احتمالاً با یکی از آن زوجهای اینستاگرامی با عکسهای آفتابگرفته و ویدیوهای پرانرژی مواجه شدهاید که حسادت شما را نسبت به رابطهشان برمیانگیزد. «چطور همیشه در سفر هستند؟ من هم میخواهم با همسرم به آنجا بروم!» همه ما حداقل یک بار این فکر را کردهایم.
اگرچه ممکن است این اتفاق به طور ناخودآگاه رخ دهد، اما پلتفرمهای رسانههای اجتماعی مانند اینستاگرام و فرهنگ پاپی که آنها ترویج میدهند، همراه با تبلیغات و فیلمها، تمایل دارند بر انتظارات ما از معادلات عاشقانه تأثیر بگذارند. وقتی میبینید که یک زوج همیشه با یکدیگر سفر میکنند و از این طریق پول در میآورند، آن قرارهای هفتگی با شریک زندگیتان دیگر جذاب به نظر نمیرسند.
رسانههای اجتماعی دقیقاً چگونه بر روابط تأثیر میگذارند؟ ما در نهایت با چه انتظاراتی مطابقت پیدا میکنیم؟ در این مقاله، دکتر امان بهونسل ، رواندرمانگر (Ph.D.، PGDTA)، که در مشاوره روابط و درمان عقلانی-عاطفی-رفتاری تخصص دارد، در مورد تأثیر رسانههای اجتماعی بر روابط مینویسد.
رسانههای اجتماعی، تبلیغات و احساسات
فهرست مندرجات
در طول تجربه کار در تبلیغات، متوجه شدم که تبلیغات چیزی جز بستهبندی احساسات قوی نیستند. آنها ایده یا وعدهای را به مردم میفروشند که زندگی آنها به نوعی بهبود خواهد یافت. ترس از دست دادن چیزی است که روی آن سرمایهگذاری میشود.
به همین ترتیب، متوجه میشوید که رسانههای اجتماعی اساساً فقط یک پلتفرم تبلیغاتی هستند. در ابتدا یک ابزار جمعآوری اطلاعات و روابط عمومی هستند. پس از آن، یک ابزار ارتباط اجتماعی هستند. ارتباط اجتماعی محصول جانبی پلتفرم است، نه هدف آن.
این یک دانش عمومی است که هر چیزی که در رسانههای اجتماعی منتشر میشود برای رسیدن به نتیجهی دلخواه است. این انعکاسی از حقیقت نیست، بلکه فقط نسخهی بسیار اغراقآمیزی از آن است. این به نوبهی خود به روابطی که در راستای انتظارات ما شکل میگیرند، گره میخورد.
روابط در دوران استروئیدها: چگونه رسانههای اجتماعی انتظارات ما را مختل میکنند
شما حسابهای اینستاگرام زوجهای مشهور را با تمام فالوورهایشان میبینید و ناگهان آنها به «اهداف رابطه» تبدیل میشوند. زوجهای ولاگر سفر همیشه خوشحال به نظر میرسند و با لبخند تمام مشکلات دنیا را کنار میگذارند.
انگار هر روز یک زوج مسافر جدید از راه میرسند و در حین گشت و گذار در سواحل یونان به شما خیره میشوند. همان زوج روز بعد با خنده تمام مشکلاتشان را فراموش میکنند و هفته بعد، در کانکون هستند و خوشبختانه از یکنواختیای که ما از سر میگذرانیم، بیخبرند.
همه ما میدانیم که زندگی واقعی واقعاً اینطور نیست. بعضی روزها خستهاید، بعضی روزها زودرنج هستید. بعضی روزها هم حس ماجراجویی یا رمانتیک بودن خاصی ندارید. اما در فیلمهایی که تماشا میکنید و در شبکههای اجتماعی که زیاد استفاده میکنید، آن روزها هرگز ثبت نمیشوند.
روابط در رسانههای اجتماعی اساساً روابطی با استروئید هستند. یک حلقهی برجسته، که برای مصرف شما در بشقاب قرار داده میشود، به شدت گزینش و اصلاح میشود تا خوشایندتر شود. بیایید کمی بیشتر در مورد اینکه چگونه این واقعیت که برای مصرف ساخته شده است، میتواند در نهایت به پویایی شما آسیب برساند، صحبت کنیم.
مطالعه مرتبط: رسانههای اجتماعی و روابط: آیا برای یافتن همدم، خود را منزوی کردهایم؟
۱. عادی بودن بدنام میشود
شکی نیست که در طول سالها، عادی بودن و روزمرگی مورد انتقاد قرار گرفته است. شما سر کار میروید، او هم سر کار میرود، با هم ملاقات میکنید و غذا میخورید و لم میدهید. در مقایسه با زوجهایی که در تلفن شما هستند و روزهایشان را در موریس یا کاپادوکیه میگذرانند، به نظر نمیرسد که پویایی شما خیلی هیجانانگیز باشد.
با این حال، چیزی که ما از درک آن عاجزیم این است که بخش عمدهای از زندگی ما صرف انجام کارهای روزمره میشود. در واقع، من واقعاً معتقدم که اگر علاقه عمیقی به شریک زندگی خود داشته باشید، برخی از سادهترین فعالیتها، مانند خرید مواد غذایی، میتوانند عاشقانه شوند.
صرفاً به این دلیل که آنها تأثیرگذار هستند، به این معنی نیست که هرگز از اضطراب یا شک به خود رنج نخواهند برد. صرفاً به این دلیل که شما کارهای روزمره انجام میدهید، به این معنی نیست که نمیتوانید در آن شادی پیدا کنید. صرفاً به این دلیل که کسی در اطراف نبوده تا صدای افتادن آن را بشنود، به این معنی نیست که درختی که افتاده صدایی نداشته است.
۲. چمن به طرز وسوسهانگیزی سبزتر به نظر میرسد
ما به عنوان انسان، دائماً در تلاشیم تا زندگی خود را بهبود بخشیم. برای انجام این کار، باید حداقل سطوح خود را ارزیابی کنیم. حداقل سطوح شادی، سطح پیشرفت تحصیلی، پذیرش اجتماعی یا آراستگی و خوشگذرانی.
وقتی افرادی را تماشا میکنید که در شبکههای اجتماعی با روابطشان بهترین زندگی خود را تجربه میکنند، آن حداقل استانداردها دائماً تعریف و اصلاح میشوند. گاهی اوقات، آنها حتی به معیارهای دست نیافتنی تبدیل میشوند. ما به کسی نیاز داریم که بتوانیم خودمان را با او مقایسه کنیم و متأسفانه، زوجهای همیشه خوشحالی که در تلفنهای ما زندگی میکنند، کاندیداهای مناسبی به نظر میرسند.
بدون اینکه متوجه شوید مسیری که آن زوجها طی کردهاند کاملاً با مسیر شما متفاوت است، شروع به قضاوت خودتان میکنید. زندگی آنها اکنون به نظر اوج خوشبختی میرسد و زندگی شما در معرض بررسی دقیق قرار میگیرد.
۳. مشکلات اعتماد و حسادت
«چرا پست او را لایک کردی؟» «چرا عکسهای بیشتری با این شخص نسبت به عکسهای من داری؟» «این شخص جدید کیست که شروع به نظر دادن در مورد هر چیزی که آپلود میکنی کرده است؟» رفتار فضولی و مزاحمت میتواند از طریق رسانههای اجتماعی مشکل ایجاد کند. با این حال، این معمولاً زمانی رخ میدهد که شما به طور کلی به شریک زندگی خود ایمان زیادی ندارید.
بیایید رک باشیم، سوءظن انسان از دیرباز یک مشکل همیشگی بوده است. نمیتوان رسانههای اجتماعی را به خاطر آن سرزنش کرد. اگرچه هنوز هم میتواند به عنوان ابزاری ایدهآل برای زیر نظر گرفتن وسواسگونه شریک زندگیتان عمل کند.
در دهه ۹۰ میلادی، شما مجبور بودید شخصاً به اپراتور تلفن همراه خود مراجعه کنید و سوابق تماسهایتان را دریافت کنید. حالا که شریک زندگیتان میداند کجا هستید، با چه کسی داستان/عکس آپلود میکنید، قطعاً مشکلات اعتماد میتواند تشدید شود، به خصوص در بین جوانان.
۴. انتظارات دستنیافتنی میشوند
وقتی بهترین بخش رابطهی کسی را میبینیم اما روابط عمومی و استراتژیهای تبلیغاتی پشت آن را نمیبینیم، فقط یک فریم از کل تصویر را میبینیم. این بخش با فیلترها و آرایش، و همچنین زوایای بینقص، نورپردازی و لباسهای هماهنگ، صیقل داده شده است.
ناگفته نماند که این نمایش ساختگی، تصویر دقیقی از زندگی نیست. شما آنها را از پشت شیشه مات میبینید، میتوانید ببینید که چیزی درونشان اتفاق میافتد، اما واقعاً نمیتوانید بفهمید چه اتفاقی دارد میافتد. در نتیجه، انتظاراتی که از واقعیت خود داریم ، دستنیافتنی میشوند.
مطالعه مرتبط: متخصص ۷ راه برای کمک به کسی که مشکل اعتماد دارد پیشنهاد میکند
جایی که این ما را رها می کند
جای تعجب نیست که تأثیرات رسانههای اجتماعی بر روابط میتواند در نهایت مضر باشد. با این حال، نکتهی مهم این است که آنها فقط بخشهای برجستهای از لحظات خاص زندگی را به شما نشان میدهند.
بدون چیزهای عادی، چیزهای خاص هیچ معنایی ندارند. بنابراین لحظات خاص، چیزهای عادی را معنادارتر میکنند. یکی بدون دیگری نمیتواند وجود داشته باشد. شامهای عجیب و غریب، مکانهای مسافرتی عجیب و غریب، عکسهای آفتابسوخته و عکسهای بینقصی که میبینید، همه بخشهایی از زندگی هستند، نه تمام آن.
توصیه آخر من این است که از وسواس در مورد مراتع سرسبزتر روی صفحه گوشی خود دست بردارید و روی تصویر بزرگتر تمرکز کنید. وقتی اجازه میدهید نظراتتان تحت تأثیر عکسهایی که از اینفلوئنسرها و افراد مشهور میبینید قرار بگیرد، تعریف خود از زندگی را محدود میکنید.
هر چیزی را که میبینید باور نکنید، بسیاری از آنها فیلتر شده، اصلاح شده و در قالبهای کوچک در اختیار شما قرار گرفتهاند. کانکونها و کانکودیاها را فراموش کنید، قدر چیزهای کوچکتر زندگی را بدانید . هرگز نمیدانید وقتی با کسی برای خرید مواد غذایی میروید، چقدر میتوانید در مورد او اطلاعات کسب کنید.
به جای اینکه به عنوان یک زوج مرتکب این اشتباهات در رسانههای اجتماعی شوید، این کارها را انجام دهید…
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.