کریشنا و روکمینی: چگونه همسرش بسیار جسورتر از زنان امروزی بود

معنویت و اسطوره‌شناسی | | , متخصص ارتباطات و نویسنده
به‌روزرسانی‌شده در: ۶ آگوست ۲۰۲۴
کریشنا با روخمینی
گسترش عشق

اگرچه کریشنا در تمام نقش‌هایش به عنوان پسر، برادر، شوهر، دوست، پدر، جنگجو، پادشاه یا مرشد بی‌نقص بود، اما بیشتر به عنوان یک عاشق به یاد آورده می‌شود. رابطه او با رادا الگوی برتر عشق در نظر گرفته می‌شود. اما جذابیت خلع سلاح کننده او هیچ زنی را در ورینداوان و فراتر از آن در امان نگذاشت. هر جا که می‌رفت، زنان قلب خود را به او می‌دادند و او را به عنوان شوهر و ارباب خود جستجو می‌کردند. اساطیر هندو تعداد شگفت‌آور ۱۶۰۰۸ همسر را به او نسبت می‌دهد! از این تعداد، ۱۶۰۰۰ نفر شاهزاده خانم نجات یافته و هشت نفر همسران اصلی بودند. این هشت نفر شامل روکمینی، ساتیابهاما ، جامباواتی، میتراویندا، کالیندی، لاکشمانا، بهادرا و ناگناجیتی بودند. از این تعداد، روکمینی اولین در میان افراد برابر محسوب می‌شود و ستون امروز به شما می‌گوید که چرا باید در مورد رابطه کریشنا و روکمینی صحبت شود.

آغاز حماسه کریشنا و روکمینی

آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که روکمینی برای کریشنا چه کسی بود؟ یا چرا کریشنا با روکمینی ازدواج کرد در حالی که عاشق رادا بود؟ برخی از دوستانم نیز از من پرسیده‌اند که آیا رادا و روکمینی یکی هستند، یا اینکه آیا در عشق کریشنا به هر دو تعصبی وجود دارد که یکی به عنوان همسر او انتخاب شده و دیگری رها شده است.

روکمینی، دختر پادشاه بیشماکا، زنی بسیار زیبا بود. او اهل شهر کوندیناپورا در پادشاهی ویداربا بود و از این رو ویداربهی نیز نامیده می‌شد. پنج برادر قدرتمند او، به ویژه روکمی، از طریق ازدواج با او به دنبال یک اتحاد سیاسی قدرتمند بودند. روکمی به ویژه به ایجاد پیوند بین خواهرش و شیشوپالا، شاهزاده چدی، علاقه داشت. اما روکمینی مدت‌ها بود که قلبش را به کریشنا داده بود.

مطالب مرتبط: داستان کریشنا: چه کسی او را بیشتر دوست داشت رادا یا روکمینی؟

اولین مواجهه ویداربهی با جذابیت جادویی کریشنا در ماتورا رخ داد. رویارویی بین روکمی متکبر و بالاراما زمینه‌ساز عاشقانه‌ای برای روکمینی شد. کریشنا، که ویداربهی با شنیدن داستان‌های زیبایی و شجاعتش بزرگ شده بود، ناگهان به واقعیت تبدیل شد و او عاشق شاهزاده گاوچران تاریک شد. اما این اتفاق برادرش را به دشمن قسم‌خورده شاهزاده‌های یاداوا تبدیل کرد.

یک سوایاموار مضحک

وقتی زمان ازدواج روکمینی فرا رسید، یک سوایاموارا (نوعی مراسم ازدواج ) ترتیب داده شد. با این حال، این مراسم چیزی بیش از یک نمایش مضحک نبود، زیرا روکمینی تضمین کرده بود که فقط شیشوپالا پیروز از میدان بیرون بیاید. روکمینی از تصور چنین خیانتی بسیار خشمگین شد و هرگز آن را نپذیرفت. او تصمیم گرفت یا فقط با کریشنا ازدواج کند یا خودش را در چاه قصر غرق کند. اینگونه بود که داستان عشق کریشنا و روکمینی آغاز شد. ما در مورد عشق رادا کریشنا صحبت می‌کنیم، اما داستان عشق کریشنا و روکمینی نیز به همان اندازه پرشور است.

او نامه‌ای محرمانه به کریشنا نوشت و آن را از طریق یک کاهن مورد اعتماد به نام آگنی جوتانا برای او فرستاد. در آن، او عشق خود را به کریشنا با عباراتی صریح اعلام کرد و از او التماس کرد که او را برباید.

او پیشنهاد داد که آنها یک مراسم راکشاسا ویواها ( نوعی ازدواج ودایی که مورد قبول نیست اما در آن عروس ربوده می‌شود) برگزار کنند. کریشنا با لبخندی تایید کرد.

به عهده گرفتن عشق

روکمینی با ارسال آن نامه عاشقانه به کریشنا، دو گام راهگشا برداشت: یکی، علیه نظام مردسالارانه «ازدواج از پیش تعیین‌شده» و دوم، به خاطر قلبش. در محیطی که قرار بود زنان خجالتی باشند (که هنوز هم تغییر نکرده است!)، حرکت روکمینی بسیار رادیکال بود! چطور کریشنا می‌توانست به این ندای شجاعانه عشق پاسخ ندهد؟

صبح روز سوایاموارا ، روکمینی طبق معمول به معبد الهه کاتیایانی رفت. کریشنا با غنیمت شمردن فرصت، او را به سرعت سوار ارابه خود کرد و فرار کرد. کسانی که به دنبال آنها می‌آمدند، با تیرهای ارتش یاداوا که در فاصله‌ای منتظر بودند، روبرو شدند. اما روکمی خشمگین تسلیم نشد و به تعقیب ارابه کریشنا ادامه داد. واسودف تقریباً خشم خود را بر او خالی کرد، اما روکمینی او را متوقف کرد و التماس کرد که جان برادرش را نجات دهد. کریشنا فقط با تراشیدن تحقیرآمیز سرش، او را رها کرد.

پس از بازگشت به دوارکا، روکمینی مورد استقبال دواکی و دیگران قرار گرفت و مراسم عروسی باشکوهی برگزار شد. تلاوت «روکمینی کالیانام» تا به امروز فرخنده تلقی می‌شود.

کریشنا اعلام کرد که او الهه لاکشمیِ مجسم است و برای همیشه در کنار او خواهد بود. او او را با نام «سری» متبرک کرد و گفت از این پس، مردم نام او را قبل از نام او خواهند آورد و او را سری کریشنا صدا خواهند زد.

روکمینی زندگی خود را به عنوان اولین ملکه همسر کریشنا آغاز کرد، اگرچه آخرین آنها نبود.

زندگی خود را به عنوان اولین ملکه همسر کریشنا آغاز کرد،
روخمینی با کریشنا

کریشنا و روکمینی صاحب پسری شدند.

درام فرار عاشقانه آخرین ماجرای زندگی روکمینی هم نبود. چند سال پس از ازدواج، روکمینی به دلیل نداشتن فرزند، بسیار ناراحت شد. تنها زمانی که کریشنا به درگاه لرد شیوا دعا کرد، آنها صاحب پسری به نام پرادیومنا - تجسمی از لرد کاما - شدند. با این حال، با چرخش عجیب سرنوشت، پرادیومنای نوزاد از دامان او ربوده شد و تنها سال‌ها بعد دوباره به هم پیوست.

اگر جدایی از فرزندش به اندازه کافی بد نبود، روکمینی خیلی زود مجبور شد با مجموعه‌ای از همسران مشترک دست و پنجه نرم کند. اما هر زمان که این سوال مطرح شده است که همسر مورد علاقه کریشنا چه کسی بوده است، همه می‌دانند که پاسخ روکمینی است.

اما روکمینی همیشه این بخش از ماجرا را می‌دانست: کریشنا نمی‌توانست متعلق به کسی باشد، نه به رادا، نه به او. او باید به دعاهای همه کسانی که او را جستجو می‌کردند پاسخ می‌داد.

به عنوان پاراماتما ، او باید همه جا و با همه در یک زمان باشد. با این حال، روکمینی در ارادت خود به پروردگارش ثابت قدم ماند. دو مورد، گواه عشق جاودانه او به کریشنا است.

شوخی نیست.

یک بار، کریشنا برای اینکه خیالش راحت شود، با لحنی طعنه‌آمیز انتخاب شوهر را زیر سوال برد. کریشنا گفت که او با انتخاب یک گاوچران به جای بسیاری از شاهزاده‌ها و پادشاهانی که می‌توانست انتخاب کند، اشتباه کرده است. او حتی پا را فراتر گذاشت و به او پیشنهاد داد که «اشتباه» خود را جبران کند. این پیشنهاد دروغین، روکمینی را به گریه انداخت و باعث شد کریشنا بفهمد که فکر نبودن در کنارش چقدر او را آزار می‌دهد. او از او طلب بخشش کرد و اوضاع را درست کرد.

اما در مورد تولابهرام (توزین با ترازو) بود که میزان واقعی فداکاری عاشقانه روکمینی را نشان داد. یک بار رقیب اصلی او، ساتیاباما، توسط نارادای فرزانه تحریک شد تا کریشنا را به خیریه ببخشد. برای جلب نظر او، او باید به اندازه وزن نارادا کریشنا طلا می‌داد.

ساتیابهامای مغرور فکر می‌کرد که این کار آسان است و این چالش را پذیرفت. در همین حال، کریشنا که با شیطنت همدست شده بود، در یک طرف ترازو نشسته بود و تمام مراحل را تماشا می‌کرد. ساتیابهاما تمام طلا و جواهراتی را که می‌توانست در دست داشته باشد، در طرف دیگر ترازو گذاشت، اما ترازو تکان نخورد. ساتیابهاما با ناامیدی، غرور خود را کنار گذاشت و از روکمینی التماس کرد که کمک کند. روکمینی به راحتی و تنها با یک برگ ریحان مقدس در دست، جلو رفت. وقتی آن برگ را روی ترازو گذاشت، حرکت کرد و سرانجام از کریشنا پیشی گرفت. قدرت عشق روکمینی برای همه قابل مشاهده بود. او در واقع، اولین نفر در میان افراد برابر بود.

کریشنا و روکمینی به یکدیگر وفادار بودند

در مقایسه با رادای مرموز یا ساتیابهامای آتشین مزاج، شخصیت روکمینی نسبتاً مطیع است.
فداکار یکدیگر

در مقایسه با رادای مرموز یا ساتیابهامای آتشین مزاج ، شخصیت روکمینی نسبتاً مطیع است. داستان او با سرکشی جوانی آغاز می‌شود، اما به زودی به الگویی از فداکاری زنانه تبدیل می‌شود. اگرچه روکمینی به اندازه رادا شناخته شده نیست، اما وضعیت تأهل او به عشقش مشروعیت می‌بخشد - چیزی که در جامعه مدنی بسیار ارزشمند است. با وجود ازدواج‌های متعدد کریشنا، او در عشق و وفاداری خود ثابت قدم می‌ماند. روکمینی مطمئناً باید یک الهه می‌بود تا بتواند چنین کاری انجام دهد، زیرا هیچ زن معمولی نمی‌تواند چنین عشقی بورزد. او مانند سیتا، در قلمرو اساطیر هند به همسر ایده‌آل تبدیل می‌شود و در کنار پروردگارش، ویتال، در ماهاراشترا با احترام به عنوان راخومایی پرستش می‌شود.

داستان اتفاقاتی که برای رادا پس از ترک کریشنا افتاد

چگونه دیویانی کاچا را سه بار از مرگ نجات داد اما باز هم او را دوست نداشت

چیترانگادا: زنی که برای ازدواج با ارجون تغییر جنسیت داد

کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه می‌دهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و به‌روز به شما ادامه دهد.




گسترش عشق
برچسب ها:

ارسال نظر

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می‌کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات نظرات شما پردازش می‌شود.

Bonobology.com