درست است که انسان فقط زمانی متوجه میشود که چیزی را از دست داده است. به خصوص پس از فوت، پشیمانی پس از مرگ یک عزیز میتواند کاملاً شما را درگیر کند. کنار آمدن با فقدان میتواند مدت زیادی طول بکشد، به خصوص وقتی که به طور ناگهانی برای ما اتفاق بیفتد. در آن زمان ذهن فرد پر از پشیمانی و کارهایی میشود که میتوانستند طور دیگری انجام دهند.
ما اغلب بدون نگرانی در مورد چیزهایی که ممکن است از ما گرفته شوند، به زندگی روزمره خود ادامه میدهیم. اما این اتفاقی است که میافتد. ناگهان از راه میرسد، زندگی شما را در یک چشم به هم زدن تغییر میدهد و شما کاملاً شوکه میشوید. فقدان و غم چیزهای کوچک و شومی هستند که به زندگی شما رخنه میکنند و شخصیت شما را تغییر میدهند.
کنار آمدن با بزرگترین پشیمانیها بعد از مرگ همسرم
فهرست مندرجات
وقتی شریک زندگیتان را از دست میدهید، انگار تمام دنیا دور سرتان میلرزد و فرو میریزد. فکر کردن به از دست دادن کسی که خیلی دوستش داشتید، خودش یک نبرد دشوار است. علاوه بر این، کنار آمدن با تنهایی علاوه بر این، میتواند یک تجربه بسیار دلخراش باشد.
بیش از حد به هر جزئیات کوچکی فکر میکنی، سعی میکنی کوچکترین لحظاتی را که با هم داشتید به یاد بیاوری، فقط برای اینکه دوباره آن ذره عشقی را که با هم داشتید حس کنی. بدترین قسمت ماجرا زمانی است که سعی میکنی به تمام کارهایی که میتوانستی متفاوت انجام دهی فکر کنی. تمام سناریوهای «میتوانستم انجام دهم»، «میخواستم انجام دهم» و «باید انجام میدادم» هنگام مواجهه با پشیمانی در ذهنت میچرخند.
شاید زمانی که میتوانستید ده دقیقه بیشتر تلفنی با او صحبت کنید، شنبه گذشته در شستن ظرفها به او کمک کنید یا به این فکر کنید که چه زمانی میتوانستید به سادگی در آن دعوای کوچک از همسرتان عذرخواهی کنید، بدون اینکه آن کلمات آزاردهنده را به زبان بیاورید.
مردان و زنانی که به تازگی همسر خود را از دست دادهاند، پس از یک ازدواج شاد و طولانی، برخی از عمیقترین پشیمانیهای خود را پس از مرگ یکی از عزیزانشان به اشتراک گذاشتند. تأملات آنها در مورد اینکه چگونه میتوانستند شرکای بهتری باشند، برای کسانی که هنوز این فرصت را دارند، ارزشمند است.
خواندن مرتبط: چگونه گفتن حرفهای آزاردهنده در یک رابطه بر آن تأثیر میگذارد
۱. کاش بیشتر قدرش را میدانستم
«همسرم هر شب حدود ساعت ۶ بعد از ظهر با من تماس میگرفت تا بپرسد چه زمانی به خانه برمیگردم. در آن زمان، این موضوع من را آزار میداد و اغلب به سرعت آن تماسها را رد میکردم تا به کارهایم برسم. ۶ ماه از زمانی که او را به دلیل سرطان از دست دادم میگذرد و اکنون ساعتها میگذرد بدون اینکه کسی منتظر من باشد تا برای شام به خانه بروم. در آن لحظه بیشترین احساس فقدان او را دارم. کاش میتوانستم زمان را به عقب برگردانم و فقط یک فرصت داشته باشم تا به او بگویم چقدر از آن تماسها قدردانی میکنم. پشیمان نیستم که این اتفاق نیفتاد.» که میگه دوستت دارم و از او به خاطر مراقبتش از من، صمیمانه تشکر میکنم» – تاجر، ۶۲ ساله.
ما عشق و وقت بیقید و شرط شریک زندگیمان را بدیهی میدانیم و در نهایت همه چیز را به او ترجیح میدهیم. در این مسیر فراموش میکنیم که از تمام کارهایی که برای ما انجام میدهد قدردانی کنیم. از این فرصت استفاده کنید و به شریک زندگیتان نشان دهید که چقدر برایتان مهم است.
۲. وقت تلف کردن برای دعوا
«من و همسرم سر چیزهای بزرگ و کوچک زیادی دعوا میکردیم. واکنش معمول من به یک اختلاف این بود که چند روز با او حرف نزنم، با عصبانیت در اتاق بچهها بخوابم، یا در سکوت غذای کامل بخورم. کاش آن دعواها را به چند روز نمیکشاندم، بیشتر اوقات به خاطر غرورم بود. کاش کمتر لجباز بودم. حالا که با این همه غم و پشیمانی دست و پنجه نرم میکنم، از تمام کارهایی که میتوانستم طور دیگری انجام دهم و بگویم، پشیمانم.» – خانهدار، ۵۶ ساله.
گاهی اوقات ما کینهها را خیلی بیشتر از آنچه لازم است، در دل نگه میداریم، زیرا فکر میکنیم سالهای بیپایانی را با هم خواهیم گذراند. و همانطور که میدانیم، حتی ابدیت با جفت روحمان کافی نیست. مرگ همسر چیزی نیست که هر روز انتظارش را داشته باشید. اما هنوز هم میتوان تلاش بیشتری کرد تا در زندگی روزمره خود سپاسگزار بود، چه مرگ یا فقدان قریبالوقوع باشد و چه نباشد.
دفعهی بعد که اختلاف نظر پیش آمد، به این فکر کنید که چه چیزی برای شما مهمتر است و نگذارید چیزهای کوچک باعث شوند روزهایتان را با همسرتان از دست بدهید. موارد زیادی وجود دارد استراتژی های حل تعارض که میتوانید برای بهتر کردن ازدواجتان تلاش کنید.
۳. او چه میخواست؟
«وقتی او فوت کرد، من حتی نمیدانستم چگونه آنطور که میخواست به او ادای احترام کنم. کاش میتوانستم با او صحبت کنم که میخواست ساریهای ابریشمی و جواهرات را کجا به او بدهم. حالا که او رفته است، فقط میتوانم حدس بزنم که میخواست با آنها چه کار کنم.» – وکیل، ۷۱ ساله
با اینکه مرگ اجتنابناپذیر است، ما از صحبت در مورد آخرین آرزوها اجتناب میکنیم. این مکالمه ما را معذب میکند و دوست نداریم به زندگی بدون شریک زندگیمان فکر کنیم. وقتی یکی از عزیزانمان فوت میکند، انسان از قبل نگران پشیمانیهای زیادی است. واقعاً نمیخواهید از آخرین آرزوهای آنها غافل شوید. هر چقدر هم که سخت باشد، بنشینید و صحبت کنید تا وقتی زمانش رسید، بتوانید آخرین آرزوهای آنها را برآورده کنید.
۴. به اندازه کافی برایش ارزش قائل نبودید
«من همیشه شوهرم را با برادر شوهرم مقایسه میکردم و سریع به او یادآوری میکردم که چه چیزهایی کم دارد. اغلب اوقات، کاری میکردم که احساس حقارت کند و همیشه دستاوردها و تعهدش به خودم را دست کم میگرفتم. او را به خاطر کوچکترین اشتباهاتش سرزنش میکردم و او را مجبور میکردم که برای جلب محبت من، فراتر از توانش تلاش کند. با رفتن او، متوجه شدم که قویترین حامیام و تنها کسی را که هرگز کنارم را ترک نمیکرد، از دست دادهام. اکنون به شدت دلتنگ شوهرم هستم که فوت کرد و کاش میتوانستم به او بگویم که چقدر برایش ارزش قائلم.» – طراح داخلی، ۴۱ ساله
ما خیلی سریع از همسرمان ایراد میگیریم و قدر بزرگترین متحدمان، کسی که حاضر است برای ما به ماه برود و برگردد را نمیدانیم. انتقاد کردن از کسی خیلی آسانتر از ... به کسی که برایتان مهم است نشان دهیداین یکی از بزرگترین پشیمانیها پس از مرگ عزیزان است.
دفعهی بعدی که همسرتان را ملاقات میکنید، کاری کنید که احساس کند دوستش دارید و به او بگویید که چطور زندگیتان را بهتر میکند. آن دسته از ما که آنقدر خوششانس هستیم که هنوز چند سال دیگر با عزیزمان زندگی میکنیم، بیایید اهمیت او را به خاطر داشته باشیم و ارزشش را فراموش نکنیم، فقط به این دلیل که انتظار داریم برای همیشه با ما باشد.
سوالات متداول
مگر اینکه راهی برای کنار آمدن با آنها پیدا کنید. رسیدن به آرامش و کنار آمدن با پشیمانی پس از مرگ یکی از عزیزان میتواند زمان زیادی طول بکشد. اما اگر احساسات خود را مدیریت کنید، در صورت نیاز کمک بگیرید و روی احساسات خود کار کنید - میتوانید بر این احساسات غلبه کنید.
از یک جهت، بله. اما تا زمانی که عذرخواهی واقعی صورت نگیرد، کافی نیست. مثل احساسی است که قبل از عذرخواهی وجود دارد.
میتوانند. وقتی که تأثیرشان را روی شما گذاشتند، در نهایت قویتر خواهید شد، یاد میگیرید که بگذارید باشند و بهتر از آنها عبور کنید.
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست اهداءاین امر به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز برای شما ادامه دهد.
درست است. بسیاری از اوقات ما عشق و محبت و فداکاری همسرمان را بدیهی میدانیم. در این فرآیند، هرگز قدر آنها را نمیدانیم و ارزش آنها را نمیدانیم. شاید در محل کارمان، شب و روز برای به رسمیت شناخته شدن تلاش کنیم، اما در عین حال، از شناخت و قدردانی از همسرمان غافل میشویم. زمان در اینجا روزهای ما را میشمارد و همه ما را شکار میکند، با این حال ما از شناخت و قدردانی از زمانی که آنها با ما هستند، غافل میشویم. ارزش پول یا مقام در این میان چیست، اما در این فرآیند ممکن است لحظات گرانبهایی را از دست بدهیم. با وجود این، همسران ما همچنان عشق و محبت خود را به ما میپاشند و زمانی که متوجه میشویم خیلی دیر شده است. بیایید بیدار شویم و لحظات با هم بودن را گرامی بداریم، هر زمانی که با هم هستیم.