جداییها میتوانند واقعاً سخت باشند، و اینکه در لحظات آرام زمزمه کنید «من هنوز عاشق عشق سابقم هستم» به طرز شگفتآوری رایج است. ممکن است ساعت ۲ بامداد بیدار بمانید و خاطرات قدیمی را مرور کنید، یا هر وقت جایی را که قبلاً با هم به آنجا میرفتید میبینید، احساس دلدرد میکنید. این احساسات میتواند شما را از خود بپرسد: «آیا طبیعی است که هنوز عاشق عشق سابقم باشم؟» و «چرا حتی بعد از همه این اتفاقات، هنوز عاشق عشق سابقم هستم؟» پاسخ صادقانه مثبت است - بسیاری از مردم این را تجربه میکنند.
این به این معنی نیست که مشکلی با شما وجود دارد. این فقط به این معنی است که شما عمیقاً اهمیت میدادید و قلب شما برای التیام به زمان نیاز دارد. در این مقاله، ما شما را راهنمایی خواهیم کرد که چرا این یک بخش طبیعی، هرچند دردناک، از فرآیند جدایی است و همچنین شما را با نکات و ایدههای عملی برای ادامه مسیر توانمند خواهیم کرد. این را به عنوان یک دوست حامی در نظر بگیرید که نشسته است تا به شما کمک کند تا احساسات پیچیده "من عاشق عشق سابقم هستم" را مرتب کنید و بفهمید که در مرحله بعد چه باید بکنید.
من هنوز عاشق همسر سابقم هستم - داستان الکس
فهرست مندرجات
الکس، ۲۴ ساله، از زمانی که جیمی، شریک زندگی چهار سالهاش، تصمیم به جدایی از او گرفته، دوران سختی را سپری میکند. این دو از زمان دانشگاه با هم بودند. در این مدت، صحبتهای شبانه، سفرهای آخر هفته و رویاهای مشترک چنان به بخش جداییناپذیر زندگی الکس تبدیل شده است که حتی شش ماه پس از پایان رابطه، او خلأ عمیقی را در زندگی خود احساس میکند.
جدایی خیلی بد بود؛ اشک و دعوا بود. جیمی گفت که ناگهان، یا چیزی که برای الکس غیرمنتظره به نظر میرسید، احساس میکرد که تغییر کرده و همه چیز را تمام کرده است. بعد از چند ماه، الکس سعی کرد به زندگی عادی برگردد و دوباره به صحنه قرار گذاشتن برگردد. او حتی چند ماه بعد با افراد جدیدی قرار گذاشت و شروع به دیدن آنها کرد. در ظاهر، به نظر میرسد که همه چیز خوب است، او هر روز، قدم به قدم، به جلو میرود. اما، شبها، اغلب متوجه میشود که با خود فکر میکند: «من عاشق دوست پسر سابقم هستم.» یا در یک لحظه آرام، از خود میپرسد: «من هنوز عاشق دوست پسر سابقم هستم، چرا نمیتوانم او را فراموش کنم؟»
او مرتباً به کافهای میرود که قبلاً با جیمی صبحهای یکشنبه به آنجا میرفت. بوی قهوه همان است و تقریباً انتظار دارد که او را پشت میز قدیمیاش ببیند. گاهی اوقات، عکسهای آخرین تعطیلاتشان را مرور میکند و آرزو میکند که کاش اوضاع فرق میکرد. در یک روز سخت، آرزو میکند که به او پیامک بدهد یا «آهنگشان» را بارها و بارها گوش دهد. در میان همه اینها، احساس گناه از بیانصافی نسبت به شریک جدیدش وجود دارد. این سوال که «چرا من...» الان که شریک زندگی جدیدی دارم، هنوز عاشق همسر سابقم هستم«؟»، او را از درون میخورَد. انگار دارد به شریک زندگیاش خیانت میکند و با کسی که دیگر در زندگیاش نیست، رابطه برقرار میکند.
این احساس گناه، سردرگمی و احساسات متناقض، زمانی که فردی با دلشکستگی دست و پنجه نرم میکند، بسیار رایج است. وقتی الکس داستان خود را با Bonobology در میان گذاشت، دکتر امان بونسل، رواندرمانگر، در پاسخ به او گفت: «این درگیری غیرمعمول نیست. به هر حال، وقتی کسی از زندگی شما خارج میشود، فشار زیادی برای فراموش کردن او وجود دارد، اما حقیقت این است که مغز شما مثل کلید برق نیست. مغز شما به دلیل پایان یک رابطه خاموش نمیشود. تمام آن سالها تجربه و روال مشترک، فوراً از بین نمیروند.»
جزئیات میتوانند مدام به ذهنتان خطور کنند: آهنگ خاصی که از رادیو پخش میشود، یک بو یا یک سالگرد. در آن لحظات، آن کشش، آن گرمای دردناک عشقی را که تبخیر نشده است، احساس میکنید و حتی ممکن است با خود فکر کنید: «من هنوز هم واقعاً عاشق عشق سابقم هستم، ما ارتباط بسیار خوبی داشتیم...» این دردناک و گیجکننده است، به خصوص اگر سعی در ساختن چیزی جدید یا پیشرفت داشته باشید.
نکته اصلی این است که این داستان بسیاری از افراد است. شما در این مورد تنها نیستید. بسیاری از کسانی که جدایی را تجربه کردهاند، متوجه میشوند که در هفتهها، ماهها یا حتی سالها بعد، بخشهایی از وجودشان هنوز در رابطه گذشته گیر کرده است. مثل این است که یک پایشان بیرون از در باشد و یک پایشان هنوز داخل رابطه. ممکن است مدام از خود بپرسید: «آیا من بالاخره میتوانم عشق سابقم را فراموش کنم؟» دکتر بهونزل میگوید: «آیا من تنها کسی هستم که این احساس را دارم؟» «این احساسات بخش طبیعی از دست دادن کسی است که به شما نزدیک بوده است. این بخشی از فرآیند بهبود عاطفی پس از جدایی است و اگر برای مراقبت از خود و رها کردن تدریجی او قدم بردارید، به مرور زمان تسکین مییابد.»
مطلب مرتبط: ۹ دلیل که دلتان برای عشق سابقتان تنگ میشود و ۵ کاری که میتوانید در مورد آن انجام دهید
آیا طبیعی است که هنوز عاشق همسر سابقم باشم؟
بله، کاملاً. ممکن است اعتراف به آن ترسناک یا حتی شرمآور باشد، اما بسیاری از متخصصان روابط تأیید میکنند که عشق به شریک سابق کاملاً طبیعی است. ارنستو لیرا د لا روسا، روانشناس، میگوید: «اگر هنوز شریک سابق خود را دوست دارید، این طبیعی و اشکالی ندارد. عشقی که داشتید یک شبه از بین نمیرود، قلب و مغز شما برای سازگاری به زمان نیاز دارند.»
به آن مانند سوگواری برای هر فقدان دیگری فکر کنید. همانطور که برای از دست دادن یکی از عزیزانتان سوگواری میکنید، پایان دادن به یک رابطه مهم نیز واکنش عاطفی و حتی فیزیولوژیکی مشابهی ایجاد میکند. احساسات شما در نهایت تغییر خواهد کرد، اما تا آن زمان، اشکالی ندارد که به خودتان صبر و درک بدهید. در زیر چند نکته کلیدی وجود دارد که باید در مورد دلیل این اتفاق در نظر داشته باشید:
- خاطراتی از «روزهای خوب گذشته»: شما و عشق سابقتان خاطرات مشترک زیادی با هم داشتید: شوخیهای خودمانی، مکانهای مورد علاقه، لحظات شیرین. ذهن شما به طور طبیعی روی خاطرات شاد تمرکز میکند و خاطرات بد را کماهمیت جلوه میدهد. وقتی خاطرات در ذهنتان باقی میمانند، دوست داشتن فردی که با آنها در ارتباط است آسان میشود. در واقع، نوستالژی شاید هیgهتِم خاطرات خوب و باعث شود اتفاقات بد را فراموش کنید. برای مثال، ممکن است لحظاتی مثل خندیدن با هم را دوباره مرور کنید، اما دعواها را نه، و باعث شوید شریک سابقتان احساس ایدهآل بودن کند.
- شما هنوز در حال وفق دادن خود با این فقدان هستید: پایان دادن به یک رابطه، از دست دادن بخشی از زندگی روزمره و برنامههای آینده شماست. تحقیقات نشان میدهد که به طور متوسط، حدود ۴ سال طول میکشد تا نیمی از پیوند عاطفی از بین برود. برخی افراد هرگز به طور کامل از احساس ارتباط دست نمیکشند. بنابراین این واقعیت که شما هنوز به آن پایبند هستید، در واقع طبیعی است. شما در حال سوگواری برای پایان چیزی هستید که زمانی مهم بود.
- شما هوس آشنایی میکنید: انسانها برای دلبستگی ساخته شدهاند. مغز شما به روال تماس گرفتن با یکدیگر، پیامک دادن و دیدن روزانه آن شخص عادت میکند. وقتی این کار متوقف میشود، خلائی ایجاد میشود. مثل این است که هوس راحتی یک عادت قدیمی را بکنید. دکتر بهونزل میگوید: «مغز شما حتی میتواند از آن ارتباط از دست رفته احساس کنارهگیری کند، بنابراین بدن و ذهن شما آن احساسات را به سطح میآورند.»
- تو شکسته یا ضعیف نیستی: احساس نسبت به شریک عاطفی سابق نشانه ضعف یا دلشکستگی نیست. این فقط به این معنی است که شما عمیقاً او را دوست داشتید. بسیاری از افراد، حتی سالها بعد، چیزهایی مانند «من هنوز او را دوست دارم» یا «نمیتوانم از فکر کردن به او دست بردارم» میگویند. این میتواند احساس تنهایی ایجاد کند، اما در واقع یک تجربه بسیار رایج است.
و بله، شما در نهایت بهبود خواهید یافت. احساسات قوی برای همیشه دوام نمیآورند. با گذشت زمان، شدت آنها کم میشود. به خاطر داشته باشید که داشتن چنین احساسی به این معنی است که شما انسان هستید و توانایی عشق ورزیدن دارید. این فقط به این معنی است که شما در مراحل اولیه فرآیند بهبودی پس از جدایی هستید.
خواندن مرتبط: تعبیر خواب دیدن همسر سابق چیست؟
چگونه از عشق سابقی که هنوز دوستش دارید عبور کنید - 7 نکته
حالا که این احساسات را به عنوان احساساتی طبیعی پذیرفتیم، بیایید در مورد کارهایی که میتوانید برای شروع حرکت به جلو انجام دهید صحبت کنیم. این مسیر زمان میبرد و یک خط مستقیم نیست. روزهای خوب و روزهای بد وجود خواهد داشت. اما گامهای مشخصی وجود دارد که میتوانید برای کاهش درد و در نهایت رهایی از آن بردارید. ما 7 نکته از این دست که توسط متخصصان پشتیبانی میشوند را ارائه میدهیم تا به شما در برداشتن اولین قدم به سمت ... کمک کنیم. رها کردن کسی که دوستش داریدبه یاد داشته باشید که با سرعت خودتان پیش بروید و به استراتژیهایی که برای شما مناسب هستند تکیه کنید.
۱. به شبکه پشتیبانی خود تکیه کنید
وقتی قلبتان درد میکند، انزوا میتواند اوضاع را بدتر کند. سیستم حمایتی پس از جدایی بسیار مهم استآنها میتوانند گوش دهند، حواس شما را پرت کنند یا فقط بیصدا کنار شما بنشینند. برای مثال، ممکن است با یک دوست صمیمی تماس بگیرید و بگویید: «من روز واقعاً سختی را میگذرانم» و فقط خودتان را خالی کنید یا حتی گریه کنید. این تخلیه عاطفی نیست، بلکه تخلیه سالم است. دکتر بهونزل تأکید میکند: «ارتباط با دیگران باعث میشود کمتر احساس تنهایی کنید. در این مرحله، من اکیداً به هر کسی که با احساسات ماندگار دست و پنجه نرم میکند، توصیه میکنم که سعی کند دوستیهای جدیدی ایجاد کند یا به دوستیهای موجود روی آورد. هر دعوت اجتماعی را که میتوانید بپذیرید و به آنجا بروید.» بنابراین،
- با کسی که به او اعتماد دارید تماس بگیرید و بگویید که در حال مبارزه هستید
- به یک باشگاه، کلاس یا حتی یک انجمن پشتیبانی آنلاین، حتی یک subreddit یا انجمن بپیوندید تا با افرادی که این مشکل را دارند صحبت کنید.
- اگر دوستانتان شما را به بیرون دعوت کردند، حتی اگر ترجیح میدهید نروید، رفتن را در نظر بگیرید. بودن در کنار افراد مهربان میتواند خلق و خوی شما را تغییر دهد.
این روش همچنین در مواقعی که با احساس گناه و سردرگمی در مورد موقعیتی مانند «من در یک رابطه هستم اما هنوز عاشق همسر سابقم هستم» مواجه هستید، مؤثر است. حتی با یک شریک جدید، با دوستان خود در مورد احساساتتان صحبت کنید. گاهی اوقات فقط شنیدن «من هم این شرایط را داشتهام و تو خوب خواهی شد» میتواند به طرز شگفتآوری آرامشبخش باشد. تعامل با شبکه حمایتیتان، دیدگاههای جدیدی به شما میدهد و تمام عشق زندگیتان را به شما یادآوری میکند.
۲. به خودتان اجازه دهید غمگین باشید، اما برای آن حد و مرزی تعیین کنید
طبیعی است که بعد از جدایی بخواهید گریه کنید و غمگین باشید. به خودتان اجازه دهید کمی احساس غم و عصبانیت کنید. اینها احساسات واقعی هستند و بخشی از فرآیند بهبودی پس از جداییدر واقع، پلا وایزمن، درمانگر، خاطرنشان میکند: «جدایی میتواند بسیار ناراحتکننده باشد و شما باید به خودتان اجازه دهید درد را احساس کنید، نه اینکه آن را در خود نگه دارید.» تماشای مداوم فیلمهای غمانگیز یا خوردن بستنی برای یک یا دو روز میتواند به شما کمک کند. بگذارید احساساتتان بیرون بریزد و خودتان را به خاطر اشکها یا مالیخولیا شرمنده نکنید.
با این حال، به همان اندازه مهم است که برای همیشه در درد گیر نکنید. دکتر بهونزل توصیه میکند: «اگرچه اشکالی ندارد که چند روزی را فقط گریه کنید و با احساسات خود همراه باشید، اما باید برای خودتان یک جدول زمانی تعیین کنید: شاید یک هفته در خود فرو رفتن، سپس روی گامهای کوچک برای بازگشت به مسیر درست تمرکز کنید. به آن مانند غم و اندوه پس از یک فقدان فکر کنید، مراحلی وجود دارد. ممکن است در انکار یا چانهزنی باشید، «شاید اگر X را انجام داده بودم...» و سپس عصبانیت یا غم. در نهایت، باید به سمت پذیرش حرکت کنید.
نکته نرم افزار: میتوانید به خودتان بگویید: «اشکالی ندارد که امروز دلم برایشان تنگ شود، اما فردا سعی میکنم بیرون بروم» یا هدفی مانند «فقط برای یک روز صبح، از خواب بیدار میشوم و پیادهروی میکنم» تعیین کنید. این کار بین فضا دادن به احساسات و نیاز به مشارکت تدریجی در زندگی تعادل برقرار میکند.
خواندن مرتبط: آیا ریباند باعث میشود بیشتر دلتنگ عشق سابقتان شوید؟ - اینجا بدانید
۳. واقعیت جدایی را بپذیرید
یکی از سختترین مراحل، پذیرفتن این است که رابطه واقعاً تمام شده است. ممکن است هنوز امیدوار باشید یا فکر کنید، "شاید آنها نظرشان را عوض کنند." اما پذیرش ضروری است. ترینا لکی، مربی روابط، خاطرنشان میکند: "اگر دلیل جداییتان را نپذیرید، در حالت انکار میمانید که این امر فقط روند بهبودی شما را طولانیتر میکند."
تمام دلایلی را که جدایی به نفعتان بود به خودتان یادآوری کنید. اغلب، افراد روی «من عاشق عشق سابقم هستم» تمرکز میکنند و مشکلاتی را که منجر به جدایی شده است نادیده میگیرند. سعی کنید هرگونه علامت خطر یا مسئلهای را که وجود داشته به خاطر بسپارید. اگر انتخاب شما یا آنها بوده است، به خودتان یادآوری کنید که افراد از عشق جدا میشوند و به زندگی خود ادامه میدهند، این اتفاق برای همه میافتد.
پذیرش واقعیت به این معنی نیست که فوراً از دوست داشتن او دست بکشید، اما به شما این شفافیت را میدهد که رابطه تمام شده و قرار نبوده که اینطور باشد، مهم نیست چقدر برایتان مهم باشد. این پذیرش در نهایت به شما کمک میکند تا احساساتتان را نسبت به شریک سابقتان از دست بدهید. اگر اغلب از خودتان میپرسید، «آیا من هرگز از عشق سابقم عبور خواهم کرد؟؟'، در اینجا چند استراتژی وجود دارد که ممکن است کمک کند:
- از تکرار سناریوهایی مثل «کاش این را گفته بودم...» دست بردارید. بپذیرید که بعضی چیزها از کنترل شما خارج بوده و هر دوی شما در پایان یافتن آن نقش داشتهاید.
- از اینکه آنها را بینقص جلوه دهید، خودداری کنید. طبیعی است که نکات مثبت را به خاطر بسپارید، اما سعی کنید با یادآوری دلایل ناموفق بودن آن، تعادل را برقرار کنید. فهرستی از مزایا و معایب رابطه بنویسید. در مورد معایب صادق باشید.
- به یاد داشته باشید که سوگواری و شکستها طبیعی هستند. مهربان بودن با خود، افکار مزاحم کمتری را در مورد شریک سابق پیشبینی میکند. با خودتان طوری صحبت کنید که با یک دوست خوب که آسیب دیده است، صحبت میکنید.
۴. از تماسها و یادآوریها فاصله بگیرید
یادآوریهای مداوم عشق سابقتان میتواند مانع از بهبودی شما شود. در دنیای امروز، این امر اغلب شامل رسانههای اجتماعی نیز میشود. دکتر گری براون، درمانگر، حتی توصیه میکند که عشق سابق خود و دوستانش را حداقل به مدت ۹۰ روز کاملاً مسدود یا بیصدا کنید. تصور کنید از خواب بیدار میشوید و پستهای او را نمیبینید، یا نمیدانید چه میکند. این کار به احساسات شما فرصتی میدهد تا بدون آن اطلاعات جدید، ثبات پیدا کنند.
به همین ترتیب، موارد زیر را در نظر بگیرید قانون عدم تماسحذف پیامهای قدیمی، یا گذاشتن آن عکس دو نفرهتان در یک جعبه. از دیده رفتن میتواند از ذهن رفتنی شود. یا حداقل، مدام در ذهن نماند. هر چه بیشتر به هم برسید یا جویای حال هم شوید، آن زخمها را بیشتر باز نگه میدارید.
ممکن است وسوسه شوید که اعتراف کنید «من هنوز تو را دوست دارم» یا از شریک عاطفی سابقتان بخواهید که موضوع را حل کند. اما کارشناسان هشدار میدهند که امید به پاسخ از سوی آنها معمولاً روند بهبودی را متوقف میکند. دکتر بهونزل میگوید: «عدم تماس به شما زمان میدهد تا بدون چسبیدن به امید واهی، سوگواری کنید. تقریباً همیشه، حل مشکل باید از درون شما ناشی شود، نه از پاسخهای آنها.»
با ایجاد فاصله فیزیکی و دیجیتالی، به قلب خود فرصت نفس کشیدن میدهید. اگر واقعاً مجبور به برقراری ارتباط هستید (شاید شغل یا حیوان خانگی مشترکی دارید)، آن را مختصر و رسمی نگه دارید. اما به طور کلی، فکر کنید: «من سعی نمیکنم به آنها آسیب بزنم، سعی میکنم به خودم کمک کنم تا التیام پیدا کنم.»
۵. مشغول بمانید و چیزهای جدید را امتحان کنید
بعد از جدایی، ما اغلب کمی از هویت خودمان را از دست میدهیم. ممکن است آنقدر زمان را به عنوان «شریک زندگی کسی» گذرانده باشید که چیزهایی را که شما را خوشحال میکنند فراموش کرده باشید. الان زمان بسیار خوبی برای پیدا کردن دوباره خودتان است. خودتان را مشغول نگه دارید و علایق جدید را کشف کنید. هدف این نیست که برای همیشه «حواسپرت» باشید، بلکه ساختن زندگیای است که به خودی خود احساس رضایتبخشی داشته باشد. در اینجا چند نکته وجود دارد که میتوانید امتحان کنید:
- سرگرمیای را که قبلاً دوست داشتید، انتخاب کنید یا چیزی را که همیشه در مورد آن کنجکاو بودید، امتحان کنید.
- در یک کلاس ثبت نام کنید یا به یک گروه محلی بپیوندید. درگیر شدن با چیزهای جدید شما را با افراد و تجربیات جدید آشنا میکند.
- تغییر منظره میتواند دیدگاه شما را تغییر دهد. حتی یک سفر جادهای آخر هفته به یک شهر نزدیک یا یک سفر یک روزه به تنهایی میتواند به شما احساس استقلال و ماجراجویی بدهد.
مشغول بودن به این معنی نیست که از احساساتتان فرار میکنید، بلکه به این معنی است که به آن احساسات فضای کمتری برای بروز میدهید. وقتی وقتتان را با چیزی پر میکنید، دلشکستگی از بین نمیرود، اما لحظاتی خواهید داشت که ذهنتان جای دیگری است. هر فعالیت جدید را به عنوان گامی کوچک در جهت ایجاد اعتماد به نفس و روالی که در دوران مجردی و شادی داشتید، در نظر بگیرید.
مطالعه مرتبط: آیا باید به عشق سابقم پیام بدهم؟ راهنمای کاملی برای کمک به شما در تصمیم گیری
۶. به دنبال پایان دادن به رابطه با شرایط خودتان باشید
پایان دادن به رابطه میتواند ایدهای دست نیافتنی به نظر برسد. ممکن است به شدت به دنبال یک پایان خوب باشید. شاید مکالمهای با شریک سابقتان برای فهمیدن دلیل دقیق پایان رابطه. متأسفانه، معمولاً آنها به پایان رابطه نمیرسند. منتظر ماندن برای اینکه شخص دیگری احساسات شما را توضیح دهد یا تأیید کند، اغلب شما را در بنبست نگه میدارد.
در عوض، روی ایجاد آیینها و پاسخهای پایان دادن به رابطه خودتان تمرکز کنید. از خودتان سوالاتی را که شما را عذاب میدهند بپرسید و سعی کنید صادقانه به آنها پاسخ دهید. به عنوان مثال: «این رابطه چه چیزی به من آموخت؟ چرا واقعاً جدایی کار درستی بود؟ برای چه چیزی میتوانم خودم را ببخشم؟» در جایی که تقصیر داشتید، مسئولیت را بپذیرید، خودتان و آنها را ببخشید و بپذیرید که هر دو کاری را که در آن زمان فکر میکردید بهترین است، انجام دادهاید.
در اینجا چند روش برای کمک به شما در پایان دادن به رابطه پس از جدایی آورده شده است:
- یک نامه ارسال نشده بنویسید: هر آنچه را که احساس میکنی، در یک ... بریز نامه به سابقت-عشق، خشم، سوالات- اما هرگز آن را نفرستید. نوشتن میتواند آرامشبخش باشد. حتی ممکن است بعداً نامه را به عنوان یک خداحافظی نمادین بسوزانید یا پاره کنید.
- با یک دوست یا مشاور صحبت کنید: افکارتان را با کسی که به او اعتماد دارید در میان بگذارید. گاهی اوقات گفتن آن با صدای بلند به شما کمک میکند تا به آرامش برسید.
- «آیین جدایی» تشریفاتی: بعضی افراد انجام کاری نمادین را مفید میدانند. برای مثال، برخی عکسها را با هم پاره میکنند، یادداشتی مینویسند و آن را دور میاندازند، یا حتی یک مراسم کوچک «خداحافظی» در خانه برگزار میکنند. اینها درمانهای جادویی نیستند، اما میتوانند به مغز شما سیگنال دهند که فصل در حال پایان است.
7. مراقب بدن و ذهن خود باشید
در تمام این موارد، یکی از بهترین کارهایی که میتوانید انجام دهید مراقبت از خودتان است. جداییها میتوانند از نظر جسمی و روحی طاقتفرسا باشند. برای حفظ یا ایجاد روالهای سالم، آگاهانه تلاش کنید. در اینجا چند روش مراقبت از خود آورده شده است که باید پس از جدایی، به خصوص هنگام دست و پنجه نرم کردن با احساسات ماندگار نسبت به شریک سابق خود، در اولویت قرار دهید:
- سعی کنید یک برنامه خواب داشته باشید. آشفتگی عاطفی میتواند خواب را مختل کند، اما برای داشتن یک زمان خواب منظم تلاش کنید. ذهنی که خوب استراحت کرده باشد، انعطافپذیرتر است.
- وقتی دلشکسته هستید، به راحتی میتوانید وعدههای غذایی را حذف کنید یا پرخوری کنید. سعی کنید وعدههای غذایی متعادلی بخورید. سوخترسانی خوب به بدن به ثبات خلق و خو کمک میکند.
- حتی ورزشهای ملایم مانند پیادهروی روزانه، یوگا یا دوچرخهسواری میتواند روحیه شما را بالا ببرد. این فعالیتها باعث افزایش اندورفین (مواد شیمیایی ایجادکننده حس خوب) و کاهش استرس میشوند.
- مدیتیشن، تمرینات تنفس عمیق یا حتی چرتهای کوتاه را در نظر بگیرید. اپلیکیشنها یا ویدیوهای آموزشی میتوانند به شما در یافتن آرامش کمک کنند. نوشتن افکارتان نیز درمانی است.
مراقبت از خود همچنین به معنای اجتناب از سریع ... روابط بازگشتی... شاید به نظر برسد که فوراً به سراغ چیز جدیدی رفتن، راه حل است، اما روانشناسان هشدار میدهند که اغلب نتیجهی معکوس میدهد. یک بازگشت میتواند بار عاطفی شما را به رابطهی جدید منتقل کند و باعث شود هر دو نفر رنج بکشند. در عوض، اجازه دهید هر علاقهی عاشقانهی جدیدی به تدریج و پس از بهبودی نسبی شما اتفاق بیفتد.
یافتن پایان و ادامه دادن - ۵ ایده
پس از مدتی تمرین نکات بالا، امیدواریم که خود را برای گذر کاملتر از رابطه آماده بیابید. یافتن راه حل و گذر از آن، کلیدهای فوری نیستند، اما میتوانید گامهای فعالی برای کمک به این فرآیند بردارید. در زیر پنج روش وجود دارد که میتواند شما را به سمت آزادی عاطفی واقعی از رابطه قبلیتان هدایت کند.
۱. افکار و احساسات خود را بنویسید
نوشتن میتواند فوقالعاده شفابخش باشد. اگر قبلاً در مراحل قبلی نوشتن خاطرات را امتحان نکردهاید، اکنون برای روشن شدن موضوع، آن را در نظر بگیرید. آزادانه در مورد آنچه اتفاق افتاده بنویسید: آنچه احساس کردید، آنچه پشیمان هستید و آنچه آموختهاید. در اینجا چند پیشنهاد در مورد نحوه استفاده از کلمات برای التیام خود و شریک سابقتان را رها کنید:
- نامه ارسال نشده: «[نام] عزیز، من تو را دوست داشتم و برای آنچه داشتیم سوگواری میکنم...» – همه چیز را بیرون بریز
- فهرست قدردانی و گله و شکایت: یک ستون برای لحظات خوب، یکی برای لحظات بد. دیدن هر دو طرف به شما کمک میکند تا کل تصویر را بپذیرید.
- دفتر خاطرات اهداف: آنچه را که برای آینده خود میخواهید (سفر، شغل، سرگرمیها) بنویسید. این کار تمرکز را از «من و آنها» به فقط «من» تغییر میدهد.
خواندن مرتبط: چگونه دوست دختر سابق خود را فراموش کنیم: ۱۵ نکته تخصصی
۲. در صورت نیاز، از پشتیبانی حرفهای یا گروهی استفاده کنید.
گاهی اوقات صحبت کردن با دوستان کافی نیست. اگر درد بیش از حد شدید است یا درگیر مسائل خاصی مانند اضطراب، افسردگی یا دلشکستگی هستید که روز به روز بدتر میشوند، کمک حرفهای را در نظر بگیرید. یک مشاور یا درمانگر میتواند تکنیکهای مقابلهای متناسب با شما را به شما ارائه دهد. همچنین میتوانید به یک گروه پشتیبانی آنلاین یا حضوری برای افرادی که با جدایی دست و پنجه نرم میکنند، بپیوندید. شنیدن داستانهای دیگران و به اشتراک گذاشتن داستانهای خودتان میتواند به شما کمک کند تا کمتر احساس تنهایی کنید.
- به اپلیکیشنها یا مشاوره آنلاین نگاهی بیندازید. راحتی صحبت کردن از خانه میتواند این کار را آسانتر کند.
- در یک رویداد محلیِ ملاقاتِ تک نفره شرکت کنید، حتی اگر فقط به عنوان یک فعالیت باشد، این کار شما را در کنار مردم قرار میدهد.
- اگر ایمان برای شما مهم است، میتوانید برای آرامش به یک رهبر مذهبی یا اجتماعی مراجعه کنید.
۳. مراقب رشد شخصی و آینده خود باشید
صفحه را ورق بزنید و شروع به نوشتن فصل جدیدی کنید که در آن بر یافتن معنای جدید و ساختن خودتان تمرکز کنید. به حوزههایی از زندگیتان فکر کنید که میخواهید حالا که وقت بیشتری دارید، بهبود ببخشید یا کشف کنید:
- شاید دورهای باشد که همیشه میخواستید در آن شرکت کنید، یا مهارتی مانند کدنویسی یا یک زبان
- برای مسابقه تمرین کنید، تمرینات قدرتی را شروع کنید یا یک کلاس رقص را امتحان کنید. رسیدن به اهداف تناسب اندام میتواند اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.
- موسیقی بنویسید، نقاشی کنید، غذاهای لذیذ بپزید، باغبانی کنید - هر کاری که به شما احساس موفقیت میدهد را انجام دهید.
۴. بخشش و رها کردن را تمرین کنید
اغلب با بخشش، هم برای شما و هم برای شریک عاطفی سابقتان، به پایان میرسد. چسبیدن به خشم یا رنجش، شما را به گذشته وابسته نگه میدارد. این به آن معنا نیست که آنچه اتفاق افتاده خوب بوده است؛ بلکه به این معناست که شما تصمیم میگیرید دیگر آن بار را به دوش نکشید. این در مورد آزاد کردن خودتان است.
بسیاری از افراد جدایی را دوباره مرور میکنند و آرزو میکنند که کاش کارها را طور دیگری انجام داده بودند. بپذیرید که هر کسی اشتباه میکند. آگاهانه بگویید: «خودم را میبخشم که زودتر متوجه پایان این رابطه نشدم» یا «خودم را به خاطر هر اشتباهی که مرتکب شدهام میبخشم.» این نوع دلسوزی برای خود بسیار قدرتمند است.
بخشیدن شریک عاطفی سابقتان نیز به همان اندازه مهم است: این برای شماست، نه آنها. ممکن است به خودتان بگویید: «من آنها را به خاطر نقشی که در پایان دادن به این ماجرا داشتند، میبخشم. من آمادهام که از این رنجها رها شوم.» این کار میتواند سخت به نظر برسد، اما اغلب وقتی واقعاً میبخشید، خشمی که شما را به دام میاندازد، کاهش مییابد.
خواندن مرتبط: چرا تلاش برای ایجاد حسادت در شریک زندگی سابقتان احمقانه و زننده است؟
۵. صبور باشید و با خودتان مهربان باشید
بالاخره بفهم که ادامه دادن بعد از جدایی زمان میبرد. هیچ برنامهی ثابتی برای اینکه چه زمانی «باید» احساس بهتری داشته باشید وجود ندارد. بعضی روزها خوب از خواب بیدار میشوید؛ روزهای دیگر ناگهان به شما برمیخورد. این طبیعی است. شاید یادآوری این نکته به خودتان مفید باشد که بهبودی خطی نیست. یک روز خیلی پیشرفت میکنید، روز بعد ممکن است دوباره احساس دلتنگی کنید. خودتان را به خاطر این موضوع سرزنش نکنید. در عوض،
- پیروزی های کوچک را جشن بگیرید: هر روزی که با عشق سابقتان تماس نمیگیرید، یک برد است. هر ماهی که دوباره کمی بیشتر خودتان را حس میکنید، یک پیشرفت است. به این پیشرفتها توجه کنید.
- دوباره شادی را به من عطا کن: وقتی اتفاق خوبی میافتد (ترفیع، یک شب شاد)، به خودتان اجازه دهید بدون احساس گناه شادی را احساس کنید. شما لایق شادی هستید.
- ایمان داشته باشید که شفا خواهید یافت: ممکن است بیشتر از آنچه میخواهید طول بکشد، اما مردم از دلشکستگی بهبود مییابند. احساسات قوی به مرور زمان تسکین مییابند. اعتماد داشته باشید که با هر درسی که میآموزید، قویتر میشوید.
اشاره گرهای کلیدی
- طبیعی است که بعد از جدایی، هنوز هم عاشق عشق سابق خود باشید، زیرا پیوندهای عاطفی برای از بین رفتن به زمان نیاز دارند.
- برداشتن گامهای کوچک و عملی مانند درخواست حمایت و تمرکز بر مراقبت از خود میتواند به بهبودی کمک کند.
- یافتن راه حل از درون میآید؛ آداب و رسومی مانند نوشتن نامه یا تأمل در مورد رابطه میتواند کمک کند.
- بهبودی یک فرآیند تدریجی است و مهم است که در طول مسیر صبور و مهربان باشید.
سخن نهایی
مهمتر از همه، به یاد داشته باشید که اگر احساس سردرگمی کردید، کمک در دسترس است. هیچ شرمی در جستجوی راهنمایی حرفهای وجود ندارد. گاهی اوقات توصیه یک درمانگر میتواند نجاتبخش باشد. هر روز، یک قول کوچک به خودتان بدهید: شاید این باشد که «امروز به او پیامک نمیدهم» یا «امروز با یکی از دوستانم ملاقات خواهم کرد». به تدریج، عبارت «من هنوز عاشق عشق سابقم هستم» کمی از قدرت خود را از دست میدهد. مدام در ذهن خود تکرار کنید: شما شایسته عشق هستید و از این مرحله عبور خواهید کرد.
ممکن است هنوز به این فکر کنید که چگونه بعد از جدایی، در حالی که هنوز عاشق هستید، به زندگی ادامه دهید یا از خود بپرسید: «آیا هرگز میتوانم عشق سابقم را فراموش کنم؟» این سوالات طبیعی هستند. از نکات بالا استفاده کنید و مطمئن باشید که پاسخها به موقع به دست خواهند آمد. همانطور که کارشناسان میگویند، داشتن احساسات ماندگار نسبت به عشق سابقتان طبیعی است. آنچه مهم است مراقبت از خودتان و هدایت آرام قلبتان به جلو، قدم به قدم است. روزی به گذشته نگاه خواهید کرد و خواهید گفت: «من از پسش برآمدم و خوشحالم که این کار را کردم.»
۱۵ نشانهی ساده که نشان میدهد عشق سابقتان میخواهد شما را برگرداند
۱۵ نشانه که نشان میدهد عشق سابقتان شما را آزمایش میکند | چگونه واکنش نشان دهیم؟
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.