رام و سیتا: عشق و عاشقی هرگز در این داستان عاشقانه حماسی غایب نبود

معنویت و اسطوره‌شناسی | | , متخصص ارتباطات و نویسنده
به‌روزرسانی‌شده در: ۱ فوریه ۲۰۲۵
رابطه رام و سیتا در رامایان
گسترش عشق

اینکه تقریباً هر فیلم سورج بارجاتیا استعاره‌ای از رامایانا را به نمایش می‌گذارد، تصادفی نیست. سانسکاری فیلمسازی که دوست دارد از «...» حمایت کندسنت بزرگ خانوادگی هندی«همیشه زوج اصلی‌اش را به عنوان شخصیت‌های فوق‌العاده پرهیزگار به تصویر می‌کشد. آن‌ها فداکار هستند، هیچ اشتباهی نمی‌کنند و فقط عشق ۱۰۰٪ بکری دارند که حتی گران‌ترین روغن زیتون را هم شرمنده می‌کند. آن‌ها اینگونه رفتار می‌کنند، زیرا سعی دارند از زوج «ایده‌آل» اساطیر هندی، رام و سیتا، تقلید کنند. در واقع، این روشی است که همه... آدارش زوج های هندی انتظار می‌رود رفتار کنند.

توجه کنید که چگونه فقط رامایانا در خانه‌ها خوانده می‌شود و نه مهاباراتازیرا ما می‌خواهیم زنانمان مانند سیتای بی‌گناه رفتار کنند، و نه مانند پانچالی‌های سرسخت.

رام و سیتا در اساطیر به عنوان زوجی بی‌نقص دیده می‌شوند. داستان عاشقانه رام و سیتا بارها و بارها روایت می‌شود، زیرا سیتا به عنوان یک زن، به عنوان کسی دیده می‌شود که سختی‌های زندگی در جنگل را با زندگی‌اش در کاخ، فقط برای بودن با شوهرش، معامله کرد. شوهرش نیز لحظه‌ای او را ترک نکرد، از او مراقبت و محافظت کرد، اما سرنوشت نقشه‌های دیگری داشت.

رام و سیتا، تعیین‌کننده‌ی اصول اخلاقی

La رامایانا مدت‌هاست که در جامعه هندو به عنوان یک کتاب قانون اخلاقی تلقی می‌شود. این امر به ویژه در مورد نسخه تولسیداس از این حماسه صادق است - رامچاریتماناسکه قهرمانان انسانی والمیکی را به قلمرو عصمت الهی پرتاب می‌کند. حتی اگر تولسیداس به خط اصلی داستان پایبند باشد، آن را به شکلی متفاوت رنگ‌آمیزی می‌کند. هر عمل رام و سیتا به عنوان بخشی از یک نقشه الهی در نظر گرفته می‌شود و نقص‌های شیرین رابطه زن و مرد فراموش می‌شود.

حتی اگر با یک فمینیست هم صحبت کنید، احتمالاً با نوعی انزجار آماده از رام مواجه خواهید شد. کدام زن آزاداندیش و با عزت نفس، مردی را تأیید می‌کند که نه تنها همسرش را شرمنده می‌کند، بلکه در طول رابطه‌اش او را رها می‌کند؟ بارداریاما این دیدگاه به همان اندازه دیدگاه سنتی که رام را به عنوان ... در نظر می‌گیرد، تقلیل‌گرایانه است. مریدا پوروشوتام... با کمی زرق و برق اضافی، اسطوره‌شناسی در نهایت حقایق انسانی را منعکس می‌کند؛ و زندگی، آنطور که ما می‌شناسیم، به ندرت سیاه و سفید است. اما چرا داستان راما و سیتا مهم است؟ داریم به آن می‌رسیم.

خواندن مرتبط: ۷ درس فراموش‌شده درباره‌ی عشق از بزرگترین حماسه‌ی هندو، مهابهاراتا

رام سیتا را مورد لطف و محبت خود قرار می‌دهد

شخصیت رام باید به طور کامل، به ویژه با توجه به نقش‌هایی که ایفا می‌کند، در نظر گرفته شود. او به عنوان یک قهرمان، چه به عنوان پسر، برادر، شوهر یا پادشاه، باید در حد اعلی باشد. در بیشتر موارد، او از نظر اخلاقی موضع سختی می‌گیرد، اما به عنوان یک شوهر تقریباً انعطاف‌پذیر است. فقط کمی صبر و حوصله لازم است تا این مرد را درک کنیم.

ارشیا ستار در کتابش، دفاعیه بسیار لطیفی برای رام ارائه می‌دهد، عشق‌های گمشده... مانند او، خوب است که برای دیدن این موضوع، دوباره به ماجرای ربودن سیتا نگاهی بیندازیم. رام از هر نظر شریکی بخشنده است. با علم کامل به اینکه گوزن طلایی یک خیال باطل است. راشاسارام خواسته‌های سیتا را می‌پذیرد و موافقت می‌کند که آن را برایش بیاورد. آیا یک همسر بی‌تفاوت نمی‌تواند به سادگی امتناع کند؟

متأسفانه، اثبات عشق رام به نقطه عطف بیمارگونه داستان تبدیل می‌شود و سیتا توسط ... ربوده می‌شود. راوانا همه ما از این ماجرای دراماتیک خبر داریم، اما آنچه در ادامه می‌آید به ندرت مورد بحث قرار می‌گیرد.

رام نمی‌تواند جدایی‌اش از سیتا را تحمل کند

وقتی رام برمی‌گردد و سیتا را رفته می‌بیند، شاید لحظه‌ای از تجلی برای او باشد. همانطور که خلیل جبران گفته است: «و همیشه مشخص بوده است که عشق تا لحظه جدایی، عمق خود را نمی‌شناسد.» رام پریشان و درهم‌شکسته است. در غبار غم و اندوه، از حیوانات و درختان می‌پرسد که آیا سیتا را دیده‌اند یا نه. او اراده‌اش را برای زندگی از دست می‌دهد. چه کسی در میان دلشکستگان این را نخواهد فهمید؟ تنها زمانی است که لاکشمن این حس را در برادر بزرگتر و پریشان حالش القا می‌کند که رام به زندگی برمی‌گردد و به مردی با ماموریت تبدیل می‌شود. این نقطه عطف بسیار مهمی در داستان عاشقانه رام و سیتا است.

رام لاکشمن و سیتا

عاشقانه در داستان عاشقانه رام و سیتا

یه قسمت جذاب دیگه از رامایانا این داستان به ما کمک می‌کند تا جنبه‌ی شورانگیز رابطه‌ی رام-سیتا را بررسی کنیم. سیتا این را برای هانومانا تعریف می‌کند، زمانی که برای اولین بار برای گرفتن خبری از او به لانکا می‌رود. روزی، در تپه‌ی چیتراکوتا، وقتی این زوج در حال استراحت هستند، کلاغی گرسنه به سیتا حمله می‌کند. او چند بار به سینه‌های او نوک می‌زند و او را به شدت ناراحت می‌کند. رام که معشوق خود را در این حال می‌بیند، آشفته می‌شود و تیغه‌ای از ... را می‌چیند. کوشا چمن، جادو را در آن می‌دمد، آن را به یک برهماسترا و آن را بر روی پرنده‌ی خطاکار رها می‌کند. پرنده وحشت‌زده به دور دنیا پرواز می‌کند، اما تیر الهی از تعقیب او دست بر نمی‌دارد. در نهایت، پرنده تسلیم رام می‌شود و از او طلب حمایت می‌کند. اما... برهماسترا وقتی شمشیر رها شد، دیگر نمی‌توان آن را پس گرفت، بنابراین قهرمان دلسوز، بند را اصلاح می‌کند. او جان کلاغ را می‌بخشد و می‌گوید که این سلاح فقط به یک چشم او اصابت می‌کند. جای تعجب نیست که داستان عاشقانه سیتا و رام، یک داستان عاشقانه حماسی هندی است.

مردی در مقابل پادشاه

باید آن را به رام سپرد. دفاع شجاعانه از معشوقه‌اش، چه در برابر یک کلاغ معمولی و چه در برابر پادشاه قدرتمند لانکا، دوست‌داشتنی است. باید توجه داشت که در این موارد، رام در سطح شخصی به عنوان یک عاشق و یک شوهر عمل می‌کند. از سوی دیگر، تصمیمات نهایی او در رابطه با او آگنیپاریکشا و تبعید به عنوان یک پادشاه انجام می‌شود. دلشکستگی رام حتی بار دوم هم قابل لمس است، او بین عشق به همسرش و وظایفش به عنوان یک پادشاه گیر کرده است. رام برای خوشحال کردن رعایای خود، انتخاب سخت‌تری را انجام می‌دهد. اما او هرگز همسر دیگری مانند پدرش اختیار نمی‌کند و در مراسم مذهبی از تصویر طلایی سیتا استفاده می‌کند، در حالی که دائماً به خاطر وفاداری‌اش به زنی که ظاهراً بی‌ارزش است، مورد تمسخر قرار می‌گیرد.

رام بودن کار ساده‌ای نیست.

رضایت سیتا از هر کاری که رام انجام می‌دهد، صرفاً اطاعت زنانه نیست. او به روش خودش سرسخت است و اگر سکوت یا رنج را انتخاب می‌کند، به خاطر عشق است.

سیتا عشق رام را بیش از آن می‌شناسد و برایش ارزش قائل است که بخواهد در آیودیا بماند یا تسلیم تهدیدها و وسوسه‌های راوانا شود. سیتا نیز تا زمانی که زنده است به پیمان زناشویی خود پایبند می‌ماند.

اینکه چهره عشق رام در پایان سفر به طرز ناامیدکننده‌ای تغییر می‌کند، موضوع دیگری است. اما آن عشقی که هر دوی آنها را الهام بخشید تا در این مسیر با هم قدم بردارند، همان چیزی است که باید به ما الهام بخشد. داستان عشق رام و سیتا لایه‌های بسیاری دارد که فقط باید تیزبین باشیم تا آن را بهتر درک کنیم.

چرا برای کایکیی از رامایانا مهم بود که شرور باشد

کریشنا و روکمینی: چگونه همسرش بسیار جسورتر از زنان امروزی بود

خدای من! نگاهی به جنسیت در اساطیر، نوشته‌ی دودوت پاتانایک

کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه می‌دهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و به‌روز به شما ادامه دهد.




گسترش عشق
برچسب ها:

نظرات خوانندگان درباره «رام و سیتا: عشق هرگز از این داستان عاشقانه حماسی غایب نبود»

  1. من صادقانه هیچ‌وقت رام سیتا را به عنوان یک زوج بی‌نقص در نظر نگرفتم. به لطف مقاله شما، رام را از زاویه کاملاً متفاوتی می‌بینم. @urmi-2... این جمله «دفاع شجاعانه او از عشق زنانه‌اش، چه در برابر یک کلاغ ساده و چه در برابر پادشاه قدرتمند لانکا، دوست‌داشتنی است» همیشه با من خواهد ماند.

ارسال نظر

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می‌کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات نظرات شما پردازش می‌شود.

Bonobology.com