پایان یک ازدواج میتواند ضربهی سهمگینی برای کنار آمدن با آن باشد. اگر در پذیرش این موضوع که ازدواجتان تمام شده و باید از همسری که دوستش دارید دست بکشید، مشکل دارید، بدانید که تنها نیستید. هر ازدواجی فراز و نشیبهای خود را دارد و به ما گفته شده که شریکهای زندگی قرار است با هم از چنین طوفانهایی عبور کنند.
به همین دلیل است که اغلب سختترین بخش، تلاش برای فهمیدن این است که آیا وقت آن رسیده که از یک ازدواج بد دست بکشید یا اینکه به سادگی وارد یک دوره سخت دیگر شدهاید که باید با هم از آن عبور کنید.
در کتاب نشانههای پایان رابطه: راهنمای خودیاری برای تشخیص زمان پایان رابطه یا ازدواج و اقدامات لازم در مورد آن نویسنده دنیس برین میگوید: «روابط فراز و نشیب دارند و تغییر میکنند، و گاهی اوقات این تغییرات میتوانند مانند پایان به نظر برسند، در حالی که واقعاً اینطور نیست. اما در مواقع دیگر، چیزی که مانند یک دستانداز کوچک به نظر میرسد، میتواند به جدایی دردناکی تبدیل شود که هرگز انتظارش را نداشتید.»
حتی اگر نشانههایی وجود داشته باشد که نشان میدهد یک ازدواج در سراشیبی سقوط قرار دارد، سختترین کار این است که بپذیرید ازدواج تمام شده است و باید به طور مسالمتآمیز به آن پایان دهید. مواقعی وجود دارد که بهتر است از یک ازدواج دست بکشید تا اینکه به مبارزه در آن ادامه دهید و طلاق را بپذیرید، حتی زمانی که نمیخواهید.
برای اینکه به شما کمک کنیم بفهمید آیا وقت آن رسیده که از همسری که دوستش دارید جدا شوید، سعی خواهیم کرد بفهمیم چه زمانی واقعاً ازدواج شما به پایان رسیده است و برای پذیرش این واقعیت چه کاری میتوانید انجام دهید.
چطور بفهمیم که ازدواجمان واقعاً به پایان رسیده است؟
فهرست مندرجات
فهمیدن اینکه چه زمانی ازدواج تمام شده است میتواند یک کار کاملاً ترسناک باشد. معمولاً افراد وقت خود را در روابط ناخوشایند تلف میکنند، صرفاً به این دلیل که امیدوارند روزی اوضاع بهتر شود. اما گاهی اوقات، شما فقط دارید یک اسب مرده را شلاق میزنید و این کار را به قیمت از دست دادن شادی و رفاه خود انجام میدهید.
دکتر جان گاتمن، روانشناس مشهور آمریکایی، که بیش از ۴۰ سال است به زوجها مشاوره میدهد، توانسته است طلاق را با دقت ۹۰٪ پیشبینی کند. پیشبینیهای او بر اساس روشی است که او آن را ... مینامد. چهار سوار آخرالزمان و آن موارد عبارتند از – انتقاد، تحقیر، حالت تدافعی گرفتن و دیوارکشی سنگی.
در کتاب خود چرا ازدواجها موفق میشوند یا شکست میخورنددکتر گاتمن خاطرنشان میکند که تحقیر، بزرگترین پیشبینیکننده یا عامل طلاق است، زیرا ازدواج را از بین میبرد. تحقیر یکدیگر به معنای فقدان احترام و تحسین در ازدواج است.
اگر شما و شریک زندگیتان اکثر این ویژگیها را دارید، وقت آن رسیده که بپذیرید ازدواجتان به پایان رسیده است. گذشته از تحقیر، چه نشانههایی در ازدواج شما وجود دارد که نشان میدهد زمان طلاق فرا رسیده است؟ بگذارید به شما بگوییم.
خواندن مرتبط: ۷ نشانه هشدار دهنده که نشان میدهد در زندگی مشترکتان از هم جدا شدهاید
۱. زندگی کردن مثل یک فرد مجرد
یکی از نشانههای هشداردهنده طلاق این است که شما و شریک زندگیتان مرتباً برنامههایی ترتیب میدهید که دیگری را در آن دخیل نمیکند. اگرچه برای شما و شریک زندگیتان خوب است که گروههای دوستان خودتان را داشته باشید، اما انتخاب مکرر گذراندن وقت با دوستان به جای شریک زندگیتان، به این معنی است که یکی یا هر دوی شما ... رها کردن ازدواج.
شاید پذیرفتن پایان ازدواج سخت باشد، اما اگر شریک زندگیتان از گذراندن وقت کافی با هم به عنوان یک زوج امتناع میکند، ممکن است مجبور شوید از همسری که دوستش دارید، دست بکشید.
۲. خیانت برای شما جذاب است
حتی افراد متأهل هم گاهی اوقات در مورد افراد دیگر خیالپردازی میکنند، اما هرگز رویای خیانت به شریک زندگیشان را در سر نمیپرورانند. خیالپردازیها صرفاً لذتهای گناهآلودی هستند که زوجها هر از گاهی درگیر آن میشوند.
اگر خیانت دیگر یک خیال نباشد و به چیزی جذاب برای شما تبدیل شود، ممکن است نشانهی این باشد که دارید از ازدواجتان دست میکشید. اگرچه بین خیانت و افکار خیانت تفاوت زیادی وجود دارد، اما چنین افکاری همچنان نشاندهندهی یک ازدواج ناخوشایند هستند.
اگر مرتباً خود را مجذوب افراد دیگر میبینید، باید بپذیرید که ازدواج شما دیگر جایگاهی ندارد.
۳. امور مالی غیرقابل توضیح و مرموز
یکی از نشانههای هشداردهندهی طلاق این است که یکی از زوجین یا هر دو، بدون مشورت با یکدیگر، تصمیمات مالی خود را اتخاذ کنند. پس از ازدواج، هر تصمیمی که شما یا همسرتان بگیرید، بر دیگری نیز تأثیر میگذارد.
در یک ازدواج سالم، برنامهریزی مالی نقش مهمی ایفا میکند. هر دو طرف با هم همکاری میکنند تا در مورد هزینهها، پساندازها، ایجاد دارایی و غیره تصمیمگیری کنند. اگر شریک زندگیتان در مورد این موارد شما را در جریان امور قرار نمیدهد، این نشانهی شومی است که باید بپذیرید ازدواجتان به پایان رسیده است.
مطلب مرتبط: چگونه با شوهر دروغگو رفتار کنیم؟
۴. فکر کردن به شریک زندگیتان شما را خسته میکند
در آغاز ازدواج، احتمالاً بیصبرانه منتظر برگشتن به خانه و دیدن شریک زندگیتان بودید. فکر کردن به او شما را خوشحال میکرد. این نشانهی یک رابطهی سالم است، رابطهای که در آن مشتاقانه منتظر گذراندن وقت با شریک زندگیتان هستید.
با این حال، اگر دائماً دعوا میکنید یا با دورههای طولانی خصومت دست و پنجه نرم میکنید، فکر کردن به شریک زندگیتان یا بودن با او میتواند خستهکننده و طاقتفرسا باشد.
این فقط در مورد یک ازدواج ناموفق که آیندهای ندارد اتفاق میافتد.
۵. طلاق دیگر یک تهدید بیهوده نیست
گاهی اوقات وقتی بحثها بالا میگیرد، شما و شریک زندگیتان ممکن است حرفهای آزاردهندهای به یکدیگر بزنید که منظوری از آنها ندارید. گاهی اوقات تهدید به طلاق میکنید و به محض اینکه آن حرفها را میزنید، آرزو میکنید که میتوانستید آنها را پس بگیرید.
با این حال، روزی ممکن است متوجه شوید که وقتی آن کلمات را میگویید، واقعاً منظورتان همین است. اگر در آن مرحله هستید، وقتی که واقعاً در نظر گرفتن طلاق و با جدایی از شریک زندگیتان، دیگر جایی برای ابهام باقی نمیماند. وقت آن رسیده که بپذیرید ازدواجتان به پایان رسیده است.
چگونه بپذیریم که ازدواجمان تمام شده است؟
پایان دادن به ازدواج تنها بخش اول این فرآیند است. بخش دیگر، پذیرش پایان ازدواج و ادامه دادن به آن است. حتی پس از اینکه همسری را که دوست دارید رها کردید، ممکن است فراموش کردن خاطره او برایتان دشوار باشد و هنوز هم دلتنگش باشید.
آنجلا استوارت و رالف ویلسون (نام مستعار) در دوران دبیرستان عاشق هم بودند که با هم ازدواج کردند و سه سال بعد از هم جدا شدند. آنجلا گفت: «در تمام عمرم فقط یک مرد را میشناختم و آن رالف بود. نمیتوانم تمام خاطراتی را که مدتها با هم ساخته بودیم فراموش کنم. هر وقت غذای مورد علاقهاش را میخورم، برنامه مورد علاقهاش را تماشا میکنم یا دوستان مشترکمان را ملاقات میکنم، مدام با احساساتم دست و پنجه نرم میکنم.»
اگرچه او خیانت میکرد، من حاضر بودم او را ببخشم و ازدواجمان را نجات دهم. اما شوهرم اصرار داشت که طلاق میخواهد. مدت زیادی طول کشید تا بپذیرم که طلاق اجتنابناپذیر است.
اگرچه این یک حالت ذهنی کاملاً طبیعی است، اما ناسالم نیز هست و باید برای خروج از آن تلاش کنید. شما نمیتوانید اجازه دهید همسرتان پس از پایان ازدواج، مانع از داشتن بهترین زندگی برای شما شود.
برای کمک به پیشرفت شما در این زمینه، در اینجا چند نکته ارائه شده است که به شما کمک میکند واقعاً بپذیرید که ازدواجتان به پایان رسیده است.
مطلب مرتبط: آیا هوس رابطه ۷ ساله واقعی است؟
۱. احساسات خود را بپذیرید
افراد مختلف هنگام رها کردن یک ازدواج بد واکنشهای متفاوتی نشان میدهند. برخی رها کردن یک ازدواج بد را دشوار میدانند، در حالی که برخی دیگر از اینکه بالاخره از شریک زندگی خود آزاد شدهاند خوشحال هستند.
مهم نیست در کجای این طیف قرار دارید، تنها راه برای رهایی کامل از یک ازدواج بد، اذعان واقعی به احساساتتان است. تنها پس از کنار آمدن با احساسات واقعی خود میتوانید روند بهبودی را آغاز کرده و به فصل بعدی زندگی خود بروید.

۲. بپذیرید که شریک زندگیتان نمیتواند آنچه را که نیاز دارید فراهم کند.
برای رهایی از یک ازدواج بد، باید درک کنید که شریک زندگیتان به سادگی قادر به ارائه حمایت عاطفی و محبتی که نیاز دارید، نیست. وقتی این را بپذیرید، کمکم متوجه خواهید شد که برای رضایت یا خوشحالی همسرتان نیازی به او ندارید.
پایان دادن به یک ازدواج میتواند تصمیم دردناکی باشد، اما ماندن در یک ازدواج ناموفق شما را خسته و تلخ خواهد کرد.
بهتر است از یک ازدواج بد دست بکشید و به زندگیتان ادامه دهید.
۳. با دوستان و عزیزانتان صحبت کنید
پایان دادن به یک ازدواج میتواند بسیار بیرحمانه باشد. دیگر نمیتوانید با کسی که زمانی صمیمیترین بودید صحبت کنید یا به او اعتماد کنید. این میتواند دیدگاه شما را نسبت به روابط خدشهدار کند و باعث شود ارزش خود را زیر سوال ببرید.
برای رهایی سالم از یک ازدواج بد، همیشه ایده خوبی است که با دوستان و خانواده خود صحبت کنید تا بتوانند در عبور از این احساسات منفی به شما کمک کنند. داشتن معاشرت خوب میتواند کلید احساس بهتر نسبت به خودتان باشد. این به شما در پذیرش پایان ازدواجتان کمک خواهد کرد.
۴. روی زندگیتان تمرکز کنید
اگر تا به حال به خودتان گفتهاید که ازدواجتان به پایان رسیده و نمیدانید چه کاری باید انجام دهید، ایده خوبی است که سعی کنید کنترل زندگی خود را به عنوان یک فرد به دست بگیرید. به سرگرمیهای خود برگردید، دنیای اطراف خود را کشف کنید، علایق خود را دنبال کنید یا برای رسیدن به جاهطلبیهایتان تلاش کنید.
شما باید سعی کنید دوباره زندگی کنید تا متوجه شوید که تصمیم شما برای رها کردن یک ازدواج بد، به شما این امکان را داده است که دوباره خوشحال باشید.
تلاش برای اینکه دوباره خودتان باشید، راهی عالی برای شروع پذیرش پایان ازدواجتان است.
5. مراقبت از خود را انجام دهید
شما حداقل برای مدتی پس از پایان ازدواج احساس آسیبپذیری زیادی خواهید کرد. این کار آسانی نیست. رها کردن همسر در این مدت، باید متوجه باشید که باید سلامت جسمی و روحی خود را بالاتر از هر چیز دیگری قرار دهید.
اینجاست که مراقبت از خود مطرح میشود.
مراقبت از خود یعنی انجام کاری که میخواهید انجام دهید تا احساس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید. فهمیدن اینکه چگونه میتوانید وضعیت فعلی خود را قابل تحملتر کنید، به شما کمک زیادی میکند تا بپذیرید که ازدواجتان تمام شده است.
مطلب مرتبط: ۱۰ نشانه که با فرد اشتباهی ازدواج کردهاید
۶. اهدافی تعیین کنید
هر فردی، چه متأهل و چه مجرد، باید اهداف روشن و مشخصی در ذهن داشته باشد که آرزوی دستیابی به آنها را داشته باشد. داشتن اهداف یا تعیین استانداردها برای خود میتواند به رهایی از یک ازدواج بد کمک کند. تلاش برای رسیدن به اهدافتان، در زمانی که در غیر این صورت بسیار آشفته خواهد بود، به شما ظاهری از نظم و عادی بودن میدهد.
اگر ازدواج شما به پایان رسیده و نمیدانید چه کاری باید انجام دهید، تلاش برای یافتن یک هدف قابل دستیابی میتواند به شما کمک کند تا بپذیرید که ازدواجتان به پایان رسیده است.
۷. به یاد داشته باشید که هنوز به عشق اعتقاد داشته باشید
بعد از پایان یک ازدواج، ممکن است برای مدتی باور عشق سخت باشد. اما عشق اشکال مختلفی دارد. عشق به شریک زندگی میتواند شدید باشد و باعث شود احساس سرخوشی کنید. عشق به یک دوست میتواند به شما آرامش دهد و به شما یادآوری کند که چه کسی هستید. و عشق به خود که به شما میآموزد خودتان را گرامی بدارید.
هر رابطهای، نوع متفاوتی از عشق را به زندگی شما میآورد.
اگرچه ممکن است جایگزین کردن عشقی که در شریک زندگی خود از دست دادهاید برایتان دشوار باشد، اما اجازه دادن به خودتان برای عشق ورزیدن میتواند باعث شود که قدر زندگی را خیلی بیشتر بدانید.
مهم نیست چقدر از نظر ذهنی برای این اتفاق آماده باشید، نمیتوانید ضربهای را که از پایان یک ازدواج وارد میشود، کاهش دهید. تنها زمانی که بتوانید بپذیرید که ازدواجتان تمام شده است، میتوانید روند بهبودی را آغاز کنید و فصل جدیدی از زندگی خود را آغاز کنید. ادامه دادن به زندگی پس از پایان ازدواج کمی زمان میبرد، اما میتوانید این کار را انجام دهید.
اگرچه ازدواج شما ممکن است بخش بسیار مهمی از زندگی شما بوده باشد، اما همه چیز و همه چیز زندگی نیست. در صورتی که قادر به پیشرفت در این زمینه نیستید، مراجعه به درمانگر میتواند به شما در پردازش احساساتتان کمک کند. اکنون میتوانید با کلیک یک دکمه، از کمک و راهنمایی حرفهای بهرهمند شوید.
سوالات متداول
ابتدا باید احساسات خود را بپذیرید، سپس متوجه شوید که حتی اگر با هم بمانید، خوشبختی از شما دور خواهد شد، بپذیرید که شما و شریک زندگیتان ... جدا افتاده و با نگرشی مثبت روی زندگی جدیدتان تمرکز کنید.
وقتی مثل دو فرد جدا زیر یک سقف زندگی میکنید، فکر کردن به شریک زندگیتان شما را خسته میکند، وقتی با هم هستید یا اصلاً صحبت نمیکنید یا دعوا میکنید و شریک زندگیتان هم ممکن است خیانت کند. وقتی زیاد به طلاق فکر میکنید، میدانید که ازدواجتان تمام شده است.
اولین قدم باید این باشد که بپذیرید که همه چیز تمام شده است. شما میتوانید از خانواده و دوستان خود برای ابراز وجود کمک بگیرید، میتوانید از مشاوره نیز استفاده کنید. اهداف جدیدی تعیین کنید و خود را با سرگرمیها و علایقتان سرگرم کنید.
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.