فهمیدن اینکه چه زمانی باید یک رابطه را ترک کنید، هیچوقت آسان نیست. به هر حال، شما با امیدها و آرزوهای زیادی وارد آن رابطه شدهاید، با تمام عشق، محبت و مراقبت خود، این پیوند را پرورش دادهاید. وقتی مشکلات شروع به نمایان شدن میکنند، کنار گذاشتن همه اینها آسان نیست. چند بار اولی که احساس میکنید در یک رابطه ناخوشایند هستید، ممکن است به خودتان بگویید که این فقط یک دوره سخت است. با این حال، ممکن است خیلی زود به یک الگو تبدیل شود.
«متاسفم، دیگر تکرار نمیشود.» «دیگر هرگز نمیخواهم به تو آسیبی برسانم.» «من تغییر خواهم کرد، یک فرصت دیگر به من بده.» «قول میدهم اوضاع حالا فرق کند.» این وعدهها و اطمینانبخشیها شما را سرشار از امید برای فردایی بهتر میکند. با خودتان فکر میکنید: «بسیار خب، برای آخرین بار. اگر اوضاع تغییر نکند، میترسم.» اما در واقعیت، هیچ چیز تغییر نمیکند و شما در حلقهی سختیها و وعدههای پوچی گرفتار شدهاید که هرگز اتفاق نمیافتند. تنها کاری که این اطمینانبخشیها میکنند این است که شما را از دیدن نشانههای واضحِ زمان ترک یک رابطه منحرف میکنند.
نیازی به گفتن نیست که پاسخ به «چه زمانی وقت ترک یک رابطه است» میتواند برای افراد مختلف متفاوت باشد. اما لحظات خاصی وجود دارد که چارهای جز رها کردن و رفتن ندارید. و نه، این همیشه به دلیل سوءاستفاده جسمی، عاطفی یا کلامی نیست. موقعیتها یا لحظات بیشمار دیگری وجود دارد که باعث میشود ارزش یک رابطه را زیر سوال ببرید. بیایید با مشورت روانشناس بالینی بفهمیم که این موارد چیست. پراچی ویش (کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی)، که عضو وابسته انجمن روانشناسی آمریکا و یک متخصص و درمانگر ترومای بالینی دارای گواهینامه است که در برخورد با مسائلی مانند طلاق، روابط خارج از ازدواج، روابط خشونتآمیز تخصص دارد.
دلایل ترک یک رابطه چیست؟
فهرست مندرجات
چگونه بفهمیم چه زمانی باید یک رابطه را ترک کنیم؟ دلیل اینکه بسیاری از افراد برای یافتن پاسخ این سوال تلاش میکنند و در ترک آن تردید دارند چیست؟ رابطه شکسته این است که آنها مطمئن نیستند که آیا مسائلی که با آنها دست و پنجه نرم میکنند، ترک رابطه را توجیه میکند یا خیر. و اما عنصر امید، وعده فردای بهتر، باعث میشود که آنها امر اجتنابناپذیر را به تأخیر بیندازند و مدت زمان بسیار طولانیتری نسبت به آنچه که باید، در روابط بد گیر کنند.
پراچی میگوید: «دلیل اصلی این است که ما همچنان به تغییر امیدوار هستیم (معمولاً بدون اینکه واقعاً کاری در مورد آن انجام دهیم). ما مدام احساس میکنیم که با استدلال، تلاش و التماسهایمان، شریک زندگیمان تغییر خواهد کرد. پذیرش خلاف این، مستلزم پذیرش این است که ما در انتخاب این شخص تصمیم بدی گرفتهایم. و این دلیل ناخودآگاهی است که ما را به این رابطه وابسته نگه میدارد.»
اگر شما هم در چنین موقعیتی قرار گرفتهاید و مدام از خود میپرسید: «آیا باید در این رابطه بمانم یا از آن خارج شوم؟»، شاید این سوال برایتان مفید باشد: «هدف از بودن در رابطهای که هیچ شادی و رضایتی برای شما به ارمغان نمیآورد چیست؟» تا زمانی که با تمام وجودتان احساس کنید که این رابطه برای شما مناسب نیست، دلایل شما برای ترک آن رابطه بیاساس یا بیثبات نیست. فقط به آنچه غریزهتان به شما میگوید گوش دهید و خواهید دانست که چه زمانی باید یک رابطه را ترک کنید.
اگر به اطمینان بیشتری نیاز دارید که این کار را به دلایل درستی انجام میدهید، در اینجا چند مورد وجود دارد که کاملاً انصراف از این کار را توجیه میکند:
- عدم ارضای عاطفی: روابط عاشقانه بر اساس یک ارتباط عاطفی عمیق بین طرفین بنا میشوند. اگر این ارتباط در رابطه شما وجود ندارد و دائماً احساس میکنید که نیازهای عاطفی شما برآورده نمیشود یا بدتر از آن، بیاعتبار شده است، این یک دلیل موجه برای ترک رابطه است.
- خودارضایی در رابطه: بله، کاملاً طبیعی است که روابط عاشقانه بعد از مدتی تا حدودی قابل پیشبینی شوند و هیجان آن از بین برود. با این حال، یک بار خودارضایی در رابطه وقتی شروع میشود و شما و شریک زندگیتان آنقدر همدیگر را بدیهی میدانید که دیگر اهمیتی به آنچه دیگری تجربه میکند نمیدهید، شما از قبل از هم دور میشوید. فقط مسئله زمان است که شما برای هم غریبه میشوید، چرا بدبختی خود را طولانیتر میکنید؟
- عاشق کس دیگری شدن: چه زمانی وقت ترک یک رابطه است؟ خب، اگر شما یا شریک زندگیتان عاشق شخص دیگری شدهاید یا احساس میکنید به او جذب شدهاید، این یک نشانهی کاملاً واضح است که رابطهتان به پایان خود رسیده است.
- کمبود رابطه جنسی: یک رابطه طولانی مدت مراحل و فازهای مختلفی را طی میکند که ممکن است شامل کاهش صمیمیت جنسی باشد. این به تنهایی نشانهای از فرا رسیدن زمان جدایی نیست. با این حال، اگر میل جنسی شدیدی دارید، اما نه برای شریک زندگیتان، نشانه واضحی است که عشقی که به یکدیگر احساس میکردید، به پایان رسیده است.
- سوءاستفاده به هر شکلی: سوءاستفاده عاطفی یا جسمی یکی دیگر از نشانههای واضحی است که نشان میدهد برای محافظت از خود باید به یک رابطه پایان دهید. در حالی که هنوز عاشق فردی هستید، تعلل نکنید و به این فکر نکنید که چگونه یک رابطه بد را ترک کنید. همین حالا رابطه را ترک کنید و سپس کاری را که برای التیام زخمهای عاطفی یک رابطه سوءاستفادهآمیز و فراموش کردن هر احساسی که نسبت به شریک زندگی خود دارید، انجام دهید.
- مسائل مالی: اگر دیدگاههای شما در مورد پول با هم همسو نباشد یا استرس مالی در رابطه وجود داشته باشد، نادیده گرفتن آن میتواند دشوار باشد. دعوا بر سر پول نشانهی محکمی است که نشان میدهد جدایی تصمیم درستی برای شماست.
- رابطه سمی: فهمیدن چه زمانی یک رابطه سمی را ترک کنیم میتواند دو برابر سختتر باشد زیرا اغلب هر دو طرف تمایل دارند از این سمیت تغذیه کنند. با این حال، اگر رابطهای به سلامت روان شما آسیب میرساند و باعث میشود به جای شادی، رضایت و امنیت، احساس اضطراب، ترس و نگرانی کنید، اقدام برای محافظت از خود کار درستی است - صرف نظر از اینکه شریک زندگیتان چقدر ادعا میکند شما را دوست دارد یا شما فکر میکنید که شریک زندگیتان را دوست دارید.
خواندن مرتبط: ۱۱ نشانه هشدار دهنده یک رابطه سمی
چه زمانی باید یک رابطه را ترک کرد - ۱۳ نشانه که نشان میدهد زمان آن رسیده است که به رابطه دیگری فکر کنید
حالا که سناریوهای کلی که به شما میگویند چه زمانی یک رابطه را ترک کنید، بررسی کردیم، بیایید به جزئیات بپردازیم. بنابراین، صدایی در درون شما وجود دارد که به شما میگوید رابطهتان کاملاً درست به نظر نمیرسد. وقتی زمان ترک یک رابطه فرا میرسد، احساس جدایی شروع به نفوذ میکند. ممکن است دیگر به شریک زندگی خود احساس دلبستگی یا نگرانی نسبت به او نداشته باشید.
با این حال، شما اینجا هستید، با یک تصمیم دشوار دست و پنجه نرم میکنید و نمیتوانید بر اساس آنچه غرایزتان به شما میگویند عمل کنید. چرا؟ پراچی میگوید: «مردم تمایل دارند الگوهای تلاش یکسانی را برای ایجاد تغییر تکرار کنند و انتظار نتیجه متفاوتی داشته باشند. بدیهی است که این اتفاق نمیافتد. و تا آن زمان، حتی موقعیت دردناک نیز برای ترک کردن و کشف ناشناختهها بیش از حد آشنا میشود.» این توضیح میدهد که چرا گاهی اوقات ترک کسی که با او زندگی میکنید و زندگی مشترکی دارید بسیار دشوار است.
اما عادت دلیل کافی برای ماندن در روابط بد نیست. گاهی اوقات، ممکن است حتی متوجه آن نشوید، اما اگر خوب توجه کنید، نشانههای کافی وجود دارد که باید شما را به فکر ترک یک رابطه بیندازد. برای اینکه بفهمید آیا این نشانهها در مورد شما صدق میکنند یا خیر، ادامه مطلب را بخوانید:
خواندن مرتبط: توصیههای مربوط به روابط - ۳ باید و نباید برتر برای زوجها
۱. رابطه توهینآمیز است
پراچی میگوید: «سوءاستفاده میتواند کلامی، عاطفی یا فیزیکی باشد. این یک پرچم قرمز بزرگ است و هیچ بهانهای برای آن وجود ندارد.» اگر زندگی شما با شریک زندگیتان یک مسابقهی بیپایانِ فحش و ناسزاگویی است، اگر در معرض طعنهها و نظرات تحقیرآمیز هستید، اگر شریک زندگیتان برای رسیدن به خواستههایش از نظر عاطفی شما را دستکاری میکند، یا اگر قربانی خشونت خانگی بودهاید، وقت آن رسیده که به آن پایان دهید.
هیچکس نباید در یک رابطهی خشونتآمیز باقی بماند. اگر میخواهید بدانید چه زمانی باید یک رابطه را ترک کنید، هیچ نشانهی واضحتری از خشونت وجود ندارد. حتی اگر بتوانید نشانههای هشداردهندهی اولیهای را پیدا کنید که نشان میدهد شریک زندگیتان تمایلات خشونتآمیز دارد، فکر کردن به ترک رابطه صرفاً بر اساس شهودتان ایدهی بدی نخواهد بود. در واقع، ما این کار را تشویق میکنیم. صبر کردن برای فهمیدن اینکه آیا شریک زندگیتان خشونتآمیز است یا نه، ارزشش را ندارد. اگر به آن مشکوک هستید، آن رابطه را ترک کنید.
۲. احترام متقابل وجود ندارد
یک رابطه سالم همیشه بر پایه احترام بنا شده است.احترام در یک رابطه پراچی میگوید: «یعنی اعتماد کنیم که شریک زندگیمان یک فرد بالغ با عقل و شعور خودش است و میداند چه میکند. اگر به یکدیگر به عنوان انسان احترام نگذاریم، عشقی هم نمیتواند وجود داشته باشد.»
نشانههای بیاحترامی در یک رابطه فقط به رفتارهای توهینآمیز یا تحقیر یکدیگر توسط یکی از طرفین محدود نمیشود. همچنین میتوانید نشانههای ظریفی را در مکالمات روزمره با شریک زندگی خود مشاهده کنید. اگر آنها به نظر شما بیتوجهی میکنند، هرگز به آنچه میگویید علاقهای ندارند و مدام حرف شما را قطع میکنند، به این معنی است که برای شخصیت شما ارزشی قائل نیستند. آیا رابطهای که در آن هویت شما مورد توجه قرار نمیگیرد، ارزش ماندن دارد؟
۳. بیش از یک بار به شما خیانت شده است
میپرسید چه زمانی وقت ترک یک رابطه است؟ خب، اگر خیانت در رابطه شما یک ویژگی رایج بوده است، دیگر ماندن در آن رابطه منطقی نیست، درست است؟ اگر شریک زندگیتان به اعتماد شما خیانت کرده است، نه فقط یک بار، بلکه بارها و بارها، این نشانهی واضحی است که او برای شما ارزش زیادی قائل نیست. مطمئناً، وقتی گناهانش آشکار میشود، ممکن است التماس بخشش کند، قول بدهد که راهش را اصلاح کند و برای آیندهای بهتر امید بدهد.
سپس، آنها دوباره به الگوهای قدیمی خود بازمیگردند. خیانت کردن شما را تغییر میدهدو اگر این زخمها بارها و بارها ایجاد شوند، میتوانند باعث آسیبهای عاطفی پایدار و شدیدی شوند. به خاطر اینکه نمیتوانید بفهمید چگونه یک رابطه بد را ترک کنید، در حالی که هنوز آن شخص را دوست دارید، خودتان را عقب نکشید. تصمیم دشوارِ ترک کردن را بگیرید و روی التیام آسیبهای عاطفی که شریک زندگیتان به شما وارد کرده است تمرکز کنید تا بتوانید قلب و ذهن خود را به روی روابط سالم و عاشقانه در آینده باز کنید.
۴. نمیتوانید از بحثها بگذرید
اگرچه درست است که دعوا و مشاجره در همه روابط اتفاق میافتد، اما اگر این مشاجرات مزمن شوند، رابطه میتواند بسیار ناخوشایند شود. ممکن است از ترس شروع یک دعوای دیگر، از داشتن مکالمات دشوار با یکدیگر وحشت داشته باشید و در نتیجه، مشکلات شما ممکن است شروع به انباشته شدن کنند. مشکلات انباشته شده منجر به کینه در رابطهکه به ناراحتی و احساس عدم رضایت منجر میشود. میبینید که با این موضوع به کجا میرویم؟
به همین دلیل است که یکی از شاخصهای زمان ترک یک رابطه این است که بحثها و مشاجرات به موضوع اصلی در ارتباط شما با شریک زندگیتان تبدیل شده باشد. پراچی میگوید: «ناتوانی در حل تعارض در رابطه اغلب به سایر مسائل اساسی مانند ارتباط ضعیف، سمیت و الگوهای دلبستگی ناسالم اشاره دارد. این میتواند به کاوش عمیق و رسیدن به ریشه این مسائل کمک کند. حتی اگر دیگر نتوانید این رابطه را نجات دهید، حداقل این خودآگاهی را خواهید داشت که این الگوها را با شرکای آینده تکرار نکنید.»
۵. مبارزه قدرت بیش از حد شدید است
شاید برابری کامل در روابط یک ایده آرمانشهری باشد، اما وقتی تلاشی برای کنترل یکدیگر وجود داشته باشد، نتیجه استرس است. «وقتی تعادل جای خود را به یک [عامل] میدهد» جنگ قدرت در یک رابطهپراچی میگوید: «این امر ناگزیر به نبردی برای برتریطلبی منجر میشود و نه یک مشارکت واقعی و متقابل.» فرد «ضعیفتر» احساس خفگی و حقارت میکند.
یک رابطه عاشقانه مبتنی بر احترام، اعتماد و مراقبت متقابل است. اینکه چه کسی دست بالا را دارد هرگز نباید مهم باشد. رابطه شما نباید مانند یک نبرد مداوم برای ایجاد تسلط به نظر برسد. و اگر چنین است، آن زمان است که باید رابطه را ترک کنید.
خواندن مرتبط: چرا رها کردن یک نفر، حتی اگر او شما را دوست نداشته باشد، اینقدر سخت است؟
۶. اظهار نظرهای تحقیرآمیز در مورد شریک زندگیتان
فقدان احترام اغلب در سخنان نیشدار و توهینهایی که طرفین به یکدیگر میکنند، منعکس میشود. پراچی میگوید: «سرزنش بدن شریک زندگی، گفتن چیزهایی مانند «اگر وزن کم کنی، تو را جذابتر میبینم»، انتقاد و تمسخر انتخابها، حرفه، تمسخر ظاهر یا دوستانشان و غیره، نشانههایی هستند که نشان میدهند زمان ترک یک رابطه فرا رسیده است.»
وقتی عزت نفس شما به نام عشق نابود میشود، اینکه چطور قدرت ترک کسی که دوستش دارید را پیدا کنید، حتی نباید سوالی باشد که ارزش فکر کردن داشته باشد. اگر دوستی بود که در مورد حرفهای تحقیرآمیز شریک زندگیاش به شما میگفت، به او میگفتید که هر چه زودتر رابطه را تمام کند! همین مهربانی را به خودتان نشان دهید و روی حرکت به جلو، به سوی آیندهای بهتر تمرکز کنید.
۷. شما در معرض چراغ گاز قرار دارید
gaslighting نوعی سوءاستفاده نامحسوس است که در آن یک نفر با دیوانه خطاب کردن شریک زندگیاش یا با اشاره به اینکه او همیشه از هیچ، مسئلهای بزرگ میسازد، واقعیت وجودی او را انکار میکند. پراچی میگوید: «گازلایت میتواند اشکال مختلفی داشته باشد. زیر سوال بردن تصمیمات یک فرد یا حمله به ارزش شخصی او نیز نمونههایی از گازلایت هستند. و این میتواند به سلامت عاطفی فرد در سمت گیرنده بسیار آسیب برساند. این باید یکی از عوامل غیرقابل مذاکره در یک رابطه باشد، به محض اینکه قربانی متوجه شود چه چیزی را متحمل میشود.»
چراغ گاز میتواند در نهایت باعث شود که شما در تصمیمات خود/در یادآوری وقایع شک کنید. هیچ کس نباید این قدرت را داشته باشد که شما را وادار کند افکار و توانایی خود را در تصمیمگیری برای خودتان زیر سوال ببرید. دستکاری روانی از این نوع نباید جایی در روابط داشته باشد. اگر قربانی چراغ گاز شدهاید، تشخیص آن اولین قدمی است که میتوانید برای رهایی خود از رابطهای که در آن دائماً اختیار عمل شما انکار شده است، بردارید. وقتی این کار را انجام دهید، راه برای پیشرفت هموارتر خواهد شد.
۸. وقتی شریک زندگیتان سعی میکند شما را تغییر دهد
ما آگاهانه یا ناخودآگاه، سعی میکنیم روی شریک زندگیمان تأثیر بگذاریم. تغییر خوب است، بهخصوص اگر شما را به فرد بهتری تبدیل کند یا به شما کمک کند عادات یا سبک زندگی بهتری را در خود پرورش دهید. با این حال، وقتی شریک زندگیتان سعی میکند شخصیت درونی شما را تغییر دهد یا تأثیر منفی روی شما داشته باشد، میتواند در درازمدت اثرات مخربی داشته باشد.
اگر شریک زندگیتان میخواهد شما را تغییر دهد، به این معنی است که او به دنبال چیزی است که نمیتواند در شما پیدا کند. این نشان میدهد که شما ممکن است با یکدیگر سازگار نباشید. همین به خودی خود باید برای شما کافی باشد تا بدانید چه زمانی باید یک رابطه را ترک کنید. علاوه بر این، اگر سعی کنید خودتان را به دستور شریک زندگیتان تغییر دهید، با خودتان راحت نخواهید بود. چگونه میتوانید خوشحال باشید وقتی با خودتان در صلح نیستید؟ و فایدهی بودن در رابطهای که در آن نه میتوانید خود واقعیتان باشید و نه میتوانید شادی را پیدا کنید، چیست؟
مطالعه مرتبط: وقتی پذیرش، عشق و احترام در یک رابطه از بین میرود
۹. شریک زندگیتان بچهها یا حیوانات خانگیتان را قبول نمیکند
روابط عاشقانه موفق بر اساس پذیرش کامل و بیقید و شرط هر جنبه از زندگی یکدیگر - خوب، بد و زشت - بنا میشوند. اگر شریک زندگیتان این کار را نکند، آیا واقعاً میتواند برای شما مناسب باشد؟ شریک خودخواه ممکن است چند ماه بعد از شروع رابطه به شما بگوید که با چند جنبه از زندگی شما که نمیتوانید تغییر دهید، موافق نیست.
ترک کسی که دوستش دارید اما برای شما مناسب نیست، هرگز آسان نیست، اما اگر شریک زندگیتان از جنبههایی از زندگیتان که برایتان مهم هستند، مثلاً عزیزانتان - فرزندان، والدین یا حیوانات خانگی - یا مسئولیتهایتان در قبال آنها حمایت نمیکند، انتخاب بسیار ساده میشود.
۱۰. اهداف شما با هم همسو نیستند
وقتی هیچ یک از نشانههای خطر ذکر شده در بالا در مورد شما صدق نمیکند، تشخیص زمان پایان دادن به یک رابطه میتواند بسیار سختتر و دلهرهآور شود. کاملاً ممکن است که شما یا شریک زندگیتان هیچ مشکلی نداشته باشید، اما به دلیل عدم هماهنگی اهدافتان، برای یکدیگر مناسب نباشید. ممکن است شما فقط دو فرد کاملاً متفاوت باشید که با وجود تمام عشقی که به یکدیگر دارند، نمیتوانند زمینه مشترکی برای ساختن زندگی پیدا کنند.
شاید شما چیزهای متفاوتی در زندگی میخواهید و هیچ راهی برای یافتن یک راه میانه وجود ندارد. فدا کردن جاهطلبیها یا اهدافتان به خاطر رابطه بیهوده است، زیرا این کار فقط باعث میشود که در آینده از یکدیگر متنفر شوید. یا ممکن است... آدم درست در زمان نادرست وضعیتی که میتواند بسیار دردناکتر از عاشق کسی شدن باشد که با او سازگار نیستید. در چنین مواردی، ترک کسی که دوستش دارید به خاطر خودش، ممکن است کار درست، هرچند دردناک، باشد!
۱۱. ارزشهای اصلی و دیدگاه شما به زندگی متفاوت است
تضادها همیشه همدیگر را جذب نمیکنند. اغلب اوقات، ارزشها و نگرشهای مشترک اساس یک رابطهی محکم هستند. وقتی دو نفر در مورد مسائل مهم و انتخابهای زندگی - مثلاً مذهب، پول و فرزندان - با هم توافق ندارند، ادامهی مسیر زندگی به عنوان شریک زندگی دشوار میشود. چنین روابطی اغلب تاریخ انقضا دارند.
دانستن زمان ترک کردن بسیار حیاتی است رابطهای که آیندهای نداردبهتر است این کار را قبل از اینکه هر یک از طرفین بیش از حد درگیر احساسات شود، انجام دهید. جدایی از کسی که دوستش دارید بدون اینکه به او آسیبی برسانید دشوار است، اما اگر شما دو نفر دیدگاههای بسیار متفاوتی داشته باشید، در نهایت به شدت به یکدیگر آسیب خواهید رساند. بهتر است چسب زخم را بردارید و اجتنابناپذیر بودن آن را به تأخیر نیندازید.
خواندن مرتبط: چگونه از یک رابطه کنترلگر خارج شویم - ۸ راه برای رهایی
۱۲. خاطرات و تجربیات شما بد هستند
وقتی به شریک زندگیتان فکر میکنید چه احساسی دارید؟ آیا فکر کردن به او احساس شادی، رضایت و خرسندی به شما میدهد؟ یا احساس ترس، اضطراب یا نگرانی میکنید؟ یک رابطه باید به شما احساس امنیت، دوست داشته شدن و رضایت بدهد. باید بتوانید با علاقه به زمانهایی که با هم گذراندهاید نگاه کنید و مکالمات «یادش بخیر» باید به طور طبیعی جریان داشته باشند.
اگر این مورد در مورد شما صدق نمیکند، احتمالاً به این دلیل است که تجربیات و خاطرات بد بسیار بیشتر از خاطرات خوب هستند. شاید شما به این امید هستید که اوضاع بهتر خواهد شد. اما اگر تاکنون بهتر نشده است، چه دلیلی به شما میدهد که باور کنید در آینده اوضاع متفاوت خواهد بود؟ گذشتهای ناخوشایند و آیندهای نامشخص، نشانههای بسیار روشنی از زمان پایان دادن به یک رابطه هستند.
۱۳. دلیل ماندن شما این است که مجرد بودن شما را میترساند.
بسیاری از مردم از ترک یک رابطه، هر چقدر هم که بد یا ناسالم باشد، میترسند، زیرا نمیتوانند فکر تنها ماندن را تحمل کنند. ماندن در یک رابطهی ناخوشایند به این دلیل که نمیدانید چگونه تنها باشید، دلیل وحشتناکی برای تحمل بدبختی است. شجاعت ترک آن را داشته باشید.
اشاره گرهای کلیدی
- دانستن اینکه چه زمانی باید یک رابطه را ترک کنید میتواند سخت باشد، به خصوص وقتی مدت زیادی با هم بودهاید و از نظر احساسی بیش از حد به شریک زندگیتان وابسته هستید.
- سوءاستفاده، دستکاری، بیاحترامی، خیانت، خودپسندی، برخی از نشانههای واضحی هستند که نشان میدهند باید از رابطهتان خارج شوید.
- با این حال، نشانههایی که نشان میدهند زمان پایان دادن به یک رابطه فرا رسیده است، همیشه آنقدر قوی و غیرمنتظره نیستند؛ گاهی اوقات عواملی مانند انتخابها و اهداف مختلف در زندگی نیز میتوانند مانع آینده شما به عنوان یک زوج شوند.
- اغلب اوقات، خودتان میدانید چه زمانی باید یک رابطه را ترک کنید. آن صدای ضعیف درون سرتان را نادیده نگیرید، آنگاه دقیقاً میدانید که چه کاری باید انجام دهید.
اگرچه باید گفت که یک فرد باید تمام تلاش خود را برای ایجاد یک رابطه انجام دهد، اما اگر بخشی از وجود شما دائماً در این فکر است که چگونه بفهمد چه زمانی باید یک رابطه را ترک کند، تقریباً دیگر حرفی برای گفتن ندارید. بهتر است از شریک زندگی خود دور شوید تا اینکه در دام دادن "آخرین فرصت" به یکدیگر گرفتار شوید.
سوالات متداول
ترک یک رابطه به دلیل احساسات و تلاشهایی که صرف آن میشود، دشوار است. گاهی اوقات، ممکن است از تنها ماندن احساس ترس و آسیبپذیری کنید و احساس کنید که ماندن در یک رابطه بهتر از مجرد بودن است. پذیرفتن اینکه باید یک رابطه را ترک کنید، مانند یک قرص مسکن است، زیرا به این معنی است که باید بپذیرید که با ورود به آن رابطه اشتباه کردهاید.
وقتی دیگر عشقی در رابطه باقی نمانده، وقتی خیانتهای پیدرپی رخ میدهد، وقتی ارزشهای اصلی شما متفاوت است، وقتی از هم دور میشوید و وقتی احساس میکنید رابطهتان بیشتر از اینکه برایتان شادی بیاورد، برایتان دردآور است، وقت جدایی فرا رسیده است.
پایان دادن به رابطه با کسی که دوستش دارید هرگز آسان نیست، اما اگر از آن راضی نیستید و دائماً احساس میکنید که در حال تضعیف شدن هستید، باید تصمیم بگیرید و شریک زندگی خود را ترک کنید.
بله. گاهی اوقات، شما کسی را به این دلیل ترک نمیکنید که دیگر او را دوست ندارید، بلکه باید او را ترک کنید زیرا ممکن است از یکدیگر پیشی گرفته باشید یا ممکن است چیزهای متفاوتی از زندگی بخواهید. جدایی از کسی که دوستش دارید و با او زندگی میکنید آسان نخواهد بود، اما اگر سلامت روان شما به طور منفی تحت تأثیر قرار گرفته است، باید رابطه را ترک کنید، صرف نظر از اینکه فکر میکنید چقدر این شخص را دوست دارید.
ترک کسی که زندگی مشترکی با او دارید دشوار خواهد بود. شاید لازم باشد با ظرافت به این موضوع نزدیک شوید. همچنین، باید برنامه خروج خود را به خوبی تنظیم کرده باشید، از جمله اینکه چگونه میخواهید از آنجا نقل مکان کنید، شرایط چنین نقل مکانی چیست و چه تاثیری بر زندگی شما خواهد داشت.
۱۵ نشانه ظریف که جدایی نزدیک است و شریک زندگیتان میخواهد به زندگی مشترک ادامه دهد
چگونه بفهمیم یک رابطه تمام شده است؟ ۲۵ نشانه که نشان میدهد این پایان یافته است
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.