در تمام کتابچههای راهنمای خودیاری، کتابها و مقالاتی که در تمام این سالها مشتاقانه دنبال کردهاید، حتماً در مورد لزوم حفظ مرزهای عاطفی در روابط، چه شخصی و چه حرفهای، خواندهاید. اغلب آنها را میخوانید و سپس نادیده میگیرید و جای تعجب نیست که چرا.
گذشته از همه اینها، ممکن است شما یک ازدواج کاملاً فوقالعاده داشته باشید که در آن شریک زندگیتان از شما راضی است، از شما مراقبت میکند، برای شما هدیه میخرد، شما را بیرون میبرد و باعث میشود احساس خاص بودن کنید. یا ممکن است در آن شغل عالی باشید که ساعتها در دفتر کار میگذرانید، حتی آخر هفتهها با خوشحالی به محل کار میروید، و با این آگاهی که تلاش اضافی، بهایی است که برای یک زندگی پایدار، امن و رضایتبخش میپردازید، احساس امنیت و آرامش میکنید.
خب، ما برایتان خبری داریم: تا زمانی که یاد نگیرید مرزهای عاطفی تعیین کنید، دنیا همچنان شما را به دردسر خواهد انداخت. و بله، این شامل خانواده هم میشود! اما سوال بزرگ این است: چگونه در روابط، مرزهای عاطفی تعیین میکنید؟ با کمک اسنیگدا میشرا ، رواندرمانگر (متخصص CBT و REBT از موسسه بک، فیلادلفیا)، که در هیپنوتیزم درمانی و درمان آزادی عاطفی تخصص دارد، بیایید دریابیم که چگونه میتوانید در یک رابطه عاشقانه مرزها را تعیین کنید و چرا آنها مهم هستند.
مرزهای عاطفی چیست؟
فهرست مندرجات
حالا، چطور میفهمید که مشکلی در تعیین مرزهایتان وجود دارد؟ اسنیگدا میگوید: «جایی شنیدم که «میمون من نیست، سیرک من نیست». این به این معنی است که اگر میمون من در سیرک نباشد، برای من مهم نیست و نیازی به شرکت در آن سیرک ندارم. همین امر در مورد تعیین مرزها نیز صدق میکند. این مثال کاملی از این است که چگونه نیازی نیست در زندگی دیگران دخالت کنیم و از نظر احساسی با زندگی افراد درگیر شویم، مگر اینکه از ما کمک یا نصیحت بخواهند یا اعمالشان مستقیماً بر ما تأثیر بگذارد.
« مرزها در یک رابطه به این معنی هستند که شما خودتان را در اولویت قرار میدهید و به نیازهای عاطفی خود نسبت به شخص دیگری اهمیت میدهید. همچنین به این معنی است که یاد بگیرید «نه» بگویید و نگران قضاوت یا طرد شدن توسط دیگران نباشید. بنابراین، اجازه ندهید که اعمال شما تحت تأثیر نیاز به راضی کردن دیگران قرار گیرد.»
مانند هر موقعیتی، ابتدا باید مشکل را درک کنید تا بتوانید اقدامات اصلاحی برای حل آن انجام دهید. همین امر در مورد تعیین مرزهای عاطفی نیز صادق است. تعریف «مرزهای رابطه» نسبتاً ساده است: به معنای پذیرفتن مسئولیت اعمال و احساسات خود است، در حالی که مسئولیت نحوه احساس یا عمل دیگران را بر عهده نمیگیرید.
نکتهی بحثبرانگیز این است: شما نمیتوانید به نمایندگی از دنیا فکر یا عمل کنید و این شامل همسر، شریک زندگی، خواهر و برادر، رئیس و حتی والدینتان میشود. شما باید خودتان را در اولویت قرار دهید و نباید اجازه دهید احساسات هیچکس دیگری بر احساسات شما مقدم باشد.
اسنیگدا چند سوال را توصیه میکند که باید از خودتان بپرسید تا بتوانید مرزهای احساسی خود را تعیین کنید:
- شما از چه چیزی دفاع میکنید و حاضرید از چه چیزی حمایت کنید؟
- آیا شما فرد وفاداری هستید؟
- آیا شما آدم صادقی هستید؟
- آیا قاطعیت را به پرخاشگری ترجیح میدهید یا پرخاشگری را به قاطعیت؟
- دوست دارید چه نوع سبک ارتباطی داشته باشید؟
- مرزهای اخلاقی شما چیست؟
- چه چیزهایی را میتوانید رها کنید و چه چیزهایی را نمیتوانید به خطر بیندازید؟
او همچنین توضیح میدهد که چگونه پرسیدن این سؤالات از خودتان میتواند به شما کمک کند: «وقتی خودتان را بهتر بشناسید، میتوانید روی حرف خود بایستید. این به نوبه خود، شما را قادر میسازد تا نحوه ابراز خود را تعیین کنید، مرزهای خود را ایجاد کنید و آن مرزها را - چه به صورت انعطافپذیر و چه به صورت سختگیرانه، بسته به شرایط - نشان دهید.»
اگرچه روشها و هنجارهای رفتاری خاصی وجود دارد که باید به آنها پایبند بود، اما مشکلات در مرزهای عاطفی زمانی رخ میدهد که در تلاشهای خود برای راضی کردن دیگران پا را فراتر میگذارید . آیا در یک شام خانوادگی از به اشتراک گذاشتن ترجیحات خود دریغ میکنید؟ آیا در نهایت استیک میخورید زیرا شوهرتان آن را دوست دارد، در حالی که شما غذاهای دریایی را ترجیح میدهید؟
مطالعه مرتبط: بار عاطفی - معنی آن چیست و چگونه از شر آن خلاص شویم
در سوی دیگر طیف، آیا به دلیل خودخواهی بیش از حد، از پذیرفتن تعریفها یا درخواست کمک خجالت میکشید؟ همه اینها نمونههایی از مرزهای عاطفی نادرست هستند. مرزهای عاطفی در قرار ملاقات ممکن است بدون یک گفتگوی ناخوشایند با شریک زندگیتان دستنیافتنی به نظر برسند، اما گاهی اوقات، برای داشتن مرز در روابط، تنها کاری که باید انجام دهید این است که در مورد چیزهایی که برای شما مناسب نیستند، کمی سختگیر باشید.
در اینجا مثالی از مرزهای عاطفی در یک رابطه آورده شده است: جسی روز کاری طولانیای را پشت سر گذاشته بود و برای صبح زود روز بعد بسیار استرس داشت. آرون، شریک زندگی او، نیاز داشت در مورد یک اتفاق آسیبزا که در گذشته برایش رخ داده بود صحبت کند. او میخواست احساساتش را با شخصی که با او صمیمیترین است، یعنی جسی، در میان بگذارد.
با این حال، جسی توانایی عاطفی لازم برای پردازش چنین مکالمهی شدیدی را نداشت. او به سادگی با گفتن «من از اتفاقاتی که امروز در محل کار افتاد، از نظر ذهنی و جسمی احساس خستگی میکنم و فکر نمیکنم در شرایطی باشم که بتوانم چنین اطلاعاتی را پردازش کنم»، توانست بدون کنترل کردن، مرزهایی را در یک رابطه تعیین کند.
چرا مرزهای عاطفی در روابط مهم هستند؟
مرزهای عاطفی در روابط مهم هستند زیرا به شما یک رابطه سالم میدهند . اغلب، عزت نفس پایین دلیلی برای تعیین ضعیف مرزها است. افرادی که عزت نفس بالایی دارند یا کسانی که در گفتگوی منفی با خود غرق نمیشوند، به ندرت در تعیین محدودیت برای تعاملات خود مشکل دارند، زیرا آنها کنترل زندگی خود را در دست دارند و میدانند چه میخواهند و چه نمیخواهند.
اسنیگدا در توضیح اینکه چرا مرزهای عاطفی در روابط مهم و در عین حال تعیین آنها بسیار دشوار است، میگوید: «اغلب اوقات، وقتی به دنبال سرمایهگذاری در یک رابطه هستیم - چه حرفهای باشد و چه یک رابطه شخصی با دوستان و خانواده یا حتی روابط عاشقانه یا ازدواج - به ما گفته میشود که سرمایهگذاری عاطفی ما مستقیماً با نحوه رشد آن رابطه متناسب است.
«اما هرگز به ما گفته نشده که مرزهای عاطفی را کجا ایجاد کنیم. دلیل سادهی آن این است که ویژگیهایی مانند نوعدوستی یا از خودگذشتگی تا حدی مورد ستایش قرار میگیرند که وقتی شروع به ابراز وجود، گفتن «نه» و بهینهسازی رفتار و سبک زندگی خود برای مراقبت از خود میکنید، از اینکه به عنوان خودخواه قضاوت شوید، طرد شوید، به خاطر اینکه فردی سرسخت و مستقل هستید، دوست داشته نشوید، میترسید.»
«با این حال، این درست نیست. وقتی مرزهای عاطفی تعیین نمیکنید، یا شروع به ترحم به خودتان میکنید و احساس قربانی بودن میکنید یا شروع به احساس و رفتار مانند یک شهید میکنید. اینکه مانند یک پادری با شما رفتار شود و اجازه دهید مردم روی شما راه بروند، به مرور زمان عوارض خود را میگذارد. در نهایت، احساس میکنید که زندگی خود را برای چیزهایی که برایتان اهمیتی نداشتند، هدر دادهاید، فقط به دلیل این ترسهایی که نمیتوانید از آنها بیرون بیایید.»
در اینجا چند دلیل دیگر وجود دارد که چرا تعیین خط قرمز و بیان اینکه تا چه حد حاضرید در هر نوع رابطهای پیش بروید یا به کسی اجازه دهید، بسیار مهم است:
1. برای محافظت از خود
مرزهای شخصی همچنین به این دلیل مهم هستند که شما قبل از کمک به دیگران، ابتدا باید از خودتان محافظت کنید. اغلب، شما در نهایت به اسفنجی تبدیل میشوید که هر چیزی را که به سمت شما پرتاب میشود، جذب میکند. این امر به ویژه در روابط خانوادگی دیده میشود.
آیا متوجه میشوید که بیشتر کارهای شام شکرگزاری خانوادهتان را خودتان انجام میدهید در حالی که سایر اعضا از آن لذت میبرند و برای خودشان وقت میگذارند؟ این نشانهی ظریفی است که خانوادهتان شما را بدیهی میدانند. تعیین مرزها در اوایل یک رابطه مهم است، بنابراین زمانی فرا نمیرسد که افراد احساسات شما را به عهده بگیرند و شما را مجبور به انجام کارهایی کنند که در واقع نمیخواهید.
۲. برای جلوگیری از دستکاری شدن
همه قصد آسیب رساندن به شما را ندارند. اما به طور ناخودآگاه وقتی در تعیین مرزهای شخصی خود شکست میخورید، افرادی که از نظر احساسی به شما نیاز دارند، تمایل دارند شما را دستکاری کنند. این امر به ویژه در ازدواجها یا روابط بلندمدت که در آن یک شریک تمایل دارد بیشتر و بیشتر به دیگری وابسته شود، میتواند اتفاق بیفتد.
آیا خودتان را در حال تلاش برای حل هر مشکلی که همسرتان با آن مواجه میشود میبینید؟ آیا متوجه میشوید که نیازها و خواستههای خود را تنها به این دلیل که تمایلی به ناراحت کردن او ندارید، در اولویت قرار میدهید؟ پس در یک رابطهی عاطفی فرسایشی و سلطهجویانه قرار دارید.
برخلاف آنچه مردم فکر میکنند، مرزها با ایجاد یک منجلاب منفی از بحثها و احساس جدایی بر روابط تأثیر نمیگذارند. مرزها به حفظ شخصیت شما کمک میکنند و مطمئن میشوند که دیگران به دلیل اینکه احساسات شما را حدس میزنند، شما را دستکاری نمیکنند.
مطلب مرتبط: ۱۲ راه برای اصلاح یک رابطه سمی
۳. برای جلوگیری از سوءاستفاده در محل کار
شما یک کارمند عالی هستید. همکاران و روسایتان برای شما ارزش قائلند. تا اینجا که خوب بوده است. اما آیا اغلب اتفاق میافتد که ساعتها در محل کار وقت خود را صرف تکمیل یک پروژه به تنهایی میکنید، در حالی که میتوانید با کمک دیگران آن را انجام دهید؟ آیا در نهایت تقصیر را به گردن تیم یا همکارانتان میاندازید؟
چرا رئیستان در حالی که همکارانتان آخر هفته به ماهیگیری میروند، کار اضافی را به شما محول میکند؟ به این دلیل است که شما به کار کردن فراتر از محدودیتهایتان «نه» محکمی نگفتهاید، زیرا فرض کردهاید که این کار با گرفتن اختیار از خودتان، عملی برای ایجاد مرزهای ناسالم در روابط خواهد بود.
این کاملاً دور از واقعیت است. شما مسئول خودتان هستید و این وظیفه شماست که به هر نوع بدرفتاری که ممکن است با شما شود، نه بگویید. اگر صرفاً به این دلیل که مافوقتان فرض میکند با این موضوع مشکلی نخواهید داشت، بیش از حد از شما کار کشیده میشود یا مورد سوءاستفاده قرار میگیرید، باید در روابط خود حد و مرزی داشته باشید.
4. شاد بودن
بله، میتواند به همین سادگی باشد! دختر خوب یا پسر خوبی بودن شاید یک تعریف به نظر برسد، اما نه وقتی که حس هویت شما را زیر پا بگذارد. برای اینکه مطمئن شوید این اتفاق نمیافتد، باید به درون خود بروید و از خود بپرسید که آیا برهی فداکارِ ضربالمثلگونه، شما را خوشحال میکند یا خیر.
پاسخ منفی است. مشکل عدم تعیین صحیح مرزها این است که در نهایت به افراد زیادی اجازه ورود به زندگی خود را میدهید، که صادقانه بگویم، برخی از آنها لیاقت حضور در آنجا را ندارند. ممکن است افرادی را وارد زندگی خود کنید که همیشه با شما بدرفتاری میکنند و در گذشته نیز این کار را کردهاند. و شما ناخواسته خود را در معرض آسیبهای روحی زیادی قرار میدهید که به نوبه خود بر سلامت روان شما تأثیر میگذارد.
ممکن است برای اینکه بتوانید قاطعانه با آنها صحبت کنید و حرفهای رک و صریحی بزنید، مشکل داشته باشید، چون فکر میکنید احساسات آنها بر احساسات شما اولویت دارد. فقط به این دلیل که میگویند به شما نیاز دارند، به این معنی نیست که باید دوباره به آنها اجازه دهید وارد شوند و به شما آسیب بزنند. برای تعیین مرزها در یک رابطه بدون کنترل کردن، تنها کاری که باید انجام دهید این است که بگویید: «وقتی به من بیاحترامی میکنی، احساس میکنم مورد تجاوز قرار گرفتهام و این واقعیت که قبلاً این کار را انجام دادهای، باعث میشود نتوانم دوباره به تو اعتماد کنم.»
۵. ایجاد روابط سالم
کلید داشتن روابط خوب و مثبت با خانواده، دوستان، همکاران و آشنایان، نداشتن استرس است. تعیین مرزهای سالم اولین قدم به سوی آن است، کلمه "سالم" کلمه کلیدی است. لازم نیست بیادب، گوشهگیر یا حتی کمحرف باشید.
روشهای مودبانه زیادی برای نشان دادن جایگاه دیگران در زندگی شما وجود دارد. شما اساساً مرزی بین آنچه قابل قبول است و آنچه نیست، ایجاد میکنید. با انجام این کار، فقط باعث میشوید اطرافیانتان شما را بهتر ارزیابی کنند. تعیین مرزهای عاطفی در قرار ملاقات، به شما این اطمینان را میدهد که به وضوح ثابت کردهاید که قرار نیست فردی بیتفاوت باشید، بنابراین میتوانید مطمئن شوید که نیازها و خواستههایتان مورد احترام قرار خواهد گرفت.
مطالعه مرتبط: روابط جعلی - 15 راه برای تشخیص اینکه در یک رابطه هستید
چگونه در روابط، مرزهای عاطفی تعیین کنیم؟
ما بر اهمیت تعیین مرزها در اوایل یک رابطه تأکید کردهایم، اما اگر مطمئن نباشید که چگونه باید آنها را تعیین کنید، این تلاش بیفایده است. «شوهرم همیشه به من میگفت که به روش خاصی صحبت نکنم، فقط به این دلیل که او را «آزار» میداد. او ادعا میکرد که این یک «مرز» است که او تعیین میکند و میخواست با تغییر رفتار من، آن را تمرین کند.
یاسمین به ما گفت: «فقط وقتی به یکی از دوستانم گفتم که این رفتارش چطور باعث میشود احساس حقارت کنم، فهمیدم که او در واقع مرزهای ناسالمی در رابطهمان گذاشته است . من برای مطرح کردن این موضوع مشکل داشتم، چون هیچوقت آدمی نبودم که از خودم دفاع کنم. و از آنجایی که ما در یک خانواده مشترک زندگی میکردیم، پیدا کردن وقت فقط با شوهرم سختتر بود و قطعاً نمیخواستم این کار را جلوی دیگران انجام دهم.»
تعیین مرزهای عاطفی در یک رابطه میتواند دشوار باشد اما غیرممکن نیست، به خصوص وقتی سالها کسی بودهاید که همیشه مرزهای مبهمی داشته است. خب، وقت آن رسیده که وضع موجود را تغییر دهید و مسئولیت زندگی خود را به عهده بگیرید و به آن جهت متفاوتی بدهید. در اینجا نحوه انجام این کار آمده است.
۱. با مثالهایی از مرزهای عاطفی تمرین کنید
یاد بگیرید که چگونه مرزهای سالمی تعیین کنید. اگر همیشه تسلیم خواستههای شریک زندگیتان شدهاید، به آرامی اما پیوسته شروع به ابراز وجود در رابطه کنید. به خودتان یادآوری کنید - شما حق دارید انتظارات غیرمنطقی دیگران را برآورده نکنید. نیازهای شما نیز به همان اندازه مهم هستند.
شما حق دارید که در یک رابطه با احترام با شما رفتار شود . میتوانید مودبانه اما قاطعانه به هر چیزی که در انجام آن راحت نیستید «نه» بگویید. لازم نیست برای تعیین مرزهای عاطفی بهتر، توضیحات طولانی در مورد دلیل امتناع از چیزی ارائه دهید. یاد بگیرید که «من» را به طور مؤثرتری بگویید. «من فکر میکنم»، «من احساس میکنم»، «من معتقدم» و غیره.
مثالهای مربوط به مرزهای عاطفی در روابط، آنقدرها هم که فکر میکنید چشمگیر نیستند. این مثالها میتوانند شامل این باشند که شریک زندگیتان در مورد یک موضوع خاص صحبت نکند زیرا احساسات منفی را در شما برمیانگیزد، یا اجازه ندهد هیچ گونه سوءاستفاده کلامی از کنارش بگذرد زیرا شما خیلی خجالتی هستید که به آن پایان دهید.
وقتی متوجه شوید که همه چیز به احترام بیشتر به خودتان بستگی دارد، خواهید دید که مرزها چگونه بر روابط تأثیر میگذارند. آنها قرار است شما را به سمت یک رابطه هماهنگ هدایت کنند، نه رابطهای پر از کینه.
۲. از فضای خود به شدت محافظت کنید
این اشتباهی است که اکثر زوجها در اوایل رابطه یا ازدواج خود مرتکب میشوند - از دست دادن حس فضای شخصی به حدی که هر دو شروع به ورود به درونیترین دایره یکدیگر میکنند. این باید با توجه به این واقعیت اصلاح شود که یک رابطه سالم با همیشه در کنار هم بودن تعریف نمیشود.
کمی رها کنید و به شریک زندگی خود در رابطه فضا بدهید. در عین حال، با فضای خود به عنوان یک مکان مقدس رفتار کنید و از آن به شدت محافظت کنید. میتوانید با گامهای کوچک شروع کنید، مانند قرار دادن وسایل خصوصی خود در یک جعبه امن که شریک زندگیتان به آن دسترسی ندارد، به اشتراک نگذاشتن رمزهای عبور رسانههای اجتماعی، داشتن حسابهای بانکی و دفترچههای هزینه جداگانه.
تعیین مرزها همچنین مستلزم ابراز صریحتر احساساتتان است. وقتی نارضایتی خود را از چیزی که با آن راحت نیستید، از جمله رابطه جنسی، ابراز میکنید، مستقیماً به چشمان طرف مقابل نگاه کنید و آن را بیان کنید. خجالت نکشید یا اکراه نداشته باشید.
تعیین مرزهای عاطفی در قرار ملاقات همچنین میتواند به معنای تمرین فضای شخصی سالم در روابط شما باشد. وقتی با ایجاد فضای شخصی به شریک زندگی خود میفهمانید که فردیت شما برای شما مهم است، این نمونهای از مرزهای عاطفی در روابط است.
۳. با شناخت مرزهای دیگران، در یک رابطه عاشقانه مرزها را تعیین کنید
برای اینکه از دیگران انتظار داشته باشید به مرزهای احساسی شخصی شما احترام بگذارند، ضروری است که مرزهای آنها را بشناسید و به آنها احترام بگذارید. اگر کسی هنگام صحبت شما عقبنشینی میکند، در همان ابتدا به شما پاسخ نمیدهد، از تماس چشمی اجتناب میکند، واکنشهای تکهجایی میدهد، به طرز ناخوشایندی تغییر حالت میدهد... آنها با این کار به شما نشانههای غیرکلامی میدهند که دقیقاً با آنچه شما میخواهید یا سعی در گفتن آن دارید، همسو نیستند، بنابراین بهتر است عقبنشینی کنید.
آنقدر درگیر تعیین مرزهای خودتان نشوید که مرزهای دیگران را نادیده بگیرید، به یاد داشته باشید که آنها هم حق دارند «نه» بگویند یا از شما دوری کنند. وقتی این اتفاق میافتد، ناراحت نشوید. با این حال، مطمئن شوید که در روابطی که آنها برقرار میکنند، تسلیم مرزهای ناسالم نشوید. قرار است مرزهای آنها از فردیت آنها محافظت کند، نه اینکه از شخصیت شما بکاهد.
4. روی عزت نفس خود کار کنید
تعیین مرزهای شخصی خوب، جنبهی مهمی از یک رابطهی مثبت است ، اما مانند اکثر چیزهای دیگر در زندگی، این کار از شما شروع میشود. ابتدا باید از زمانی که مرزهایتان زیر پا گذاشته میشود، آگاه باشید و تنها راه برای انجام این کار، هماهنگ شدن با خودتان است.
با احساسات خود در ارتباط باشید و در حالت آگاهی بمانید. اگر احساس ناراحتی، استرس، اضطراب، گناه، خشم یا رنجش میکنید، میتواند به این دلیل باشد که تشخیص میدهید از شما سوءاستفاده میشود. به خودتان احترام بگذارید. از خودتان دفاع کنید. طوری «نه» بگویید که انگار منظورتان همین است.
تعیین مرزهای عاطفی در قرار ملاقات، تماماً به این بستگی دارد که چقدر میتوانید در مورد چیزهایی که با آنها راحت نیستید، سختگیر باشید. اگر نمیخواهید در مورد چیزی صحبت کنید، مجبور نیستید. اگر نمیخواهید همین الان در آغوش بگیرید، نباید این کار را بکنید و باید نه بگویید. وقتی روی عزت نفس خود کار کنید، بهتر میتوانید روی پای خود بایستید.
مطلب مرتبط: ۸ چیزی که روابط را خراب میکند و شما حتی متوجه آن نمیشوید
۵. یاد بگیرید که در ازدواج مرزهای عاطفی تعیین کنید
این میتواند واقعاً مشکلساز باشد. وقتی حس هویت ضعیفی دارید، به شریک زندگیتان اجازه میدهید تصمیمات شما را بگیرد، گاهی اوقات با بیتوجهی کامل به علایق و عدم علایق خودتان. البته، یک ازدواج سالم و شاد نیاز به برخی تعدیلها و اقدامات متقابل از سوی هر دو همسر دارد . با این حال، این شما هستید که تصمیم میگیرید کدام ارزشها یا حوزهها را حاضرید کنار بگذارید و در مورد آنها مصالحه کنید و کدام یک کاملاً غیرقابل مذاکره هستند.
وقتی این تمایز را قائل شدید، با همسرتان بنشینید و در مورد مرزهای عاطفی که دوست دارید در ازدواجتان داشته باشید صحبت کنید و از او بپرسید که مرز را کجا ترسیم میکند. در صورت بروز اختلاف، تا زمانی که تنها کسی نیستید که از شما انتظار میرود تسلیم شوید، برای بحث و گفتگو برای یافتن یک راه حل میانه، آماده باشید.
گاهی اوقات شما در تعیین مرزها در ازدواج شکست میخورید زیرا از از دست دادن رابطه یا قضاوت شدن میترسید. نکته کلیدی اینجاست. ابتدا باید به خودتان متعهد باشید. ابتدا سعی کنید در چیزهای کوچکتر خودتان را اثبات کنید و سپس به سراغ چیزهای بزرگتر بروید. شریک زندگی شما ممکن است همیشه با پیشنهادات شما موافقت نکند، اما احساسات و نظرات شما را بیان کند. به تدریج، این شما را به عنوان فردی که ذهن خودش را دارد، معرفی میکند.
۶. یاد بگیرید که در محل کار حد و مرز تعیین کنید
عجیب است که اکثر متخصصان، به ویژه آنهایی که در صنایع پرفشار مانند فناوری اطلاعات، رسانه و مراقبتهای بهداشتی کار میکنند، معتقدند که هر چه ساعات بیشتری را در محل کار بگذرانند، سختکوشتر هستند. بیایید این موضوع را روشن کنیم. سازمان شما ممکن است برای شما ارزش قائل باشد، اما اگر از استراحتهای لازم استفاده نکنید، هیچ احترامی برای وقت شما قائل نخواهد شد.
تصمیم جدی بگیرید که بعد از کار به ایمیلهای مربوط به کار پاسخ ندهید. هر سال، روزهایی را که میخواهید مرخصی بگیرید مشخص کنید و از مدتها قبل برای آنها درخواست دهید. دیر رسیدن به محل کار ممکن است یک واقعیت سازمانی باشد، اما آن را به یک عادت تبدیل نکنید. بگذارید یک استثنا باقی بماند.
یک نمونه از مرزهای عاطفی در روابط زمانی است که به رئیس خود میگویید که کار کردن بدون حقوق برای شما اشکالی ندارد، زیرا به شما برای زمانی که صرف میکنید حقوق میدهند، نه برای حسن نیت شرکت.
۷. فهرستهایی تهیه کنید و به دقت به آنها مراجعه کنید
یک ترفند این است. فهرستی از افراد نزدیک به خود در محل کار و خانواده تهیه کنید. در هر موقعیت، به این فکر کنید که چه کسی باعث میشود چه احساسی داشته باشید و حوزههایی را که احساس میکنید نیاز به داشتن مرزهای عاطفی بهتری دارید، پیدا کنید. سپس، فهرستی از مرزهایی که میخواهید با هر یک از آنها تعیین کنید، تهیه کنید.
آیا شوهرتان به گلف میرود و انتظار دارد شما در انجام تکالیف فرزندتان به او کمک کنید؟ به او بگویید که برای یک جلسه ماساژ با دوستان دخترتان به مرخصی نیاز دارید و از او بخواهید که مسئولیتهای بچهها را برای آن روز به عهده بگیرد. قول دهید که وقتی او برای تخلیه انرژی به زمان نیاز دارد، جبران کنید.
مطالعه مرتبط: چگونه بر وابستگی متقابل در روابط غلبه کنیم
۸. درخواست کمک کنید، درخواست فضا کنید
بله، شما میتوانید هر دو را بدون احساس گناه انجام دهید. بسیاری از اوقات افرادی که مرزهای عاطفی ضعیفی دارند، بیش از حد به خودشان افتخار میکنند. ممکن است متناقض به نظر برسد، اما این اتفاقی است که میافتد. یک زن خانهدار آنقدر به اثبات اینکه یک زن فوقالعاده است عادت دارد که همه کارهای خانه را انجام میدهد و خودش را برای اینکه مادر و همسر کاملی باشد، به شدت خسته میکند.
یک متخصص ممکن است آنقدر مشتاق راضی کردن رئیس خود باشد که حتی به قیمت سلامت روان خود، هر مسئولیتی را بر عهده بگیرد. این کار را نکنید. وقتی در روابطی که دیگران با شما برقرار کردهاند، با مرزهای ناسالم دست و پنجه نرم میکنید، در صورت نیاز درخواست کمک کنید. شما یک قهرمان مارول نیستید که نیاز به نجات جهان داشته باشد. در صورت نیاز درخواست کمک کنید و در صورت نیاز به فضای خود، "نه" بگویید. آنها عقبنشینی خواهند کرد.
قانون اساسی تعیین مرزهای عاطفی خوب، احترام به خودتان است. مرزهای خوب نشانه یک فرد بالغ است که میداند از زندگی چه میخواهد. ارزش خود را حتی برای کسانی که به شما نزدیک هستند، به خطر نیندازید. فضای خود را پیدا کنید و از آن لذت ببرید!
اگر در تعیین مرزها در یک رابطه عاشقانه یا هر نوع رابطهای مشکل دارید، ممکن است سلامت روان شما به دلیل آن آسیب ببیند. در چنین مواردی، مراجعه به یک درمانگر سلامت روان دارای مجوز میتواند حیاتی باشد. هیئت درمانگران باتجربه Bonobology میتوانند به شما کمک کنند تا مرزهایی را که ندارید و نحوه ایجاد آنها را بفهمید.
سوالات متداول
تعریف آن نسبتاً ساده است: یعنی، مسئولیت اعمال و احساسات خود را بر عهده گرفتن، در حالی که مسئولیت احساسات یا اعمال دیگران را بر عهده نمیگیرید.
شما مرزهای عاطفی ایجاد میکنید تا از احساسات خودتان محافظت کنید، از سوءاستفاده شدن در یک رابطه جلوگیری کنید و اجازه ندهید دیگران شما را بدیهی فرض کنند.
گاهی اوقات شما در تعیین مرزها در ازدواج شکست میخورید زیرا از از دست دادن رابطه یا قضاوت شدن میترسید. اما برای تعیین مرزها باید خودتان را اثبات کنید.
شما باید خودتان را در خانواده، در روابط و در محل کار اثبات کنید و از راضی نگه داشتن دیگران به این دلیل که آنها از شما انتظار دارند برایشان کاری انجام دهید، دست بردارید.
قانون اساسی تعیین مرزهای عاطفی خوب این است که ابتدا به خودتان و قلبتان احترام بگذارید. شما نمیتوانید اجازه دهید احساسات دیگران بر احساسات شما اولویت داشته باشد.
۱۵ حرف تکاندهندهای که افراد خیانتکار هنگام مواجهه با آنها میگویند
۶ دلیل که یک مرد بعد از دعوا شما را نادیده میگیرد و ۵ کاری که میتوانید انجام دهید
کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه میدهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و بهروز به شما ادامه دهد.