زیرعنوان: نامه به همسر یک شوهر خیانتکار
سلام!
من همانم – بله – آن فاحشه/هرزه/سگ – هر چه که ممکن است مرا صدا بزنید. نه، نه – تردید نکنید. برای من کاملاً اشکالی ندارد. من به این لقبها عادت دارم. به همین دلیل است که این را مینویسم؛ نامهای به همسر معشوقهام.
وقتی به دنیا آمدم، به من «بار» میگفتند چون پسر نبودم. (خب، سلام! کروموزومها به حرف من گوش ندادند، بنابراین متاسفم!) وقتی بزرگ میشدم و به اندازه پسرعموهای دیگرم پوست روشنی نداشتم، به من «بار بزرگتر» میگفتند ( kaun karega is kaali se shaadi !).
بعداً، تصمیم گرفتم هنر بخوانم، البته به دلخواه خودم - و ناگهان دیدم که به اندازه کافی «باهوش» نیستم. بنابراین، من در جامعهای زندگی میکنم که آنقدر سادهلوح است، در دنیای کلیشههای خودش زندگی میکند، که درک لازم برای درک/پذیرش چنین چیزهای اساسی را ندارد! به من اعتماد کنید، من انتظار ندارم که جامعه چیزی به پیچیدگی یک رابطه عاشقانه را بپذیرد . به همین دلیل است که اگر در این جامعه زندگی کنید، در نهایت به نوشتن نامه به همسر یک شوهر خیانتکار میرسید.
مطالب مرتبط: چگونه از یک مرد متاهل انتقام گرفتم و تبدیل به یک شیطان ماده شدم
نامهای به همسر معشوقم
فهرست مندرجات
اگر دارید فکر میکنید که چرا من ناگهان دارم برای همسر معشوق متأهلم نامه مینویسم، دلیلش این است: همسر عزیز معشوق عزیزم، اگر فکر میکنی خودت و ازدواجت خیلی بینقص هستید، خب، اصلاً شوهرت با من چه کار دارد؟
من درک میکنم که داشتن رابطه با یک مرد متاهل «از نظر اخلاقی یا معنوی درست» نیست، اما آیا این درست است که کل جامعه، از جمله شما، فقط من را سرزنش کنید؟
تو مرا متهم میکنی که شوهرت را به دام انداختهام و گمراه کردهام. او چیست، دو ساله؟ آیا او بچهای است که نمیداند چه میکند؟
مطلب مرتبط: ۲۲ نشانه که یک مرد متاهل با شما لاس میزند
الف. او از من بزرگتر است (چند سال).
ب. او متاهل، بالغ و از سالهای گذشته با شماست.
اگر با وجود همه اینها، او به سمت من کشیده شد و من مقاومتی نکردم، چطور وقتی نوبت به حکم جامعه بزرگ اخلاقی یا شما میرسد - فقط من اشتباه میکنم؟
مگر یک رابطه شامل دو نفر نمیشود؟ و ضمناً، اگر بفهمید که شوهرتان این کار را شروع کرده، تعجب خواهید کرد. من مطمئناً به او جذب شده بودم ، اما تا جایی که میتوانستم مقاومت کردم. تمام تلاشم را کرده بودم که به خودم بفهمانم که نباید وارد این دردسر شوم.
جرات نداری به من بگی فاحشه
او داستانهایی برایم تعریف کرد که مجبور به ازدواج با تو شده و شما دو نفر پیوند خیلی شگفتانگیزی با هم نداشتهاید (که مدام ادعا میکنید!). او حتی به من دروغ هم گفت. من اصلاً نمیدانستم که ازدواج تو یک ازدواج عاشقانه بوده است. این حقیقت الان زیاد اذیتم نمیکند؛ اما وقتی فهمیدم اذیتم کرد.
با این حال، چیزی که میخواهم بگویم این است که دیگر مرا به عنوان تنها شرور جلوی همه قرار ندهید. شوهر عزیزم قربانی نیست. او به همان اندازه که عاشق من است، مسئول این وضعیت پیچیده نیز هست.
مردان متأهل، زنان مجرد را اغوا میکنند . نمیتوان این را انکار کرد. او هم همین کار را کرده، مجموعهای از داستانها را بافته که من در آنها گیر افتادهام. حالا تمام بار این ماجرا را من به دوش میکشم. شما به من میگویید هرزه، جامعه به من میگوید خانهشکن. چقدر مسخره است.
این عشقه و فقط یه رابطه نیست
من او را دوست دارم و دیوانهوار دوستش دارم، نه به خاطر اینکه من آدم خوبی هستم. به این خاطر که او هم من را دوست دارد! بنابراین، اگر نمیتوانید از خودتان و ازدواجتان دفاع کنید، از آن خارج شوید یا هر کار دیگری بکنید.
میفهمی چرا اوضاع خوب پیش نمیرود. او دیگر به تو علاقهای ندارد . به هر حال، من این همه جنجال و هیاهوی روابط در این کشور را نمیفهمم. مگر این یک چیز طبیعی نیست؟ گاهی ازدواجها خوب پیش میروند و گاهی نه؟ چرا نمیتوانیم این چیزها را به طور طبیعی بپذیریم و از شر تبلیغات پشت همه اینها خلاص شویم؟
یادت باشه این نامهای به همسر یه شوهر خیانتکاره. آیا متوجه منظورش هستی؟ تو همسر اونی، اون بهت خیانت کرده، و این دلیل رابطهی شماست. اگه اون با من بهت خیانت نکرده بود، مطمئناً با یه زن دیگه بود.
این واقعیت را بپذیرید که رابطهتان صمیمیت نداشت ، شما به اندازه کافی ارتباط برقرار نکردید، بنابراین در هر صورت محکوم به شکست بود. نه، همه تقصیرها را گردن من نیندازید .
مطلب مرتبط: ۱۸ عارضهی رابطهی نامشروع با یک مرد متاهل
زن دیگر شیطان نیست
من این نامه را برای همسر شوهر خیانتکار مینویسم، زیرا غمانگیز است که این جامعه راههایی برای نفرین کردن زنان در همه موقعیتها پیدا میکند. هیچکس نمیخواهد در مورد چرایی و چگونگی اتفاق افتادن آن بحث کند. شما باید نشانههایی را که نشان میدهد شوهرتان خارج از چارچوب ازدواج رابطه جنسی دارد، میدانستید و سعی میکردید اوضاع را درست کنید.
آنها فقط یک چیز گیرشان میآید - ترور شخصیت فاحشهای که پاتیدف بیگناه یک بیوه بچاری را دزدیده ! این چندشآور است!
به عنوان یک جامعه، ما واقعاً باید بگذاریم دیگران خودشان باشند و روی زندگی خودمان تمرکز کنیم. وفاداری عالی است، عشق والاتر و زندگی کوتاه است. بیایید زندگی کنیم و به دیگران هم اجازه زندگی بدهیم. وقتی یک سلبریتی از ازدواج چند دههای خود جدا میشود تا با کسی بسیار جوانتر یا مسنتر ازدواج کند ، ما به راحتی این را میپذیریم.
نامهایی مثل برانجلینا و سیفینا توسط میلیونها طرفدار این زوجهای ستاره انتخاب شدهاند. چرا وقتی اتفاقات مشابهی برای افرادی که کمی بهتر میشناسیم رخ میدهد، اوضاع اینقدر دشوار میشود؟
مطلب مرتبط: ۱۰ فیلم برتر هالیوود درباره خیانت در یک رابطه
اصلا تقصیر من نیست
همسر عزیزِ شوهر خیانتکار، دست از سرزنش من بردار و به خودت نگاه کن. ببین چه مشکلی در ازدواجت پیش آمده که او به دنبال عشق در قلب من گشته است.
بله، میتوانم از پشت بام فریاد بزنم که عاشقش هستم و واقعاً برایم مهم نیست که او معشوق متأهل من باشد. ما در دنیایی از روابط عصر جدید زندگی میکنیم که در آن عشق به هر شکلی پذیرفته شده است. ما واقعاً تکهمسر نیستیم ، میتوانیم همزمان عاشق چندین نفر باشیم، به همین دلیل است که روابط آزاد این روزها محبوبیت پیدا میکنند .
اما این واقعیت را بپذیر که ما عاشق هم هستیم و نه فقط یک رابطهی سرسری. من در خوشیها و ناخوشیها کنارش خواهم ماند، حتی اگر به من بگویی هرزه، فاحشه یا هر چیز دیگری.
من که ذره ای اهمیت نمیدم!
ارادتمند شما،
معشوقه کسی
توجه: این نامه پس از مشاهده دقیق افراد واقعی مرتبط با نویسنده نوشته شده است.
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.
اشکالی ندارد که با یک مرد متاهل رابطه داری... اما اینطور نشان دادن خودت درست نیست... دفاع از خودت حق توست... اما متهم کردن او درست نیست. زندگی تماماً تجربیاتی است که به تصمیمات خودمان بستگی دارد. بعضی واکنشها واضح هستند... همانطور که واکنشهای او واضح هستند و فردا اگر او به سمت او برگردد و متوجه لحظات قدیمیتری شود، تو بیشتر آسیب خواهی دید...
این فقط تقصیر زن نیست، مرد هم به همان اندازه مقصر است، به علاوه بیشتر به رابطه زن و شوهر بستگی دارد، اگر به نحوی رابطه سست شده باشد، احتمال دارد که شوهر به دنبال یک طعمه جدید باشد. این روزها به نظر میرسد که این مد شده است، اما من شخصاً از آن متنفرم.
خب، در مورد اون خانم دیگه، فقط میتونم بگم که این یه حرکت اشتباهه که بدونی یه مرد متاهله و همچنان به اون نزدیک بشی، این کار در نهایت باعث ناراحتی هر دوتون میشه، بهتره ازش دوری کنی و با عزت نفس زندگی کنی، اگه امروز قراره با کسی باشی، مطمئناً فردا هم همین اتفاق برای خودت میافته، خیلی دردناکه، پس با متانت از همچین رابطهای بیرون بیا.
خانم، به خاطر درک مشکل اصلی در این مورد، از شما سپاسگزارم. من شگفتزدهام که امروزه روابط خارج از ازدواج چقدر آسان و طبیعی شده است. هر چه بیشتر این موارد را میخوانم، احساس میکنم که مجرد هستم و خوششانستر. اگر روابط امروزی اینقدر بیثبات هستند، من از مجرد بودن خیلی بهتر و خوشحالم.
به هر کسی که مربوط میشود، یعنی به آن لعنتی که این را نوشته و منتشر کرده، ازدواج فقط عشق یا معاشقه نیست، بله، ازدواج نهادی است که بیشتر بچههایی مثل من و تو در آن پرورش یافتهاند و همین باعث شده که تو بتوانی چنین مزخرفاتی را بگویی، تو احساس گناه نمیکنی چون به تو ارزشها را یاد ندادهاند عزیزم، هیچ زنی خیانت در رابطهاش را نمیپذیرد، و همسران نمیتوانند بعد از انجام همه کارها مثل فاحشهها از خانه بیرون بروند، چون آنها فقط جسم و ذهن نیستند، بلکه مادر فرزندان، دختران، عروسها، خواهران، خواهر شوهرهای معشوقت هستند. همسران تو را سرزنش نمیکنند، مردان هم به همان اندازه اشتباه میکنند، اما کارهایی را که به نام عشق انجام میدهی توجیه و سرزنش نکن، دانش کسب کن، بفهم عشق چیست -
زنی وفادار و مغرور
آقای جین... کاملاً موافقم..
برداشت جالبی بود. من از اینکه چطور روان زن دیگر را با توجیه و دفاعی که او برای خودش میکند به تصویر میکشی خوشم آمد. این تصویر دقیقاً در جاهای درستی اشتباه است. او فکر میکند که مرد او را دوست دارد. او به خاطر اینکه احتمالاً واقعاً مرد را دوست دارد سرزنش میشود. اما مرد احتمالاً حتی زن را دوست ندارد و همه اینها وضعیت بدی است زیرا او نتوانسته حرف دلش را بزند. اما زن از نظر احساسی خیلی آسیب دیده که این را بفهمد. این یکی را دوست دارم. این یک بافت پیچیدهتر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر میرسد. آفرین یاشی! :-*
من تمام ارتباطات و واکنشهای افراد مختلف را بررسی کردهام. من شخصاً احساس میکنم که در عصر حاضر، مردان و زنان آنقدر در زندگی مشترک نزدیک به هم هستند که گاهی اوقات احتمال بیشتری وجود دارد که خارج از ازدواج تحت تأثیر قرار بگیرند. این طبیعی است، اما گاهی اوقات افراد به آن رنگ و بوی روابط خارج از ازدواج یا چیزی شبیه خیانت میدهند، هرچند ممکن است باشد یا نباشد. برای جلوگیری از چنین رنگی، چنین افرادی سعی میکنند در خلوت با هم ملاقات کنند و احتمال درگیری فیزیکی افزایش مییابد. برای جلوگیری از چنین وضعیتی، احساس میکنم زن و شوهر باید مسئولیت پیشبرد ازدواج خود را بر عهده بگیرند و آن را بدون سرزنش کسی به موفقیت برسانند. اگر مشکلی به دلیل وجود یک مرد یا زن پیش آمده است، باید دلایل آن را مورد بحث قرار دهند و آن را حل کنند. با سرزنش دیگران، بعید است که اوضاع بهبود یابد.
ممنون چاندوسی..
@آنی سم- ممنون که نظرات و تجربیاتت رو به اشتراک گذاشتی. «جرات داشته باش (خخخ) و اعتراف کن که هرزهای وگرنه – کار درست رو انجام بده.»
آیا میتوانم بیشتر موافقم؟
من یک همکار داشتم که میگفت دلیل خیانت مردان صد در صد تقصیر زن است. من با عصبانیت از او پرسیدم "چطور؟" او پاسخ داد - عزیزم، من میتوانم بنشینم و نعوظم را تا ابد حفظ کنم، اما اگر او پاهایش را باز نکند، من نمیتوانم خیانت کنم، فقط میتوانم خودارضایی کنم! همچنین، میخواهم از زن دیگر بپرسم که معیارهای "او هم مرا دوست دارد" چیست؟ رابطه جنسی، ارگاسم، تعطیلات، جواهرات؟ ارزشهای او چیست؟ تو فقط یک عوضی دیگر هستی که او متقاعد کرده است، و متاسفم که باید بگویم تو گول خوردی. اما زن را سرزنش نکن یا عذاب او را مسخره نکن - او ممکن است عمیقاً عاشق او باشد - حماقت او! پس به فاحشه بودن و هرزه بودن و غیره عادت کن، و از رابطه جنسی لذت ببر... زیرا عشق یک توهم است، در حالی که تو مرد او را میدزدی. (خنده) به خودت مسلط باش و هرزه باش وگرنه - کار درست را انجام بده.
اگر قرار بود این یک تفسیر طنز باشد، که خب، خخخ. اما اگر واقعاً قصد توجیه کار خودت را داشتی، این دو بیت من است.
من در هر دو طرف ماجرا بودهام. وقتی بکارت خود را به خاطر یک مرد متاهل از دست دادم، فکر کردم - خب، بار انجام کار درست بر دوش مرد است - او مسئول ازدواج است؟ درست است! پس کارما راهی دارد که از راه میرسد و پشت شما را گاز میگیرد. من به شدت عاشق یک مرد مجرد شدم که آنقدر زیبا بود که زنان از دیدنش محو میشدند. من بدبخت بودم اما گفتم "باشه، برو و با "زن دیگر" رابطه داشته باش" (انگار که در عشق اولویت با کسی است که زودتر بیاید!) لطفاً توجه داشته باشید که او همیشه با من - همسرش - کاملاً صادق بود. اما این عوضیها سعی میکردند از شر من خلاص شوند. هیچ مشکلی در رابطه ما وجود نداشت... زن دیگر دوست دارد اینطور فکر کند! فقط به یاد داشته باشید که او ۱۰۰٪ مواقع با شما رابطه برقرار میکند، همسرش و پروردگارش میداند چه کسی دیگر....خخخ
خیلی خوشم اومد @surabhi-pandey-2… هنوز دارم میخندم!
خیلی خوب بیانش کردی- دست زدن!
نظر شما را دیدم... از آنجایی که من خواننده این وبلاگ هستم... داستانها طبیعتاً در فیسبوک من هم بهروزرسانی میشوند. آنجا نظر شما را دیدم که به معنای 4 مورد بود... مثل یک هشدار قانونی. من از شما اسم نبردم... اما قطعاً نظرات خودم را ارائه دادم. به عنوان یک نویسنده، شما خیلی خوب کار کردهاید... یا به عبارت دیگر "نوشتهای ترسناک و دلهرهآور"،... این داستان قطعاً توجه همه را جلب خواهد کرد. بنابراین، خانم، از این اثر زیبا بسیار قدردانی خواهید کرد (همانطور که شما میگویید 4 نویسنده بالغ). من از یک جامعه طبقه متوسط میآیم... بنابراین یافتههای من فاقد آن پختگی است. در مورد بعضی از جملاتی که گفتید... «بعضی وقتها ازدواج جواب میدهد یا نه... خانم، آیا ازدواج مثل درست کردن کیک است؟ نه زندگی در یک جامعهی بوهیمن... (هرچند واقعاً آرزو میکنم). یک زن باید کلی دوران گذار را پشت سر بگذارد... حتی اگر بخواهد خاطراتش محو شود... جامعهی ما... و جامعهی آنها کسی نیست که در مورد دردهایش چیزی بشنود یا بنویسد، چون «نه داغ است و نه اتفاق میافتد». بعد، در مورد سلبریتیها... قضیه کاملاً فرق میکند... طلاق، ازدواج مجدد، پیدا کردن دوبارهی عشق چیز بزرگی نیست... بنابراین، مفهوم رها کردن کمی آسانتر میشود (و من از آن قدردانی میکنم).
@سورابی پاندی – خیلی خوب نوشته شده – از دیدگاه «زن دیگر» –
کاملاً درست است – با این حال، نکته اینجا برجسته کردن ریاکاری محض در جامعه ماست؛ چرا همیشه «زن دیگر» سرزنش میشود... «گاهی اوقات ازدواجها موفق هستند، گاهی نه؟ چرا نمیتوانیم این چیزها را به طور طبیعی بپذیریم و از تبلیغات پشت همه اینها دست برداریم؟»
ساومیای عزیز،
اول: من واقعاً از همدردی شما با همسر قدردانی میکنم و کاملاً با برخی از پیشنهادات شما در مورد او مخالفم.
دوم: با این حال، احساس میکنم که شما کاملاً از نکته اصلی غافل شدید. «زن دیگر» اینجا نقش قربانی را بازی نمیکند.
نوشته را دوباره بخوانید:
گزیدههایی از این مصاحبه برای آشنایی شما: «وقتی یک سلبریتی از ازدواج چند دههای خود جدا میشود تا با کسی بسیار جوانتر یا مسنتر ازدواج کند، ما به راحتی این را میپذیریم.»
«گاهی ازدواجها موفق میشوند، گاهی نه؟ چرا نمیتوانیم این چیزها را به طور طبیعی بپذیریم و از شر تبلیغات پشت همه اینها خلاص شویم؟»
«دست از این بردار که من را جلوی همه به عنوان یک تبهکار تنها جلوه بدهی. شوهر عزیزم قربانی نیست. او به همان اندازه که عاشق من است، مسئول این وضعیت پیچیده نیز هست.»
بنابراین، همانطور که کاملاً درک میکنم، هضم این نوشته برای همه آسان نخواهد بود و من کاملاً برای انواع «ناسزاگویی» و واکنشهای منفی آماده بودم. با این حال، نکته اینجا برجسته کردن ریاکاری محض در جامعه ماست!
بله، حق با شماست... زن دیگر تنها کسی نیست که باید سرزنش شود. اما این به این معنی نیست که او کاملاً سادهلوح است... انگار... شریک جرم است. زن دیگر عزیز، رها کردن یک رابطه... کنار آمدن با خنجر زدن از پشت، دلشکستگی آنطور که شما ادعا میکنید آسان نیست!!!! نه تنها شما، مردم حتی (به خصوص شوهران ولگرد) زنان بیچاره را قضاوت میکنند، وقتی شوهرانشان دنبال کسی میروند. بنابراین، از هر نظر، درد یک زن بالاتر از شماست. حداقل، شما لیاقت کمی رنج کشیدن را دارید که با یک مرد متاهل درگیر شدهاید. اما آیا زن باید تمام عمرش را بدون هیچ تقصیری رنج بکشد؟؟؟؟ شوهری که قرار است محافظ همسرش باشد، داستانهای دروغین در مورد او میگوید... فقط دو تا با شما دروغ میگوید؟؟؟؟ آیا واقعاً فکر میکنید همسرش سزاوار این نوع تحقیر است؟؟؟؟ پس، زن دیگر عزیز، دست از بازی کردن با کارت قربانی بردار....