من ۸ سال است که ازدواج کردهام و شوهرم مهربان بوده اما خیلی احساساتش را بروز نمیدهد. شوهرم مهربان یا رمانتیک نیست. او در آشپزخانه کمک میکند اما از کارهای خانه متنفر است. او از آن دسته آدمهای رمانتیکی نیست که مرا از خود بیخود کند.
دلم برای آن نوع عاشقانهها تنگ شده. انتظار دارم به من توجه کند، مرا ببوسد، به من بگوید «دوستت دارم» یا کار خاصی انجام دهد. حتی در رختخواب هم، او همیشه خیلی تنبل بودهما بارها به خاطر این موضوع دعوا میکردیم.
از اینکه به هر طریقی محبت شوهرم را گدایی کنم خسته شدهام. کمبود محبت مشکلاتی را در رابطه ما ایجاد کرده و من نمیدانم چگونه با آن کنار بیایم.
شوهرم نه مهربونه نه رمانتیک
فهرست مندرجات
اخیراً پرخاشگر شده است. حتی برای کوچکترین کاری مثل عوض کردن پوشک بچهمان، اگر از او بخواهم این کار را انجام دهد، با من دعوا میکند. مثال دیگر این است که اگر به دلیل رسیدن سرویس حمل و نقل محل کارم در صبح، نتوانم کارهایی را که بین خودمان تقسیم کردهایم، انجام دهم، دیگر صدای نالههایش را نمیشنوم.
شوهرم برای من ارزش قائل نیست
وقتی مردی محبت نشان نمیدهد، یعنی به شما احساسی ندارد یا به ارزش خود پی ببرید. به نظر نمیرسد او ارزش من را درک کند، چون من تمام هزینههای خانه، خرید مواد غذایی، بستهبندی غذا برای دخترمان، انجام امور مالی، آشپزی، نظافت و خیلی چیزهای دیگر را خودم پرداخت میکردم.
Eحتی یک کار روزمره را که به او میگویم انجام دهد، با بیادبی از انجام آن امتناع میکند. باید التماسش کنم که کمکم کند. حتی در آن صورت هم، کار را با کلی عصبانیت انجام میدهد. او همچنین شروع به بدگویی در مورد هر چیزی، مثلاً جشن گرفتن یک جشنواره با هم، کرده است.
وقتی مردی محبت نشان نمیدهد و در کوچکترین فرصتی به طفره رفتن و بحث کردن ادامه میدهد، شروع به تخلیه انرژی شما میکند. و این اتفاقی است که برای من میافتد.
مطلب مرتبط: ۲۰ راه برای اینکه همسرتان دوباره عاشق شما شود
بدون جشن سالگرد
اخیراً سالگرد ازدواجمان بود و او حتی برای جشن گرفتن با هم درخواست مرخصی نکرد، کاری که معمولاً ما میکنیم. ضمناً، ما نیاز داشتیم برای خودمان وقت بگذاریم، اما به نظر نمیرسد که او اصلاً به این نیاز داشته باشد.
من واقعاً از التماس محبت او خسته شدهام و وقتی او به ما اهمیتی نمیدهد، خیلی رنج میکشم. نقاط عطف رابطه.
آیا من هستم که تمام تلاشم را میکنم؟
نمیدانم چه اتفاقی دارد میافتد، اما احساس میکنم تنها کسی هستم که سعی میکند حس عاشقانه را تجربه کند، میخواهد ازدواجمان سرپا بماند، چون خیلی کسلکننده شده است.
بعضی وقتها احساس میکنم شوهرم همیشه یک مرد ساده و بیتکلف بوده و من هیچوقت توجهی که میخواهم را دریافت نمیکنم. بعضی وقتها احساس میکنم شاید هیچوقت عاشقش نبودهام. بعضی وقتها به عشق و محبت شوهرم نیاز دارم و بعضی وقتها دلم میخواهد از او فرار کنم.
من کاملا گیج شده ام. شوهرم هیچ علاقهای به من نشان نمیدهد. آیا اینها نشانههایی هستند که شوهرم دیگر عاشق من نیست؟
نمیخواهم زندگی مشترکم را از دست بدهم، اما میخواهم بعضی چیزها تغییر کند. لطفا کمکم کنید!
بانوی گرامی،
وای! راستش را بخواهی؟ بعد از خواندن نوشتهات، از اینکه شوهرت باشم متنفرم. چرا؟ چون به نظر محتاج و نیازمند میآیی، چسبنده و تو خیلی غر میزنی! حالا قسمت جالبش اینجاست – تقصیر توئه؟ نه. اینجاست که من وارد میشم و عزیزم، بیا با هم بهش نگاه کنیم و بهترش کنیم.
کمبود محبت از جانب شوهرتان باعث میشود در ازدواجتان احساس ناراحتی کنید، اما در اینجا چند نکته وجود دارد که باید در نظر داشته باشید.
هیجان اتفاق نخواهد افتاد
زنها همگی از ایدههای عاشقانهای تغذیه میشوند که در آن مرد دختر را میبوسد و او را به شام در زیر نور شمع میبرد.
و این همان چیزی است که شما میخواهید - هیجانی در چشمانش وقتی شما را میبیند - مانند احساسی که یک کودک صبح کریسمس با دیدن هدیه بابانوئل دارد. درست است؟
و بگذارید به شما بگویم که چرا این اتفاق نمیافتد:
۱. بعد از سالها با هم بودن، آن عنصر غافلگیری واقعاً وجود ندارد.
۲. دنیا آنطور که او میخواهد پیش نمیرود و شما به جای اینکه مرهمی برایش فراهم کنید و از او حمایت کنید، با درخواست از او برای تبدیل شدن به یک قهرمان هالیوودی، اوضاع را بدتر میکنید و او از این وضعیت خسته شده است.
۳. شما برای شادی خود بیش از حد به او وابسته هستید.
چند حقیقت در مورد مردان
حالا چند ایده کلیشهای که برای اکثر مردان صدق میکند اما آنها آن را نمیپذیرند:
۱. مردها دوست دارند برای کسانی که به آنها نیازی ندارند، شوالیهای با زره درخشان باشند.
۲. آنها بیشتر رابطه جنسی را دوست دارند (نه عشقبازی) و بخش بزرگی از دوران رشدشان بر اساس پورن بوده است.
۳. مردان از مسئولیت فرار میکنند.
چطور میشه اوضاع رو بهتر کرد؟
با در نظر گرفتن این موارد، چگونه میتوان وضعیت را بهتر کرد؟
۱. آیا برای خوشحال کردن خودتان ابتکار عمل به خرج دادید؟ اگر برای خوشحال کردن خودتان وقت بگذارید و عشق به خود را تمرین کنید به جای اینکه غر بزنید که چرا او نمیتواند شما را خوشحال کند - نتیجه این خواهد بود که شما خوشحال خواهید شد!
برای یک جلسه به اسپا بروید و برایش ماساژ در اسپا بگیرید و به او بگویید - هر وقت وقت داشتی برو و من آن موقع همه چیز را انجام میدهم. همین که به او اطمینان دهید که شما همه چیز را انجام خواهید داد، او را خوشحال میکند و بعد از جلسه اسپا، شما هم خوشحال خواهید بود. بنابراین این یک موقعیت برد-برد و شادی مضاعف است.
۲. وقتی به یک زن قدرتمند تبدیل شوید که برای خوشبختی به مردی نیاز ندارد، شوهرتان بیشتر به شما نیاز خواهد داشت و آنچه شما آرزویش را دارید - یعنی نزدیک بودن او به شما - اتفاق خواهد افتاد.
بنابراین قبل از اینکه بگویید: «شوهرم مهربان یا رمانتیک نیست!» دوباره فکر کنید.
با عشق و نور، دخترم. و اگر سوالی داشتی به من بگو!
پینوشت: گاهی اوقات فقط لباسهای مورد علاقهتان را بپوشید، هدفونتان را بگذارید و وقتی کسی حواسش نیست، کمی موسیقی گوش دهید و برقصید!
سوالات متداول
بعد از سالها زندگی مشترک، دیگر خبری از غافلگیری نیست. ممکن است چشمانش وقتی شما را میبیند برق نزند یا برای بغل کردنتان ندود و بحثهایی هم پیش بیاید که باعث شود احساس کنید همسرتان محبتی نشان نمیدهد. اما این طبیعی است، اینطور نیست؟
مردان معمولاً عاشق رابطه جنسی هستند (همیشه به عشق ورزیدن فکر نمیکنند)، دوست دارند برای افرادی که به آنها نیازی ندارند، شوالیههایی با زره درخشان باشند و از مسئولیت فرار کنند. اگر این باعث میشود فکر کنید مردی با محبت رفتار نمیکند، احتمالاً او را درک نمیکنید.
کمبود محبت میتواند روابط را خراب کند، اما در مورد اینکه چه چیزی کمبود محبت را تشکیل میدهد، زود قضاوت نکنید. مرد شما ممکن است در رختخواب خیلی سختگیر نباشد یا شما را به شام با نور شمع دعوت نکند، اما میتواند وظیفهشناس و دلسوز باشد. به نکات مثبت نگاه کنید و روی نکات منفی پافشاری نکنید.
۱۵ کاری که وقتی شوهرتان مهربان یا رمانتیک نیست باید انجام دهید
حوادث واقعی که تهدیدهای پیش روی زنان در دوستیابی آنلاین را نشان میدهد
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.
جوی، متنفرم از اینکه شوهرت باشم. تو مثل یه جادوگر سرد و یخی حرف میزنی... لعنت به اون مرد، اگه یه نفر از تلاشی که برای برآورده شدن نیازهای هر دو نفر لازمه دست برداره، یه لگد محکم بهش میزنه یا بیضههاش دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز دارن. لعنت به همه اینایی که میگی خودت رو خوشحال کن، مزخرفه، بهش بگو اون شوهر بیارزش رو خلاص کنه.