گاهی اوقات، بدترین چیزی که میتوانید به شخص دیگری بگویید این است: «خوشحال باش!» وقتی کسی با احساسات دشوار دست و پنجه نرم میکند، چنین کلیشههای بیش از حد مثبت میتواند باعث شود احساسات واقعی خود را سرکوب کند، در مورد وضعیت روحی خود انکار کند و حتی احساس گناه و شرم را برانگیزد. به طور خلاصه، این مثبت اندیشی سمی است.
اگرچه نمیتوان انکار کرد که یک دیدگاه مثبت میتواند برای سلامت روان شما مفید باشد، اما وقتی کسی تفکر مثبت را در تضاد با واقعیت بیرونی و درونی خود بپذیرد (یا مجبور به پذیرش آن شود)، این تفکر سمی میشود. مثبتاندیشی سمی ناشی از طرد احساسات ناراحتکننده به نفع ظاهری شاد است.
این میتواند مشکلساز باشد زیرا زندگی و شرایط هر فرد همیشه مثبت نیست. همه ما در طول مسیر با ضربات مهلکی مواجه میشویم. برای اینکه بتوانیم از این تجربیات و احساسات دردناک عبور کنیم، بسیار مهم است که آنها را صادقانه و آشکار احساس و با آنها برخورد کنیم. مصرف بیش از حد شهد شیرین مثبتاندیشی به شکل جملاتی مانند «همه چیز عالی است» یا «فقط حس خوب» هرگونه احساسات ناخوشایند را از جایگاه شایستهشان محروم میکند.
این میتواند تأثیرات گستردهای بر سلامت روان فرد داشته باشد. بنابراین، چگونه میتوان مثبتگرایی سمی را شناسایی و با آن مقابله کرد؟ و چرا انجام این کار مهم است؟ در این مقاله، دکتر امان بهونسل ، رواندرمانگر (Ph.D.، PGDTA)، که در مشاوره روابط و رفتاردرمانی عقلانی-عاطفی تخصص دارد، روانشناسی مثبتگرایی سمی را رمزگشایی میکند تا به شما در یافتن پاسخ این سؤالات کمک کند.
مثبت اندیشی سمی چیست؟
فهرست مندرجات
مثبت اندیشی سمی چیست؟ اساساً این ایده مطرح است که افراد باید طرز فکر مثبت خود را حفظ کنند، صرف نظر از اینکه شرایط چقدر دشوار یا وخیم است. این منجر به کنار گذاشتن تمام احساسات دیگری میشود که ممکن است به همان اندازه به زنده بودن و تجربه زندگی مرتبط باشند.
تمام احساسات اولیه، چه عشق، شادی، تعجب، ترس، غم، خشم، انزجار، شرم یا غرور، هدفی را دنبال میکنند. برای مثال، ترس به شما میگوید که از خود در برابر یک موقعیت بالقوه مضر محافظت کنید. خشم به شما میگوید که در برابر بیعدالتی بایستید. غم ذهن شما را با یک فقدان هماهنگ میکند. وقتی یک احساس را بر احساسات دیگر اولویت میدهید، منجر به ایجاد یک واقعیت درونی جعلی میشود که در تضاد مستقیم با شرایط بیرونی شما است. این به نوبه خود باعث استرس، رنجش و خشم در روابط ، چه با خود و چه با دیگران، میشود.
خلاصه اینکه، مثبتاندیشی سمی، خوشبینی و چشمانداز مثبت را به یک افراط و تعمیم افراطی میرساند. اینکه به مردم گفته شود هیچ احساسی غیر از شادی یا مثبت را نشان ندهند، وجود طیف کاملی از احساسات انسانی - حسادت، خشم، انزجار، شرم و غم - را انکار و کوچک جلوه میدهد.
روانشناسی مثبتگرایی سمی
مثبتاندیشی سمی میتواند در دو سطح عمل کند - فردی که خود را مجبور میکند یا اطرافیانش او را مجبور میکنند که صرف نظر از شرایطش، همیشه کاملاً مثبت یا شاد باشد. این روانشناسی مثبتاندیشی سمی، که تأکید تحمیلی بر «جنبههای روشن» یا «روزنههای امید» را تقویت میکند، از ناراحتی جمعی ما با افراط در هر احساسی، به ویژه احساسات ناراحتکننده، ناشی میشود.
احساساتی مانند غم و خشم، افراد را گیج میکنند و انسانها این را دوست ندارند. ما از پیشبینیپذیری لذت میبریم زیرا مترادف با امنیت است. در نتیجه، در نهایت دیگران - و خودمان - را مجبور میکنیم که همیشه شاد باشند. چرا؟ زیرا وقتی کسی شاد است، احتمال اینکه تهدید یا دردسرساز باشد، کمتر است و باعث میشود اطرافیانش کمتر بد به نظر برسند.
بنابراین، روانشناسی مثبتگرایی سمی ریشه در نیاز و تمایل اساسی انسان به ایمنی، امنیت و پیشبینیپذیری دارد.
مطلب مرتبط: ۹ نشانهی فقدان همدلی در روابط و ۶ راه برای مقابله با آن
تأثیر مثبت سمی چیست؟
حالا که تا حدودی با مثبتاندیشی سمی آشنا شدید، به همان اندازه مهم است که بفهمید چگونه بر فردِ دریافتکنندهی آن تأثیر میگذارد. یکی از نمونههای کلاسیک مثبتاندیشی سمی، بیاعتبار کردن احساسات است.
وقتی کسی احساسات شما را به این دلیل که «میتوانست خیلی بدتر باشد» بیاعتبار میکند، شما با مثبتاندیشی سمی و کلیشهای طرف هستید که میتواند به شدت به روان آسیب برساند. برای مثال، من به زوجی پس از خیانت شوهر مشاوره دادم . این مرد با وجود خیانت، به همسرش میگفت که به جنبههای مثبت نگاه کند.
اینکه او با وجود تفاوت فاحش در جایگاه اجتماعی و پیشینهشان با او ازدواج کرده و زندگیای را برایش فراهم کرده که او حتی تصورش را هم نمیکرد. اینکه او هنوز هم هزینههای زندگی پرهزینه او را پرداخت میکند، هزینههای پزشکی مادرش را پرداخت میکند و در پایان روز، صرف نظر از اینکه با چه کسی خارج از ازدواج میخوابد یا نمیخوابد، به او برمیگردد. در این فرآیند، او از همان ابتدا احساسات او را نادیده میگرفت و اختیار او را به عنوان یک فرد بیاعتبار میکرد. این نوع از مثبتاندیشی سمی میتواند بسیار مخرب باشد.
چنین نمونههای مثبتاندیشی سمی در مورد زنان غیرمعمول نیست. انگار از آنها خواسته میشود که با تهدید اسلحه خوشحال باشند، زیرا مردان زندگی آنها برای مقابله با احساسات پیچیده و ناراحتکننده مجهز نیستند.
مطالعه مرتبط: چگونه خود را دوست داشته باشیم - ۲۱ نکته برای دوست داشتن خود
همین امر در مورد کودکان نیز صادق است. وقتی کودکان مجبور میشوند حتی در مواقع خستگی، فشار عاطفی یا سردرگمی شاد باشند، تحت تأثیر ضربات روانی قرار میگیرند. بار دیگر، این کار به منظور ایجاد پیشبینیپذیری و ایجاد احساس بهتر به عنوان والدین انجام میشود. با این حال، در این فرآیند، با مجبور کردن کودکان به شاد، خوشحال و خوشبین بودن همیشگی، آنها را شرطی میکنیم تا مثبتاندیشی سمی را درونی کنند.
این گرایش همچنین توسط متخصصان شبهعلم، مانند انواع مختلف شفادهندگان، که هیچ روش علمی برای کمک به دیگران در حل مشکلاتشان ندارند، تشدید میشود. توصیهی ظاهری آنها به مردم این است که فقط "شاد باشند" یا روش مورد استفادهشان "ارسال ارتعاشات شفابخش" است. این همچنین میتواند این توهم را ایجاد کند که تمرکز بر نکات مثبت، حتی زمانی که هیچ نکتهی مثبتی وجود ندارد، میتواند مشکلات - و احساسات دشوار ناشی از آنها - را از بین ببرد.
یکی دیگر از عوامل مؤثر در روانشناسی مثبتاندیشی سمی، فشار برای شاد و بینقص به نظر رسیدن در رسانههای اجتماعی است. نمیتوانید در رسانههای اجتماعی بچرخید و به پستها و نظراتی برخورد نکنید که حاوی پستهای انگیزشی هستند و میگویند «مثبت باشید»، «به جنبههای مثبت نگاه کنید»، «فقط حسهای خوب»، «به مسائل اهمیت ندهید».
چیزی که بسیاری از مردم نمیتوانند درک کنند این است که آن عکسهای بینقص در یک محیط بینقص با نورپردازی عالی، پوست بیعیب و نقص و لبخندهای درخشان و غیره، تصویر واقعی از زندگی شاد یک فرد نیستند، بلکه نسخهای آراسته از خودشان هستند. این موضوع به یکی از عوامل اصلی فرهنگ مثبتاندیشی سمی تبدیل شده است. و چرا سمی است؟ چون ریاکارانه است.
چگونه از مثبت اندیشی سمی اجتناب کنیم؟
اگر تحت تأثیر مثبتاندیشی سمی قرار گرفتهاید یا تمایل به افراط در آن را در خود تشخیص دادهاید، میتوانید اقداماتی را برای ایجاد یک رویکرد حمایتیتر و جامعتر در قبال موقعیتها و احساسات ناخوشایند انجام دهید. در اینجا چند راه برای جلوگیری از مثبتاندیشی سمی آورده شده است:

- احساسات خود را بپذیرید: به جای اینکه سعی کنید احساساتی را که تجربه میکنید نادیده بگیرید یا انکار کنید یا با مثبت اندیشی و خوش بینی ساختگی آنها را بپوشانید، در مورد آنها کاملاً شفاف باشید.
- واقع بین باش: برای مثبت، شاد و تحت کنترل بودن همیشگی، به خودتان - یا دیگران - فشار زیادی وارد نکنید. در مورد احساساتی که باید در هر موقعیتی داشته باشید، واقعبین باشید و به خودتان اجازه دهید آنها را احساس کنید. اگر در موقعیت استرسزایی هستید، طبیعی است که احساس نگرانی یا ترس کنید. بنابراین، این احساسات را از خود دور نکنید.
- به خودتان اجازه دهید احساس کنید: طبیعی است که در شرایط دشوار احساسات پیچیده و گاهی متناقضی را تجربه کنید. به خودتان اجازه دهید تک تک احساساتی را که در پاسخ به یک موقعیت بروز میکنند، حس کنید، نه اینکه یکی را بر دیگری ترجیح دهید. برای مثال، اگر از یک رابطه سمی بیرون آمدهامممکن است همزمان احساس آرامش و غم داشته باشید. و این اشکالی ندارد. هیچ یک از این احساسات نامعتبر نیستند.
- منبع را مشخص کنیدبه منبع احساسات خود برسید و روی آن کار کنید تا بفهمید چرا در یک موقعیت خاص، چه احساسی دارید. به عنوان مثال، اگر در یک محیط اجتماعی احساس اضطراب یا عصبانیت میکنید، سعی کنید ریشه اضطراب اجتماعی خود را پیدا کنید.
- کار را انجام دهیداگر در درک احساسات خود مشکل دارید یا با احساسات دشوار خود کنار میآیید، به دنبال درمان باشید. این میتواند به ایجاد خودآگاهی زیادی در مورد آنچه احساس میکنید و دلیل آن کمک کند و فشار احساس کردن آنطور که «باید» باشد را از بین ببرد.
مثبتاندیشی سمی، چه از جانب خودتان باشد و چه از جانب دیگران، میتواند منجر به احساس گناه و شرم زیادی شود که میتواند مانع رشد و آرامش خاطر شما شود و همچنین شما را به سمت درونی کردن پذیرش احساسات غیرواقعی به عنوان یک مکانیسم اجتناب سوق دهد. به یاد داشته باشید، «نیمه پر لیوان» همیشه منشور مناسبی برای دیدن و تجربه زندگی از زاویه آن نیست.
۱۳ ویژگی که عشق فداکارانه را از عشق خودخواهانه متمایز میکند
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.