بگیریم؟ آیا ممکن است بهیشما از نظر پزشکی برای پدر شدن نامناسب بوده و از این رو، نمی‌توانسته برای تاج و تخت در نظر گرفته شود؟ برادر بزرگتر شانتانو، دواپی، جذام داشت و برای سلطنت نادیده گرفته شده بود. Dhritarashtraکورو کور، به دلیل نابینایی، کنار گذاشته شد و پاندو، پسر کوچکش، پادشاه شد. موارد زیادی از این دست در درون خود خاندان کورو وجود داشت. اگر بیشما فقط از حقوق خود چشم‌پوشی می‌کرد و در همانجا متوقف می‌شد، احتمالاً ما در بزرگی او شک نمی‌کردیم. اما سوگند تجرد بیشما برای هضم بسیار دشوار است، شاید نتیجه‌ی دوران بدبینی ما باشد.

خواندن مرتبط: اهداکنندگان اسپرم در اساطیر هند: دو داستان از نیوگ که باید بدانید

کوراواها سابقه ناتوانی جنسی داشتند

گانشا، هندو، خدا، هندی، هنر
خدایا

La کوراواس (نوادگان کورو)، که زیرشاخه‌ای از سلسله باستانی پورو بودند، سابقه ناتوانی جنسی داشتند که نسل‌های مختلف را درگیر کرده بود. ویچیتراویرا، پسر ساتیاواتی، در زندگی زناشویی خود با دو همسر که بیش از هفت سال طول کشید، نتوانست فرزندی داشته باشد.

پس از مرگ نابهنگام او، ویاسادوا، که اتفاقاً پسر دیگر ساتیاواتی از اتحاد قبلی‌اش با او بود ریشی پاراشار، باید برای باردار کردن دو همسر ویچیتراوریا، آمبیکا و آمبالیکا منصوب می شد تا دریتارااشترا و پاندو به دنیا بیاید.

ناتوانی جنسی پاندو یک واقعیت شناخته شده بود. اگرچه خود ویاسادوا بسیار نیرومند بود، اما گفته می‌شود پسر خودش، شوکدوا، به بالاترین درجه قداست رسیده و کاملاً در برابر شهوت و هوس مصون شده بود؛ که می‌توانست به عنوان ناتوانی جنسی تعبیر شود. دهریتاراشترا بیش از صد فرزند داشت، اما بسیاری از پسرانش بی‌فرزند بودند. برادران پانداوا به این دلیل ساده که هیچ رابطه خونی با ویاسادوا (زیرا پاندو قادر به پدری آنها نبود) یا به طور خاص‌تر با ساتیاواتی، نداشتند، از ناتوانی جنسی رنج نمی‌بردند.

ساتیاواتی پیشتاز بود

این واقعیت که ویچیتراویرا، پاندو، شوکدوا، پسران دهریتاراشترا - همگی با ساتیاواتی نسبت خونی داشتند، نشانه‌ای ضعیف است مبنی بر اینکه او ممکن است رگه‌هایی را به خانواده کورو منتقل کرده باشد که مسئول ایجاد اختلالات جنسی در برخی از مردانی بوده که از او زاده شده‌اند.

خواندن مرتبط: گاهی اوقات ما از طریق ... به هدف زندگی خود می‌رسیم. ازدواج; مثلاً مانند سوبهدرا

چگونگی ارتباط واقعی بیشما و ساتیاواتی

ظاهراً بیشما با ساتیاواتی نسبتی نداشت. اما در واقع، داشت.

ساتیاواتی آنطور که تصور می‌شد دختر یک ماهیگیر نبود. پدر بیولوژیکی ساتیاواتی پادشاهی به نام واسو بود که با نام «اوپاریچار» شناخته می‌شد و اتفاقاً پسرعموی پراتیپا، پدر شانتانو، نیز بود. اوپاریچار به دلایلی ساتیاواتی را رها کرده بود.

ساتیاواتی در واقع پسرعموی شانتانو بود، هر دو جد مشترکی به نام کورو داشتند.

ماهیگیر او را به سرپرستی گرفت و او به عنوان دختر او شناخته شد. ساتیاواتی برای کوروکلان غریبه نبود، بلکه او دو بار به خاندان کورو تعلق داشت - ابتدا از طریق تولد، سپس از طریق ازدواج.

خواندن مرتبط: ۷ درس فراموش‌شده درباره‌ی عشق از بزرگترین حماسه‌ی هندو، مهابهاراتا

داستان نگران‌کننده‌ی اوپاریچار

خاندان اوپاریچار نیز داستان پر فراز و نشیبی داشت. پسر خودش، بریهادراتا، نیز در بچه‌دار شدن با مشکل جدی مواجه بود. ظاهراً یکی از فرزانگان، به نام چانداکاوشیک، به ملکه‌های خود میوه‌ای الهی داد تا بخورند تا پسری به دنیا بیاورند. با این حال، این دو ملکه دو «نیمه‌نوزاد» به دنیا آوردند که جارا، هیولای افسانه‌ای، به آنها پیوست و جاراساندای بزرگ را به وجود آورد.

تردیدهایی در مورد سوگند تجرد

بنابراین، نباید ساتیاواتی را مسئول آوردن این رگه شیطانی به خاندان کوراوا دانست؛ بلکه او خود قربانی بود که آن را از همان تبار به ارث برده بود. رگه ناتوانی جنسی، احتمالاً همیشه در دودمان کورو وجود داشته است، هرچند نه به عنوان یک ویژگی غالب. شیشوپال و کارنا بارها افسانه غرورآمیز سوگند تجرد بیشما را مورد انتقاد قرار دادند و به ناتوانی جنسی مشکوک او اشاره کردند. با این حال، با توجه به کینه اولیه آنها نسبت به پیرمرد محترم، می‌توانیم نظرات آنها را نادیده بگیریم. با این حال، ممکن است مشکوک بودن به قدرت بیشما چندان عجیب نباشد، به خصوص وقتی خانواده‌اش سابقه غم‌انگیزی از مسائل مربوط به قدرت جنسی داشته‌اند.

خواندن مرتبط: چه کسی از رابطه جنسی بیشتر لذت می‌برد - مرد یا زن؟ پاسخ را در اساطیر بیابید

کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه می‌دهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و به‌روز به شما ادامه دهد.




گسترش عشق
برچسب ها:

ارسال نظر

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می‌کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات نظرات شما پردازش می‌شود.

Bonobology.com