گاهی اوقات عشق برای دوام یک رابطه کافی نیست. با وجود اینکه دو شریک عشقی عمیق به هم پیوند خوردهاند، اگر نتوانند احترام، اعتماد، درک و وابستگی متقابل سالم را در خود پرورش دهند، میتوانند برای یکدیگر سمی شوند. حال، ممکن است وسوسه شوید که ما را به عنوان یک مشت بدبین که قدرت عشق واقعی را نمیدانند، نادیده بگیرید. گذشته از همه اینها، مگر جان لنون، خودِ اسطوره، به ما نگفت «تنها چیزی که نیاز دارید عشق است».
خب، حرف ما را بشنوید. لنون همچنین شوهری بدرفتار بود که هر دو همسرش را کتک میزد و فرزندش را رها کرده بود. سی و پنج سال بعد، ترنت رزنور از گروه ناین اینچ نیلز آهنگی به نام «عشق کافی نیست» نوشت. او با یک زن ازدواج کرده و از او دو فرزند دارد. با وجود اینکه به خاطر اجراهای صحنهای تکاندهندهاش شناخته میشود، کل آلبوم و تمام تورهایش را به دلیل ترس از کووید-۱۹ لغو کرد تا در خانه بماند و با خانوادهاش باشد.
دلیل ذکر این دو دیدگاه کاملاً متضاد در مورد عشق این است که یکی از این دو مرد درک روشن و واقعبینانهای از عشق دارد. و دیگری عشق را به عنوان راه حلی برای تمام مشکلاتش ایدهآلسازی میکند. به طور مشابه، در هر فرهنگی در سراسر جهان، اکثر ما عشق را ایدهآلسازی میکنیم.
ما هم مثل لنون، عشق را بیش از حد ارزیابی میکنیم و ارزشهای اساسی که در ایجاد یک رابطه سالم نقش دارند را نادیده میگیریم. از این رو، روابط ما بهای سنگینی میپردازند. اما وقتی مثل رزنور فکر میکنید، متوجه میشوید که «عشق کافی نیست»، نه همیشه. عشق ممکن است دو نفر را به هم برساند، اما برای حفظ یک پیوند طولانی و پایدار بین آنها کافی نیست.
وقتی گاهی عشق کافی نیست و راه سخت میشود، باید برای محافظت از خودتان کنار بکشید. بیایید با هم چند سناریو را بررسی کنیم که در آنها عشق به تنهایی دلیل کافی برای با هم ماندن نیست.
وقتی عشق کافی نیست، یعنی چه؟
فهرست مندرجات
همه ما از خود میپرسیم، آیا عشق در یک رابطه کافی است؟ پاسخ ساده این است که نه! مردم میگویند گاهی اوقات عشق کافی نیست، صرفاً به این دلیل که اغلب اوقات مشروط است. عشق مانند هر چیز دیگری در زندگی، شرایطی دارد. وقتی شرایطی که عشق را به پیش میبرد تغییر کند، ممکن است دیگر برای کنار هم نگه داشتن دو نفر کافی نباشد. دقیقاً به همین دلیل است که گاهی اوقات عشق کافی نیست و راه سخت میشود.
تحقیقات انجام شده توسط رابرت استرنبرگ توضیح میدهد که گاهی اوقات عشق کافی نیست زیرا یک عنصر واحد نیست. بلکه ترکیبی از عناصر مختلف دیگر است. اگر نظریه مثلثی عشق رابرت را بررسی کنید، متوجه خواهید شد که گاهی اوقات عشق به معنای واقعی کلمه کافی نیست.
این ایده که عشقی که شما را از جا میپراند و شما را تا ابد خوشبخت میکند، تنها چیزی است که برای رسیدن به خوشبختی ابدی به آن نیاز دارید، مدتهاست که از طریق افسانهها، فیلمها و فرهنگ عامه به ما القا شده است. با گذشت زمان، بسیاری از ما این ایده را درونی کردهایم و انتظارات غیرواقعی در مورد آنچه عشق برای ما قرار است انجام دهد، در خود ایجاد کردهایم. با این حال، عشق معجون جادویی نیست که پس از بلعیدن، شما را به سرزمینی خیالی از خوشبختی و با هم بودن ابدی منتقل کند.
وقتی به چنین افکاری فکر میکنیم، روابطمان را به خطر میاندازیم . یک رابطه موفق چیزی فراتر از یک عشق سرخوشی است. این رابطه مستلزم آن است که شما هر روز، با تمام مشکلات و سختیها، یک نفر را انتخاب کنید و در سختیها و شیرینیها در کنار هم بمانید. همچنین مستلزم آن است که تعریف خود را از معنای عاشق بودن تغییر دهید و راههای جدیدی برای ارتباط با شریک زندگیتان پیدا کنید.
خلاصه کلام اینکه «گاهی عشق کافی نیست» این است که اگرچه این احساس ممکن است جزء جداییناپذیر یک معادله رابطه شاد باشد، اما هنوز فقط یک جزء است و کل فرمول نیست.
مطلب مرتبط: ۹ نشانهی فقدان همدلی در روابط و ۶ راه برای مقابله با آن
۷ دلیل برای جدایی، چون گاهی عشق کافی نیست
آیا عشق در یک رابطه کافی است؟ اگر این سوال را از خود پرسیدهاید، احتمالاً لحظاتی را در تردید گذراندهاید که آیا آنچه را که برای رسیدن به آن لازم است، دارید یا خیر. ایجاد یک رابطه قوی با دیگر مهم خود
این شک آزاردهنده میتواند ترسناک باشد، زیرا چیزهای کمی به اندازهی دور شدن از کسی که دوستش دارید دردناک هستند. با این حال، گاهی اوقات عشق کافی نیست. با وجود تمام عشقی که ممکن است در قلب خود نسبت به شریک زندگیتان داشته باشید، هنوز هم میتوانید مانند یک میخ مربع در یک سوراخ گرد باشید.
اگر برای هم مناسب نیستید، هیچ مقدار آرزو یا مفاهیم ستایشآمیز از عشق نمیتواند این را تغییر دهد. وقتی گاهی عشق کافی نیست و راه سخت میشود، بهتر است کنار بکشید و از نو شروع کنید. در اینجا 7 سناریو وجود دارد که در آنها باید با این واقعیت کنار بیایید که گاهی عشق کافی نیست و آینده خود را دوباره تصور کنید:
۱. شما چیزهای متفاوتی میخواهید
ممکن است در ابتدای رابطهتان خوشحال بوده باشید، اما بعد از چند سال، از هم دور میشوید. اولویتها، اهداف و جهانبینی شما ممکن است تغییر کند و این سوال را برای شما ایجاد کند که «آیا عشق در یک رابطه کافی است؟» برای مثال، ممکن است بخواهید ازدواج کنید و زندگی مشترکی داشته باشید، اما شریک زندگیتان بخواهد برای فرصتهای شغلی بهتر به خارج از کشور برود. یا شاید یکی از شما بچه بخواهد و دیگری خودش را پدر یا مادر نداند. در چنین سناریویی، هیچکدام از شما اشتباه نمیکنید، فقط آیندهای که برای خودتان تصور میکنید با هم هماهنگ نیست.
اگر نمیتوانید آنچه را که در یک رابطه نیاز دارید به یکدیگر بدهید و متوجه میشوید که خواستههایتان تغییر نخواهد کرد، باید از هم جدا شوید. درک و اذعان به اینکه گاهی اوقات عشق کافی نیست و مسیر سخت میشود و ادامه دادن به زندگی شخصیتان، فوقالعاده بالغانه است. جدایی از کسی که دوستش دارید و او را میپرستید میتواند ویرانگر باشد، اما گاهی اوقات کار درست همین است.
۲. فاصله خیلی زیاد است
فرض کنید در یک سفر با نیمه گمشدهتان آشنا میشوید و عشق به اوج خود میرسد. شما عاشق هم شدهاید، از هم سیر نمیشوید و نمیتوانید هر لحظه را با هم بگذرانید. ناگهان واقعیت از راه میرسد. هر دوی شما در دو سر کره زمین زندگی میکنید و هیچکدام در موقعیتی نیستید که بتوانید محل زندگیتان را تغییر دهید.
شما سعی میکنید تمام این مدت از راه دور با هم باشید چون خیلی عاشق هم هستید، اما همچنان دلتنگ هم هستید و مدام به هم فکر میکنید. وقتی فاصله، تحکیم تعهد و ارتقای رابطه به سطح بعدی را غیرممکن میکند، ممکن است متوجه شوید که گاهی اوقات فقط عشق کافی نیست.
شاید از مردم شنیده باشید که رابطه از راه دور میتواند مؤثر باشد. خب، شاید هم مؤثر باشد، اما برای همه اینطور نیست. اگر رابطه از راه دور باعث میشود احساس تنهایی و فرسودگی کنید، پس ارزشش را ندارد. گاهی اوقات عشق کافی نیست و راه سخت میشود و شما باید از نیمهی گمشدهتان جدا شوید، مخصوصاً وقتی هیچ جایگزینی در چشمانداز نیست.
۳. آنها حمایتی که نیاز دارید را به شما نمیدهند
برای ایجاد یک رابطه سالم، گاهی اوقات فقط عشق کافی نیست، شما به حمایت شریک زندگیتان نیز نیاز دارید. بودن با کسی که از رویاها، جاهطلبیها و تصمیمات شما حمایت میکند و در مواقع نیاز در کنارتان است، بسیار مهمتر از عشقی است که فقط برای جلب توجه و خوشحالی شما باشد.
شریک زندگیتان ممکن است عمیقاً شما را دوست داشته باشد، شما را لوس کند و با هدایایی شما را نوازش کند، اما اگر نتواند آنطور که شما میخواهید از شما حمایت کند، در درازمدت هیچ فایدهای نخواهد داشت. وقتی سعی میکنید با دنیا، رئیس، همکاران یا حتی خانواده همسرتان روبرو شوید، ممکن است تمام انرژی و قدرت شما را از بین ببرد. داشتن یک شریک حامی، این تلاش را ارزشمند و ادامه مسیر را آسانتر میکند. ارزش داشتن چنین کسی در کنارتان را نمیتوان نادیده گرفت.
مطلب مرتبط: ۱۲ دلیل کاملاً معتبر برای پایان دادن به یک رابطه - مهم نیست دنیا چه میگوید
۴. وقتی شریک زندگیتان از نظر احساسی شما را دستکاری میکند
آیا عشق در یک رابطه کافی است؟ خب، مطمئناً نه وقتی که عاشق بودن معادل دستکاری عاطفی است . مطمئناً، غیرمعمول نیست که افراد در یک رابطه شروع به تأثیرگذاری بر افکار، رفتارها و عادات یکدیگر کنند. با این حال، در یک معادله سالم و سازنده، این تأثیر ارگانیک است و اجباری نیست، متقابل است و یک طرفه نیست.
از سوی دیگر، دستکاری عاطفی ابزاری سوءاستفادهگرانه برای اعمال کنترل بر افکار، خواستهها و در نهایت زندگی دیگران است. اگر این چیزی است که به نام عشق دریافت میکنید، وقت آن رسیده است که بپذیرید گاهی اوقات عشق کافی نیست و شما لیاقت بهتر از این را دارید.
اگر شریک زندگیتان مدام به شما میگوید «نمیتواند بدون تو زندگی کند» و میگوید «همهاش تقصیر توست»، وقت آن است که بساطتان را جمع کنید. یک شریک کنترلگر میتواند عزت نفس شما را پایین بیاورد و کاری کند که به او تکیه کنید. شریکی که عمداً از تکنیکهای دستکاری روانی استفاده میکند، عدم تعادل قدرت ایجاد میکند. آنها از قربانی سوءاستفاده میکنند تا بتوانند او را برای پیشبرد اهداف خود کنترل کنند. گاهی اوقات عشق کافی نیست، معنا از این واضحتر نمیشود.
۵. شریک زندگیتان خوشحال نیست
رابطهای که در آن شادی وجود ندارد، نمیتواند سالم و کامل باشد. این شادی باید دوطرفه باشد. کاملاً ممکن است که شما در رابطه شاد باشید اما شریک زندگیتان نباشد. متأسفانه، شادی همیشه مسری نیست.
همه ما تعاریف متفاوتی از معنای خوشبختی داریم. دلایل ناراحتی در یک رابطه ممکن است از نیازهای برآورده نشده گرفته تا انتظارات مختلف و آرزوهای جداگانه متفاوت باشد. ماندن در چنین رابطهای به معنای رضایت از چیزی است که نه تنها برای شریک ناراضی، بلکه برای شما نیز رضایتبخش نیست. از این گذشته، یک فرد ناراضی نمیتواند یک رابطه را خوشحال کند.
اگر به این مرحله رسیدید، بهتر است از هم جدا شوید. و از این گذشته، اگر واقعاً شریک زندگی خود را دوست دارید، میخواهید که او خوشحال باشد. افراد عاقل و شهودی از پذیرش این که گاهی اوقات عشق کافی نیست، طفره نمیروند، به این نتیجه میرسند که این رابطه تا حد امکان خوب است و قبل از اینکه باعث بدبختی بیشتر و بیشتر یکدیگر شوند، از هم جدا میشوند.
۱. عدم سازگاری
اینکه عاشق کسی هستید به این معنی نیست که او شریک مناسبی برای شماست. گاهی اوقات عشق کافی نیست، به این معنی که عشق ممکن است برای رساندن دو نفر به هم کافی باشد اما در مسیر زندگی آنها را همراهی نکند. عشق یک فرآیند عاطفی است، سازگاری یک فرآیند منطقی. هر دو به یک اندازه برای ایجاد یک رابطه متعادل مورد نیاز هستند.
اگر شما دو نفر به عنوان یک زوج با هم جور درنیایید، هیچ میزان عشقی نمیتواند آن را درست کند. اگر شما و شریک زندگیتان به اندازه گچ و پنیر با هم متفاوت هستید، چگونه میتوانید زمینههای مشترکی برای ساختن یک زندگی مشترک پیدا کنید؟ شیمی ممکن است برای شعلهور کردن آن جرقهها عالی باشد، اما در یک رابطه، سازگاری است که به شعلهای آرام و خاموش نشدنی تبدیل میشود.
وقتی این را در کسی پیدا نمیکنید، بهتر است بپذیرید که گاهی اوقات فقط عشق کافی نیست و به جای اینکه در یک رابطه ناکارآمد با هم بمانید، راهتان را از هم جدا کنید.
مطالب مرتبط: ما نه میتوانستیم رابطهمان را تمام کنیم و نه آیندهای را با هم میبینیم…
۷. افرادی که دوستشان دارید، شما را تایید نمیکنند
وقتی عاشق هستید، در سرزمینی پر از رنگینکمان و آفتاب هستید. شما تمایل دارید تمام ویژگیهای منفی شریک زندگیتان را نادیده بگیرید و از تمام پرچمهای قرمز که به شما میگویند باید بیخیال شوید، چشمپوشی کنید. با این حال، نزدیکان شما - دوستان و خانوادهتان - ممکن است این پرچمهای قرمز را خیلی زودتر از شما ببینند.
وقتی دوستان و خانوادهتان رابطهتان را تایید نمیکنند، باید آن را در نظر بگیرید. ممکن است نگرانیهای آنها موجه باشد و چیزهایی را ببینند که شما قادر به دیدن آنها نیستید. در چنین شرایطی، بهتر است بپذیرید که گاهی اوقات فقط عشق کافی نیست و از هم جدا شوید تا اینکه به رابطهای ادامه دهید که ممکن است هیچ آیندهای نداشته باشد.
گاهی اوقات عشق کافی نیست و مسیر برای زوجهایی که برای یکدیگر مناسب نیستند، سخت میشود. در هجوم اولیه احساسات غرق نشوید. به همین دلیل است که اغلب گفته میشود عجله در یک رابطه پایان خوبی ندارد. بنابراین، قبل از برنامهریزی برای آینده با کسی، مطمئن شوید که همه چیز را آهسته پیش میروید، همه چیز را آزمایش میکنید، میبینید که رابطه پس از مرحله ماه عسل چگونه پیش میرود. حتی اگر مدت زیادی با کسی بودهاید و متوجه شدهاید که گاهی اوقات فقط عشق برای ادامه زندگی کافی نیست، به یاد داشته باشید که هیچوقت برای بازیابی شادی دیر نیست.
۱۷ نشانه که نشان میدهد شما با جفت روحی کاذب خود روبرو شدهاید
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.
