روزی دیگر، خودکشی دیگری. دور دیگری از بحثها و مناظرات در مورد سلامت روان و لزوم افزایش آگاهی در مورد این مسائل. اما بعد، همه چیز به نقطه شروع برمیگردد، تا اینکه حادثه بعدی از راه میرسد و ما را از این رخوت بیرون میآورد.
این بار، مورد یک تکنسین جوان در بنگلور است که ظاهراً به دلیل بررسی بد عملکردش در محل کار، جان خود را گرفت. چند هفته پیش، مورد خودکشی دسته جمعی یک خانواده ۱۱ نفره بود که کشور را تکان داد و بار دیگر توجه را به سوالات مربوط به سلامت روان، اعتقاد، ایمان و غیره جلب کرد.
با این حال، با وجود اینکه سلامت روان اکنون به موضوع اصلی بحث در رسانهها تبدیل شده است (حداقل در مقایسه با گذشته)، چرا موارد و افکار خودکشی در حال افزایش است؟ یا اینکه این اتفاقات همیشه رخ میدادند، اما اکنون بسیار بیشتر گزارش میشوند؟
در هر صورت، واقعیت این است که کار زیادی در مورد مقابله با شیاطین ذهن انجام نمیشود. صحبت در مورد افسردگی خوب است، اما اقدامات مشخصی برای کمک به افرادی که از آن عبور میکنند، انجام شده است؟
مسائل بهداشت روانی
فهرست مندرجات
سلامت روان اکنون یک دیدگاه بسیار گسترده است. این فقط به معنای داشتن روحیهای نسبتاً شاد یا بدون اختلال نیست. این به رفاه شناختی، رفتاری و عاطفی اشاره دارد. سلامت روان خوب در حال تبدیل شدن به یک هدف است و موضوع اصلی بحث برای بسیاری از جوانان امروزی است.
با توجه به اینکه افسردگی و اضطراب شایعترین مشکلات هستند، ما مجموعه دیگری از مشکلات را که همیشه برای ما آشکار نیستند، نادیده میگیریم. اختلال هراس، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی و اختلال بدشکلی بدن برخی از این مشکلات سلامت روان هستند که میتوانند بر زندگی روزمره فرد تأثیر منفی بگذارند.
گفتگو پیرامون سلامت روان به بسیاری از افراد این امکان را داده است که آسیبهای خود را ابراز کنند، چه این کار را به صورت ناشناس در فضای مجازی انجام دهند و چه حضوری از متخصصان کمک بگیرند. اما موانع بسیار زیادی در این مسیر وجود دارد.
اگرچه دسترسی به روانشناسان افزایش یافته و مردم از صحبت در مورد مشکلات خود ابایی ندارند، اما این کافی نیست. جهان هنوز با موارد خودکشی شایع و نسل جوانی که به کمک و مشاوره نیاز دارد اما قادر به درخواست آن نیست، دست و پنجه نرم میکند.
رسیدگی به مشکلات سلامت روان
اگر در ابرهای تاریک افسردگی روزنهی امیدی وجود داشته باشد، آن این است که مردم کمتر در جستجوی کمک تردید میکنند. صفهای طولانی بیرون کلینیکهای روانشناسان، افزایش تعداد اینفلوئنسرها و سلبریتیهایی که با مشکلات خودشان روبرو میشوند و بحثهای طولانی که هر یک از این قسمتها ایجاد میکنند، نشان میدهد که هندیها بالاخره به لزوم رسیدگی به مسائل سلامت روان پی بردهاند. ما، به عنوان یک ملت، کمتر در مورد آن سختگیری میکنیم.
اما شاید، مانند هر مسئله دیگری، حجم و تعداد زیاد افرادی که با این مشکلات دست و پنجه نرم میکنند، سرسامآور باشد. و بیایید با آن روبرو شویم، زیرساختهای پزشکی ما برای مقابله با این حجم از مشکلات کافی نیست.
خواندن مرتبط: ۵ روشی که افسردگی بر روابط تأثیر میگذارد و آنها را از بین میبرد
افسردگی: قاتل خاموش
افسردگی، چه آشکار و چه پنهان، یک مشکل واقعی است و میتواند به طرق مختلفی بروز کند. مقابله با افسردگی در کشوری مانند هند شوخی نیست. فشارهای زندگی در هند، به ویژه در مناطق شهری هند، این روزها بسیار زیاد است. افزایش هزینهها، مصرفگرایی گیجکننده، اختلاف فاحش بین دارا و ندار، فقدان مطلق تعادل بین کار و زندگی، رسانههای اجتماعی و فشارهای خارجی منجر به افزایش استرس و عدم تعادل شده است.
برای اینکه در میان این دیوانگیها، سلامت عقل خود را حفظ کنید، به ضربالمثل معروف، اعصاب فولادی نیاز دارید. میتوانید به یوگا، مدیتیشن، درمانهای جایگزین و غیره روی بیاورید. میزان اثربخشی آنها کاملاً به تمایل و صداقت شما در استفاده از آنها بستگی دارد.
افسردگی نتیجهی تجمعی باورهای عمیق - دربارهی خود و جهان - است و درمان آن نمیتواند به آسانی خوردن یک قرص یا کشیدن چند نفس عمیق باشد. این یک فرآیند طولانی است که نیاز به ترکیبی از درمان، دروننگری و کمک پزشکی دارد.
نیاز به بازنگری در نظام باورهایمان
شاید چیزی که مورد نیاز است، یک بازنگری اساسی در نظام باورهای ماست - که از نگرش ما نسبت به موفقیت و شغل، عشق و ازدواج شروع میشود. استرس اغلب ریشه مشکلات سلامت روان است و از فشارها و انتظارات اجتماعی ناشی میشود.
برای مثال، آن تکنسینی که خودکشی کرد فقط به این دلیل که نمیتوانست آنطور که انتظار داشت خوب عمل کند، شاید افسرده بود زیرا نمیتوانست استانداردهای بالایی را که دیگران تعیین کرده بودند، برآورده کند. او احتمالاً برای خودش زندگی نمیکرد، بلکه تلاش میکرد به اهدافی که دیگران برایش تعریف کرده بودند، برسد.
فشاری که امروزه بر خود و دیگران وارد میکنیم، غیرواقعی و ناعادلانه است. این استانداردهای بالای رسیدن به شغل یا شریک زندگی ایدهآل به هیچکس کمکی نمیکند. هر کسی مسیر زندگی خودش را طی میکند و باید به او اجازه داده شود زندگیاش را به گونهای طراحی کند که به رفاهش کمک کند، نه اینکه او را از هم بپاشد.
از سوی دیگر، خانواده بوراری با قوانین و باورهای عجیبی که برای خود تعیین کرده بودند، زندگی میکردند. طبق گزارشها، خودکشی یک اقدام برنامهریزیشده به رهبری یکی از پسران بود که معتقد بود پدر مرحومش به او دستور میدهد این کار را انجام دهد. او سایر اعضا را تحت تأثیر قرار داد.
برخی تحقیقات همچنین نشان داده است که اعضای خانواده تحت تأثیر برخی آیینهای تنتریک بودهاند. به عبارت ساده، در این مورد، ایمان عمیق به باورهای تحریفشده آنها منجر به خرافات عمیقی شده است که هرگونه تفکر منطقی را تحت الشعاع قرار داده است. تغییر این باورها نیاز به تلاش، کار بسیار سخت دارد.
خواندن مرتبط: ۶ مشکل ارتباطی که نسل هزاره بیشتر در جلسات درمانی مطرح میکنند
جوان را شروع کنید
کاش میشد یک راه حل یک کلمهای یا ده مادهای برای این مسائل وخیم ارائه داد. با این حال، کاری که میتوان انجام داد این است که مفاهیم سلامت روان را از سنین پایین در مدارس معرفی کنیم. آنها را زود بشناسید، از سنین پایین شروع کنید. گنجاندن فصلهایی در برنامه درسی عادی نباید برای دولت واقعاً دشوار باشد.
بسیاری وجود دارد مزایای مشاوره که هند جوان اکنون به آن نیاز دارد. گفتگوهای منظمی در شرکتها، مدارس و دانشگاهها برگزار کنید. آن را به اندازه هر موضوع دیگری حیاتی کنید. مشکلات سلامت روان اغلب نتیجه سالها شرطی شدن و نادیده گرفتن علائم کوچک است. بنابراین، ایجاد آگاهی از دوران کودکی بسیار ضروری است.
همچنین باید با درک خود و چگونگی هدایت زندگی به شیوهای که استعدادهای فرد را پرورش دهد، آغاز شود. فشار، استرس و فشارهای بیمورد همیشه وجود خواهند داشت، اما فرد باید بتواند از همه آنها اجتناب کند و روی خودش کار کند.
مسیر تغییر باید چندوجهی باشد، و از نحوه نگاه ما به زندگی شروع میشود. بزرگترین درسی که باید آموخته شود این است - اشکالی ندارد که زندگی خودتان را داشته باشید! اشکالی ندارد اگر بالاترین مقام اجرایی در دفتر خود را نداشته باشید.
اشکالی ندارد اگر ازدواج مطابق انتظارات شما نباشد. همیشه فرصتهای دوم، سوم و چهارم در زندگی وجود دارد. یا بهتر است، برای چیزهایی که برایتان مهم است، فرصتهای خودتان را بسازید، نه چیزهایی که جامعه به شما گفته مهم است.
۸ نشانه افسردگی دوستتان و ۶ راهی که میتوانید به او کمک کنید
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست اهداءاین امر به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز برای شما ادامه دهد.
خدا رحمتشون کنه!! امیدوارم هر کسی که الان به خودکشی فکر میکنه، کسی رو پیدا کنه که باهاش حرف بزنه و این فکر بد و بزدلانه رو کنار بذاره..