«بدون احساس، دانشی وجود نخواهد داشت. ما ممکن است از حقیقتی آگاه باشیم، اما تا زمانی که نیروی آن را احساس نکرده باشیم، آن حقیقت از آن ما نیست. به شناخت مغز باید تجربه روح را نیز اضافه کرد.»
– انوک آرنولد بنت، نویسنده (نقل شده در گلمن و چرنیس، ۲۰۰۱)
هوش هیجانی، که به عنوان بهره عاطفی یا EQ نیز شناخته میشود، به معنای شناخت و مدیریت احساسات - احساسات خودمان و دیگران - است. بنابراین، اهمیت هوش هیجانی در روابط بسیار مهم است، زیرا احساسات پایه و اساس شکلگیری ارتباطات شخصی ما هستند.
برای درک بهتر این موضوع، امروز یک مشاور در کنارمان داریم. ساباتینا ن. سانگما. او دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی (مشاوره روانشناسی) و دیپلم روان درمانی تحولی (درمان رگرسیون) و دیپلم سلامت روان جامعه است. او همچنین در روشهای مختلف درمانی مانند بازی درمانی و REBT آموزش دیده است. با کمک او، بیایید در مورد هوش هیجانی و چگونگی بهبود روابط با آن بیاموزیم.
اهمیت هوش هیجانی
فهرست مندرجات
مشاور میگوید: «روانشناس دنیل گلمن، هوش هیجانی را «توانایی تشخیص، درک و مدیریت احساسات خود و همچنین احساسات دیگران» تعریف میکند.» ساباتینا.
ساباتینا اضافه میکند: «من معتقدم هوش هیجانی توانایی ارتباط با خودمان است و هرچه بیشتر بتوانیم با خودمان ارتباط برقرار کنیم، بیشتر میتوانیم با احساسات خود و دیگران به شیوهای بهتر برخورد کنیم. از آنجایی که مردم اغلب از احساسات خود یا احساساتشان آگاه نیستند، به روابط خود پایان میدهند زیرا قادر به برقراری ارتباط همدلانه با افراد نیستند.»
با توجه به مطالعه، ۳۷ درصد از رضایت زناشویی توسط هوش هیجانی قابل پیشبینی است، به عبارت دیگر، کسب و یادگیری هوش هیجانی (EQ) برای روابط عاشقانه/زناشویی مهم است.
ساباتینا توضیح میدهد: «با افزایش هوش هیجانی خود، میتوانیم الگوی رفتار خود را تشخیص دهیم تا بتوانیم احساسات خود را مدیریت کنیم. با ایجاد هوش هیجانی، میتوانیم با دیگران بهتر ارتباط برقرار کنیم. اگر درک کنیم که افکار ما، احساسات ما را ایجاد میکنند، در موقعیت بهتری برای مدیریت تعارضات و تصمیمگیریهای بهتر در زندگی قرار خواهیم گرفت. هرچه بیشتر با نیازهای دیگران هماهنگ باشیم، از نظر احساسی به آنها نزدیکتر میشویم.»
هوش هیجانی چگونه بر روابط تأثیر میگذارد؟
ساباتینا توضیح میدهد: «مهم است که هوش هیجانی خود را توسعه دهیم، زیرا زوجهایی که از نظر هیجانی باهوش هستند، میتوانند رابطه خود را بهتر درک کنند؛ آنها نقشها و هویتهای خود را به عنوان یک زوج و آنچه باعث ایجاد منفیگرایی در رابطه میشود، میشناسند. این امر ما را از تغییرات در خود یا دیگران آگاه میکند. افراد میتوانند از طریق هوش هیجانی در روابط، ثبات و هماهنگی را تقویت کنند.»
«افرادی که در رابطهشان هوش هیجانی ندارند، به ندرت میدانند چه بگویند یا چه نگویند. آنها ممکن است ناآگاهانه چیزی نسنجیده بگویند که ممکن است به شریک دیگر آسیب برساند. علاوه بر این، وقتی هوش هیجانی وجود ندارد، زوجین به رابطهشان ادامه میدهند.» سرزنش کردن دیگران هر بار که مشکلی پیش میآید، به جان هم میافتند.
«همچنین، اگر در رابطهای هوش هیجانی وجود نداشته باشد، ممکن است یکی از طرفین در تشخیص احساسات طرف مقابل، ابراز یا احترام به نیازهای عاطفی خود با مشکل مواجه شود. و این موارد ممکن است در رابطه مشکلاتی ایجاد کند. شاید یکی از طرفین در پذیرش انتقاد مشکل داشته باشد. در واقع، ممکن است حل تعارض برای او چالشبرانگیز باشد و در برقراری ارتباط با عزیزانش مشکل داشته باشد.»
خواندن مرتبط: چگونه نگرانی در مورد رابطهتان را متوقف کنید: ۸ نکته تخصصی
۵ نوع هوش هیجانی
هوش هیجانی را میتوان به ۵ عنصر طبقهبندی کرد. این عناصر را میتوان اجزای هوش هیجانی نیز نامید و به این صورت طبقهبندی میشوند:
1. خودآگاهی
ساباتینا میگوید: «اولین نکته هوش هیجانی، خودآگاهی است - ما باید از نحوه واکنش خود به موقعیتها و نحوه برخورد با آنها آگاه باشیم.» «داشتن آگاهی محدود منجر به حواسپرتی، مشاجره و... میشود.» اشتباهات ارتباطیبرای مثال، برای تمرین خودآگاهی، میتوانیم از خود بپرسیم «آیا من به درستی با شریک زندگیام ارتباط برقرار میکنم؟» ما باید درک روشنی از موقعیتها و توانایی بحث در مورد موضوعاتی داشته باشیم که منجر به رابطهای بهتر میشود.
2. خود تنظیمی
ساباتینا توضیح میدهد: «خودتنظیمی به ما کمک میکند تا احساسات خود و پیامدهای اعمالمان را درک کنیم. این به ما این امکان را میدهد که بفهمیم بدنمان چگونه به احساسات واکنش نشان میدهد. اگر کسی بتواند احساسات خود را کنترل کند، فرآیندهای فکری بهتری را پرورش میدهد.»
3 انگیزه
روابطی که هوش هیجانی بالایی دارند، نه توسط عوامل بیرونی، بلکه توسط استانداردها و انگیزههای ذاتی برانگیخته میشوند. به عنوان مثال، در دنیای تجارت، این انگیزه ذاتی میتواند داشتن اهداف و شاخصهای کلیدی عملکرد خودتان باشد.
به همین ترتیب، وقتی هوش هیجانی را در روابط خود تمرین میکنید، کمتر تحت تأثیر دیدگاه دیگران نسبت به خود به عنوان یک زوج قرار میگیرید و خودتان هوش هیجانی را خلق میکنید. «اهداف زوج» مطابق با شخصیت شما و نوع رابطهای که میخواهید.
4. یکدلی
ساباتینا میگوید: «همدل بودن مهمترین نکته در حمایت از شریک زندگیتان است. همدلی در واقع درک نیازها و خواستههای طرف مقابل و قدردانی از او به خاطر خودش است. عدم همدلی با عزیزانمان میتواند برای رابطه مضر باشد و بنابراین باید به آن رسیدگی شود.»
5. مهارتهای اجتماعی
از آنجایی که ما در مورد نحوه واکنش شما به افراد صحبت میکنیم، مهارتهای اجتماعی یکی از اجزای اصلی هوش هیجانی هستند. باز هم، این مورد معمولاً در موقعیتهای اجتماعی و تجاری مورد استفاده قرار میگیرد، اما در یک رابطه عمیقاً عاطفی نیز بسیار مرتبط است.
شیوههای سادهای مانند حفظ تماس چشمی، توجه به مهارتهای اجتماعی شریک زندگیتان، یا اضطراب اجتماعیگوش دادن فعال و زبان بدن، همگی از عواملی هستند که در استفاده از هوش هیجانی در روابط نقش دارند.
چگونه هوش هیجانی را در شریک زندگی خود تعیین کنیم؟
حالا که انواع هوش هیجانی که افراد ممکن است از خود نشان دهند را بررسی کردیم، درک چگونگی تشخیص هوش هیجانی در شریک زندگی نیز میتواند مفید باشد. آیا شریک زندگی شما واقعاً هوش هیجانی دارد یا خیر؟ آیا شما دو نفر در مسیر درستی برای این رابطه هستید؟ آیا نکتهای وجود دارد که باید به آن توجه کنید؟
در اینجا چند نکته وجود دارد که باید هنگام تلاش برای تعیین هوش هیجانی در شریک زندگی خود در نظر داشته باشید. وقتی این موارد بررسی شدند، واقعاً نیازی نیست خودتان را با سوالات بالا زیاد اذیت کنید. اما اگر اینطور نشد، بخش بعدی این مقاله را برای راهنمایی بیشتر در نظر بگیرید.
برای تعیین هوش هیجانی در شریک زندگی، موارد زیر را در نظر بگیرید:
- آنها اشتباهات خود را میپذیرند: وقتی کسی به راحتی اشتباهات خود را میپذیرد به جای اینکه تقصیر را به گردن دیگری بیندازد و بیشتر به بحث دامن بزند، به این معنی است که خودآگاه است. این یک ویژگی عالی در یک فرد است و نشانه هوش هیجانی است.
- آنها چسبنده نیستند: ناز بودن، فرستادن پیامکهای شیرین و خفه کردن تو با تمام وجودم انواع بوسه همه اینها کارهای خوبی هستند که میتوان در یک رابطه انجام داد و نشانهای از وابستگی نیستند. اما اگر اگر وقتی سر کار هستید به تماسهایشان پاسخ ندهید، مدام ناراحت میشوند یا اگر برنامههایتان را لغو کنید، دعوا راه میاندازند، ممکن است شریک زندگیتان وابستگی شدیدی به شما داشته باشد. اگر این خیلی شبیه دوست پسر یا دوست دختر شما به نظر نمیرسد، شریک زندگیتان قطعاً از نظر احساسی باهوش است.
- آنها مرزهای شخصی خوبی تعیین میکنند: در تمام روابط، چه با دوستان، خانواده یا شریک عاطفی سابق، فردی که از نظر احساسی باهوش است، همیشه مرزهای خوبی را در یک رابطه تعیین میکند. آنها اجازه نمیدهند دیگران احساساتشان را نادیده بگیرند یا به راحتی از کوره در بروند.
- آنها بیش از حد فکر نمیکنند و روی مسائل متمرکز نمیشوند: فردی که از نظر عاطفی باهوش است، درست مانند ما غم و اندوه را تجربه میکند. اما آنها تمایل دارند که بهتر از مسائل عبور کنند. آنها یک دوره غم و اندوه دارند، اما معمولاً به سرعت از آن فاصله میگیرند و شروع به تمرکز روی چیزهای دیگر میکنند.
نکاتی برای ایجاد هوش هیجانی در روابط
ساباتینا میگوید: «هوش هیجانی را میتوان در هر مقطعی از زندگی به دست آورد. هر نوع یادگیری نیاز به بینش دارد، بنابراین باید از اینکه روی کدام جنبه از هوش هیجانی باید کار کنیم، آگاه باشیم.»
توسعه هوش هیجانی در روابط به صبر و زمان نیاز دارد - EQ در واقع مهارتی است که باید همزمان با تغییر و بلوغ خود و احساساتتان، روی آن کار کنید. هر چقدر هم که بالینی به نظر برسد، روابط سالم مواردی هستند که در آنها زوجین گامهای فعالی برای حمایت از یکدیگر و تلاش برای بهبود خودشان برمیدارند.
ما نکاتی را در مورد کار با هوش هیجانی و اقدامات کوچک اما مهمی که میتوانید برای ایجاد هوش هیجانی در روابط انجام دهید، گردآوری کردهایم.
۱. تمام احساساتی را که نسبت به شریک زندگیتان دارید، تصدیق کنید.
بله، ما میدانیم که گروه بیتلز به ما گفتهاند که عشق تنها چیزی است که نیاز دارید، و مطمئناً، مهم است که عشق اولین احساسی باشد که نسبت به شریک زندگیتان دارید. اما به عنوان انسانهای پویا و عمیقاً انسانی، احساسات ما تغییر میکنند، تکامل مییابند و جهش مییابند.
بله، شما احساسات ناگهانی و متغیری مانند انزجار، رنجش، عصبانیت و غیره نسبت به شریک زندگی خود خواهید داشت و احتمالاً از آنها شوکه شده و فوراً سعی خواهید کرد آنها را سرکوب کنید.
خواندن مرتبط: نشانههایی که نشان میدهد او به شما احساساتی پیدا کرده است چیست؟
جنی میگوید: «من ۷ سال است که با شریک زندگیام، کریس، هستم. حالا ما عاشق هم هستیم، اما چیزهایی در مورد یکدیگر وجود دارد که ما را دیوانه میکند. از اینکه او هرگز سر وقت نمیآید متنفرم، این را بیاحترامی میدانم. او فکر میکند من در مورد وقتشناسی بیش از حد بدبین هستم. مواقعی هست که از خودم میپرسم آیا عشق برای هماهنگ کردن زندگی ما کافی است یا نه، و حقیقت این است که اینطور نیست. ما باید مینشستیم و تصدیق میکردیم که احساساتی که نسبت به هم داریم همیشه مثبت نیستند. و این اشکالی ندارد، تا زمانی که عشق نیروی محرکه باشد.»
این یک حقیقت تلخ است، اما ما همیشه عاشق کسانی که دوستشان داریم نیستیم. احساسات بسیار زیاد دیگری هم نسبت به آنها داریم و هنگام توسعه هوش هیجانی در روابط، بسیار مهم است که همه آنها را احساس کنیم.
۲. تغییر در رابطهتان را بپذیرید
من با تغییر خیلی بد کنار میآیم، و مدتی طول میکشد تا آماده شوم و خودم را وفق دهم. وقتی سازگاری با تغییرات فردی سخت باشد، تغییر در یک رابطه عاشقانه که قرار است کاملاً در مورد ثبات باشد، میتواند دلهرهآور باشد.
با این حال، مقاومت در برابر تغییر در یک رابطه، هم بیثمر و هم مضر است. روابط با افزایش سن، شرایط، جغرافیا، تغییرات شغلی، مسائل مربوط به سلامتی و بسیاری از موارد دیگر تکامل مییابند. بچهدار شدن میتواند زندگی زناشویی شما را تغییر دهدبرای مثال. یا شروع رابطه شما میتواند عمدتاً در مورد شور و اشتیاق و صمیمیت فیزیکی باشد. همانطور که سفر خود را با هم ادامه میدهید، چیزهای دیگری مانند همراهی، دوستی و حس مشارکت میتوانند جای آن را بگیرند.
به جای اینکه در اولین نگاه به تغییر، دچار حمله وحشت شوید، اجازه دهید همه چیز به جریان بیفتد. تغییر چه بخواهید چه نخواهید، از راه خواهد رسید، بنابراین تنها چیزی که میتوانید کنترل کنید، نحوهی هدایت آن است. اینجاست که هوش هیجانی در روابط اهمیت پیدا میکند.
به یاد داشته باشید، دوباره، انواع مختلفی از هوش هیجانی وجود دارد و آنچه شما به کار میگیرید بستگی به جایگاه شما در رابطهتان دارد. هوش هیجانی در یک ازدواج با هوش هیجانی در یک رابطه جدید متفاوت خواهد بود. تبدیل به یک ... نشوید. کنترل دمدمی مزاجیبه استقبال تغییر برو، و از اینکه همه چیز چقدر سادهتر میشود، شگفتزده خواهی شد.
۱۴. از یکدیگر یاد بگیرید
ساباتینا خاطرنشان میکند که توسعه هوش هیجانی در روابط به شدت به بده بستان بستگی دارد. به اشتراک گذاشتن تجربیات و دانش عاطفی، یک رابطه سالم و عاطفی را رقم میزند.
هر رابطهای با هوش هیجانی بالا مستلزم این است که بدانید شریک زندگیتان مؤلفههایی از هوش هیجانی را دارد که ممکن است شما نداشته باشید و برعکس. به عنوان مثال، شاید شما شنونده بهتری باشید، اما او در تنظیم احساسات خود بهتر عمل میکند.
مطلب مرتبط: ۱۱ درسی که افراد از روابط شکستخورده آموختند
جیسون میگوید: «شریک زندگیام مراقب حرفهایش است و تمام تلاشش را میکند که حتی وقتی دعوا میکنیم از کلمات آزاردهنده استفاده نکند. با این حال، او آدم خیلی همدل و مهربانی نیست و واقعاً نمیتواند خودش را جای من بگذارد. من برعکس هستم - میفهمم که او از کجا آمده، اما من هم زودرنج هستم، بنابراین مراقب حرفهایم نیستم.»
جیسون و شریک زندگیاش میدانند که چیزهای زیادی برای یادگیری از یکدیگر دارند و سعی میکنند نقاط قوت یکدیگر را بدون افتادن در ورطه ناامنی جذب کنند. با روحیه هوش هیجانی بالا، آنها همچنین سعی میکنند مطمئن شوند که یادگیری از یکدیگر به سوءاستفاده از انرژی عاطفی یکدیگر تبدیل نشود.
اهمیت هوش هیجانی در روابط باید با عمل برجسته شود، و یادگیری فعال از یکدیگر یکی از مهمترین کارهایی است که میتوانید انجام دهید.
۴. وقتی میترسی، اعتراف کن؛ وقتی شک داری، بپرس
صداقت یکی دیگر از اجزای مهم هوش هیجانی است. وقتی از چیزی میترسید، آن را بپذیرید و وقتی از چیزی مطمئن نیستید، صادق باشید. هیچ رابطه عاشقانهای بدون ترس و عدم اطمینان وجود نخواهد داشت و شما باید بتوانید هر دوی این احساسات را به روشی سالم ابراز کنید.
به یاد داشته باشید که پرسیدن در صورت شک و تردید، در مورد رضایت نیز صدق میکند. و رضایت در همه جا لازم است، نه فقط در اتاق خواب. اگر فکر میکنید سرک کشیدن به میز شریک زندگیتان حریم خصوصی او را نقض میکند، قبل از انجام این کار بپرسید، یا از خودتان بپرسید که آیا اصلاً لازم است این کار را انجام دهید یا خیر.
آنچه را که از آن میترسید نیز بیان کنید. برای مثال، اگر آسیبهای دوران کودکی یا ... والدین سمی اگر ترس از رها شدن در شما ایجاد شده است، با شریک زندگی خود در مورد آن صحبت کنید. اگر فکر میکنید برای رفع این ترسها به درمان نیاز دارید، با شریک زندگی خود صحبت کنید. چه هوش هیجانی در یک ازدواج ۱۵ ساله باشد و چه در یک رابطه کاملاً جدید، صداقت به ندرت شکست خواهد خورد.
۵. در هنر مدیریت تعارض استاد شوید
ساباتینا تأکید میکند که هوش هیجانی به معنای توافق همیشگی نیست، بلکه به معنای دانستن چگونگی عبور از تعارضی است که همواره وجودش احساس میشود.
او میگوید: «هوش هیجانی به معنای برقراری ارتباط در حین اختلاف به شیوهای است که کمترین آسیب را به شریک زندگیتان برساند.» تسلط بر این مهارت دشوار است، زیرا همه ما مستعد خشم و عصبانیت هستیم. با این حال، کلمات میتوانند زخمهای ماندگاری بر جای بگذارند، بنابراین کمی هوش هیجانی در توجه به آنچه میگویید بسیار مفید است.
هنر مدیریت تعارض فراتر از ساختارهای رابطه است. حتی گذر از یک جدایی به کمترین شیوهی ممکن و زنده نگه داشتن عشق حتی اگر رابطهتان به سرانجام نرسیده باشد، یکی از انواع هوش هیجانی است.
فکر می کنم از حرفهای آزاردهندهای که هرگز نباید به شریک زندگیتان بگوییدچیزهایی که آنها را تحریک میکند یا آسیبهای گذشته را به یاد میآورد. سپس، مطمئن شوید که حتی وقتی بحث داغی دارید، آن کلمات را به زبان نمیآورید. همچنین، پس از یک درگیری بزرگ، حتماً ضمن حفظ مرزهای سالم، بخشش را تمرین کنید.
۶. با معشوق خود دوست باشید
من با دوستانم خیلی مهربانتر از شریک عاطفیام هستم. من یک رابطه عاطفی عمیق با آنها دارم، اما آنها را به عنوان افراد پیچیدهای که اشتباه میکنند نیز میبینم، به آنها حق میدهم که اشتباه کنند و وقتی فکر میکنم لازم است، به آرامی آنها را به حرفهایم دعوت میکنم.
عشق رمانتیک اغلب به عنوان نمونهی کامل تمام عشقها دیده میشود، به این معنی که ما انتظارات بیشتری از شریک عاطفی خود داریم و وقتی اوضاع آنطور که انتظار داشتیم بینقص نیست، آشکارا ناامید میشویم. به طور متناقضی، وقتی آنها مشکلساز میشوند، در برجسته کردن آن نیز کندتر عمل میکنیم.
خیلی خوبه که برای شریک زندگیت استانداردهای بالایی داشته باشی. اما فراموش نکنیم که اونا هم انسانن و ممکنه اشتباه کنن و احتمالاً همیشه مطابق با استانداردهای تو عمل نمیکنن. در عین حال، اونا رو به عنوان یه آدم درجه یک نشون نده و فرض نکن که هیچ اشتباهی نمیکنن. ما طوری تربیت شدیم که اگه شریک زندگیمون تبعیض جنسیتی یا به خصوص نامهربان باشه، ازش بگذریم.
دوست بودن با معشوق همچنین به معنای گوش دادن به حرفهای اوست، اگر روز بدی داشتهاند برایشان نوشیدنی بخرید و گاهی اوقات به آنها بگویید که مدل مویشان عالی به نظر میرسد، حتی اگر از آن متنفر باشید. دوستی، حداقل به اندازه عشق مقدس است، اگر نه بیشتر، پس بیایید آن را از دست ندهیم.
خواندن مرتبط: ۵ دروغ مصلحتی در روابط که زوجین در برههای از زمان به یکدیگر میگویند
۷. آگاهانه و هدفمند عمل کنید
ساباتینا میگوید: «ذهن آگاهی به ما کمک میکند تا آرامش خود را حفظ کنیم و تمرکز کنیم و در این فرآیند خودآگاهی بیشتری پیدا کنیم. این تمرینی است که در آن توجه خود را بر لحظه حال متمرکز میکنید، نه اینکه اجازه دهید گذشته اعمال شما را تعیین کند.»
خوب است که فکر کنیم عشق چیزی است که به سادگی برای ما "اتفاق میافتد" و وقتی اتفاق بیفتد، همه چیز به شکلی عرفانی حل میشود. متأسفانه، اگرچه قطعاً جادویی در کار است، اما به کار و نیت نیز نیاز دارد.
وقتی در مورد رابطهتان آگاهانه و هدفمند عمل میکنید، متوجه میشوید که چه چیزی مؤثر است و چه چیزی مؤثر نیست. و به جای اینکه منتظر بمانید تا کائنات این کار را برای شما انجام دهد، برای اصلاح آن قدمهایی برمیدارید. این بخش بزرگی از کار با هوش هیجانی است - در واقع انجام دادن کار. ذهن آگاهی در روابط راه خوبی برای انجام این کار است.
ساباتینا در پایان میگوید: «هوش هیجانی به معنای خوب بودن نیست، بلکه به معنای مدیریت احساسات خودمان برای دستیابی به بهترین نتایج ممکن است. هنگام کار با هوش هیجانی، میتوانیم به طور فعال در ارتباطات بین فردی شرکت کنیم و احساسات خود را به شیوهای قابل قبول از نظر اجتماعی ابراز کنیم.»
سوالات متداول
در روابط، هوش هیجانی به عنوان ابزاری برای مدیریت احساسات و نحوهی ارتباط ما استفاده میشود. این شامل بهکارگیری بهترین خودمان در رابطه تا حد امکان است، در عین حال که اذعان میکنیم که قرار است اشتباه کنیم. هوش هیجانی همچنین ما را برای عبور از این اشتباهات مجهز میکند و ما را قادر میسازد حل مناقشات.
هوش هیجانی ما را در روابطمان همدلتر و آگاهتر میکند. این یعنی ما تلاش میکنیم تا بفهمیم شریک زندگیمان از کجا آمده و همچنین گامهای فعالی برای بهتر، عاشقانهتر و با مرزهای بهتر برداشتن رابطهمان برمیداریم.
هوش هیجانی در ازدواج بسیار مهم است. ازدواج، به عنوان یک نهاد، با مجموعهای از سختگیریها و انتظارات خاص خود همراه است که اغلب میتواند باری بر قلب رابطه باشد. هوش هیجانی به ما کمک میکند تا بر روابط و اهداف زناشویی خود تمرکز کنیم و انتظارات واقعبینانهای داشته باشیم.
عشق عاطفی قطعاً در هدایا، آغوش، بوسه و ... نشان داده میشود. صرف زمان با کیفیت اما برای نشان دادن واقعی آن در سطحی عمیقتر، باید به هر قیمتی به شریک زندگی خود احترام گذاشت. این بهترین راه برای نشان دادن عشق عاطفی است.
۱۰ نکته برای زوجهای تازه ازدواج کرده تا رابطهشان را قوی کنند
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.
