عشق، درسته؟ دلت پره، مدام سرخ میشی، نیاز بیوقفه برای ساعتها صحبت کردن باهاش، و یه ذهن گیج که نمیذاره به هیچ چیز دیگهای جز کسی که عاشقش شدی فکر کنی. عاشقش شدی و یهو ازت میپرسه: «چرا عاشقم شدی؟» حالا از همچین سوالی مات و مبهوت میشی و شروع میکنی به فکر کردن برای جواب دادن به این سوال: «چرا واقعاً عاشقشم؟»
اگرچه ممکن است دلیلش را بدانید، اما فقط نمیتوانید آن را با کلمات توضیح دهید یا هرگز آن را برای انسجام و شفافیت ننوشتهاید. نگران نباشید. نویسنده عزیز شما اینجا است تا در مورد سؤالاتی مانند «چرا او را اینقدر دوست دارم» به شما کمک کند. میدانم که عشق میتواند یک احساس طاقتفرسا باشد، اما زیباترین چیز در جهان است. وقتی این عشق متقابل باشد، حتی زیباتر هم میشود. اگر میپرسید «چرا او را اینقدر عمیق دوست دارم؟»، پاسخها را در زیر خواهید یافت.
۲۰ جملهای که وقتی از شما میپرسد چرا دوستش دارید باید بگویید
فهرست مندرجات
مردها دوست دارند مطمئن شوند که واقعاً دوست داشته میشوند و مورد قدردانی قرار میگیرند. موارد زیادی وجود خواهد داشت که دوست پسرتان از شما میپرسد که چرا او را دوست دارید. شما باید برای این سؤالات پاسخهایی آماده داشته باشید: چرا من دوست پسرم را خیلی دوست دارم؟ چرا من اینقدر عاشق او هستم، حتی اگر او یک احمق تمام عیار باشد؟ با پاسخهای زیر، میتوانید دوست پسرتان را خوشحال کنید و احساس دوست داشته شدن کنید.
۱. «چون من با تو ارتباط معنوی احساس میکنم»
هیچ رابطهای بدون احساس ارتباط واقعی با طرف مقابل، از مرحله «آشنایی» فراتر نمیرود. اگر در مراحل اولیه رابطه از خود میپرسید «چرا او را اینقدر دوست دارم؟»، ممکن است احساس ارتباطی عمیق و غیرقابل درک با او داشته باشید. شما ارتباطی عاطفی فراتر از ارتباط فیزیکی و جنسی را احساس میکنید. این یکی از نشانههایی است که شما نیمه گمشده خود را پیدا کردهاید.
این یک ارتباط روحی عمیقتر است، انگار که تمام عمرتان این شخص را میشناسید، حتی با اینکه تازه با او آشنا شدهاید. شما دو نفر به گونهای با هم ارتباط برقرار میکنید که ذهن، بدن و روحتان را تحت تأثیر قرار میدهد. این ارتباط غیرقابل توصیف عمیق است. اگر دوست پسرتان از شما بپرسد که چرا او را دوست دارید، این پاسخ همراه با توضیح مطمئناً او را به گریه خواهد انداخت.
مطلب مرتبط: ۱۳ نکته برای جذب عشق به زندگیتان
۲. «من با تو احساس امنیت میکنم»
امنیت یک نیاز اساسی انسانی برای همه است و ما وقتی شریک زندگیمان ما را امن و قابل اعتماد بداند، آن را دوست داریم. مردان عاشق این هستند که شوالیهای با زره درخشان باشند. اگر از خود میپرسید: «چرا من اینقدر عاشق او هستم؟»، این میتواند پاسخ باشد. شما با او احساس امنیت و آرامش میکنید و این چیزی است که اکثر مردم و زنان در یک رابطه آرزوی آن را دارند.
امنیت، احساس اطمینانی است که شریک زندگیتان همیشه در کنارتان خواهد بود. این یکی از نمونههای عشق بیقید و شرط است. او عمداً به شما آسیب نمیرساند یا آزارتان نمیدهد. چه از نظر جسمی، چه از نظر روحی یا حتی مالی. اگر در کنار او احساس امنیت میکنید، پس به این سوال شما پاسخ داده شده است: چرا اینقدر او را دوست دارم؟
۳. چرا او را اینقدر دوست دارم؟ «چون تو به من احترامی که شایستهاش هستم را میگذاری»
یک رابطه بدون احترام نمیتواند شکوفا شود یا دوام بیاورد. هر دو طرف در این رابطه شایسته احترام برابر هستند. این یک خیابان یک طرفه نیست. اگر او همیشه با شما با احترام رفتار میکند، این میتواند یکی از پاسخهای سوال «چرا من اینقدر دوست پسرم را دوست دارم؟» باشد.
روابط پیچیده هستند. اگر در حال بررسی گذراندن زندگی خود با کسی هستید، یکی از اصلیترین چیزهایی که باید در نظر بگیرید این است که آنها چگونه با شما رفتار میکنند و آیا کاملاً به شما احترام میگذارند یا خیر. اگر او نه تنها به شما، بلکه به دوستان و اعضای خانوادهتان نیز احترام میگذارد، پس او یک گوهر است. این یکی از ویژگیهای یک مرد خوب برای ازدواج است. شما حق دارید که او را دوست داشته باشید.
۴. «احساس میکنم دیده و شنیده میشوم»
یکی از بزرگترین نویسندگان تمام دوران، رالف نیکولز، گفته است: «اساسیترین نیاز بشر، نیاز به درک کردن و درک شدن است.» همه میخواهند احساس کنند که شنیده و دیده میشوند. گوش دادن یک چیز است، اما گوش دادن و درک کردن حرفهای طرف مقابل کاملاً متفاوت است. اگر میپرسید «چرا او را اینقدر دوست دارم؟»، شاید به این دلیل است که او با دقت به شما گوش میدهد.
اگر او وقتی با شماست کاملاً حضور داشته باشد، به طور فعال به حرفهای شما گوش دهد و نظرات بدون قضاوت خود را ارائه دهد، شاید این پاسخ سوال «چرا من او را اینقدر دوست دارم؟» باشد و اینگونه است که شما با شریک زندگی خود در سطح عمیقتری ارتباط برقرار میکنید . شریک زندگی من بدون هیچ قضاوتی به تمام نگرانیها و دغدغههای من گوش میدهد. او احساسات من را تأیید میکند. این مهمترین چیز است. او هرگز هیچ یک از مسائلی را که من با او در میان میگذارم، کماهمیت جلوه نمیدهد.
۵. «تو همیشه من را میخندانی»
حس شوخ طبعی یک ویژگی بسیار جذاب است و در هر رابطهای بسیار مهم است. شوخ طبع بودن فوراً یک نفر را خواستنی و جذاب میکند. وقتی نمیدانستم چرا اینقدر عاشق او هستم، جواب را در روش او برای خنداندنم پیدا کردم. او مرز باریک بین شوخی و توهین را میداند.
اگر شما هم از خودتان میپرسید «چرا اینقدر عاشقش هستم؟»، شوخطبعی او میتواند پاسخ باشد. آیا میدانید چه چیزی یک مرد را از نظر جنسی جذاب میکند ؟ این واقعیت است که او با شما شوخی میکند و میخندد و نه به شما. این باید چیزهای زیادی در مورد شخصیت و طبیعت او به شما بگوید. برای برخی افراد، نداشتن حس شوخطبعی عامل مهمی است. اگر دوست پسرتان شما را میخنداند و تفاوت بین خندهدار بودن و توهینآمیز بودن را میداند، پس او را نگه دارید.
۶. «وقتی با تو هستم لازم نیست تظاهر کنم»
نمیتوانم تعداد دفعاتی را که با شریک سابقم وانمود کردهام کسی هستم که نیستم، به شما بگویم. او همیشه مرا به عنوان یک فرد کامل میدید که نیستم. من فقط یک انسان دیگر با نقصهایی هستم که او نتوانست آنها را بپذیرد و بپذیرد. فهمیدم که وقتی وانمود میکنی شخص دیگری هستی، عشق نیست. او عاشق نسخه جعلی من بود.
وقتی با شریک فعلیام آشنا شدم، سعی کردم با او هم تظاهر کنم. اما خیلی زود، او آنقدر در حضورش احساس راحتی به من داد که دیگر تظاهر نکردم. من همان کسی هستم که هستم و او مرا به خاطر همین دوست دارد. پس چرا اینقدر او را دوست دارم؟ چون لازم نیست در یک تصویر ایدهآل جا بگیرم تا او همچنان مرا دوست داشته باشد. او مرا با نقصها و عیبهایم دوست دارد.
مطالعه مرتبط: قرار ملاقات سریالی چیست؟ علائمی که باید به آنها توجه کرد و نکاتی برای مدیریت آنها
۶. «تو مرا کامل میکنی»
این بدون شک یکی از شاعرانهترین پاسخها به این سوال است: چرا اینقدر عاشقش هستم؟ من آدم پرحرفی نیستم، درونگرا هستم و آدم بسیار گیجی هستم. وقتی با شریک فعلیام آشنا شدم، متوجه شدم که او چطور با بودن چیزهایی که من نیستم و داشتن ویژگیهایی که من ندارم، این خلا را پر میکند.
او در پازل گمشده جا میگیرد. او مکالمات زیادی را وارد رابطه کرد و آن مکالمات هرگز یک طرفه نبودند. او به من فهماند که اشکالی ندارد کمی راحتتر باشم و حرف بزنم. او همیشه آنجاست تا بنشیند و افکار آشفتهام را پاک کند. این یکی از دلایلی است که باید با قطب مخالف خود قرار بگذارید . اگر از خودتان میپرسید: «چرا اینقدر عاشق او هستم؟»، این میتواند پاسخ باشد. او شما را کامل میکند.
۸. «وقتی صحبت از رابطه جنسی میشود، خودخواه نیستی»
رابطه جنسی خوب است، اما وقتی با رضایت طرفین باشد و به نیازها و خواستههای طرف مقابل اهمیت بدهیم، لذتبخشتر هم میشود. بعضی از مردها هستند که به نیازهای شریک زندگیشان بیتوجه هستند. آنها فقط به اوج لذت خودشان اهمیت میدهند و به محض اینکه ارضا شدند، بلند میشوند و میروند. این نهایت خودخواهی است.
صمیمیت جنسی یکی از انواع صمیمیت است که در نزدیک کردن دو نفر به یکدیگر اهمیت دارد. این صمیمیت حتی اختلافات را التیام میبخشد و به ما کمک میکند تا از آسیبی که ناگزیر در یک رابطه به دیگری وارد میکنیم، عبور کنیم. بنابراین اگر از خود میپرسید: «چرا من او را خیلی دوست دارم، با اینکه او گاهی اوقات به من آسیب میرساند؟»، این واقعیت که او ارگاسم شما را به اندازه ارگاسم خودش برابر میداند، میتواند پاسخ واضحی باشد.
۹. «تو همیشه وقت داری و برای من وقت میگذاری»
خیلی خوبه وقتی کسی باهات وقت میگذرونه. اما وقتی فقط برای گذراندن وقت با کیفیت با تو وقت میذاره، خیلی بیشتر معنی میده. این جواب من به این سواله که "چرا من اینقدر دوست پسرم رو دوست دارم؟" چون اون مطمئن میشه که ما هر روز وقت با کیفیتی رو با هم میگذرونیم. بله، هر روز. بعضی وقتا با هم فیلم میبینیم، بعضی وقتا با هم بازی رومیزی میکنیم.
اگر هیچ کار دیگری نکنیم، حداقل روزی یک بار با هم قهوه میخوریم. زمانی را برای نشستن کنار هم و لذت بردن از حضور یکدیگر تعیین میکنیم. همیشه حرفهای هیجانانگیزی برای گفتن نداریم. گاهی اوقات، حتی حرف جدیدی هم برای گفتن نداریم. فقط مینشینیم و در سکوت قهوه مینوشیم. مدتی است که این کار را انجام میدهیم و به ما در ایجاد یک رابطه مثبت کمک کرده است . این کار ما را حتی از قبل هم به هم نزدیکتر کرده است.
۱۰. «وقتی به کمکت نیاز دارم، تو آنجا هستی»
چیزی که در مورد رابطهام با همسرم واقعاً تحسین میکنم این است که ما بسیاری از هنجارهای جنسیتی را در هم شکستهایم. ما بسیاری از کلیشهها و معضلات فرهنگی را که میتوانند سر راه رابطهمان قرار بگیرند، کنار گذاشتهایم. اگر یک نفر آشپزی کند، دیگری ظرفها را میشوید. اگر یک نفر میز را بچیند، دیگری باید آن را تمیز کند. اگر یک نفر مشغول کار باشد، دیگری قهوه درست میکند.
در واقع، این هرگز برنامهریزی نشده بود. ما هرگز در مورد تقسیم کار صحبت نکردیم. ما به خاطر عشقی که به یکدیگر داریم، در کارها و فعالیتهای روزمره به یکدیگر کمک میکنیم. من متوجه شدم که این یکی از ویژگیهای یک رابطه خوب است که زندگی را آرام میکند. پس چرا من او را خیلی دوست دارم؟ چون او باعث میشود احساس کنم با هم برابریم و کمک به یکدیگر زبان عشق ماست.
۱۱. «چون تو بیچون و چرا خودت هستی»
از ویژگیهای چهره گرفته تا علایق، عادات و سرگرمیها، همه ما با یکدیگر متفاوت هستیم. چنین فردیتی باید مورد تجلیل قرار گیرد. اگر سعی کنید مانند شریک زندگی خود باشید، ممکن است ظرف چند روز خسته کننده شود. بسیاری از مردم فکر میکنند که شباهت یا یکسان بودن نشانه سازگاری است. آنها کاملاً در اشتباهند.
درک این موضوع که فردی که دوستش دارید، شخصیت خاص خودش را دارد و این منحصر به فرد بودن نباید فقط به خاطر دوست داشته شدن توسط شما تغییر کند یا اصلاح شود، باید یکی از مهربانانهترین اعمال انسانی باشد. شما باید فردیت را گرامی بدارید. بنابراین، هر زمان که متوجه شدید از خودتان میپرسید «چرا اینقدر او را دوست دارم؟»، این پاسخ شماست. او در رابطه، خودش است، بدون هیچ نقابی.
۱۲. «دوست داشتن من را سخت جلوه نمیدهی»
این یکی از پاسخهایی است که وقتی مردم از من میپرسند چرا اینقدر عمیق عاشقش هستم، میدهم. چون او حتی یک بار هم باعث نشد احساس کنم دوست داشتنم سخت است. شریک سابقم همیشه باعث میشد فکر کنم آدم سختی برای دوست داشتن هستم. او مرا به عنوان یک فرد غیرقابل دوست داشتن به تصویر میکشید و طوری وانمود میکرد که انگار با دوست داشتن من، دارد به من توهین میکند.
او آنقدر بدجنس بود که یک بار گفت: «هیچکس هرگز تو را دوست نخواهد داشت، چون کنار آمدن با تو خیلی سخت است.» این حرف مرا خرد کرد. دوستان، این را از من بپذیرید. عشق هرگز نباید این حس را در شما ایجاد کند. باید باعث شود نسبت به خودتان احساس قدرت و اعتماد به نفس داشته باشید. هرگز اجازه ندهید کسی به شما بگوید که دوست داشتن شما دشوار است. شما یک مسئله ریاضی نیستید که به شما بگویند دشوار است. باید به راحتی دوست داشته شوید و از شما قدردانی شود.
۱۳. «تو از رویاهای من حمایت میکنی»
من شخصاً افراد زیادی را میشناسم که مجبور شدند از رویاهایشان دست بکشند، چون عزیزانشان نمیتوانستند شور و اشتیاق و جاهطلبی آنها را درک کنند. چیزی که توسط جامعه درک نشود، مسخره تلقی میشود. چرا من او را اینقدر دوست دارم در حالی که او از من چنین انتظاری ندارد؟ به این دلیل است که او به من اعتماد به نفس داد تا آشکارا به او بگویم که میخواهم نویسنده شوم.
قبل از اینکه او را ملاقات کنم، خیلی میترسیدم که مردم از حرفهام باخبر شوند. او به من انگیزهای داد که لیاقتش را داشتم. امروز، به کاری که انجام میدهم خیلی افتخار میکنم. همه اینها به این خاطر است که یک نفر به رویاهای من ایمان داشت و به من گفت که میتوانم این کار را انجام دهم. این یکی از راههایی است که میتوانم شریک بهتری برای یک رابطه بهتر باشم. اگر سوالی مانند «چرا او را اینقدر عمیق دوست دارم؟» میپرسید، این میتواند پاسخ شما باشد. او از صمیم قلب از شما حمایت میکند.
۱۴. «تو بهترین دوست من هستی»
پاسخ دیگر به سوال «چرا اینقدر دوستش دارم در حالی که او از من چنین انتظاری ندارد؟» این است که او بهترین دوست شماست. وقتی شریک زندگیتان بهترین دوست شما میشود، تمام ویژگیهای بد شما را میداند و شما را به خاطر داشتن آنها قضاوت نمیکند. او همه چیز را در مورد آسیبهای گذشته شما میداند و هرگز از آنها علیه شما استفاده نمیکند.
وقتی او بهترین دوست شماست، میتوانید کاملاً واقعی و صادق با هم باشید. شما در سطح عمیقتری ارتباط برقرار میکنید که به تقویت رابطه کمک میکند. اما مراقب موقعیتی باشید که دوست من در آن قرار داشت. او شریک زندگیاش را بهترین دوست خود میدانست در حالی که او حتی با او خوب رفتار نمیکرد. او از خود میپرسید: چرا من او را خیلی دوست دارم، حتی با اینکه او به من آسیب میرساند؟ راههای زیادی برای تبدیل شدن به بهترین دوست با همسر وجود دارد . همیشه مطمئن شوید که احساسات شما متقابل است و برچسب «بهترین دوست» را به کسی میدهید که واقعاً لیاقتش را دارد.
۱۵. «از تکیه کردن و وابسته بودن به من نمیترسی»
اگر متوجه شدید که میخواهید به شریک زندگیتان وابسته باشید، لازم نیست خودتان را فردی وابسته یا درمانده بدانید. وابستگی سالم نیاز به آسیبپذیری دارد و آسیبپذیری، صمیمیت عاطفی قوی را پرورش میدهد. این به تقویت اعتماد و امنیت در رابطه کمک میکند. این واقعیت که او از وابسته بودن به شما نمیترسد، میتواند پاسخ شما به این سوال باشد: چرا من اینقدر او را دوست دارم؟
یک شرطی وجود دارد که زنان باید به یک مرد تکیه کنند و به او وابسته باشند. نکاتی را برای ایجاد صمیمیت عاطفی بیابید و ببینید که چگونه رابطه شما شکوفا میشود. وقتی شریک زندگی من با ایجاد وابستگی عاطفی سالم به من، این انگ را شکست، آن موقع بود که جواب این سوال را فهمیدم: چرا اینقدر عاشق او هستم؟ نیاز او به تکیه کردن به من، عشق او به من را تأیید کرد و نشان داد که حتی مردان هم میتوانند نرم و لطیف باشند.
۱۶. «من در چشمان زیبای تو گم میشوم»
همیشه چشمها مهم هستند، اینطور نیست؟ من عاشق شعر هستم و این پاسخ مورد علاقه من به این سوال است: چرا اینقدر او را دوست دارم؟ این یک روش زیبا برای ابراز عشق شما بدون استفاده از کلمات "دوستت دارم" است. این به شریک زندگی شما نشان میدهد که شما به همه چیز در مورد او توجه دارید.
من همیشه به همسرم گفتهام که کلمات تنها چیزی هستند که میتوانم ارائه دهم. این روش من برای نشان دادن عشقم به اوست. من شعر میسرایم و او را غرق در کلمات تاییدآمیز میکنم. اولین باری که از من پرسید چه چیزی را در مورد او دوست دارم، پاسخ من «چشمانت» بود. بابت TMI متاسفم، اما حقیقت دارد. او واقعاً چشمهای خیلی زیبایی دارد.
مطلب مرتبط: ۹ نکتهی تخصصی برای سازش در ازدواج به روش صحیح
۱۷. «با حضور تو مشکلاتم کوچک به نظر میرسند»
هر کسی در زندگی مشکلات بیشماری دارد. شما باید کسی را پیدا کنید که به این مشکلات اضافه نکند. حتی به کسی نیاز ندارید که آنها را کم کند، زیرا شما به اندازه کافی باهوش هستید که بتوانید آنها را به تنهایی حل کنید. شما فقط به شریکی نیاز دارید که آن مسائل را درک کند و شما را در مقابله با آنها تشویق کند.
به شما خواهم گفت که چه زمانی و چگونه پاسخ سوال «چرا اینقدر عاشق او هستم؟» را فهمیدم؟ آن زمان بود که دنیا با همسرم که در تمام دوران سخت دستم را گرفته بود، بسیار بهتر به نظر میرسید. نمیگویم که او مشکلاتم را حل کرد. تنها چیزی که میگویم این است که اکنون کسی در زندگی من است که با وجود تمام مشکلات و سختیها، حاضر نیست دستم را رها کند.

۱۸. «تو باعث میشی بخوام آدم بهتری باشم»
چرا من اینقدر او را دوست دارم؟ به این دلیل است که روزی نیست که من از همسرم چیزی یاد نگیرم و برعکس. ما به یکدیگر همدلی، مهربانی و عطوفت را یاد میدهیم. من اینجا داستان سر هم نمیکنم. من بعد از دیدن اینکه او والدینش را از دست داده، یاد گرفتهام که برای آنها ارزش قائل باشم.
او آنقدر نسبت به پدر و مادرم مهربانی نشان میدهد که نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و عاشقش نشدم. مهربانی یکی از بزرگترین اولویتها در یک رابطه است . او باعث میشود که من بخواهم هر روز فرد بهتر و مهربانتری باشم. این نوعدوستی اوست که باعث میشود بخواهم او را بیشتر دوست داشته باشم.
۱۹. «تو نور خورشید من هستی»
در اینجا یک پاسخ شاعرانه دیگر به این سوال وجود دارد: چرا من اینقدر او را دوست دارم؟ این یک پاسخ بسیار عمیق است. این بدان معناست که شریک زندگی شما نور را به زندگی شما میآورد. او در تاریکیهای شما در کنار شماست. در ادامه چند پاسخ شاعرانه دیگر به سوال «چرا من اینقدر عاشق او هستم؟» آمده است که میتوانید از آنها به عنوان حرکات عاشقانه کوچک برای او استفاده کنید تا شریک زندگی خود را از عشق خود مطمئن کنید:
تو نور زندگی من هستی. تو به زندگی من رنگ میبخشی. من و تو، ما با هم کامل هستیم. تو منبع الهام من هستی. تو من را از درون میشناسی. تو بهترین چیزی هستی که تا به حال برای من اتفاق افتاده است - من مورد آخر را امتحان کردم و باور کن، معجزه کرد.
۲۰. «اسرار من پیش تو امن است»
تحریک آسیبپذیری در یک رابطه مهم است . وقتی در برابر کسی آسیبپذیر هستید، تمام نقاط ضعف و رازهایتان را با او در میان میگذارید. دادن چنین قدرتی به کسی ترسناک است. اگر از آن علیه شما استفاده کند چه؟ اگر از این نقاط ضعف سوءاستفاده کند و شما را کنترل کند چه؟ قبل از اینکه به کسی اعتماد کنید و رازهایتان را به او بگویید، افکار زیادی به ذهنتان خطور میکند.
اگر شریک زندگیتان تمام اسرار شما را میداند و هرگز از آنها به نفع خودش استفاده نکرده است، پس پاسخ سوال شما اینجاست: چرا من او را اینقدر دوست دارم؟ به این دلیل است که او هرگز از آسیبپذیری شما به عنوان سلاحی برای آسیب رساندن به شما یا خلع سلاح کردن شما استفاده نکرده است.
عشق دنیا را به جای بهتری تبدیل میکند. پاسخها و توضیحات بالا دفعهی بعدی که او از شما میپرسد چرا دوستش دارید یا اگر از خودتان میپرسید «چرا اینقدر دوستش دارم؟» یا «چرا اینقدر دوستش دارم در حالی که او از من چنین انتظاری ندارد؟» بسیار مفید خواهد بود.
سوالات متداول
میتوانید توضیح دهید که چقدر برایتان مهم هستند. میتوانید با نشان دادن ارزش آنها در زندگیتان و اینکه چگونه زندگیتان را به سمت بهتر شدن تغییر دادهاند، توضیح دهید که چرا آنها را دوست دارید. به آنها بگویید که برای حضورشان ارزش قائل هستید و در کنارشان احساس امنیت میکنید.
راههای زیادی برای پاسخ به این سوال وجود دارد. میتوانید به آنها بگویید که تا ابد یا تا بینهایت و فراتر از آن دوستشان دارید. برخی دیگر از پاسخها عبارتند از: «من تو را بیشتر از ستارگان آسمان دوست دارم» یا «عشق من به تو بیاندازه است».
میتواند به این دلیل باشد که او به شما احترام میگذارد، برایتان عزیز است و شما را میپرستد. شاید شما او را دوست دارید چون باعث میشود احساس کنید دیده و شنیده میشوید. او باعث میشود احساس کنید بهترین اتفاقی هستید که تا به حال برایش افتاده است. شاید شما او را عمیقاً دوست دارید چون میدانید که او در خوشی و ناخوشی در کنار شما خواهد بود.
تلهپاتی در عشق - ۱۴ نشانهی انکارناپذیر که نشان میدهد با شریک زندگیتان ارتباط تلهپاتی دارید
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.
من عاشق آقای میمون جذابم، مرد عسل بره، خیلی خیلی زیاد!!!!! <3333333