تمام صحبتها و بحثها پیرامون شکست عشق در مقابل پول بیمعنی است، و این را زمانی متوجه میشوید که خودتان عشق را پیدا کرده باشید. درست است که مردم میگویند میتوانید همه چیز را بخرید، اما نمیتوانید عشق را بخرید، زیرا وقتی واقعاً و عمیقاً به آن فکر میکنید، در پایان زندگیتان، وقتی در بستر مرگ هستید، هیچکدام از اینها مهم نخواهند بود - ثروت، دارایی، مگر اینکه عزیزی داشته باشید که دستتان را بگیرد و در کنارتان باشد.
پس آیا باید پول را انتخاب کنید یا عشق؟ پاسخ همیشه عشق است. نمیخواهم بگویم که سخت کار کردن و پول درآوردن مهم نیست، اما نباید به خاطر خواستههای مادی، عشق را فدا کنید. هیچ چیز در این دنیا به اندازه عشق واقعی و بیقید و شرط خالص نیست.
چرا باید عشق را به پول ترجیح دهید؟
فهرست مندرجات
بسیاری از خردمندان گفتهاند که فقط یک مرد عاشق ارزش واقعی یک پیوند را درک میکند و اینکه یک رابطه فقط به معنای یک رابطه عاشقانه نیست، بلکه پیوندی با هر کسی است که برای شما خاص است. بنابراین، آنها معتقدند که بحث عشق در مقابل پول دیگر تمام شده است. اما آیا واقعاً اینطور است؟
مادیگرایی به قیمت از دست دادن عشق، رایجتر از آن چیزی است که فکر میکنید. اگر ببینید نشانههایی که نشان میدهد آنها فقط به خاطر پول در یک رابطه هستند، شما باید انتخابهایتان را به طور جدی بررسی کنید.
مردم میگویند پول خوشبختی میآورد، و بله، تا حدی همینطور است. اما این فقط خوشبختی موقتی است. و لذت لحظهای، تا زمانی که دوام بیاورد، هرگز عشق را نمیخرد. کل ماجرا پیچیده است. خب، نظر شما چیست، پول مهمتر است یا عشق؟
او برای من «همان» بود
او درست مثل من نویسندهای مشتاق بود و وقتی با هم آشنا شدیم، به خاطر داستانهایمان فوراً با هم ارتباط برقرار کردیم. در سفرمان به سوی تحقق رویاهایمان، متوجه نبودیم که ما «فرد مورد نظر» یکدیگر هستیم. گفته میشود که سرنوشت در ایجاد روابط پایدار نقش دارد.
در یک اتفاق جالب، ما دو سال پس از اولین ملاقاتمان با هم ازدواج کردیم. او بعد از پدرم، حامیترین فردی است که در زندگیام داشتهام، و او کسی بود که مرا از قید و بندهای یک رابطهی آزاردهنده و یک موقعیت شغلی بیارزش نجات داد و باعث شد دوباره به یک فرد با اعتماد به نفس تبدیل شوم.
خواندن مرتبط: تعبیر خواب عروسی چیست؟
او به من آموخت که عشق را به پول ترجیح دهم
او به من اهمیت اولویت دادن به خودم در برابر دیگران را در دنیایی که خودخواه شده است، آموخت و در تمام فراز و نشیبهای زندگی در کنارم بود. او جفت روحی من است. بعداً یاد گرفتم که همیشه خانواده را در اولویت قرار دهم و با کسانی که دوستت دارند با احترام رفتار کنم. اما در حال حاضر، هنوز این درس را نیاموخته بودم.
عشق زمانی وارد زندگی من شد که کمترین نیاز را به آن داشتم، اما مرا به انسان بهتری از همیشه تبدیل کرد. اما این عشق مرا از مسیر برنامهریزیشدهام به سمت جاهطلبیام، یعنی رشد مالی و دستیابی به تعالی حرفهای در نویسندگی، منحرف کرد. میدانستم چگونه مسائل مالی روابط را خراب میکندو من نمیخواستم داستانمان به همین منوال تمام شود. خیلی زود، سوال «پول یا عشق» مرا تا مغز استخوان لرزاند.

از او غافل شدم
بارها مجبور شدم برنامههای ویژهای را که با هم داشتیم لغو کنم، فقط به این دلیل که باید قبضهایی را پرداخت میکردم و خانوادهای داشتم که باید از آنها مراقبت میکردم. از وقتی که با هم بودیم، غافلگیر کردن من با هدیه یا چیزی خاص برای او به یک عادت تبدیل شده بود.
اما وقتی نوبت من میشد، وقتی قرار بود روزش را خاص کنم، همیشه درگیر وظایف رسمیام، یا امور مالی یا تعهدات کاریام بودم. چه تولدش باشد، چه سالگرد ازدواج یا هر روز خاص دیگری، فراموش میکردم برایش هدیه بخرم. برای توجیه خودم بهانههای احمقانهای میآوردم مثل اینکه «پول عشق نمیآورد» یا اینکه من تا دیروقت کار میکنم، نه برای پول، نه برای عشق. او هدیهای نمیخرید.
مطالعه مرتبط: وقتی زنی در یک رابطه احساس نادیده گرفته شدن میکند | چه باید کرد
آخرین باری که یادم میآید غافلگیرش کردم، خیلی قبل از ازدواجمان بود. به خاطر تعهدات مالی، رابطه عاشقانهمان کمرنگ شد. از اعتراف به این موضوع متنفرم، اما سوال عشق در مقابل پول مدام ذهنم را مشغول میکرد و من پول را به همسرم ترجیح میدادم.
یادم میآید اولین سالگرد ازدواجمان را در خانه جشن گرفتیم، غذا پختیم، چون آخر ماه بود و داشتیم برای خرید مبلمان پسانداز میکردیم. میدانم که این موضوع او را ناامید کرد، اما هیچوقت این را نشان نداد. او اینطور است، متعهد و همیشه حامی.
فشار بهم وارد شد
به عنوان یک مرد، که همیشه به من یاد دادهاند که یک عضو موفق و درآمدزا در جامعه باشم و مسئولیت اداره خانه را بر عهده داشته باشم، معمولاً در مورد امور مالی احساس ناامنی میکنم. خودم را زیر سوال میبرم، هر روز با قلمرو درونی ذهنم در مورد جاهطلبیهایم کلنجار میروم، اما در نهایت، او را دارم و این از هر پاداش مالی یا مادی که بتوانم دریافت کنم بهتر است.
اما یک اتفاق واقعاً من را تکان داد و باعث شد به این ضربالمثل فکر کنم - همه چیز را میتوانی بخری اما عشق را نمیتوانی. آن موقع بود که داشتیم سر اینکه من هیچوقت کنارت نیستم و هیچوقت عشق را به پول ترجیح نمیدهم، بحث میکردیم. او گفت که دیگر بس است و به خانه مادرش رفت تا چند روزی آنجا بماند.
آیا واقعاً وقتی بعد از ازدواج با کسی که دوستش دارم خوشحال هستم، باید به رشد شغلی فکر کنم؟ نه، چون احساس خوششانسی میکنم که عشق او را برای یک عمر دارم. همه چیز در جای درستش قرار گرفت و باعث شد بفهمم چیزهایی هست که با پول نمیتوان خرید، و زندگی چقدر کوتاه است.
میدانم که نقل این جمله که عشق بر همه چیز پیروز میشود، کاملاً غیرعملی است، اما به عنوان کسی که در سنین جوانی شاهد از دست دادن عزیزان بودهام، احساسات و روح انسانی را بیشتر از جاهطلبیهای رویاییام که مستلزم فداکاری در سطحی هستند که من برای آن آماده نیستم، ارج مینهم.
برای عزیزانتان وقت بگذارید
چرا باید به آیندهای نامعلوم فکر کنم و بگذارم من و نیمهی گمشدهام رنج بکشیم، چون وقتی از وجود و اهمیت او بیخبر بودم، نقشههایی کشیدهام؟ خیلیها نمیدانند که عشق با جاهطلبیهای شخصی نسبت معکوس دارد، اما با خوشبختی، که انسان برای آن تلاش میکند، نسبت مستقیم دارد. من عشق را در اوایل زندگی انتخاب کردم.
شاید بعضیها این را یک تصمیم احمقانه بدانند، اما من خوشحالم.
با این حال، بعضی روزها، مثل هر جوان بالغ دیگری، در دفترم مینشینم و غرق در افکارم در مورد شغل رویاییام هستم. کاری که انجام میدهم کاملاً با برنامهام برای نویسنده شدن متفاوت است. اما او را دارم. و این چیزی است که افکارم را از غم و ناامیدی ناشی از ناتوانی در دستیابی به نتایج دلخواهم دور میکند.
بهتر است با ماندن در زمان حال و داشتن برنامههای بلندپروازانه برای آیندهای نامعلوم، با قلب و ذهن خود در آرامش باشید. بهتر است با عزیزی زندگی کنم که خود را تنها به من متعهد کرد، حتی زمانی که من هیچکس نبودم.
من قبلاً برای تعالی تلاش میکردم؛ هنوز هم در کارم تشنه کمال هستم. سعی میکنم ۱۰۰٪ به هر کاری که انجام میدهم بپردازم، اما به خاطر اهداف محقق نشده ناامید نمیشوم، زیرا عشق را به مادیات ترجیح دادم. عشق را به پول ترجیح میدهم، و شادی را به لذتهای مادی موقت ترجیح میدهم.
او کسی است که نمیتوانم زندگیام را بدون او تصور کنم، و بهتر است با کسی باشی که باعث شود زندگی را دوست داشته باشی، حتی با ثروت کم، تا اینکه وقتی همه چیز داری تنها باشی. بنابراین بله، باید عشق را به پول، ثروت و هر چیز دیگری در دنیا ترجیح بدهی.
سوالات متداول
بله، به یک معنا. پول مهم و کاملاً ضروری است تا بتوانید آنطور که میخواهید زندگی کنید، اما این بدان معنا نیست که باید آن را به عشق ترجیح دهید. عشق تنها چیزی است که باقی میماند، تنها منبع واقعی خوشبختی است.
داشتن خواستههای مادی اشتباه نیست، اما نباید اجازه دهید که شما را تعریف کند. به دلایل مادی، از یک رابطه عاشقانه کوتاه نیایید.
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.
زیباست!
داستان شما خیلی به من الهام بخشید.
من به سرنوشت اعتقاد ندارم، اما داستان شما به نوعی من را به دنیایی میبرد که در آن جملهی «آدمها به دلیلی با هم آشنا میشوند» تا حدودی حقیقت دارد.
خدا تو و همسرت را حفظ کند!