ابی مکدونالد در این کتاب مینویسد: «شما میتوانید از دلشکستگی بمیرید - این یک حقیقت علمی است - و قلب من از همان روز اول آشناییمان در حال شکستن بوده است. اکنون میتوانم آن را حس کنم، در اعماق قفسه سینهام درد میکند، همانطور که هر بار که با هم هستیم این درد را حس میکند، و با ریتمی ناامیدانه میکوبد: دوستم داشته باش. دوستم داشته باش. دوستم داشته باش.» فراموش کردن گرت دلینی.
وقتی به دلشکستگی فکر میکنیم، اغلب به صورت انتزاعی به آن نگاه میکنیم. شاید تصویری که هنگام فکر کردن به یک قلب شکسته در ذهن ایجاد میشود، نماد قلب با یک خط ترک خورده باشد. به هر حال، عشق، جذابیت، شور و اشتیاق، همه از مغز سرچشمه میگیرند، نه از قلب، ممکن است واقعبین باشید. بنابراین، چگونه ممکن است وقتی از یک فقدان عاشقانه رنج میبرید، قلب بشکند؟
با این حال، قلب شکسته میتواند منجر به عواقب قلبی واقعی شود. مهمترین این موارد، سندرم قلب شکسته است که با نام کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو نیز شناخته میشود و میتواند در پاسخ به یک رویداد استرسزا مانند از دست دادن یک رابطه عاشقانه رخ دهد و مانع از عملکرد طبیعی قلب شما، هرچند به طور موقت، شود.
ارتباط مشخصی بین سلامت روان و قلب ما وجود دارد. برای درک بهتر آن، بیایید نگاه دقیقتری به سندرم قلب شکسته، عوامل محرک آن و راهکارهای بهبودی از آن بیندازیم.
سندرم قلب شکسته
فهرست مندرجات
برای درک فیزیولوژی سندرم قلب شکسته، باید در مورد تغییراتی که هنگام عاشق شدن در مغز و سیستم عصبی شما رخ میدهد، شفافسازی کنید. عاشق شدن باعث ایجاد تغییرات شیمیایی واقعی در بدن میشود.
مغز و جریان خون سرشار از هورمونهای احساس خوب مانند دوپامین، که هورمون پاداش است، و اکسی توسین، هورمون عشق، هستند. این هورمونها هستند که مسئول تمام آن احساسات گرم و مبهمی هستند که شما تجربه میکنید، به خصوص در مرحله ماه عسل یک رابطه. آنها همچنین شما را هدفمندتر، با انگیزهتر و پرشورتر میکنند.
در واقع، چندین آزمایش شامل اسکنهای MRI نشان دادهاند که هسته دمدار - بخشی از مغز که با احساسات، تعاملات عاشقانه، پاداش و انگیزه و موارد دیگر مرتبط است - وقتی افراد عاشق میشوند، با رنگهای واضحی روشن میشود. به طور خلاصه، عاشق بودن شبیه نوعی سرخوشی است که هم پاداشدهنده و هم آرامشبخش است. از سوی دیگر، دلشکستگی باعث میشود این حالت خوب به طور کامل از بین برود. وقتی یک رابطه عاشقانه پایان مییابد، این هورمونها کاهش مییابند.
چه پایان یک رابطه ناگهانی باشد و چه تدریجی، تغییراتی که بدن شما از سر میگذراند، یکسان باقی میمانند. تنها تفاوت این است که اگر جدایی را پیشبینی نکرده باشید یا شریک زندگیتان بدون هیچ توضیحی شما را ترک کند، این کاهش دوپامین و اکسیتوسین نیز ناگهانی خواهد بود. در حالی که اگر رابطهای برای مدتی ادامه داشته باشد و شما این را میدانستید جدایی اجتنابناپذیر استدر هر دو حالت، دلشکستگی یک تجربه آسیبزا است و باید به همین شکل با آن برخورد شود.
آسیب روحی ناشی از دلشکستگی
وقتی هورمونهای حس خوب در جریان خون کاهش مییابند - چه ناگهانی و چه تدریجی - بدن برای مقابله، هورمون استرس، کورتیزول، را ترشح میکند. این امر سیستم عصبی را به حالت سمپاتیک میبرد و باعث واکنش جنگ یا گریز میشود.
واکنش مبارزه جایی است که میخواهید بمانید و با شرایط روبرو شوید، که میتواند احساساتی مانند خشم و اضطراب را به همراه داشته باشد. واکنش فرار به شما میگوید که فرار کنید، و ممکن است در حواسپرتیهایی مانند سیگار کشیدن، مواد مخدر یا حتی روابط نامشروع به دنبال آرامش باشید تا همان واکنشهایی را در مغز تحریک کنید که عاشق شدن ایجاد میکرد.
از طرف دیگر، ممکن است در حالت انجماد قرار بگیرید، جایی که احساسات خود را سرکوب میکنید و اصلاً با آنها برخورد نمیکنید. واکنش غریزی شما به درد ناشی از دلشکستگی هر چه که باشد، بدن ترشح کورتیزول را برای مدیریت حالت سمپاتیکی که در آن هستید، ادامه میدهد.
این عدم تعادل هورمونی در بدن میتواند منجر به درد و ناراحتی جسمی واقعی شود. شاید شنیده باشید که افرادی که با جدایی دست و پنجه نرم میکنند میگویند: «درد شدیدی در قلبم احساس میکنم.» یا «احساس سنگینی مداوم در سینهام دارم.» یا «دلم یک جور حس سوزش دائمی دارد و احساس میکنم نمیتوانم نفس بکشم.»
در حالی که ما اغلب اینها را به عنوان توضیحات استعاری برای آن در نظر میگیریم احساس پوچی پس از شکست عشقی، آنها ممکن است این ناراحتی جسمی را واقعاً تجربه کنند.
خواندن مرتبط: چگونه دلشکستگیام مرا به عنوان یک شخص تغییر داد
چه چیزی باعث سندرم قلب شکسته میشود؟
افزایش مداوم کورتیزول در جریان خون میتواند منجر به التهاب داخلی شود. در موارد خاص، این التهاب میتواند آنقدر شدید باشد که باعث سفت شدن و فلج موقت بطن چپ قلب شود.
این بیماری به عنوان سندرم قلب شکسته یا کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو شناخته میشود. در شدیدترین شکل خود، میتواند علائم حمله قلبی مانند درد ناگهانی و شدید قفسه سینه، تنگی نفس و حالت تهوع را تقلید کند.
هر چقدر هم که ترسناک به نظر برسد، علائم سندرم قلب شکسته معمولاً پس از مدتی خود به خود فروکش میکنند و این بیماری قابل درمان است. اکثر افراد مبتلا به آن به طور کامل بهبود مییابند. در صورت لزوم، این بیماری را میتوان با داروهای کوتاه مدت مدیریت کرد.
چرا بعضی افراد دلشکستگی را عمیقتر احساس میکنند؟
سندرم قلب شکسته یک بیماری نادر محسوب میشود. طبق ... کلیولند کلینیکحدود ۲٪ از افرادی که به دلیل حملات قلبی مشکوک به پزشک مراجعه میکنند، به این بیماری مبتلا هستند. با این حال، این ممکن است تخمین واقعبینانهای از تعداد موارد نباشد، زیرا سندرم قلب شکسته اغلب تشخیص داده نمیشود.
حتی اگر از آن رنج میبرید، لزوماً به نقطهای نمیرسد که احساس کنید دچار حمله قلبی شدهاید. گذشته از آمار، این یک واقعیت اثبات شده است که دلشکستگی برای برخی افراد سختتر از دیگران است. چرا اینطور است؟
پاسخ در ACE - تجربیات نامطلوب دوران کودکی - نهفته است. تجربیات دوران کودکی بر روابط بزرگسالی شما تأثیر میگذارد و همچنین مکانیسمهای مقابله. قرار گرفتن در معرض خشونت، سوءاستفاده و بیتوجهی عاطفی، ترک والدین و اختلال در عملکرد خانواده در سالهای شکلگیری شخصیت، مغز را به شدت برای آسیبهای مشابه در آینده نیز آماده میکند.
بنابراین، یک موقعیت استرسزای عاطفی مانند دلشکستگی میتواند منجر به افزایش واکنش استرس در بدن شود و باعث شود درد دلشکستگی را شدیدتر تجربه کنید.
خواندن مرتبط: دلشکستگی باعث شده نتوانم به نعوظ برسم
راه درست برای مقابله با دلشکستگی
عواقب یک دلشکستگی هرگز برای هیچکس آسان نیست. ضروری است که احساسات خود را به شیوهای صحیح پردازش کنید تا از تشدید اوضاع تا حدی که به معنای واقعی کلمه قلبتان شکسته شود جلوگیری کنید و همچنین بتوانید در آینده ارتباطات جامعی برقرار کنید. به این ترتیب:
- سوگواری کردن: با دلشکستگی به عنوان یک غم واقعی برخورد کنید و سعی نکنید احساسات خود را بیاعتبار کنید یا آنها را سرکوب کنید. پناه بردن به الکل یا سوءمصرف مواد، روابط نامشروع و روابط نامشروع ممکن است تسکین موقت درد دلشکستگی باشد، اما اگر به درستی با آن برخورد نشود، نمیتوانید از آن بهبود یابید.
- احساسات را تصدیق کنید: دلشکستگی میتواند احساسات ناراحتکننده و ناخوشایند زیادی را به همراه داشته باشد. بسیار مهم است که آنها را بپذیرید. در مورد احساسات خود با کسی، ترجیحاً یک متخصص سلامت روان، صحبت کنید. یاد بگیرید که با احساسات خود، هر چقدر هم که نگرانکننده باشند، کنار بیایید، نه اینکه سعی کنید آنها را نادیده بگیرید.
- دروننگری: یک رویداد استرسزای عاطفی مانند جدایی یا طلاق میتواند به یک لحظه التیامبخش تبدیل شود. به احساسات خود توجه کنید و دروننگری کنید که چرا چنین احساسی دارید. آیا مسائل حلنشده یا آسیبهای گذشته دیگری وجود دارد که این دلشکستگی ممکن است آنها را به یاد بیاورد؟ بررسی کنید که چه چیزهای دیگری نیاز به التیام دارند و قبل از ادامه دادن، روی آن مسائل کار کنید. این به شما امکان میدهد تا به عنوان یک نسخه سالمتر از خودتان وارد رابطه بعدی شوید، نه کسی که نیاز دارد شریک زندگیاش را با تلخی عاطفی خود بار کند.
از همه مهمتر، اگر علائمی مانند تنگی نفس و درد قفسه سینه را تجربه کردید، به اورژانس مراجعه کنید و به دنبال کمک پزشکی باشید. اگر این علائم به دلیل سندرم قلب شکسته باشد، به احتمال زیاد، علائم ظرف 10 تا 15 دقیقه پس از رسیدن به سطح آب فروکش میکنند، اما توصیه میشود که مراقبتهای پزشکی لازم را دریافت کنید. بسیاری از بیماریهای قلبی، از جمله حمله قلبی، میتوانند منجر به علائم مشابه شوند. به عنوان یک فرد عادی، شما هیچ راهی برای دانستن علت اصلی آن ندارید، بنابراین آن را به شانس واگذار نکنید.
دکتر گوراو دکا (مدرک MBBS، دیپلم PG در رواندرمانی و هیپنوتیزم)، یک درمانگر رگرسیون فرافردی تحسینشده بینالمللی، متخصص در حل تروما و متخصص سلامت روان و تندرستی.
چگونه بدون پایان دادن به رابطه به زندگی عادی برگردیم؟ ۸ راه برای کمک به بهبودی شما
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست اهداءاین امر به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز برای شما ادامه دهد.