عشق پرندهی عجیبی است. هم به طور طبیعی به سراغ ما میآید و هم درک کامل آن دشوار به نظر میرسد. همین امر در مورد روابط نیز صادق است - روابط تصادفی، مانند رابطه با یک مسافر مشترک در یک سفر طولانی با قطار، و روابط آگاهانه و معنادار، مانند رابطه با شریک زندگیتان.
ما، هر دو، به طور غریزی با اطرافیانمان ارتباط برقرار میکنیم، و همچنین سالهای زیادی را صرف تلاش برای فهمیدن این میکنیم که چرا درک کردن کسی و درک شدن توسط او بسیار دشوار است. در اصل، عشق آسان است. اما ما باید یاد بگیریم که خودمان و همچنین دیگران را دوست داشته باشیم. وقتی با کسی دعوا میکنید، آیا باید طرف خودتان را بگیرید یا طرف آنها را؟ آیا باید خودتان را دوست داشته باشید یا باید آنها را دوست داشته باشید؟ آیا باید مستقل باشید یا باید وابسته باشید؟
عشق و زندگی پر از چنین تناقضاتی هستند. آیا شما هم اغلب در مورد این سوالات فکر میکنید؟ آیا از جستجوی پاسخها هیجانزده میشوید؟ دقیقاً همین آگاهی یا همین تلاش آگاهانه برای داشتن یک زندگی رضایتبخش با شریک زندگیتان است که سنگ بنای ایجاد یک رابطه آگاهانه است.
رابطه آگاهانه چیست؟
فهرست مندرجات
اگر برای لحظهای به کلمه «آگاهی» نگاه کنیم، درک روابط آگاهانه آسان است. آگاه بودن به معنای بیدار بودن و آگاه بودن است. همچنین به معنای داشتن دانش از چیزی است. به معنای انتخاب کردن است.
روابط آگاهانه دقیقاً همین هستند! آنها روابطی هستند که به طور هدفمند توسعه یافتهاند. در عشق آگاهانه، شرکا آگاهانه تصمیم میگیرند که پیوندی معنادار ایجاد کنند . این پیوند باید در خدمت هر دو شریک به عنوان یک واحد و همچنین برای هر یک از آنها به صورت جداگانه باشد.
در طول سالها، ماهیت و هدف روابط بسیار تغییر کرده است. به عنوان مثال، انتظارات ما از ازدواج و مشارکت متعهدانه چندین برابر شده است. در حالی که پیش از این، نیاز یک فرد از ازدواج به نیازهای اساسی مانند غذا، سرپناه، ایمنی، امنیت، نیاز جسمی و تأیید اجتماعی محدود میشد، اکنون آنچه ما از روابط خود میخواهیم بسیار فراتر است.
برای درک اینکه چه چیزی ما را به حرکت وامیدارد، چه چیزی ما را به اقدام وادار میکند، روانشناس آمریکایی، آبراهام مازلو، چیزی را که سلسله مراتب نیازهای فردی نامیده میشود، ایجاد کرد. او نیازهای اساسی ما مانند غذا و سرپناه را در پایه هرم قرار داد و با نیازهای عاطفی بیشتری مانند عشق، دوستی، عزت نفس، تعلق خاطر، به بالای هرم رفت.
در رأس این هرم، نیاز به دستیابی به «خودشکوفایی» قرار دارد. این بالاترین نقطه در رشد یک فرد است که با تمایل به دستیابی به تمام پتانسیل خود مشخص میشود.
روابط آگاهانه، روابطی هستند که نه تنها به شما امکان میدهند به بالاترین نیاز خود یعنی خودشکوفایی برسید، بلکه در واقع به شما انگیزه میدهند و از شما در بهترین بودن خودتان حمایت میکنند. آنها به شما انگیزه میدهند که همیشه بالاترین نیاز معنوی خود را دنبال کنید و به شما اجازه میدهند به عنوان یک فرد رشد کنید و بدرخشید. بله، به همین سادگی!
مطالعه مرتبط: آیا شما در یک رابطه هستید یا یک شریک؟ 6 تفاوت آشکار
ویژگیهای یک رابطه آگاهانه چیست؟
صحبت از تناقضات زندگی که شد، روابط آگاهانه هم به راحتی قابل درک هستند و هم بسیار گستردهتر از آنند که در چند کلمه بتوان آنها را توصیف کرد. به عنوان یک مبنا، آنچه که ما همین الان بحث کردیم دقیقاً همان چیزی است که روح روابط آگاهانه را در بر میگیرد. اما چیزهای زیادی هم وجود دارد که میتواند توصیف کند یک رابطه آگاهانه چگونه به نظر میرسد، چگونه میتوان آن را شناسایی و توسعه داد و ویژگیهای آن چیست.
۱. روابط آگاهانه، عمدی هستند
هر تصمیمی در یک رابطهی آگاهانه عمدی است. عشق ورزیدن عمدی است. همانطور که احساس خشم یا ناامیدی عمدی است. ابراز احساسات یا شکایات عمدی است، همانطور که تمرین سکوت عمدی است. کنار هم قرار گرفتن بر سر یک تصمیم عمدی است، همانطور که داشتن دیدگاههای متفاوت عمدی است. رشد چیزی با هم عمدی است، همانطور که داشتن پروژههای شخصی عمدی است.
در مقابل، دو نفر در یک رابطه ناخودآگاه نه به دلیل تصمیمی برای با هم بودن، بلکه به دلیل فقدان تصمیمی برای با هم نبودن، در کنار هم میمانند. زندگی در یک رابطه ناخودآگاه ارتجاعی است. مشکلات معمولاً زیر فرش پنهان میشوند. زندگی فقط زیسته میشود. هیچ فکر یا تلاش آگاهانهای برای درک هدف روابط انجام نمیشود.
سم و الیسا را در نظر بگیرید. آنها ۱۴ سال است که ازدواج کردهاند. آنها از خواب بیدار میشوند و ریتم زندگی خود را پیدا میکنند. هم با هم و هم جداگانه. هیچکدام از آنها به دیگری خیانت نمیکند. هر دو عاشق دو فرزندشان هستند. و صمیمانه معتقدند که یکدیگر را نیز دوست دارند.
اما آنها تقریباً از مبارزه روزانه یکدیگر برای بقا بیخبرند. سم به الیسا در مورد بحران میانسالی که این روزها احساس میکند چیزی نگفته است. به او نگفته که احساس میکند جذاب نیست. الیسا فرصت نکرده به او بگوید که خودش هم همین احساس را دارد. اینکه او هم در محل کار احساس رکود میکند. و گاهی اوقات آرزو میکند که اتاقی از آن خودش داشته باشد و در آن، میزی، فقط مال خودش.
در یک رابطهی آگاهانه، سم و الیسا برای اولویت دادن به احساسات خود نسبت به هر چیز دیگری وقت میگذاشتند. قصد شادتر و راضیتر بودن در رابطهشان، آنها را وادار میکرد تا برای بیان این خواستهها با یکدیگر وقت بگذارند. آنها با هم قدمهایی برمیداشتند تا انگیزهی لازم و فضای لازم برای حل این مسائل را به یکدیگر بدهند.
آگاه بودن و آگاهی از آنچه در یک رابطه مؤثر است و آنچه مؤثر نیست و سپس برداشتن گامهای آگاهانه به سوی خوشبختی، یکی از برجستهترین ویژگیهای یک رابطه آگاهانه است.
۲. روابط آگاهانه، رشدمحور هستند
همه روابط با چالشهایی همراه هستند. هر یک از ما با کولهباری از مشکلات همراه هستیم. ما محرکهای خودمان، روشهای خودمان برای مقابله با تعارض و ایدههای خودمان برای حفظ خود را داریم. به همین دلیل است که همه ما با تعارضات به طور متفاوتی برخورد میکنیم. این باعث ایجاد اصطکاک در روابط میشود.
اما فقط یک شریک آگاه به یک چالش نگاه میکند و آن را فرصتی برای رشد میداند. یک رابطه آگاهانه عاری از اختلاف نیست. در مرکز آن طرز فکر رشد وجود دارد. رشد در یک رابطه، میل به یادگیری برای بهتر شدن است. یک شریک آگاه، چالشها را به عنوان دعوتی برای گرد هم آمدن، همکاری و حل مشکلات با هم میبیند. آنها چالشها را به عنوان مراحل رشد در یک رابطه پیشبینی میکنند. به عنوان مثال، یک نمونه از ناسازگاری مالی ، نشانهای برای جستجوی آموزش مالی بیشتر به عنوان یک زوج و رسیدن به یک ارزش مالی مشترک است. این میتواند فرصتی برای رشد باشد.
در مورد رشد، طرفین در عشق آگاهانه، صرف نظر از تعریف آن برای هر فرد، یکدیگر را برای داشتن یک زندگی پربار تشویق میکنند. برای کسی، این میتواند مطالعه بیشتر یا اختصاص دادن وقت برای انجام کارهای اجتماعی باشد. برای دیگری، میتواند بهتر شدن در یک سرگرمی قدیمی باشد. برای شخص دیگری، میتواند تمایل به سختتر کار کردن در شغلش برای گرفتن ترفیع باشد. برای شخص دیگری، میتواند رفع کمردرد مزمن باشد.
نکته این است که، به عنوان افراد، همه ما آرزوی دستیابی به تمام پتانسیل خود را داریم. داشتن زندگی بهتر یا بهتر شدن در چیزی. یک رابطه آگاهانه به هر یک از طرفین انگیزه و فضای رشد میدهد.
با این حال، داشتن طرز فکر رشد به معنای تأکید بیش از حد بر آن نیست. تحت فشار قرار دادن یکدیگر و تحت فشار قرار گرفتن میتواند طاقتفرسا باشد. داشتن فضایی برای راحت بودن و خودتان بودن نیز به همان اندازه مهم است. رشد در یک رابطه به صورت طبیعی اتفاق میافتد، بدون اینکه نیازی به ایجاد ناراحتی در شریک زندگی یا خودتان باشد. از احساسات خود آگاه باشید و باید کاملاً خوب باشید!
مطالعه مرتبط: ۹ راه برای تمرین ذهن آگاهی در روابط صمیمی
۳. مسئولیتپذیری ریشهای - یک شریک آگاه مسئولیت خود را بر عهده میگیرد
مسئولیتپذیری رادیکال یعنی اینکه مسئولیت اینکه چه کسی هستید، چه کاری انجام میدهید، چه کاری با شما انجام میشود و چه کاری به خاطر شما انجام میشود را بپذیرید. این به سادگی به معنای پذیرفتن ۱۰۰٪ مسئولیت خودتان است.
در روابط آگاهانه، شما مسئولیت خواستهها و نیازهای خود را بر عهده میگیرید. دیگران را به خاطر کاستیهای زندگی خود سرزنش نمیکنید، در عوض یاد میگیرید که چگونه میتوان در یک رابطه به اشکال مختلف مسئولیتپذیری کرد . با این حال، این نباید به عنوان عدم سازش یا عدم اولویت دادن به نیازهای شریک زندگیتان در مواقعی که احساس میکنید مهم است، اشتباه گرفته شود.
دانی و جو را در نظر بگیرید. آنها در ازدواج خود احساس ناامیدی میکردند و به یک درمانگر مراجعه کردند. در درمانگر، دانی و جو هر دو از فداکاریهایی که هر کدام برای خانواده انجام میدادند شکایت داشتند. دانی گفت که دیگر حتی وقت ندارد که مانند گذشته به تنهایی قدم بزند زیرا باید صبحها برای بچهها صبحانه درست کند.
جو چیزهای مشابهی در مورد پیدا نکردن وقت کافی با او گفت. و اینکه چطور آنها هرگز به آن نوع تعطیلاتی که او میخواهد نمیروند. یا اینکه چطور مجبور شده از ترفیع شغلیاش صرف نظر کند چون مستلزم دور بودن از خانواده بوده است.
با کمک مشاوره، دانی و جو متوجه شدند که مسئولیت نیازهای خود را بر عهده نمیگیرند. درمانگر به آنها فهماند که فقط خودشان میدانند چه چیزی برای آنها غیرقابل مذاکره است و از چه چیزی برای عشق به شریک زندگی خود دریغ نمیکنند یا آن را تغییر نمیدهند. این به آنها اجازه داد تا از یکدیگر چیزهایی را که برایشان مهمتر بود، بخواهند.
جو هرگز نمیدانست که دانی تا این حد به پیادهروی نیاز دارد. دانی گفت که حتی به مقصد تعطیلات اهمیتی نمیدهد و نمیداند که چقدر برای جو مهم است. جو گفت که واقعاً از فداکاری شغلی که برای پدر بهتر بودن انجام داده، احساس افتخار میکند.
روی هم رفته، پذیرفتن مسئولیت به دانی و جو اجازه داد تا در انتخابهایی که انجام میدادند، آگاهانه عمل کنند. اگر چیزی غیرقابل مذاکره بود، به آنها اجازه میداد آن را مستقیماً در مقابل شریک زندگی خود مطرح کنند. آنها با هم میتوانستند راهی برای تحقق آن پیدا کنند. و اگر چیزی بود که یکی از آنها برای خیر رابطه یا عشق شریک زندگی خود فدا میکرد، به آنها اجازه میداد تا مسئولیت آن انتخاب را بر عهده بگیرند، بدون اینکه احساس قربانی بودن کنند.
۴. روابط آگاهانه، فضایی برای خودمختاری فراهم میکنند
مانند تمام دوگانگیهای زندگی و روابط، این یکی هم به سختی قابل درک است. نیاز ما به استقلال در مقابل نیاز ما به صمیمیت. مرز باریکی وجود دارد و تنها با آگاهی آگاهانه دو نفر میتوانند به طور مؤثر بین این دو تعادل ایجاد کنند.
ایدههای مرسوم در مورد روابط، ایده استقلال را پشتیبانی نمیکنند، یا حداقل بر آن تأکید نمیکنند. ایدههای رمانتیک در مورد روابط، وابستگی متقابل را تداوم میبخشند. آیا در مورد ایده افسانهای «ادغام دو روح» چیزی شنیدهاید؟ در حالی که سعی میکنیم بر اتحاد دو نفر تأکید کنیم، تمایل داریم «یکسان بودن» را ستایش کنیم. وقتی دو نفر سعی میکنند یکی شوند، فردیت از بین میرود.
وابستگی متقابل در روابط، توهمی از امنیت ایجاد میکند، به همین دلیل است که اکثر ما در روابط متعارف، ناخودآگاه از ایده استقلال میترسیم. استقلال نه تنها به ما حق میدهد که در مورد چیزهای به ظاهر بیاهمیت زندگی مستقل باشیم، بلکه حق انتخاب نیز به ما میدهد.
انتخاب بین بودن یا نبودن در یک رابطه. مانند تمام ارزشهای والای زندگی، پایبندی به این ارزش نیز راحت نیست. اما برای افرادی که به دنبال اهداف والاتری مانند دستیابی به پتانسیل واقعی خود و معنادار کردن زندگی خود هستند، ارزش والایی مانند این ارزش بسیار ارزشمند است.
لازم به ذکر است که استقلال نباید به عنوان وسیلهای برای کمارزش جلوه دادن با هم بودن تلقی شود. در واقع، روابط آگاهانه نیز برای با هم بودن ارزش زیادی قائل هستند. چیزی که استقلال با آن مخالف است، ایده ادغام و در نتیجه از دست دادن هویتهای فردی است. استقلال با بدیهی دانستن یکدیگر با دادن حق انتخاب به هر یک از طرفین برای انتخاب بهترین گزینه، مخالف است. این امر شما را به سمت تعهد روزانه برای ارائه بهترین تلاش خود به رابطهتان و نه کمتر از آن سوق میدهد.
۵. روابط آگاهانه، عشق را تمرین میکنند
عشق یک تمرین است. بله، عشق همچنین آن احساس وجد و سروری است که وقتی همه چیز با شریک زندگیمان خوب پیش میرود، احساس میکنیم. اما، عشق همچنین یک تمرین است. هر کاری که برای رسیدن به این احساس انجام میدهیم، تمرین عشق است.
در روابط آگاهانه، دو فرد از همان روز اول آشنایی آگاهانه، چندین گام برای پرورش رابطه خود برمیدارند. یکی از این گامها، ارتباط است. زوجهایی که عشق آگاهانه را تمرین میکنند، از منطقه امن خود خارج میشوند تا چیزهایی را که برایشان مهم است درخواست کنند. آنها همچنین فضایی امن ایجاد میکنند که در آن هر کس میتواند هر چه میخواهد را بدون ترس از قضاوت شدن یا سوءتفاهم یا «ایجاد جنجال غیرضروری» بیان کند.
یکی دیگر از این تمرینها، حضور داشتن در رابطه است. روابط همیشه به دلیل خیانت یا چالشها از هم نمیپاشند. همچنین میتوانند به سادگی به دلیل عدم نزدیکی و ارتباط از هم بپاشند. تمرین حضور داشتن برای شریک زندگی و رابطهتان، تلاشی برای حفظ آن ارتباط است تا هر دوی شما بتوانید با هم از پس هر چالشی برآیید.
تمرین حضور داشتن میتواند در روابط مختلف معانی متفاوتی داشته باشد. اما بیشتر به معنای علاقهمندی و مشارکت فعال در رابطه است. این میتواند به معنای گذراندن وقت با کیفیت و هوشیار و درگیر بودن در آن زمان باشد. همچنین میتواند به معنای گوش دادن و فراهم کردن نیازهای شریک زندگیتان در زمان بحران باشد.
قدردانی راه دیگری برای تمرین عشق است. به عنوان انسان، «سوگیری منفی» به طور طبیعی در ما وجود دارد. بنابراین، قدردانی باید همیشه عمداً تمرین شود. ما تمایل داریم بر مشکلاتی که با شریک زندگی خود داریم بیش از حد تأکید کنیم و اینکه چگونه آنها زندگی ما را آسان و زیبا میکنند را دست کم بگیریم. تمرین آگاهانه قدردانی همچنین با تقویت مثبت کمک میکند. به این معنی که وقتی از شما قدردانی میشود، شما را به سمت بهتر بودن و انجام کارهای بیشتر سوق میدهد. همین امر برای شریک زندگی شما نیز صادق است.
مطلب مرتبط: ۱۰ راه برای ابراز قدردانی از همسرتان
چگونه با شریک زندگی خود رابطهای آگاهانه ایجاد کنیم؟
برای ایجاد یک رابطه آگاهانه، متعهد شوید که با دیدگاه و اهداف خود هدفمند باشید. در اینجا نحوه انجام آن آمده است:
۱. چشمانداز خود را بشناسید
مشخص کنید که چه میخواهید یا رابطهتان را چگونه تصور میکنید. یک رابطه متعهدانه برای هر یک از شما به چه معناست؟ آیا دیدگاه مشترکی در مورد اصول تعهد در یک ازدواج دارید ؟ یک زندگی شاد از نظر شما، چه به عنوان یک فرد و چه به عنوان نیمی از یک کل، چگونه است؟ برای بحث در مورد آن، دور هم جمع شوید.
به صورت کلامی و از طریق اعمال خود، تعهد خود را به این نوع ارتباط به شریک زندگی خود ابراز کنید. به یکدیگر بگویید که چقدر برای شما معنی دارد. در آشنایی آگاهانه، از همان ابتدا تلاش میکنید تا اعتماد ایجاد شود.
۲. ارزشهایتان را مورد بحث قرار دهید
مهمترین ارزشهای هر یک از شما را بشناسید و در مورد آنها صحبت کنید. به جای بحث در مورد مسائل، در مورد ایدهها بحث کنید. از فرآیندهای فکری یکدیگر آگاه شوید.
برای مثال، وقتی در حالت اختلاف هستید، چه چیزی برای شما بیشترین اهمیت را دارد. یا، نظر شما در مورد تکهمسری چیست، آیا ما ذاتاً تکهمسر هستیم ؟ یا، هدف از روابط چیست؟ یا کدام بهتر است، یک حقیقت تلخ یا یک دروغ دلسوزانه؟ این بحثها برای ایجاد اختلاف نیست، بلکه برای آگاه شدن از ارزشهای یکدیگر است.
۳. چند اصل راهنما تدوین کنید
چند توافق و قانون اساسی داشته باشید. یا بهتر است بگوییم، بگذارید آنها را اصول راهنما بنامیم. در مورد موارد غیرقابل مذاکره بحث کنید. این موارد برای هر رابطه منحصر به فرد هستند. میتوانند چیزهایی مانند موارد زیر باشند:
- داشتن فضایی امن برای ارتباط بدون ترس از طرد شدن یا عصبانیت
- دیدن یکدیگر از دریچهی مهربانی
- پذیرش و قدردانی
در صورت تمایل میتوانید این موارد را تغییر دهید یا اضافه کنید. میتوانید بسته به نیازهای رابطهتان، چیزی مشابه داشته باشید.
اصل مطلب این است که هدفمند باشید. این ایده اصلی روابط آگاهانه است، همراه با ارزش قائل شدن برای فردیت، ارتباط باز و پرورش رشد فردی هر شریک. بنابراین، هر قدمی که آگاهانه به سمت بهبود رابطهتان برمیدارید، گامی به سوی توسعه ویژگیهای آگاهی و رابطهای آگاهانه با شریک زندگیتان است.
به یاد داشته باشید، روابط آگاهانه تجویزی نیستند. به این معنی که هیچ کس به شما نمیگوید دقیقاً چه کاری انجام دهید. آگاه باشید، آگاه باشید. درک کنید که رابطهتان تشنه چیست. و دقیقاً همان را برایش فراهم کنید. مانند دانی و جو، از مشاوران حرفهای که میتوانند در این مسیر به شما کمک کنند، کمک بگیرید.
سوالات متداول
وجدان، مرکز اخلاقی یک فرد است که شما را از درست تشخیص میدهد. این همان حس درونی است که شما را در تمام زندگی به سمت انجام کار درست هدایت میکند. اجازه دادن به وجدانتان برای هدایت شما در هنگام آشنایی آگاهانه، باعث میشود کاری را انجام دهید که برای رابطهتان بهترین است.
خلاصه کردن یک رابطه خوب در چند نکته دشوار است. اگر باعث شود نسبت به خودتان، زندگی فعلیتان احساس خوبی داشته باشید و به آیندهتان امیدوار باشید، حتماً رابطه خوبی است. اگر قرار باشد به این سوال پاسخ دهیم، احترام متقابل، اعتماد و صداقت، ارتباط مداوم و عالی و فضای رشد فردی را به عنوان چهار مورد از ویژگیهای فراوان روابط آگاهانه خوب برجسته خواهیم کرد.
عاشق شدن یک انتخاب و عمل آگاهانه است. همانطور که باید باشد. عشق عملی است که برای پرورش به اقدام مداوم از جانب شما نیاز دارد.
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.
ویژه
همسرم هرگز صمیمیت را آغاز نمیکند: دلایل و کارهایی که میتوانید انجام دهید
۵۰ سوال برای مشاوره قبل از ازدواج جهت آمادگی برای ازدواج
چرا ازدواج اینقدر سخت است؟ دلایل و راههایی برای ارزشمند کردن آن
۱۵ نشانه ازدواج با یک فرد خودشیفته و نحوه کنار آمدن با آن
ایجاد مرزهای سالم: کلید اعتماد و احترام در روابط
چگونه با همسر منفیباف خود کنار بیاییم - ۱۵ نکتهی مورد تایید متخصصان
ازدواج وابسته چیست؟ علائم، علل و راههای درمان آن
۷ نشانه که نشان میدهد همسر شما بدرفتار کلامی میکند و ۶ کاری که میتوانید در مورد آن انجام دهید
تخلیه عاطفی در مقابل تخلیه هیجانی: تفاوتها، نشانهها و مثالها
رابطه زن و شوهر - 9 نکته تخصصی برای بهبود آن
۱۲ حرف آزاردهنده که شما یا شریک زندگیتان هرگز نباید به یکدیگر بگویید
۷ نکته تخصصی برای حل اختلاف در ازدواج
جرقه را دوباره کشف کنید: چگونه دوباره عاشق شریک زندگی خود شوید
۳ مهارت کلیدی برای نجات ازدواج و جلوگیری از طلاق
ازدواج همخانهای - نشانهها و چگونگی رفع آن
وقتی شوهرتان شما را تحقیر میکند چه باید کرد؟
چگونه با شوهر دروغگو رفتار کنیم؟
چرا در زندگی مشترکم اینقدر افسرده و تنها هستم؟
۱۱ نشانه که نشان میدهد همسر خودشیفته دارید
۲۱ نشانه شوهر خودشیفته و نحوه کنار آمدن با آن