من عاشق رئیس متأهلم هستم.

خیانت | |
به‌روزرسانی‌شده در: ۴ سپتامبر ۲۰۲۴
شرکای تجاری-کار-با-هم-دفتر
گسترش عشق

من در دوران کودکی نماینده کلاس و دبیر دانشگاه بوده‌ام. طبیعتاً وقتی وارد شغل جدیدی شدم، در میان آن همه آدم باتجربه که خیلی بیشتر از من می‌دانستند، احساس گم‌گشتگی می‌کردم. نمی‌گویم که شیر مغروری بودم که نمی‌توانست از دیگران دستور بگیرد، اما حقیقت را بخواهید، از دستور گرفتن از دیگران احساس عجیبی داشتم. تازه از دانشکده حقوق فارغ‌التحصیل شده بودم و مثل گوسفندی مطیع در میان شیرها ایستاده بودم. اما رئیسم توجه سریع مرا جلب کرد و بی‌درنگ به او علاقه‌مند شدم. رئیس متاهل. 

کار من شامل بررسی ارزیابی‌ها می‌شد، گاهی اوقات چندین ارزیابی را همزمان انجام می‌دادم. اگرچه زیاد نبود، من تازه‌کار بودم و ... وزن خیلی زیاد روی شانه‌ام. ساعت‌ها طول می‌کشید تا یکی از آنها را تمام کنم، گاهی حتی یک روز.

من عاشق رئیس متاهلم شدم

گروهی از افرادی که با آنها کار می‌کردم، به من کمک کردند تا با جریان امور آشنا شوم. اولین باری که در یک موضوع حقوقی جدی قرار گرفتم، مشاهده چگونگی انجام امور بود. این جلسه استماع شهادت بین دو شرکت بود. و شاید این اولین باری بود که رئیسم را از زاویه دید جدیدی می‌دیدم.

مطلب مرتبط: چگونه بفهمیم رئیسمان از ما خوشش می‌آید؟


رئیس من، ۴۵ ساله، با آرامش پشت میز نشسته بود و در طول جلسه استماع شهادت، چهره جدی خود را حفظ کرده بود. در حالی که وکلای جوان تقریباً گلوی یکدیگر را گرفته بودند، خونسردی خود را حفظ کرد و اختلاف بین وکلای خود و وکلای مخالف را حل و فصل کرد و تاریخ بعدی برای جلسه تعیین نمود.

مطالعه مرتبط: داستان اعتراف: چگونه با رابطه نامشروع با رئیسم کنار آمدم

رئیس مرد خوبی بود. و در حل و فصل اختلافات شرکتی مهارت فوق‌العاده‌ای داشت. تنها چیزی که می‌دانستم این بود که اکثر مدیران ارشد با او رفیق بودند. طبیعتاً من به او احترام می‌گذاشتم. او دانشجویان سال اولی را مجبور به کار سخت می‌کرد، اما می‌دانست چه زمانی ما را به خانه بفرستد. ما تقریباً دو برابر افراد دائمی شرکت کار می‌کردیم. بنابراین بله، ما به او احترام می‌گذاشتیم. اما وقتی واقعاً عاشق رئیسم شدم، اصلاً متوجه نشدم.

خواندن مرتبط: او فکر می‌کرد قرار است با رئیسش لاس بزند، اما این حرکت نتیجه‌ی معکوس داد

رابطه نامشروع با رئیس
این یک علاقه عمیق بود

احترام خیلی زود به علاقه شدید به رئیسم تبدیل شد

روزهایی بود که به نظر می‌رسید او بدخلق است. برای جلب رضایت و راهنمایی او، بار سنگینی را به دوش کشیدم. با این حال، او هرگز تعریف و تمجید نکرد، فقط سر تکان داد. «مدارک را برایشان فرستاده‌ای؟ فرستاده‌ای؟ باشه.» و به دنبال آن سر تکان داد.

مطالب مرتبط: در آن انباری تاریک، ماجرای عاشقانه دفتر ما به سرنوشت وحشتناکی دچار شد

مطمئن نبودم که از کار کردن در شرکت لذت می‌برم یا برای جلب رضایت او کار می‌کنم، اما واقعاً سخت کار می‌کردم. خیلی زود، و این یعنی دو سال بعد، سهم کارهای جدی بیشتری نسبت به بقیه‌ی تازه‌کارها به من داده می‌شد.

شروع کردم به شرکت در جلسات بیشتر، بعد از جلسات پیگیر رئیسم می‌شدم و در مورد رویکردهایی که باید اتخاذ می‌کردم، بحث می‌کردم. علاقه‌ام به رئیسم آنقدر کلیشه‌ای شده بود که نمی‌توانستم به آن توجه کنم.به زودی گروه کرکس‌هایی که با آنها کار می‌کردم، بوی این علاقه را حس کردند و خیلی زود، هر وقت مجبور می‌شدم شک و تردیدی را با رئیسم در میان بگذارم، پوزخندها و نیشخندها از راه می‌رسیدند. اما من مدام در آرزوی رئیس متأهلم بودم و هرگز فکر نمی‌کرد که چیزی در این مورد اشتباه باشد.

ادامه مطلب: ۱۵ نشانه که همکار مردتان از شما خوشش می‌آید

علاقه‌ام به رئیس متأهلم به یک رابطه نامشروع تبدیل شد

My له شدن غیرقابل تحمل علاقه‌ام به رئیسم از روی علاقه نبود - یک علاقه‌ی عمیق بود. و شاید هم عشق، با خودم فکر کردم. بنابراین وقتی رئیسم در یک مهمانی شام کمی بیش از حد دوستانه رفتار کرد، از ذوق و شوق منفجر شدم. او از کارم تعریف کرد اخلاق و اینکه چقدر سلیقه‌ی لباس پوشیدن من بی‌نظیر بود. او همسر و پسری داشت که داشت مدرسه‌اش را تمام می‌کرد. من همه چیز را می‌دانستم. حتی در یکی از مهمانی‌های شام اداره با همسرش آشنا شدم.

خواندن مرتبط: کارآموز، خانم متاهل ۴۰ ساله و همه چیز درباره عاشقانه‌های محل کارشان

این تعریف و تمجیدهای تدریجی و سرسام‌آور بود که باعث شد به تغییر رفتارش نسبت به خودم توجه کنم. مرتباً به خاطر کارم مورد تحسین قرار می‌گرفتم. ساعات اداری آخر شب به معنای مکالمات صمیمانه بود. او در مورد اینکه پسرش به یک دانشگاه خوب راه پیدا کرده صحبت کرد. من در مورد اینکه برادرم به تازگی صاحب یک پسر شده صحبت کردم. خیلی زود مشخص شد که شیفت‌های آخر شب همان چیزی است که او به دنبالش است. ما با هم قهوه و نوشیدنی خوردیم و تعریف و تمجیدها خیلی زود به یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی تمام‌عیار تبدیل شد. من قبل از اینکه متوجه شوم، عاشق رئیس متأهلم شده بودم.

ادامه مطلب: او فکر می‌کرد قرار است با رئیسش لاس بزند، اما این حرکت نتیجه‌ی معکوس داد

اولش شروع کرد به تلفن زدن‌های آخر شب، بعد از اینکه زنش خوابش می‌برد. من هیچ وقت از او در مورد رابطه اش با همسرش نپرسیدم... او هرگز اسمش را نبرد و من هم هرگز اسمش را به زبان نیاوردم. احساس می‌کردم اگر اسمش را بگویم، به زندگی‌اش جان می‌بخشد. خیانت و من به عنوان شریک جرم - چرخ سوم یک ازدواج. من صدای طلاق در راه بود چون ظاهراً همسرش به او خیانت کرده بود. در اعماق وجودم احساس خوشحالی می‌کردم و احساس گناهم محو شده بود. تقریباً خوشحال بودم که علاقه‌ام به رئیس متأهلم دارد به نفعم تمام می‌شود.

عاشق رئیس متاهلم هستم
عاشق رئیس متاهلم هستم

خواندن مرتبط: آنچه از رابطه‌ام با یک مرد متاهل آموختم

سیاست شرکت داشت اذیتم می‌کرد. اگر طلاق را تحمل می‌کرد چه؟ آیا می‌توانیم عشقمان را علنی کنیم؟ او به من اطمینان داد که هیچ‌کس در شرکت نمی‌تواند کاری با او بکند چون او آدم مهمی است. و واقعاً هم مهم بود! او دوستانی در جاهای مهم داشت که او را هم قدرتمند می‌کرد، درست است؟

خواندن مرتبط: هر آنچه که باید در مورد ۷ نوع رابطه نامشروع موجود بدانید

فکر می‌کردم رئیس متأهلم به خاطر من طلاق می‌گیرد

و اگر او حاضر است همسرش را به خاطر من ترک کند، باید واقعاً مرا دوست داشته باشد. ما با هم به «سفرهای کاری» می‌رفتیم و بعداً فهمیدم که او در تمام شهرهای بزرگ لانه‌های عشق کوچکی دارد. من یک بار باردار بودم، اما او به جای من از آن مراقبت کرد. و این اشکالی نداشت، من بچه‌ای خارج از ازدواج نمی‌خواستم.

فکر می‌کردم رئیس متأهلم به خاطر من طلاق می‌گیرد
فکر می‌کردم رئیس متأهلم به خاطر من طلاق می‌گیرد

تا اون موقع همه شروع کردن گمانه زنی در مورد ماجرا. او هرگز چیزی را علنی نمی‌کرد و مرا از گفتن هر چیزی به دیگران منع می‌کرد. سه سال بعد، ما مخفیانه به رابطه‌مان ادامه دادیم. بعد از یک شب گرم و شرجی در یکی از خانه‌هایش، وقتی به دفتر کارم رسیدم، افراد گروهم به استقبالم آمدند و به من نگاه می‌کردند. همسرش با زن دیگری وارد شده بود و آنها با صدای بلند با هم صحبت می‌کردند.

معلوم شد که او حتی درخواست طلاق از همسرش را هم نداده است

بنابراین او با من به همسرش خیانت می‌کرد. زن دیگر دوست همسرش بود - زن دیگری که او پس از اطمینان دادن به او مبنی بر طلاق همسرش با او خوابیده بود. وقتی آن زن مزاحم شد، او او را ترک کرد و دیگر هرگز با او تماس نگرفت. همسرم از من خبردار شد و درست در محل کارم با من روبرو شد و اخلاق من را زیر سوال برد و به من فحش داد. البته، پس از مداخله مقامات، او را بیرون بردند.

من به یاد دارم نگاه‌هایی که همکارانم به من کردند آن روز. اما رئیسم اوضاع بدتری داشت. زن تحقیقات کاملی در مورد شوهر خیانتکار انجام داد.

آیا له من مانند من

و این پدر زن سیاستمدار بود بنابراین می‌توانید تصور کنید که چه تحقیقات عمیقی علیه این رئیس که زمانی دوستش داشتم، انجام شد. او پس از چند ماه استعفا داد، یا بعد از آن رسوایی از او خواسته شد که برود. مطمئن نیستم. اما همه چیز واقعاً آشفته شد و من شب‌های بی‌خوابی و استرس روانی شدیدی داشتم. چیزی که هرگز تصور نمی‌کردم علاقه‌ام به رئیس متأهلم در نهایت به آن تبدیل شود.

در نهایت مورد انتقادهای زیادی قرار گرفتم. بعد از حدود یک سال شهرم را عوض کردم. به شرکت دیگری پیوستم. حالا سلسله مراتب را بهتر درک می‌کنم. و مردان را هم همینطور.

چگونه تبعیض جنسیتی در بالیوود طوری ساخته شده که انگار عاشقانه است

7 علامت زودیاک با سلیقه گران قیمت که عاشق زندگی لوکس هستند

کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه می‌دهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و به‌روز به شما ادامه دهد.




گسترش عشق
برچسب ها:

نظرات خوانندگان در مورد «من عاشق رئیس متأهلم هستم»

  1. آدیتی میشرا

    به نظر من توجیه کردن همه چیز کار بدی است و همچنین دو اشتباه هرگز به یک نتیجه درست نمی‌انجامد. بنابراین، اساساً من هم مرد و هم زن را به یک اندازه گناهکار می‌دانم. صلح

ارسال نظر

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می‌کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات نظرات شما پردازش می‌شود.

Bonobology.com