وقتی با یک زوج ماه عسل در بانکوک سکس گروهی داشتیم

اقامت و فضای باز | | , وبلاگ نویس
به‌روزرسانی‌شده در: ۳ اکتبر ۲۰۲۴
سکس گروهی در بانکوک
گسترش عشق

(همانطور که به سوراب دلال گفته شد)

برای آن دسته از شما که این مجموعه را اینجا دنبال می‌کنید، من و همسرم شوِتا یک زوج شاغل هستیم. ما شروع به کار کردیم یک ماجراجویی جدید با یک زوج دوست صمیمی، با رفتن به تعطیلات آخر هفته به اوتی به همراه آنها، جایی که ما شریک‌هایمان را عوض کردیم برای شب. با این حال، ما احساس گناه کرد و متوجه شدیم مبادله با غریبه‌ها آسان‌تر است نسبت به افراد شناخته شده. ما با زوجی آشنا شدیم که به ما بینش‌های جدیدی در مورد چگونگی ... دادند. زوج‌ها از سکس ضربدری استفاده می‌کنند تا ماجراجویی و شور و هیجان بی‌پایانی را به زندگی آنها وارد کند. 

سپس با یک زوج دلبسته مواجه شدیم که با افراد مختلفی ازدواج کرده بودند، اما با هم رابطه داشتند. این اتفاق برای بار دوم افتاد و ما را منزجر کرد. و حالا ما نمی‌دانستیم که قرار است برای ماه عسل به سکس گروهی برویم. داستان ادامه دارد…


تقریباً وسایلمان را جمع کرده بودیم. پرواز بانکوک نیمه‌شب حرکت کرد. آن موقع اصلاً نمی‌دانستیم که قرار است بخشی از داستان‌های شهوت‌انگیز سکسی بانکوک باشیم.

 


شویتا اظهار داشت: «احساس می‌کنم داریم به ماه عسل دوم می‌رویم.»

«من هم،» جواب دادم.

«بله، اما امیدوارم این به آن معنا نباشد که مثل روز اول، تمام پنج روز را در یک اتاق حبس شویم!» او به من لبخند زد. من خندیدم و به یاد آوردم که چطور تمام گشت و گذارها را کنار گذاشته بودیم و در عوض روزها و شب‌ها را صرف کشف یکدیگر کرده بودیم. این زمان به خوبی سپری شد و پایه محکمی برای رابطه بسیار باز و عاشقانه‌ای که با هم داشتیم، بنا نهاد.

مکان‌های غیرمعمول برای سفر در زمستان

هر چهار نفرمان شب را با هم گذراندیم

حس ماه عسل را دارد

در فرودگاه بانکوک، آژانس مسافرتی محلی به استقبال ما آمد و ما را به اتوبوسی که گردشگران هندی دیگری در آن بودند، منتقل کرد. به جز یک خانواده چهار نفره، به نظر می‌رسید که همه آنها برای ماه عسل آمده‌اند. بیشتر خانم‌ها هنوز حنای هندی به دست داشتند. مردی که روی صندلی جلوی ما نشسته بود، چیزی را در گوش شریک زندگی‌اش زمزمه می‌کرد. او خندید و با شیطنت به سینه‌اش زد. مرد با یک بوسه سریع و دزدکی پاسخ داد. شوتا چشمانش را به سمت من چرخاند. در میان آنها نشسته بود زوج‌های تازه ازدواج کرده باعث شد احساس کنیم در ماه عسل هستیم. به نظر می‌رسد فرهنگ جنسی بانکوک روی همه تأثیر می‌گذارد.

 

رفتن به ماه عسل
در ماه عسل

در پاتایا، زوجی که جلوی ما بودند در همان هتل پیاده شدند. با آنها شروع به گپ زدن کردیم و متوجه شدیم که یک ماه پیش ازدواج کرده‌اند، اما به دلیل مسئولیت‌های کاری، تازه وقت رفتن به ماه عسل را پیدا کرده‌اند. ازدواج پراگنش و آرشی پس از ۷ سال رابطه عاشقانه، یک ازدواج عاشقانه بود. فهمیدیم که ما هم در تور پاتایا با آنها همراه بودیم. با وجود اختلاف سنی تقریباً ۱۰ سال بین ما و آنها، از همراهی آنها لذت بردیم. بعد از ورود به هتل و یک شستشوی سریع، برای ناهار پایین آمدیم.

بررسی گزینه‌های ما

راهنمای تورمان را در لابی دیدیم که به همراه پراگنش و آرشی نشسته بود. او داشت تمام موارد شامل و غیر شامل در پکیج ما را توضیح می‌داد و چند جاذبه‌ی اضافی، از جمله نمایش زنده‌ی روسی، را به ما پیشنهاد داد. من و شوتا بدون هیچ تردیدی آن را رزرو کردیم، چون می‌خواستیم هر چیز جذاب و بزرگسالانه‌ای را که پاتایا می‌توانست ارائه دهد، ببینیم. من پراگنش را هم تشویق کردم، اما آرشی تمایلی نداشت.

نمایشگاه پاتایا
نمایشگاه پاتایا
 


عصر به سمت نمایش آلکازار حرکت کردیم. این یک نمایش خانوادگی تماشایی است که توسط تراجنسیتی‌ها اجرا می‌شود. بعد از آلکازار، با کمال تعجب دیدیم که پراگنش و آرشی در اتوبوسی که به سمت نمایش زنده روسیه می‌رفت، به ما ملحق شدند. ظاهراً آرشی بالاخره متقاعد شده بود! در این نمایش، خانم‌ها و پسران برهنه‌ای بودند که اعمال جنسی را روی یک صحنه سفارشی ویژه شبیه‌سازی می‌کردند. در هتل، به پراگنش چشمک زدم و او خندید، در حالی که شب بخیر گفتیم و برای یک شب پرشور به اتاق‌هایمان رفتیم.

صبح روز بعد، به جزیره کورال رفتیم. چتربازی، پیاده‌روی زیر آب، جت اسکوتر، قایق موزی و غیره انجام دادیم. حالا دیگر هر چهار نفر از هم جدا نشدنی بودیم.

خواندن مرتبط: آیا رابطه جنسی اتفاقی سالم است؟

پیوند عاطفی در برنامه‌های زنده

تصمیم گرفتیم بعد از شام از خیابان معروف واکینگ استریت پاتایا دیدن کنیم. این خیابان، همانطور که از شهرتش پیداست، پر از هرگونه فعالیت عاشقانه‌ی گناه‌آلودی است که یک نفر می‌تواند تصور کند. در ابتدا، آرشی و شوِتا کمی معذب بودند، اما بعد از مدتی آرام شدند و ما هنگام عبور از کنار نمایش‌های برهنه، نمایش‌های سکس زنده، بارهای گو-گو، نمایش‌های شهوانی و صدها نوع مکان دیگر، حتی وقتی کارکنان از ما می‌خواستند وارد شویم، می‌خندیدیم. ما جرات این کار را نداشتیم. اما وقتی به هتل برگشتیم، همگی کاملاً سرحال بودیم و در هر جمله، عبارات دوپهلو رد و بدل می‌شد. آن شب، من و شوِتا نقش پراگنش و آرشی را بازی کردیم که در رختخواب هستیم.

در روز سوم، پس از بازدید از دو مکان دیگر طبق برنامه سفر، آزاد بودیم که وقت خود را به دلخواه بگذرانیم. تصمیم گرفتیم از این زمان برای ماساژ تایلندی استفاده کنیم و پس از آن، در این آخرین روز اقامتمان در پاتایا، دوباره به خیابان واکینگ استریت برویم.

 


آرشی با لحنی گرفته گفت: «و این دفعه بریم کاباره.»

شوِتا با اشتیاق گفت: «بله، جایی که رقصنده‌های مرد هم داشته باشند.»

هر چهار نفرمان زدیم زیر خنده.

خواندن مرتبط: به همین دلیل است که زوج‌ها برای رابطه جنسی به سراغ سکس ضربدری می‌روند

شب پایانی

وقتی وارد بار کم‌نور شدیم، چشمانمان به سه خانم سفیدپوستِ برهنه عادت کرد که با موسیقی بلند روی صحنه می‌چرخیدند. پشت میزی نشستیم و نوشیدنی سفارش دادیم. خیلی زود جای خانم‌ها را دو مرد خوش‌هیکل گرفتند. رقصندگان از یک الگوی ثابت پیروی می‌کردند: با لباس کامل روی صحنه می‌رفتند، لباس‌هایشان را درمی‌آوردند و در نهایت برهنه آنجا را ترک می‌کردند. در هتل، همه ما تمایلی به جدا شدن از آنها در لابی نداشتیم، زیرا روز بعد آنها به پوکت پرواز می‌کردند در حالی که ما یک اتوبوس صبحگاهی به بانکوک داشتیم.

پراگنش پیشنهاد داد: «برای یک فنجان چای به اتاق ما بیایید.»

شوِتا گفت: «اوه، واقعاً حس می‌کنم یکی از آنها هستم.»

مدت‌ها بعد از اینکه چای خوردیم، هنوز داشتیم گپ می‌زدیم و غیبت می‌کردیم و درباره تمام کارهایی که در سه روز گذشته با هم انجام داده بودیم، عکس رد و بدل می‌کردیم.

 

می‌توانستم حس کنم تنش جنسی بین ما دو نفر بود، اما مراقب بودم که دوستی خوبمان با آنها را مثل اتفاقی که برای شاراد و شوتا افتاده بود، خراب نکنم. چون دیدم که دارد دیر می‌شود، پیشنهاد دادم که امشب را استراحت کنیم.

من پراگنش را در آغوش گرفتم و شوتا، آرشی را در آغوش گرفت. سپس نوبت من بود که آرشی را در آغوش بگیرم و شوتا در بغل کردن پراگنش پیشقدم شد. از اینکه آرشی را در آغوش گرفته بودم و عطر موهایش را استنشاق می‌کردم، احساس خوبی داشتم. چشمانم را بستم و سعی کردم این احساس را برای همیشه در ذهنم منجمد کنم. ناگهان متوجه شدم که مدت زمان بیشتری از آنچه مناسب بود، یکدیگر را در آغوش گرفته بودیم. چشمانم را باز کردم و دیدم که چشمانش نیز بسته است. او دوست‌داشتنی به نظر می‌رسید و بدون هیچ فکری، گونه‌اش را بوسیدم.

کاملاً روشن شدن

پراگنش گفت: «هی، اگر تو دست از بغل کردن زن من برنداری، من هم دست از بغل کردن زن تو برنمی‌دارم.»

«مهمان من باش،» جواب دادم. «در واقع، من همین الان همسرت را بوسیدم.»

«اینجوری؟» پرسید و با صدای بلند به لب‌های شوِتا سیلی زد.

شوِتا در پاسخ او را به سمت تخت کشید.

هر دو با هم زوج هستند
هر دو با هم زوج هستند

در نهایت هر چهار نفرمان شب را با هم گذراندیم. آن شبِ شهوتِ برنامه‌ریزی نشده، یکی از بهترین تجربه‌هایی بود که با یک زوج دیگر داشتیم. متوجه شدیم که سکس گروهی اگر با طول موج مناسب انجام شود، می‌تواند لذت را چندین برابر افزایش دهد. سکس گروهی ما با این زوجِ ماه عسلی، فوق‌العاده بود.

کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه می‌دهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و به‌روز به شما ادامه دهد.




گسترش عشق
برچسب ها:

ارسال نظر

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می‌کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات نظرات شما پردازش می‌شود.

Bonobology.com