من بعد از اینکه با شوهرم قرار ملاقات عجولانهای گذاشتم، ازدواج کردم و بلافاصله بعد از ازدواج در آمریکا ساکن شدیم. شوهرم وقتی الکل مینوشد و شروع به حرف زدن میکند، دچار تغییر شخصیت میشود. از من سوء استفاده می کندما الان سه ساله که ازدواج کردیم و هیچ مشکلی وجود نداره صمیمیت فیزیکی از زندگیام خسته شدهام. میخواهم از شوهر الکلی و بدرفتارم دست بکشم.
میخواهم از شوهر الکلی و بدرفتارم دست بکشم
فهرست مندرجات
هرگز تصور نمیکردم که زندگیام بعد از ازدواج به اینجا برسد. من از شوهرم متنفرم وقتی مشروب میخورد و من دیگر هیچ محبتی به او ندارم. وقتی که شرطبندی برای ازدواج ما انجام شد، او خودش را فردی خجالتی و درونگرا نشان داد که هرگز لب به الکل نزده است. او هیچ دوستی نداشت و تنها دوستش مادرش بود.
این یک مسابقهی از پیش تعیینشده بود
La مسابقه ثابت شد و ظرف پنج روز به من گفت که به آمریکا منتقل شده و باید فوراً سفر کند. من هم مثل او بنگالی هستم اما به یک خانواده بسیار مترقی تعلق دارم و به خاطر شغل قابل انتقال پدرم به سراسر هند سفر کردهام.
من یک دختر برونگرا و اهل خوشگذرانی هستم که دوستان زیادی دارد و عاشق معاشرت هستم. اما چون از آن پسر خوشم آمد، با یک خواستگاری از پیش تعیینشده موافقت کردم.
آن موقع من در دهلی کار میکردم و تنها زندگی میکردم. وقتی از کلکته به آمریکا سفر میکرد، او یک روز در دهلی ماند تا با من وقت بگذراند. آن اولین باری بود که همدیگر را دیدیم. تمام روز تنها بودیم و با هم عشقبازی کردیم.
احساس کردم آدم خوب و محترمی است.
وقتی به آمریکا رسید، حال و هوایش عوض شد
خیلی عجیب بود که به محض رسیدن به سواحل خارجی، شخصیتش تغییر کرد. شروع کرد به جیغ زدن و ناسزا گفتن به من از طریق تلفن. فهمیدم که کاملاً مست بوده. روز بعد از من عذرخواهی کرد و گفت که بعد از ترک خانه غمگین بوده و به همین دلیل مست شده است.
پنج ماه تا عروسیمان مانده بود و در تمام این مدت متوجه میشدم که هر وقت مشروب میخورد، شخصیتش تغییر میکند. وقتی مست میکرد، واقعاً با من بدرفتاری میکرد. دعوا راه انداختن با من حرف بزنند و از زبان توهینآمیز و رگباری از اصطلاحات عامیانه استفاده کنند.
من به پدر و مادرم چیزی در این مورد نگفتم چون خیلی به آنها نزدیک نیستم. احساس میکردم عاشق او شدهام و بعد از ازدواج همه چیز تغییر خواهد کرد.
مطالعه مرتبط: زندگی با یک فرد الکلی، کارهایی که باید و نباید انجام دهید!
بعد از ازدواج اوضاع بدتر شد
او فقط هفت روز قبل از عروسی به هند آمد. ما ازدواج کردیم و من با او به آمریکا رفتم.
ازدواج ما دقیقاً دو ماه خوب پیش رفت، اما بعد همه چیز رو به وخامت گذاشت. او هر روز مشروب میخورد و با من دعوا میکرد. گاهی اوقات من را سرزنش میکرد، گاهی اوقات پدر و مادرم را و گاهی اوقات مدام میگفت که ازدواج یک اشتباه بوده است. آن موقع بود که فهمیدم یک شوهر الکلی و بدرفتار دارم.
او دو ماه بعد از ازدواجمان دیگر با من رابطه جنسی نداشت. من کارم را رها کردم و با ویزای همراه به آمریکا آمدم. الان نمیتوانم هیچ کاری انجام دهم.
با من مثل یه خدمتکار رفتار میکنه
اگر همکارانش ما را برای شام دعوت کنند، من را هم میبرد، اما قبل از آن کلی جنجال به پا میکرد. بعضی وقتها طوری رفتار میکرد که حالم آنقدر خراب شود که دلم نخواهد بروم و خودش با کمال میل تنها میرفت.
حالا سه سال است که ما هیچ رابطه جنسی نداریم. ما با هم صحبت میکنیم، بیرون میرویم، مثل زن و شوهر رفتار میکنیم، اما من همیشه احساس میکنم که من خدمتکار او هستم و نه همسرش.
الان طلاق میخوام
از بدرفتاریهایش بعد از نوشیدن خسته شدهام. از این بدرفتاریهای مداوم خسته شدهام.
حالا میخواهم طلاق بگیرم اما به نوعی خیلی میترسم. من به خاطر این شخص، حرفهام را خراب کردهام و حتی یک بار سعی کردم خودکشی کنم. نمیتوانم [با این شرایط] کنار بیایم. شجاعت راه رفتن از شر شوهر الکلی و بدرفتارم خلاص شوم و زندگی جدیدی را شروع کنم. لطفا کمکم کنید.
خواندن مرتبط: میخواهم از شوهر الکلی و زنبارهام طلاق بگیرم
بانوی گرامی،
وضعیت شما واقعاً دشوار است. بیایید به چند نکته زیر نگاهی بیندازیم که ممکن است به شما در روشن شدن موضوع کمک کند.
شما در ابتدا پرچمهای قرمز را نادیده گرفتهاید
شما قبل از ازدواج با او اختلاف داشتید و به طور کلی در مورد ازدواج مطمئن نبودید. این یک ... پرچم قرمز که کاملاً نادیده گرفتی. چرا قبل از ازدواج به فکرت نرسید که مفصل در مورد مسائلت باهاش صحبت کنی؟
چه چیزی باعث شد به طور غیرمنطقی فکر کنید که او بعد از ازدواج تغییر خواهد کرد؟ چرا او آن موقع تغییر خواهد کرد اگر الان نه؟ مطمئناً، این فقط مربوط به الزام قانونی نیست؟ احساسات و نیت چطور؟
والدین شما به شما نزدیک نیستند
شما اشاره کردید که والدینتان رابطه نزدیکی با شما ندارند. آیا سعی داشتید با ازدواجی که از آن مطمئن نبودید، از این رابطه پرتنش با والدینتان فرار کنید؟
شرایط فعلی شما چالش برانگیز است
شرایط فعلی خیلی سخته چون تو نمیتونی کار کنی و اون بهت پول نمیده. الان باید با دقت فکر کنی. اگه بخوای میتونی از یه مشاور کمک بگیری.
با والدین خود گفتگوی صادقانه داشته باشید
چرا با والدینت صادقانه صحبت نمیکنی و از آنها نمیخواهی که در ساختن یک زندگی جدید از تو حمایت کنند؟ یا از آنها نمیخواهی که با شوهرت صحبت کنند و سعی کنند اختلافات را حل کنند؟
اما قبل از هر چیز، مشخص کنید که از زندگی خود چه میخواهید. آنگاه راهها پیش روی شما باز خواهند شد.
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.