شما از ازدواج خود ناراضی هستید و مدت زیادی است که این وضعیت ادامه داشته است. شما در مراحل یک ازدواج رو به زوال گیر افتادهاید، اما در مورد جایگاه خود و کاری که میتوانید در مورد آن انجام دهید مطمئن نیستید. شما با خود فکر میکنید: «وای، ازدواجم مرا افسرده کرده است» و از خود میپرسید که آیا برای همیشه در این وضعیت گیر افتادهاید یا خیر.
تشخیص نشانههای یک ازدواج در حال مرگ، نگاهی عمیق و طولانی به رابطهای است که به قلب شما نزدیکتر است و زندگیای که با کسی که زمانی عمیقاً دوستش داشتید و شاید هنوز هم دوستش دارید، ساختهاید. از هم پاشیدن یک ازدواج، رها کردن بخشی از زندگیتان است که شما را سرپا نگه داشته و بخش عمدهای از هویت شما را تشکیل داده است.
هیچکدام از اینها آسان نیست. گذشته از همه اینها، چه کسی میخواهد در زندگی مشترکش ایراد بگیرد و دنبال نشانههایی باشد که نشان دهد در حال گذر از یک ازدواج رو به زوال است. هیچکس حتی نمیخواهد کلمه «در حال مرگ» را به ازدواجش ربط دهد. اما گاهی اوقات، برای آرامش خاطرمان باید کارهای سختی انجام دهیم.
ما فکر کردیم که میتوانید از کمک یک متخصص استفاده کنید. بنابراین، از یک مربی سلامت عاطفی و ذهن آگاهی پرسیدیم. پوجا پریاموادا (دارای گواهینامه کمکهای اولیه روانشناختی و سلامت روان از دانشکده بهداشت عمومی جان هاپکینز بلومبرگ و دانشگاه سیدنی)، که در مشاوره برای امور خارج از ازدواج، جدایی، سوگ و فقدان، و چند مورد دیگر، در شناسایی برخی از مراحل یک ازدواج در حال مرگ تخصص دارد.
۵ نشانه اصلی یک ازدواج ناموفق
فهرست مندرجات
قبل از اینکه به مراحل یک ازدواج در حال مرگ بپردازیم، بیایید نگاهی سریع به برخی از نشانههای پایان ازدواج شما بیندازیم. شاید شما قبلاً نگاهی اجمالی به این نشانهها انداخته باشید اما حاضر نیستید آنها را به عنوان ... بپذیرید. پرچم های قرمز رابطهشاید شما فقط نمیخواهید بپذیرید که اینها نشانههای آشکار یک ازدواج رو به زوال هستند.
ما درک میکنیم - بررسی دقیق ازدواج با دقت و جستجوی نقاط ضعف و ترکها بسیار طاقتفرسا است. اما همچنین ضروری است که صمیمیترین روابط خود را همانطور که واقعاً هستند ببینیم. بنابراین، نفس عمیقی بکشید و بیایید نگاهی به نشانههای یک ازدواج در حال مرگ بیندازیم:
۱. یکی از شما یا هر دوی شما همیشه در حال کندوکاو در گذشته هستید
هیچکس با یک زندگی کاملاً پاک وارد یک ازدواج یا رابطه نمیشود. همه ما سهم خودمان را از توشه عاطفی و همه ما اشتباهات و توهینهای گذشته را در دعوا پیش کشیدهایم. این تنها یکی از سلاحهایی است که در روابط استفاده میکنیم.
اما اگر گذشته آنقدر بر رابطه فعلی شما تأثیر گذاشته است که دیگر نمیتوانید آیندهای را با هم تصور کنید، این قطعاً یکی از نشانههای پایان ازدواج شماست. اگر هر چیزی که به یکدیگر میگویید، کنایهای منفعل-پرخاشگرانه به اشتباهات گذشته و غیره است، خب، شاید وقت آن رسیده که کمی استراحت کنید.
۲. خیانتی رخ داده است
بیایید رک باشیم - خیانت همیشه به معنای نابودی یک رابطه نیست. ازدواجها میتوانند از آن جان سالم به در ببرند، در واقع، ممکن است مواردی وجود داشته باشد که در آن شفا از بی وفایی ازدواج را قویتر میکند. اما اینها دقیقاً هنجار نیستند.
اگر در ازدواج شما از یک یا هر دو طرف خیانت وجود دارد، احتمالاً به این دلیل است که چیزی کم است، یا یکی از شما یا از ازدواج خسته/ناراضی هستید. اگرچه این چیزی است که میتوان آن را حل کرد، اما میتواند یکی از نشانههای یک ازدواج در حال مرگ نیز باشد. اینکه تصمیم بگیرید آن را احیا کنید یا نه، کاملاً به خودتان بستگی دارد.
۳. دعواهای بیدلیل
سالمترین روابط هم دعوا و اختلاف نظر دارند. اما یکی از بزرگترین تفاوتها در روابط سالم در مقابل روابط ناسالم یا ازدواجها این است که دعواها در دومی کینهتوزانه و تلخ میشوند. دعواهای ناسالم مطلقاً بدون هیچ دلیلی جز نیاز به پایین کشیدن شریک زندگیمان رخ میدهند.
در موردش فکر کنید. آیا دعواهای مکرر صرفاً به این دلیل بوده که شما میخواستید بدجنس باشید و به شریک زندگیتان آسیب بزنید؟ آیا دلیلی برای این دعواها وجود داشته است؟ خب، پس شما بیدلیل دعوا میکنید و این یکی از نشانههای پایان ازدواج شماست.
۴. آزار و اذیت کلامی و/یا فیزیکی
بعد از من تکرار کنید: سوءاستفاده درست نیست. و شما مجبور نیستید آن را تحمل کنید. همچنین، همه سوءاستفادهها از نوع فیزیکی نیستند که آثار و زخمهای قابل مشاهدهای روی شما باقی بگذارند. سوءاستفاده عاطفی و کلامی به همان اندازه سوءاستفاده فیزیکی دردناک و دردناک است. و مهم است که ما این را تشخیص دهیم.
خواندن مرتبط: ۵ نشانه سوءاستفاده عاطفی که باید مراقب آنها باشید، هشدار یک درمانگر
اگر هر نوع سوءاستفادهای وارد زندگی مشترک شما شده است، نیازی نیست که در آن بمانید و سعی کنید آن را ببخشید یا اصلاح کنید. سوءاستفاده نشانهی آن است که باید هر چه سریعتر از آن خارج شوید و به یک فضای امن بروید و به زندگی مشترک رو به زوال و آزاردهندهی خود پشت کنید.
۵. شما در ازدواجتان تنها هستید
این نشانهی چنان ظریف و موذیانهای از یک ازدواج در حال مرگ است که معمولاً همیشه نادیده گرفته میشود. ما در مورد تنها بودن و دادن فضای سالم و بسیار مورد نیاز به یکدیگر در یک ازدواج صحبت نمیکنیم. این بدترین نوع تنهایی است، زیرا حتی با اینکه زندگی خود را به هر طریق ممکن به زندگی شخص دیگری پیوند دادهاید، هنوز تنها هستید.
وجود تنهایی در ازدواج زمانی است که بار رابطه را به تنهایی به دوش میکشید. چه بزرگ کردن بچهها باشد و چه برنامهریزی تعطیلات خانوادگی، همه چیز به خودِ منزوی شما برمیگردد. این درست نیست و نشانهای از یک ازدواج در حال مرگ است.
۹ مرحله از یک ازدواج در حال مرگ
مشاعره میگوید: «همه چیز با یک قطع ارتباط، ناراحتی و عدم یافتن هیچ ارتباطی با شریک زندگی شروع میشود. گاهی اوقات این ارتباط از همان ابتدا برقرار نمیشود. همچنین، هرگونه سوءاستفادهای اولین نشانه واضح از این است که این رابطه در سراشیبی قرار دارد. عدم ارتباط نیز یک عامل برهم زننده توافق است و زمینهساز اتفاقات بعدی در چنین شرایطی خواهد بود.»
خواندن مرتبط: ۱۵ نشانه ظریف اما قوی که نشان میدهد ازدواج شما به طلاق منجر خواهد شد
خب، ما ایده نسبتاً روشنی از نشانههای یک ازدواج در حال مرگ داریم. مراحل یک ازدواج در حال مرگ کمی عمیقتر است. بنابراین، بیایید نگاهی به مراحل مختلف یک ازدواج در حال مرگ و معنای آنها بیندازیم.
1. عدم ارتباط
پوجا میگوید: «قرار است شریک زندگی کسی باشد که بتوانید با او در مورد هر چیزی - خوب، بد یا زشت - صحبت کنید. اگر این جنبه در ازدواج وجود نداشته باشد یا قبلاً وجود داشته اما به مرور زمان کمرنگ شده باشد، اغلب مسائل به درستی منتقل نمیشوند یا اصلاً منتقل نمیشوند. اکثر پاسخها تکهجایی هستند که میتواند نشان دهد رابطه در یکی از نقاط قوت اصلی خود ضعیفتر شده است.»
مشکلات ارتباطی در روابط غیرمعمول نیستند. اما این اولین مرحله از یک ازدواج در حال مرگ است، زیرا ارتباط جایی است که هم مشکلات و هم راهحلها آغاز میشوند. اگر اصلاً صحبت نمیکنید، اگر دائماً از سوءتفاهم میترسد، یا حتی برای تلاش برای برقراری ارتباط خیلی خسته هستید، آیا اصلاً ازدواجی برای شما باقی مانده است؟
مندی میگوید: «ازدواج ۱۲ سالهام داشت از هم میپاشید و ما حتی نمیتوانستیم در مورد چیزی که ما را از هم جدا میکرد صحبت کنیم. من نمیدانستم چگونه ناراحتیام را به شوهرم بگویم و او هم نمیدانست چگونه از من در مورد آن بپرسد. کمبود ارتباط ما را دیوانه کرده بود و هرگونه شانس آشتی را از بین برده بود. چطور میتوانستیم آشتی کنیم وقتی نمیدانستیم چگونه با هم صحبت کنیم؟ انگار... رابطه به بن بست رسیده"
۱. سرخوردگی
پوجا میگوید: «اغلب، مردم شریک زندگی خود را ایدهآل میبینند. آنها فکر میکنند شریک زندگی واقعیشان مانند شریک ایدهآل در فیلمها، رمانها و رویاها است، اما شریک زندگی واقعی با نقصها، ناامیدیها و معایبی همراه است. اغلب، تضاد این انتظارات منجر به سرخوردگی میشود و مردم احساس میکنند که با فرد اشتباهی یا کسی که تصور میکردند کاملاً متفاوت است، گیر افتادهاند.»
آیا فوقالعاده نمیشد اگر همه ما میتوانستیم در خیالات خود، به خصوص خیالات عاشقانهمان، غرق شویم؟ متأسفانه، یا شاید خوشبختانه، روابط واقعی کمی پیچیدهتر هستند و به کار بیشتری نسبت به سر خوردن آسان پایتان در یک دمپایی شیشهای نیاز دارند.
خواندن مرتبط: وقتی متوجه میشوید که رابطهتان دروغ است، چه باید بکنید؟
شاید فکر میکردید شریک زندگیتان همان فرد رویاهایتان است، کسی که میتوانید واقعاً با او درد دل کنید و در کنارش آسیبپذیر باشید. یا شاید اوضاع قبل از ازدواج، زمانی که با هم قرار میگذاشتید، متفاوت بود و زندگی برایتان پر از گل و بلبل به نظر میرسید.
سرخوردگی، صلیب سردی است که باید در یک رابطه عاشقانه تحمل شود. همچنین به اندازه کافی قوی است که ازدواج را به سمت فروپاشی سوق دهد، زیرا یک یا هر دو طرف احساس میکنند که دیگر یکدیگر را نمیشناسند. ناامیدی از درک این که همسر، فرد رویایی شما نیست، بلکه یک انسان واقعی و از جنس گوشت و خون است که ... اشتباهات رابطه و اینکه نتونی ذهن همدیگه رو بخونی، قطعاً یکی از مراحل ازدواج در حال مرگه.
3. عدم صمیمیت
پوجا میگوید: «یک ضربالمثل قدیمی میگوید کیفیت رابطه جنسی، کیفیت ازدواج را تعیین میکند. اگرچه این نمیتواند کاملاً درست باشد، اما قطعاً به یک جنبه مهم اشاره دارد. اگر زوجی فاقد صمیمیت باشند یا اگر سطح صمیمیت آنها واقعاً پایین آمده باشد، ممکن است نشان دهنده چندین مشکل اساسی باشد. اگر کسی نیاز یا اشتیاق به صمیمیت با شریک زندگی خود را احساس نکند، این یک علامت خطر واضح برای یک ازدواج در حال مرگ است.»
صمیمیت در ازدواج میتواند با صمیمیت در دوران آشنایی بسیار متفاوت باشد. صمیمیت فیزیکی میتواند به یک امر عادی تبدیل شود یا به دلیل اینکه شما اکنون ازدواج کردهاید، دفعات آن کاهش یابد. صمیمیت عاطفی و صمیمیت فکری در روابطهمچنین، میتواند کاهش یابد زیرا ازدواج اغلب به اشتباه به عنوان اوج عشق تلقی میشود. و وقتی به اوج رسیدید، دیگر چرا تلاش کنید.
فقدان هر نوع صمیمیت یا هر نوع آن، مرحله مهمی از یک ازدواج رو به زوال را نشان میدهد. این زمانی است که شما، به معنای واقعی کلمه، از نظر ذهنی، جسمی و روحی از یکدیگر جدا میشوید. در ازدواج شما هیچ فضایی وجود ندارد که بتوانید یکدیگر را ملاقات کنید تا ایدهها، خنده یا لمس را به اشتراک بگذارید، و شاید شما همچنین مطمئن نیستید که چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار کنید زیرا ارتباط برقرار کردن از قبل ناراحت کننده است.
۲. بیتفاوتی
برایان میگوید: «من ۷ سال بود که با همسرم ازدواج کرده بودم. ما قبل از ازدواج مدت زیادی همدیگر را نمیشناختیم. شاید به همین دلیل بود که چند سال بعد از ازدواج، تقریباً مثل دو تکه مبلمان به هم نگاه میکردیم. آشنا، اما کاملاً بدیهی. هیچکدام از دلایلی که با هم آشنا شده بودیم یا هیچ نوع وابستگیای بینمان ایجاد نشده بود را به خاطر نمیآوردیم.»
خواندن مرتبط: ۷ اصل اساسی تعهد در ازدواج
پوجا توضیح میدهد که چرا این اتفاق میافتد: «اغلب، افراد با شریکهای طولانیمدت به مرحلهای میرسند که تقریباً مانند هر چیز بیجان دیگری در زندگی یکدیگر میشوند. آنها به سادگی به زندگی، رفتار یا هر چیز دیگری از شریک زندگی خود اهمیتی نمیدهند. تبدیل شدن شریک زندگی به یک موجودیت بیاهمیت در زندگی شما قطعاً به این معنی است که ازدواج در آستانه مرگ کامل است.»
یه چیز واقعاً غمانگیز در مورد ازدواجی وجود داره که توش اونقدر از همسرت جدا شدی که دیگه به سختی اون رو به عنوان یه موجود ذیشعور میبینی. خصوصیات عجیب و غریبشون، دوست داشتنها و دوست نداشتنهاشون، هیچکدومشون دیگه مهم نیستن، و خود ازدواج هم همینطور. ممکنه شما غریبههایی باشید که اتفاقاً یه خونه و یه گواهی مشترک دارید که نشون میده یه زمانی قول دادید که تا ابد عاشق هم باشید. ازدواجی بدون دلبستگی، بدون شادی، ... ازدواج روی صخرههااگر واقعاً در حال گذر از یک ازدواج رو به زوال هستید، این قطعاً یکی از مراحلی است که تجربه خواهید کرد.
۵. شما دیگر اهمیتی به ازدواجتان نمیدهید یا برای نجات آن تلاش نمیکنید
شاید زمانی فکر میکردید که میتوانید یک ازدواج رو به زوال را بهبود بخشید. زمانی که شما و همسرتان واقعاً به تلاش برای احیای رابطهتان اهمیت میدادید و به خودتان و ازدواجتان فرصتی دیگر میدادید. و شاید اکنون، هر دوی شما از نقطهی اهمیت دادن گذشتهاید، بیش از حد خسته و بیتفاوت هستید که دوباره به آن فرصت دهید.
پوجا میگوید: «همچنین ممکن است مرحلهای پیش بیاید که هیچکدام از طرفین نخواهند تلاشی برای... به رابطهشان فرصت دوبارهای بدهنداین یعنی آنها از قبل از یکدیگر و ازدواجشان ناامید شدهاند. این اغلب نقطهی بیبازگشتی در هر ازدواجی است و نشانهای واضح از این است که قطعاً به سمت نابودی میرود.
واقعاً خبر بدی است، اما بهتر از این است که به خاطر بچهها یا صرفاً به این دلیل که هنوز به خودتان اعتراف نکردهاید که دیگر چیزی در این ازدواج برای شما باقی نمانده است، در یک ازدواج بد بمانید. باز هم، رسیدن به لحظهای که متوجه شوید بخش عمدهای از زندگی و قلبتان تمام شده است، میتواند بسیار وحشتناک باشد.
همانطور که پوجا میگوید، این یک نقطه عطف در مراحل پایانی یک ازدواج است، زیرا احتمال کمی وجود دارد که یکی از شما یا هر دوی شما ناگهان نظر خود را تغییر دهید و تصمیم بگیرید که میخواهید اوضاع را درست کنید.
۶. هیچ اعتمادی بین شما وجود ندارد
مسائل مربوط به اعتماد، چیزهای کوچک و موذیانهای هستند که میتوانند به بهترین و سالمترین روابط نیز آسیب بزنند. ایجاد اعتماد در یک رابطه به اندازه کافی سخت است، و بازسازی اعتماد پس از فروپاشی آن حتی دشوارتر است. به همین دلیل است که وقتی اعتماد در یک ازدواج از بین میرود، به عنوان نشانه آشکاری از یک ازدواج در حال مرگ خودنمایی میکند.
الا میگوید: «اعتماد در ازدواج من فقط به وفاداری به یکدیگر مربوط نبود. بلکه به توانایی حساب کردن روی یکدیگر و صادق بودن در مورد هر چیزی که اهمیت داشت نیز مربوط میشد. در اواخر ازدواجم، همه اینها از بین رفته و جدی شده بود.» مسائل اعتمادبله، خیانتی وجود داشت، اما حتی قبل از آن، این حس وجود داشت که نمیتوانستم به او اعتماد کنم که به خاطر من بیاید.
برای ترمیم یک ازدواج در حال مرگ، باید بین شما و شریک زندگیتان مقداری اعتماد وجود داشته باشد. حداقل، اعتماد به این که این ازدواج ارزش ترمیم دارد، اینکه جایی برای بهتر کردن اوضاع و تبدیل شدن شما به شرکای بهتر وجود دارد. بدون این، شما خواهید نشست و از خود خواهید پرسید: «سختترین سالهای ازدواج کدامند؟ آیا من الان آنها را زندگی میکنم؟» گذر از یک ازدواج در حال مرگ به معنای از دست دادن ویرانگر اعتماد است، از نوعی که نمیتوانید از آن برگردید.
۷. اولویتهای شما تغییر کرده است
هیچ قانونی وجود ندارد که بیان کند طرفین در یک ازدواج (یا خارج از آن) همیشه باید دقیقاً یکسان فکر و عمل کنند، یا حتی برای همه چیزهای یکسان ارزش قائل باشند. با این حال، بسیار مهم است که آنها برای ازدواج و مشارکت خود تقریباً به یک اندازه یا تقریباً به یک اندازه ارزش قائل باشند. وقتی این کفه ترازو به سمت پایین میرود، آنها تمایل دارند که همه چیز را از تعادل خارج کنند.
خواندن مرتبط: چگونه از کسی که عاشق شماست جدا شوید
یکی از مراحل یک ازدواج رو به زوال این است که اولویتها برای یک یا هر دو طرف تغییر کرده است. شاید شما به کسی تبدیل شدهاید که برای فضای شخصی و استقلال خود بیش از همسرتان ارزش قائل است. شاید سالهاست که کار آنها بر ازدواجشان اولویت دارد. یا شاید یکی از شما میخواهد برای همیشه در زادگاه خود بماند، در حالی که دیگری میخواهد بالهایش را باز کند و در مکانهای جدید زندگی کند (گوش کنید، همه آن آهنگهای کانتری میتوانند درست باشند!).
هر رابطهی صمیمانهای سهم خود را از سازش و مصالحه دارد. اما این سوال همیشه باقی میماند که چه کسی باید بیشتر سازش کند و آیا تعادل کاملی بین سازش و مصالحه وجود دارد؟ چیزهایی که نباید در یک رابطه از آنها چشمپوشی کنیدهمه اینها سوالات سختی هستند، اما میتوان با اطمینان گفت که اگر آنقدر از هم دور شدهاید که نیازهای فردیتان خیلی بیشتر از ازدواجتان بر زندگیتان حاکم شده است، در حال گذر از یک ازدواج رو به زوال هستید.
۸. ناگهان به وضوح و روشنی میرسید
نمیخواهم خیلی تصویر شومی از ازدواج ترسیم کنم، اما در بیشتر موارد، ازدواج به آرامی و به تدریج از بین میرود. اما در مراحل یک ازدواج در حال مرگ، آن لحظه «آها!» وجود دارد. یک لحظه «یافتم!» که شاید به آن اندازه سرخوشیآور نباشد. آن لحظهای که با اطمینان کامل میدانید که یا با این ازدواج تمام شدهاید، یا آن با شما تمام شده است، یا هر دو! وقت آن رسیده که حداقل یک جدایی ازدواج.
میتواند لحظه بزرگی باشد وقتی که برای اولین بار با خیانت همسرتان روبرو میشوید. یا میتوانید یک روز صبح هنگام صبحانه، در حال تماشای کره مالیدن روی نان تستش باشید و کاملاً به وضوح بدانید که این چهرهای نیست که میخواهید تا آخر عمر با او صبحانه بخورید. وضوح در لحظات واقعاً عجیبی به سراغ ما میآید.
کلوئی گفت: «مدتی بود که ازدواج ما به طور مبهمی ناخوشایند بود. من هرگز نمیتوانستم دلیلش را مشخص کنم. هیچ سوءاستفادهای وجود نداشت و در آن زمان، ما از هیچ خیانتی آگاه نبودیم. فقط یادم میآید که با خودم فکر میکردم: «ازدواجم دارد من را افسرده میکند.» و بعد، یک روز، اوضاع فرق کرد.
«ما داشتیم با هم تلویزیون تماشا میکردیم و او اصرار داشت که روی کنترل تلویزیون ننشسته است، اما نشسته بود. مسخره به نظر میرسد، اما احساس کردم سالها رنجش به یک نقطه کانونی واحد رسیده بود، اینکه او همیشه کنترل تلویزیون را داشت اما وانمود میکرد که ندارد!»
همانطور که گفتیم، مراحل یک ازدواج رو به زوال همیشه منطقی نیستند یا با هشدار همراه نیستند. اینها لحظاتی هستند که شما به آخر خط رسیدهاید و چیزی بیش از رهایی از این ازدواج نمیخواهید و از خود میپرسید که آیا باید طلاق بگیرید یا خیر.
۹. از ازدواجتان دست میکشید و به زندگی مشترکتان ادامه میدهید
سختترین سالهای زندگی مشترک کدامند؟ احتمالاً زمانی که میدانید مشکلی وجود دارد اما خیلی خستهاید یا میترسید کاری در مورد آن انجام دهید یا بیش از حد در مورد ازدواجتان تردید دارید، مبادا ترکها را کمی بیش از حد دقیق ببینید. اما مرحله دیگری هم وجود دارد. زمانی است که بالاخره تصمیم میگیرید تلاش برای اصلاح ازدواج رو به زوال خود را متوقف کنید، تسلیم شوید و زندگی خود را پس بگیرید.
خواندن مرتبط: مشاوره طلاق: مزایای مشاوره قبل و بعد از طلاق
بالاخره تسلیم نشانههای پایان ازدواجتان شدهاید و گام دشوار اما قطعیِ جدایی از همسرتان و فاصله گرفتن از رابطهای که برایتان مناسب نبود را برداشتهاید. این آخرین گام در مراحل یک ازدواج رو به زوال است.
«تسلیم شدن» به ندرت چیز مثبتی به نظر میرسد. چرا باید کنار گذاشتن مهمترین رابطه زندگیتان (یا حداقل چیزی که به ما گفتهاند) را به هر نحوی مثبت در نظر بگیرید؟ اما میدانید که این کار جواب نمیدهد و آمادهاید که بپذیرید و به زندگیتان ادامه دهید.
وقتی در مراحل یک ازدواج رو به زوال هستید، احساس ناراحتی مبهمی خواهید داشت، یک حس کلی که اوضاع آنطور که باید باشد نیست. و سپس شفافیت و قاطعیت برای تصمیمگیری و انجام کاری در مورد آن به وجود میآید. شاید در ابتدا سعی کنید ازدواج رو به زوال خود را اصلاح کنید، اما بعد متوجه شوید که جواب نمیدهد و شاید ارزشش را نداشته باشد. یا شاید به دنبال کمک حرفهای باشید، که در این صورت Bonobology هیئتی از درمانگران باتجربه همیشه آماده کمک هستند.
اغلب به ما گفته میشود که ازدواج، هدف نهایی روابط است. اذعان به اینکه رابطهای با چنین اهمیت شخصی و اجتماعی به پایان خود نزدیک میشود، هرگز آسان نخواهد بود. اگر در حال گذر از یک ازدواج رو به زوال هستید، امیدواریم که آن را تشخیص دهید و شجاعت این را داشته باشید که بدانید چه زمانی ... وقت آن است که از رابطه فاصله بگیریم.
۱۱ چالش در روابط که تقریباً همه با آن مواجه هستند، به همراه راهحلها
وقتی به کسی که دوستش دارید خیانت میکنید چه باید کرد: ۱۲ نکته مفید از یک متخصص
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست اهداءاین امر به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز برای شما ادامه دهد.
ویژه
۳۱ نشانهی بیرحمانه که همسرتان دیگر شما را دوست ندارد
متأهل هستید اما دنبال کسی هستید که با او صحبت کنید؟ درمانگر توضیح میدهد که چه کاری باید انجام دهید
چرا شوهرم اینقدر از من بیزار است - 10 دلیل و نکته برای اجتناب از آنها
۲۱ نشانه که مرد شما مشکل خشم دارد و نحوه مقابله با آن
۱۵ نشانه نگرانکننده که نشان میدهد شوهرتان شما را جذاب نمیداند و ۵ راه برای مقابله با آن
۱۷ نشانه دردناک که نشان میدهد شوهرتان دیگر شما را دوست ندارد
۱۱ اتفاقی که وقتی زن علاقهاش را به شوهرش از دست میدهد، میافتد
۱۱ نشانه که نشان میدهد در ازدواج خود خوشبخت نیستید و عاشق شخص دیگری هستید
همسرم از من متنفر است: ۵ نشانه، ۸ دلیل احتمالی و ۹ نکته برای کنار آمدن با آن
بیاشتهایی عصبی ناشی از صمیمیت، علل و تأثیر آن بر روابط عاشقانه - و راههای مقابله با آن
از شوهرم متنفرم - 10 دلیل احتمالی و آنچه میتوانید در مورد آن انجام دهید
۱۲ نشانهی دلخراش که نشان میدهد ازدواج شما به پایان رسیده است
9 پیامد ماندن در یک ازدواج ناموفق
چگونه با شوهری که به شما یا احساساتتان احترام نمی گذارد رفتار کنید
۱۷ نشانه که نشان میدهد یک ازدواج نمیتواند نجات یابد
7 کاری که باید انجام دهید وقتی از عشق به همسرتان بیزار شدهاید
۱۳ نشانه که همسرتان از ازدواجتان خارج شده است
۱۳ نشانه ظریف که همسرتان دیگر جذب شما نمیشود - و ۵ کاری که میتوانید انجام دهید
۱۴ نشانه که شوهرتان قصد ترک شما را دارد
ازدواج، جنون و قتل: داستان بتی برادریک