یک رابطهی بازگشتی را میتوان به سادگی به عنوان رابطهای تعریف کرد که خیلی سریع پس از جدایی اتفاق میافتد. در چنین روابطی، فرد سعی میکند همان احساساتی را که نسبت به عشق سابق خود داشته است، پرورش دهد. این روند در ابتدا خیلی خوب شروع میشود، اما از آنجا که احساسات اجباری، مصنوعی و سطحی هستند، به تدریج رابطهی بازگشتی از بین میرود.
بیشتر افراد برای ایجاد پیوند عاطفی با کسی به زمان قابل توجهی نیاز دارند، اما طبیعی است که جدایی نیز مدتی طول بکشد. روابط بازگشتی نیز از مراحل یا فازهایی پیروی میکنند و در یک بازگشت معمولی، میتوان آنها را کاملاً قابل پیشبینی دانست.
مفهوم رابطهی بازگشتی عموماً از ناامنی عاطفی ناشی میشود که پس از یک جدایی دردناک در فرد ایجاد میشود. افراد همچنین احساس میکنند که باید حواس خود را از آسیب پرت کنند و به یک رابطهی بازگشتی روی آورند. مطمئناً، بازگشتها میتوانند حواسپرتی خوشایندی را از غم و اندوه طاقتفرسایی که با پایان یک رابطه همراه است، فراهم کنند.
اما آیا آنها واقعاً جایگزین سالمتری برای گذر از پنج مرحله بهبودی پس از جدایی هستند؟ و آیا چنین روابطی پایدار هستند؟ بیایید مراحل مختلف روابط بازگشتی را بررسی کنیم تا با کمک روانشناس مشاور به پاسخها برسیم. جاسینا بیکر (کارشناسی ارشد روانشناسی)، که متخصص مدیریت جنسیت و روابط است.
روانشناسی رابطه بازگشتی
فهرست مندرجات
برای درک روانشناسی روابط بازگشتی، ابتدا باید معنای روابط بازگشتی را درک کنید. گاهی اوقات وقتی یک رابطه طولانی مدت، جدی یا متعهدانه قطع میشود، افراد درگیر یک رابطه موقت و گذرا میشوند تا اساساً خود را دوباره پیدا کنند.
چارچوب زمانی رابطهی بازگشتی عموماً بلندمدت نیست، معمولاً حداکثر یک سال طول میکشد، هرچند ترکها خیلی زود شروع به نمایان شدن میکنند. روانشناسی رابطهی بازگشتی یکطرفه است. این در مورد خوددرمانی است. وقتی افراد نمیتوانند از عشق سابق خود بگذرند، وقتی نمیتوانند از احساس تاسف برای خود دست بردارند، وقتی میخواهند کسی دوباره آنها را به چیزی علاقهمند کند، برای مدتی با نزدیکترین، مشتاقترین و ترجیحاً جوانتر وارد این روابط میشوند.
استفاده از ریباند به عنوان جایگزینی برای عشق در زندگی سریع و مدرن امروزی که در آن ما وقت یا انرژی لازم برای بهبودی خودمان را نداریم، بسیار رایج است. مطالعه روانشناسی روابط بازگشتی نشان میدهد که این رویکرد ممکن است مزایای خود را نیز داشته باشد.
این تحقیق تجربی در مورد دلایل و تأثیر بازگشتها نشان داد که افرادی که در روابط جدید هستند، احتمال بیشتری دارد که در مورد مطلوبیت خود مطمئن باشند و ممکن است برای ... مجهزتر باشند. از جدایی عبور کن و شریکهای سابقشان. این یافتهها نشان میدهد که روابط بازگشتی میتوانند مفیدتر از آن چیزی باشند که معمولاً تصور میشود. البته، اگر نیت رابطه به وضوح به شریک جدید منتقل شده باشد و همه افراد درگیر در آن با ماهیت آن موافق و راحت باشند.
مراحل یک رابطه بازگشتی
روابط بازگشتی به طور کلیشهای، اما نه دقیقاً از یک مسیر مشخص به مقصد نهایی خود یعنی جدایی پیروی میکنند. در اینجا سعی کردهایم آن را به مراحلی تقسیم کنیم تا فرد بتواند جایگاه خود را تشخیص دهد. ممکن است در مراحل بازگشت رابطه برای فردی که رابطه را رها میکند و کسی که رابطه را ترک کرده است، تفاوتهایی وجود داشته باشد. با این حال، تا حد زیادی، هر دو مراحل مشابهی از جذابیت، هیجان، کنارهگیری عاطفی و سرخوردگی را طی میکنند.
درک جدول زمانی و مراحل رابطهی بازگشتی مهم است، زیرا این ارتباطات تقریباً هرگز برای فردی که توسط فردی که در حال پشت سر گذاشتن یک رابطهی جدی است، مورد استفاده قرار میگیرد، منصفانه نیست (مگر اینکه، البته، فردی که در حال بازگشت است، صادقانه نیات و نیازهای خود را با شریک جدید خود در میان گذاشته باشد، که به نوبه خود، آنها را پذیرفته و تصمیم گرفته است که رابطهی عاشقانه را پیش ببرد).
خواندن مرتبط: ۱۲ نشانه که روابط گذشتهتان بر رابطه فعلیتان تأثیر میگذارند
گاهی اوقات وقتی یک رابطه طولانی مدت، جدی یا متعهدانه قطع میشود، افراد درگیر یک رابطه موقت و گذرا میشوند تا اساساً دوباره خودشان را پیدا کنند. خب، مراحل یک رابطه دوباره شکل گرفته چیست؟ ما پنج مورد را یادداشت میکنیم.
1. جاذبه
وقتی رابطهتان تمام میشود و بالاخره متوجه میشوید که نمیتوانید به گذشته برگردید، کمکم متوجه میشوید که وقت آن رسیده که به آینده نگاه کنید. اما ممکن است برای ادامه دادن بیش از حد بیحس باشید و برای ورود به رابطهی دیگری آماده نباشید. اینها مواقعی هستند که افراد در عشق دوباره به حالت قبل برمیگردند.
شما جذب فرد جدیدی میشوید که ممکن است در شبکههای اجتماعی یا از طریق یک اپلیکیشن دوستیابی با او آشنا شده باشید. همچنین بازگشت به رابطه با کسی که قبلاً با او آشنا شدهاید، میتواند اتفاق بیفتد. منطقه بندی شده با دوستان، یک عشق قدیمی، یا کسی که به شدت با محیط شما متفاوت است. و توجه داشته باشید که روابط برگشتی معمولاً مانند عشق به نظر میرسند زیرا شما خیلی سخت تلاش میکنید، و در ابتدا بینقص به نظر میرسند.
روانشناسی بازگشتی به روش خاصی عمل میکند: شما یا میخواهید با کسی که به خوبی میشناسید راحت باشید یا با کسی که کاملاً با تیپ معمول شما متفاوت است. یعنی یا به دنبال اطمینان خاطر هستید یا به دنبال قدردانی مجدد. در هر صورت، میخواهید با نگاه کردن به خودتان از دریچه چشمان شخص دیگری، خودتان را دوباره کشف کنید.
در مرحله جذب، شما میخواهید دوباره احساس کنید که مورد توجه هستید و در یک رابطه، به خصوص اگر از شما جدا شده باشند، دوباره به دنبال جذابیت باشید. ظاهر خوب، تغییر ظاهر، تغییر سبک زندگی و غیره، از توجه به آرامش روانی شما مهمتر میشود.
جذابیت همچنین یکی از اولین مراحل بازگشت به رابطه برای فرد رهاکننده است، کسی که ممکن است از جدایی با شریکی که دیگر به او علاقهای نداشت، احساس آسودگی کند و از آزادی تازه یافته خود لذت ببرد.
۲. صمیمیت در یک رابطه بازگشتی
در یک رابطهی بازگشتی، شما واقعاً به دنبال ارتباط عاطفی یا وابستگی نیستید. این رابطه معمولاً فیزیکیتر است. شما میخواهید رابطهی بازگشتیتان شما را تحسین و پرستش کند. وقتی در عشق بازگشتی هستید، میخواهید گل باشید نه باغبان.
«در یک رابطهی بازگشتی، شما خودتان نیستید. شما در جستجوی پاسخهای زیادی هستید که از رابطهی از هم پاشیده به دست نیاوردهاید. تا زمانی که به آنجا نرسید، در بازگشت باقی میمانید و آمادهی ایجاد یک ارتباط جدید، پایدار و معنادار نیستید.» جاسیناشما توجه و اشتیاق بیدریغ از شریک زندگیتان میخواهید تا به شما کمک کند. قلب شکسته ات را التیام بدهاساساً، شما میخواهید تمام نکات مثبت بودن در یک رابطه را بدون صرف انرژی عاطفی زیاد، داشته باشید.
میگویند درمان یک رابطهی از هم پاشیده، خوابیدن با دیگران است. شما از فکر کردن به اینکه چطور به کسی که قدر شما را نمیدانست وفادار ماندید، احساس غم میکنید. به خصوص اگر در رابطهی قبلیتان به شما خیانت شده باشد، پس به رابطهی دوباره نیاز دارید تا احساس جذابیت و زیبایی کنید.
بنابراین به جای اینکه وقت خود را صرف صحبت کردن و شناخت واقعی یکدیگر کنید، وقت خود را در داخل خانه صرف ماجراجوییهای دیگر میکنید. شما یک تغییر چهره پس از جدایی را پشت سر گذاشتهاید، اما هنوز از ظاهر جدید خود مطمئن نیستید. شما باید به خاطر این موضوع نیز مورد قدردانی قرار بگیرید، نه فقط به خاطر شخصیتتان.
هر لمس، هر بوسه، هر اشتیاقی برای یک اینچ از پوستت به تو کمک میکند تا التیام پیدا کنی، دوباره خودت را دوست داشته باشی، دوباره اعتماد به نفست را به دست آوری. اما این ممکن است یک امید واهی باشد که در درازمدت واقعاً اهمیتی ندارد.
3. خودنمایی کنید
جدایی، به خصوص بعد از یک رابطه طولانی مدت و متعهدانه، نه تنها برای خودتان، بلکه برای اعتبار اجتماعیتان نیز سخت است. شایعات مثل برق و باد پخش میشوند و مردم شروع به نگاه متفاوتی به شما میکنند. شما دوست ندارید که در انظار عمومی نقش شرور را داشته باشید و کاملاً از اینکه مورد ترحم قرار بگیرید متنفرید.
بنابراین وقتی دوباره عاشق میشوید، آن را به آشنایان خود نشان میدهید. شما شریک زندگیتان را مانند مدالی که دارید یا جایزهای که به دست آوردهاید، به نمایش میگذارید. شما آن شیمی شگفتانگیز بین خودتان را به نمایش میگذارید. شما نشان میدهید که چقدر خوشحال هستید، البته از بیرون تظاهر میکنید.
این خودنمایی و خودنمایی بیشتر به نفع شریک سابقتان است. شما این نکته را مطرح میکنید که دوستان، به خصوص دوستانی که با شریک سابقتان در ارتباط هستند، شما را با شریک جدیدتان ببینند. شما دائماً سعی میکنید دوستان خود را متقاعد کنید که شریک جدیدتان خیلی بهتر است و شما نسبتاً شادتر از قبل هستید.
جاسینا میگوید: «اغلب شما آرزو میکنید که در یک رابطهی دوباره برقرار شده، احساس جذابیت و دوست داشته شدن داشته باشید تا مطمئن شوید که جدایی به این دلیل نبوده که دیگر جذاب نبودهاید.» جستجوی تأیید خودتان از سوی شریک زندگیتان و همچنین از سوی دنیای اطرافتان در رابطهی جدیدتان، به مکانیسمی برای اعتماد به نفس تبدیل میشود.
این ممکن است باعث شود شریک جدیدتان احساس کند که به او بها داده نشده و بیارزش شده است، زیرا متوجه میشود که ارزش او از نظر شما به اندازهی قابل ارائه بودنش به دوستانتان است. ممکن است در حال بهبود باشید، اما در این فرآیند به کسی آسیب میرسانید.
4. مقایسه
شاید برای دیگران، دمدمی مزاج به نظر برسید، اما برخی از واکنشهای شدید شما ممکن است ریشه در جداییتان داشته باشد. اگر شریک جدیدتان کاری نسبتاً آزاردهنده انجام دهد و شما به دلیل اینکه قبلاً این کار را با شریک سابقتان انجام میداد، واکنش خشونتآمیزی نشان دهید، بدون شک این کار در حق شریک جدیدتان بسیار ناعادلانه است.
در طول یک رابطهی برگشتی، شما هنوز نتوانستهاید عشق سابق خود را فراموش کنید. بنابراین، در ذهن شما، مقایسهی بیوقفه بین شریک جدید و شریک سابقتان در جریان است. در حالی که برخی چیزها شما را آزار میدهند، برخی چیزها نیز وجود دارند که باعث دلتنگی شما میشوند. اینها چیزهایی هستند که میخواهید به خاطر بسپارید، اینها چیزهایی هستند که باعث میشوند از جدایی پشیمان شوید و میدانید که دیگر هرگز این چیزها را با هیچ شریک دیگری نخواهید داشت، زیرا همیشه با روابط جدیدتر متفاوت خواهد بود.
این نوستالژی همان چیزی است که باعث میشود به یک بازگشت (به عقب) بچسبید، زیرا شما به سادگی از آن عبور نکردهاید و هنوز در جایی که شما را ترک کردهاند، ماندهاید. شما این کار را نکردهاید کارت رو تموم کردی. اما هنوز نمیتوانید جلوی خودتان را بگیرید و رابطههای جدیدتان را با رابطه قبلیتان مقایسه نکنید: چون رابطه قبلیتان به نوعی معیار برای چیزهایی که در فردی که میخواهید با او در یک رابطه عاشقانه باشید دوست دارید یا ندارید، تبدیل شده است. شریک عاطفی جدیدتان ممکن است احساس گمگشتگی کند، چون با تصور شما از رابطه قبلیتان میجنگد و تقریباً در مقابل آن شکست میخورد.
خواندن مرتبط: آیا شما یک عاشق آماده به کار هستید؟ ۱۵ نشانه که شما یک دوست پسر پشتیبان هستید
مراحل رابطه بازگشتی برای دامپر میتواند تا حدودی متفاوت پیش برود. پس از اینکه هیجان ناشی از آزادی و ملاقات با فرد جدید فروکش کرد، به جای افتادن در دام مقایسه، ممکن است از نظر احساسی از شریک بازگشتی خود کنارهگیری کنند. علاقه کمی به ایجاد چیزی قوی و پایدار در چنین ارتباطاتی وجود دارد و این موضوع در این مرحله آشکار میشود.
۱. سرخوردگی
در یک رابطهی دوباره شکل گرفته، به نقطهای میرسیم که متوجه میشوید این یک فریب بوده است. بدون هیچ تقصیری از شریک جدیدتان، دیگر به او علاقهای ندارید. دلیلش این است که چیزهای زیادی را متوجه میشوید. اول از همه، بالاخره با این واقعیت کنار آمدهاید که هنوز نه از جداییتان و نه از عشق سابقتان عبور نکردهاید. این اولین قدم سالم به سوی بهبودی است.
حالا میتوانید از توهم خوب بودن دست بردارید و با واقعیت روبرو شوید. حالا میتوانید تظاهر به اشتیاق برای رابطههای عاشقانه یا رابطهی برگشتیتان را کنار بگذارید. دوم اینکه، ضروری است که بفهمید در رابطهی برگشتی با شریک زندگیتان چه میکنید. آنها بیهیچ تقصیری، در رابطهای مورد سوءاستفاده قرار میگیرند که محکوم به پایان است.
این موضوع برای شریک بازگشتی نیز آشکار میشود. جاسینا میگوید: «شریک جدید شما نسخهی دیگری از شما را میبیند. این فرد هیچ تعهدی از بازگشت دریافت نمیکند و ممکن است کمکم به پوچی این ارتباط پی ببرد.»
باید این را به آنها بگویی و کاملاً از آن جدا شوی. سوم اینکه، حالا وقت آن رسیده که در نهایت به زندگی ادامه دهی. کمی برای خودت وقت بگذار، اگر کمکی میکند با کسی صحبت کن، خودت را نوازش کن: پیشرفت به سوی بهبودی. توهم «همه چیز خوب است» تو را از درون تهی کرده است، اما این سرخوردگی کامل در واقع به تو کمک میکند تا دوباره برخیزی. وقتی متوجه میشوی که به ته خط رسیدهای، تنها راه برای رفتن، بالا رفتن است.
خواندن مرتبط: ۵ گام برای اطمینان از پایان رابطه پس از جدایی - آیا این موارد را دنبال میکنید؟
روابط برگشتی چقدر دوام میآورند؟
دشوار است که با قطعیت بگوییم یک رابطهی بازگشتی چقدر دوام خواهد داشت، زیرا جدول زمانی رابطهی بازگشتی مستقیماً به طرفین درگیر بستگی دارد. شما تمام این مراحل را با سرعت خودتان طی میکنید و به سرخوردگی مشترک میرسید. یک رابطهی بازگشتی عموماً کوتاهمدت است، زیرا مگر اینکه از رابطهی گذشتهتان التیام یافته باشید، احتمال اینکه ۱۰۰٪ خود را به این رابطهی جدید اختصاص دهید بسیار کم است. همچنین این موضوع در مورد شریک جدید کاملاً ناعادلانه است.
اگر فقط به خاطر خودنمایی یا بیان نکتهای، در حال بازگشت به رابطه هستید، احتمال زیادی وجود دارد که نه تنها به خودتان آسیب بزنید، بلکه به شریک جدیدتان نیز آسیب بزنید. یک رابطه بازگشتی میتواند بسته به مدت زمانی که برای رسیدن به درک خود نیاز دارید، از یک ماه تا یک سال طول بکشد. اگر در انکار کامل هستید، یک رابطه بازگشتی ممکن است بیشتر از حد انتظار طول بکشد.
آمارها میگویند که مردان بیشتر از زنان احتمال دارد که به حالت اولیه خود برگردند، زیرا مردان بهبودی از جدایی را دشوار میدانندو همانطور که میدانیم، زنان اغلب میدانند که چگونه احساسات خود را بیرون بریزند و به اشتراک بگذارند تا راحتتر بتوانند به زندگی ادامه دهند، اما مردان در این شرایط گیر افتادهاند زیرا به راحتی احساسات خود را به اشتراک نمیگذارند.
اگر زن هستید و گمان میکنید که با مردی در حال بازگشت به رابطه هستید، باید بتوانید به زودی علائم را تشخیص دهید. و قبل از اینکه قلبتان بشکند، رابطه را قطع کنید. با خود و شریک بازگشتهتان مهربان باشید: رابطه مردهتان را مانند یک کت پاره پشت سر خود نکشید. زندگی کوتاه است، خیلی کوتاهتر از آن که با تظاهر سپری شود.
سوالات متداول
یک رابطهی بازگشتی میتواند از یک ماه تا یک سال طول بکشد، بسته به اینکه چقدر زمان برای رسیدن به درک خود نیاز دارید. اگر در انکار کامل هستید، یک رابطهی بازگشتی ممکن است بیشتر از حد انتظار طول بکشد. تعیین یک جدول زمانی برای رابطهی بازگشتی دشوار است.
وقتی یک رابطهی برگشتی تمام میشود، اشکها و رنجهای روانی کمتری وجود دارد، زیرا شما هرگز آن نوع دلبستگی عاطفی را ایجاد نکردهاید. اغلب اوقات، یک رابطهی برگشتی زمانی تمام میشود که جذابیت فیزیکی از بین میرود.
میتوانی اما این اتفاق نادر است. مردم وقتی از یک قلب شکسته مراقبت میکنند، دوباره به حالت قبل برمیگردند، بنابراین... هنوز به عشق سابقشان پایبندنداما گاهی اوقات فردی که در یک رابطهی بازگشتی است، آنقدر مهربان، دلسوز و بخشنده است که عشق میتواند اتفاق بیفتد و به دنبال آن تعهد بلندمدت و ازدواج شکل بگیرد.
این اتفاق میافتد. در یک رابطهی دوباره، فرد ممکن است یاد بگیرد که برای عشق سابقش ارزش قائل شود، به خوبیهای او پی ببرد و بخواهد دوباره با هم باشند. یک رابطهی دوباره میتواند چشمها را باز کند.
این حس مانند عشق است زیرا فرد دوباره احساس قدردانی و ارزشمندی میکند. پس از جدایی، فرد میخواهد احساس جذابیت کند و در بازگشت به رابطه، این حس را دارد. از آنجایی که بازگشت به رابطه خیلی سریع پس از جدایی اتفاق میافتد، فرد زمانی برای پردازش احساسات خود ندارد و فکر میکند دوباره عاشق شده است.
۱۵ حرف تکاندهندهای که افراد خیانتکار هنگام مواجهه با آنها میگویند
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست اهداءاین امر به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز برای شما ادامه دهد.
سلام، بله، این پست واقعاً خوب بود و من چیزهای زیادی در مورد وبلاگ نویسی از آن یاد گرفتم. متشکرم.|
هی! خوشحالیم که تونستیم کمکتون کنیم.
ممنون بابت این توضیح. من تا حدودی این را میدانستم، فقط نمیدانستم چطور آن را بیان کنم. بعد از خواندن این مطلب احساس بهتری دارم. ذهنم روشنتر شده و احساس میکنم که سینهام کوچکتر شده است.
خوشحالیم که الان حالت بهتره.