آیا ازدواج شما را افسرده می‌کند؟ ۵ دلیل و ۶ نکته‌ی مفید

کار روی ازدواج | | , وبلاگ نویس متخصص
تایید شده توسط
ازدواجم باعث افسردگی‌ام شده است
گسترش عشق

ازدواج اغلب می‌تواند مانند یک ترن هوایی باشد. این یک تعهد مادام‌العمر با فراز و نشیب‌های مکرر است، زیرا دو نفر نمی‌توانند افکار، دیدگاه‌ها، نظرات و قضاوت‌های یکسانی داشته باشند. به همین دلیل سوءتفاهم‌ها، بی‌اعتمادی‌ها و سوءتفاهم‌ها هر از گاهی رخ می‌دهد. با این حال، وقتی این لحظات نزاع یا ناخوشایند به عناصر تعیین‌کننده‌ی پویایی رابطه‌ی یک زوج تبدیل می‌شوند، می‌توانند باعث علائم افسردگی و مشکلات سلامت روان شوند. 

با این حال، درک این موضوع که «ازدواجم مرا افسرده می‌کند» برای اکثر افراد آسان نیست. حتی اگر فردی بتواند تشخیص دهد که با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم می‌کند، اذعان به اینکه دلیل آن می‌تواند وضعیت ازدواجش باشد، بسیار چالش برانگیزتر است. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد زنان ناراضی و شوهران بدبخت، با یک روانشناس مشاور تماس گرفتیم. آخانشا وارگیسه (کارشناسی ارشد روانشناسی)، که در انواع مختلف مشاوره روابط، از مسائل مربوط به قرار ملاقات و قبل از ازدواج گرفته تا جدایی، سوءاستفاده، جدایی و طلاق، تخصص دارد. 

او می‌گوید: «واقعاً مهم است که درک کنیم ازدواج یک موقعیت است و به خودی خود نمی‌تواند شما را افسرده کند. عواملی که در ازدواج نقش دارند می‌توانند علت افسردگی باشند، که می‌تواند موقعیتی یا بالینی باشد.»

آیا ازدواج می‌تواند شما را افسرده کند؟

فهرست مندرجات

عجیب نیست وقتی کسی می‌گوید: «من در زندگی مشترکم خیلی افسرده و تنها هستم» یا «شوهرم باعث افسردگی من می‌شود». با این حال، فقط به این دلیل که غیرمعمول نیست، به این معنی نیست که نباید جدی گرفته شود. مهم است که وقتی کسی چنین لحظه آسیب‌پذیری را با ما در میان می‌گذارد یا خودمان با چنین افکاری دست و پنجه نرم می‌کنیم، به آنها توجه کنیم، بفهمیم از کجا می‌آیند و سعی کنیم آن شخص (یا خودمان) را تشویق کنیم که به دنبال کمک لازم باشد.

A مطالعه اثرات تعارض زناشویی بر تغییرات علائم افسردگی و اختلال عملکرد در بین مردان و زنان متاهل را بررسی کرد. مشخص شد که تعارض زناشویی سلامت جسمی را تضعیف می‌کند. آخانشا می‌گوید: «احساس افسردگی یا تنهایی در یک ازدواج لزوماً به معنای پایان راه برای شما به عنوان یک زوج نیست. با دیدن کوچکترین ناراحتی، فوراً به این فکر نکنید که چگونه از ازدواج خارج شوید، مگر اینکه...» سوءاستفاده در یک رابطهمشکلات دیگری مانند مشکلات ارتباطی و صمیمیت را می‌توان با کمک زوج‌درمانی و مشاوره حل کرد. 

با این حال، اگر افسرده هستید، مهم است که قبل از شروع درمان یک رابطه‌ی بیمار، روی بهبود خودتان تمرکز کنید. و اگر نمی‌دانید که آیا ناراضی هستید یا افسرده، در اینجا برخی از علائم رایج افسردگی در یک ازدواج آورده شده است که باید به آنها توجه کنید:

  • احساس ناامیدی و درماندگی
  • کج خلقی
  • انگیزه صفر برای انجام هر کاری 
  • اضطراب و احساس غم عمومی یا بی‌حسی نسبت به همه چیز
  • مشکلات خواب مانند خوابیدن بیش از حد یا اصلاً نخوابیدن
  • اختلالات خوردن مانند از دست دادن اشتها یا خوردن احساسی
  • تغییرات خلقی مکرر
  • قادر به تمرکز یا توجه به چیزی نیست
  • داشتن افکار خودکشی (این علامت را به هیچ وجه نباید ساده گرفت)

مطلب مرتبط: ۱۳ نشانه‌ی قطعی که او از از دست دادن شما می‌ترسد

۷ نشانه که ازدواج شما را افسرده می‌کند

هر رابطه‌ای نیاز به کار، تلاش و درک زیادی دارد. شما باید در کنار هم باشید و برای هم باشید. وقتی یکی یا هر دو طرف، مشکلات زناشویی یا شریک زندگی خود را بدیهی می‌دانند، اینجاست که کیفیت یک پیوند مقدس رو به زوال می‌رود. اگر نمی‌دانید چرا در زندگی روزمره خود اینقدر غمگین هستید، می‌تواند به دلیل مشکلات رابطه باشد. در اینجا چند نشانه وجود دارد که نشان می‌دهد به دلیل ازدواج خود احساس افسردگی می‌کنید:

۱. احساس می‌کنید از عشق آنها محروم شده‌اید

همسرتان می‌تواند برخی از نیازهای اساسی شما را از بین ببرد. این می‌تواند چیزی شبیه به موارد زیر باشد:

  • محرومیت از لمس 
  • محرومیت از صمیمیت 
  • محرومیت عاطفی
  • محرومیت مالی 
  • شما در حال هستید تشنه‌ی محبت

همه اینها در نهایت می‌تواند باعث شود احساس کنید از عشق آنها محروم شده‌اید. احساس می‌کنید رابطه عاشقانه‌تان تلخ شده و دیگر هیچ نوع همدلی، همدردی یا دلسوزی در رابطه‌تان وجود ندارد. 

آخانشا می‌گوید: «یکی از نشانه‌های دلخراش افسردگی ناشی از ازدواج این است که احساس می‌کنید از عشق او محروم شده‌اید، زیرا شریک زندگی‌تان احساساتش را پنهان و سرکوب می‌کند. او احساساتش را با شما در میان نمی‌گذارد. شما نمی‌توانید عشق کسی را حس کنید، مگر اینکه او کاملاً با شما روراست و آسیب‌پذیر باشد. به همین دلیل است که در رابطه‌تان درد و افسردگی را تجربه می‌کنید.»

۲. شما صرفاً زنده می‌مانید 

آیا ازدواج من باعث افسردگی من می‌شود؟ بله، اگر فقط در حال زنده ماندن هستید و در ازدواج خود پیشرفت نمی‌کنید. مشکلات رابطه شما فراتر از درک شما رفته و اکنون نمی‌توانید از پس زندگی روزمره برآیید. نکات کوچک برای موفقیت در ازدواج قوی‌تر از آن، کارهایی که شما و شریک زندگی‌تان برای آوردن لبخند به چهره یکدیگر انجام می‌دادید، عملاً کاهش یافته است و هیچ‌کدام از شما اهمیتی به بیرون آوردن رابطه‌تان از رکود نمی‌دهید. در اینجا نشانه‌های بیشتری وجود دارد که نشان می‌دهد شما صرفاً در حال زنده ماندن در ازدواج خود هستید:

  • نمی‌توانید دعواهای قبلی را فراموش کنید و حتی نمی‌توانید یک روز شاد و آرام را با هم داشته باشید. 
  • دیگر در مورد اهداف و رویاهای آینده صحبت نمی‌کنید 
  • شما دیگر مشکلات کاری، مشکلات سلامت روان و مشکلات خانوادگی خود را با یکدیگر در میان نمی‌گذارید 

۳. دیگر احساس امنیت و آرامش نمی‌کنید 

جسیکا، یک کارآفرین ۴۶ ساله اهل بوستون، می‌گوید: «بودن با شوهرم مرا افسرده می‌کند. دیگر از نظر احساسی احساس امنیت نمی‌کنم. احساس می‌کنم همسرم هر لحظه ممکن است مرا ترک کند یا به من خیانت کند. احساس بدی دارم که در یک ازدواج بدون عشق گیر افتاده‌ام.»

این افسردگی مرتبط با ازدواج شما می‌تواند ناشی از مسائل مختلفی باشد. این می‌تواند به دلایل زیر باشد:

  • مسائل اعتماد
  • سبک پیوست
  • آسیب روحی ناشی از گذشته شما 
  • عدم تطابق سبک ارتباطی
  • مسائل حل نشده
  • ناامنی ها
  • ارزش خود پایین 

ازدواج شما زمانی می‌تواند نجات یابد که شما و همسرتان مایل باشید رویکردی عملی برای حل این مشکلات موجود اتخاذ کنید. تنها زمانی که در مورد این مسائل با هم صحبت می‌کنید، می‌توانید در آغوش یکدیگر احساس راحتی کنید. ازدواج شما زمانی زنده خواهد شد که هر دوی شما از نظر عاطفی به یکدیگر احساس امنیت و آرامش دهید.

مطالعه مرتبط: چگونه با وقار با سکوت رفتار کنیم - 7 نکته مورد تایید متخصصان

۱۷. احساس درماندگی می‌کنید

آخانشا می‌گوید: «یکی از نشانه‌های هشداردهنده‌ی افسردگی در ازدواج، زمانی است که احساس ناتوانی و درماندگی می‌کنید. احساس می‌کنید اقیانوسی از ناامیدی شما را در بر گرفته و نمی‌دانید در مورد آن چه کاری انجام دهید. به سختی از رختخواب بلند می‌شوید و برنامه‌ی روزانه‌تان را دنبال می‌کنید. زیاد می‌خوابید و بهداشت شخصی‌تان به هم می‌ریزد.»

زوج‌ها معمولاً فراموش می‌کنند که ازدواج کار سختی است. برای ادامه‌ی آن به عشق و حمایت بی‌قید و شرط نیاز دارید. باید مطمئن شوید که اعضای خانواده‌تان را در دعواهایتان دخالت نمی‌دهید، زیرا نمی‌خواهید دیگران در مورد شما یا همسرتان بد فکر کنند. اگر به کمک نیاز دارید، از دیگران کمک بگیرید. مشاوره ازدواجمشاوران مشکلات شما را به شیوه‌ای حرفه‌ای بررسی می‌کنند و سعی می‌کنند حال شما را بهتر کنند. 

۵. همسرتان دیگر شما را در اولویت قرار نمی‌دهد

آخانشا می‌گوید: «یکی از اصلی‌ترین چیزهایی که یک ازدواج را تضعیف می‌کند این است که همسرتان شما را در اولویت قرار نمی‌دهد. این نشان می‌دهد که آنها ازدواج را در اولویت قرار نمی‌دهند. اینکه یکی از طرفین به دلیل مشکلات مداوم مانند مسائل مالی، مراقبت از والدین یا سوگواری برای مرگ یکی از عزیزانش نتواند کاری کند که طرف مقابل احساس دوست داشته شدن کند، چیز غیرطبیعی نیست. به غیر از این مراحل، نمی‌توانید اجازه دهید ازدواجتان خراب شود و هیچ اقدامی برای اینکه او احساس خاص، مهم و دوست داشته شدن کند، انجام ندهید.» 

احساس نادیده گرفته شدن می‌تواند ازدواج را تضعیف کند و حتی می‌تواند منجر به ابتلا به بیماری‌های روانی مانند اضطراب و افسردگی شود. این نشان می‌دهد که شما دیگر در ذهن آنها نیستید و چیزهای دیگری مهمتر از شما وجود دارد. زندگی مانع شادی و خوشبختی می‌شود. ازدواج های موفق بارها. این فقط یک علامت خطر است وقتی که هیچ‌کدام از شما کاری در مورد آن انجام ندهید. 

۶. هر چیزی در مورد شریک زندگی‌تان شما را آزار می‌دهد

اگر ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته را با کسی بگذرانید، حتی عزیزترین فرد روی زمین هم شما را اذیت خواهد کرد. هر چیزی که شریک زندگی‌تان می‌گوید و انجام می‌دهد، شما را آزار خواهد داد. در اینجا چند نکته وجود دارد که می‌توانید تمرین کنید تا از آزرده شدن همیشگی جلوگیری کنید:

  • مراقبه کنید و افکار منفی خود را یادداشت کنید
  • انتظارات خود را از شریک زندگیتان پایین بیاورید
  • زمانی را به تنهایی بگذرانید 
  • صرف زمان با کیفیت با همسرتان 
  • مسئولیت اشتباهات خود را نیز بپذیرید
  • از تلاش برای «اصلاح» شریک زندگی‌تان دست بردارید 
  • همیشه به یاد داشته باشید که شما دوست هستید و در یک تیم هستید 

۷. این ازدواج برای شما تبدیل به باری بر دوش شده است

آلانا، پرستار ۲۸ ساله‌ای از سیاتل، در نامه‌ای به Bonobology می‌نویسد: «بودن با شوهرم مرا افسرده می‌کند. ما فقط یک سال پیش ازدواج کردیم. همه چیز خوب بود تا اینکه دوران ماه عسل شروع به فرسایش کرد. ما هر روز با هم مشکل داریم و من احساس می‌کنم که مورد انتقاد قرار می‌گیرم. من تمام کارهای خانه را انجام می‌دهم. تمام تلاشم را می‌کنم تا او را راضی نگه دارم، اما حدس می‌زنم انتظارات او سر به فلک کشیده است.»

اگر ازدواج شما مانند یک زندان یا یک کار طاقت‌فرسا به نظر می‌رسد، ممکن است این احساس را داشته باشید که تمام بار عاطفی بر دوش شما افتاده است. اگر شما هم شرایط مشابهی دارید مشکلات ازدواج مانند آلانا، اگر تمام کارها را خودتان انجام می‌دهید و این ازدواج برایتان بار سنگینی شده است، می‌توانید این کارها را انجام دهید:

  • هر کاری که برای شریک زندگی‌تان انجام می‌دهید، آن را در معرض دید قرار دهید. به او (بدون بی‌ادبی) بگویید که بعد از برگشتن از سر کار شام پخته‌اید. به او بگویید که زباله‌ها را بیرون برده‌اید. به او بگویید که به تنهایی برای خرید مواد غذایی رفته‌اید. هر کاری را که در خانه انجام می‌دهید، نشان دهید و بگویید.
  • وقتی فحش و ناسزا، انتقاد، سوءمصرف مواد و سایر مشکلات رابطه‌ای وجود دارد که در آن شما در معرض آسیب و درد هستید، آنها را رسوا کنید. 
  • درک کنید که هیچ ازدواجی کامل نیست و شما باید با پذیرش ناامنی‌ها، نقص‌ها، دیدگاه‌ها و نقص‌های یکدیگر، آن را کامل کنید. 
اینفوگرافیک: ازدواجم مرا افسرده کرده است
نشانه‌هایی که نشان می‌دهد ازدواج شما را افسرده می‌کند

۵ دلیل که ازدواج شما را افسرده می‌کند 

آخانشا می‌گوید: «بدرفتاری و خشونت در رابطه از جمله دلایل اصلی افسردگی شما در ازدواج است. همین ترس پنهان از بی‌ثبات شدن اوضاع، برای ایجاد اضطراب و... کافی است.» نشانه‌های خودخواهی و افسردگی در افراد. در چنین روابطی، انرژی زیادی صرف اطمینان از امنیت شما می‌شود و مغز شما همیشه در حالت جنگ یا گریز است.

با این حال، سوءاستفاده یا خشونت تنها دلایلی نیستند که یک ازدواج ممکن است باعث افسردگی فرد شود. گاهی اوقات، حتی وقتی همه چیز در ظاهر خوب به نظر می‌رسد، ممکن است مسائل اساسی وجود داشته باشد که می‌تواند علائم افسردگی را تحریک کند. اگر فکر می‌کنید "نمی‌دانم چرا شوهرم یا چرا همسرم همیشه غمگین است" یا اگر شما کسی هستید که با علائم افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنید اما نمی‌دانید چرا، تنها نیستید. بسیاری از ازدواج‌ها دچار آشفتگی‌های مشابهی می‌شوند. اولین قدم برای مدیریت مؤثر این وضعیت، درک این است که چرا ازدواج شما می‌تواند شما را افسرده کند. در زیر چند دلیل آورده شده است: 

برای ویدیوهای تخصصی بیشتر، لطفاً کانال یوتیوب ما را دنبال کنید. اینجا کلیک کنید

۱. همسرتان شما را کنترل می‌کند/بر شما تسلط دارد 

آخانشا می‌گوید: «وقتی یکی از طرفین شروع به کنترل و تسلط بر دیگری می‌کند، کل محیط ازدواج ناامن می‌شود. همسر شما رئیس شما نیست که بتواند به شما بگوید چه کار کنید و چه کار نکنید. شما اینجا نیستید که از دستورات او پیروی کنید. دلیلی وجود دارد که همسران، شریک نامیده می‌شوند.»

کنترل شدن ممکن است باعث شود فرد احساس بی‌اهمیتی کند و باعث ایجاد مشکلات عزت نفس و ارزش شخصی شود. آنها با تلاش برای اعمال کنترل بر شما، باعث می‌شوند احساس حقارت کنید. به محض اینکه احساس کردید تحت کنترل هستید، صحبت کنید و بگذارید مشخص شود که دوست ندارید به شما گفته شود چه کاری انجام دهید. هر چه زودتر در بدو تولد به این مشکل رسیدگی کنید، برای سلامت روان شما بهتر خواهد بود. طبق گفته ... مطالعهیکی از دلایل اصلی افسردگی در زنان متاهل، احساس کمبود یا فقدان قدرت در زندگی مشترک است. 

۲. وابستگی متقابل در ازدواج می‌تواند منجر به نارضایتی شود 

جوزف، یک بانکدار سرمایه‌گذاری که در اواسط دهه چهل زندگی‌اش است، می‌گوید: «من در زندگی زناشویی‌ام بدبخت و افسرده هستم. هر کاری از دستم بربیاید انجام می‌دهم تا همسرم را خوشحال نگه دارم. نیازهای او را بر نیازهای خودم مقدم می‌دانم. خودم را برای آنها تغییر داده‌ام و تمام مسئولیت‌ها را، از مالی گرفته تا عاطفی، به عهده گرفته‌ام. ما همیشه با هم هستیم و من حتی دیگر با دوستانم ملاقات نمی‌کنم.»

مشکلات یوسف نشان می‌دهد که آنها می‌توانند در شرایط ... باشند. ازدواج وابسته. آخانشا می‌گوید: «وابستگی متقابل در هر رابطه‌ای ناسالم است. وقتی احساسات، آرزوها و شادی شریک زندگی‌تان را بالاتر از خودتان قرار می‌دهید و آن را ماموریت زندگی خود قرار می‌دهید، این وابستگی به خانه‌تان می‌آید. در نهایت همه چیز را می‌دهید اما در عوض چیزی دریافت نمی‌کنید. این باعث می‌شود تمام بار رابطه بر دوش یکی از طرفین بیفتد که می‌تواند او را از نظر روحی و جسمی خسته کند.» 

3. عدم صمیمیت 

در زندگی‌ام مقطعی بود که از خودم می‌پرسیدم: «آیا در رابطه‌ام افسرده یا ناراضی هستم؟» جستجوی پاسخ باعث شد بفهمم که دلیلش این است که ازدواج من فاقد یکی از این موارد بود. انواع صمیمیت که بسیار مهم است - صمیمیت عاطفی. این منجر به احساس انزوا شد؛ هیچ‌کدام از ما احساس نمی‌کردیم که دوست داشته می‌شویم.

وقتی کسی را دوست دارید و تصمیم می‌گیرید بقیه عمرتان را با او بگذرانید، انتظار دارید در تمام سطوح - جنسی، عاطفی، جسمی، معنوی و فکری - با او ارتباط برقرار کنید. صرفاً به این دلیل که از نظر جنسی با هم سازگار هستید، به این معنی نیست که می‌توان از جنبه‌های دیگر صمیمیت غافل شد. فقدان حتی یک نوع صمیمیت می‌تواند در ازدواج مشکل ایجاد کند. 

۴. خیانت می‌تواند دلیل افسردگی شما در ازدواج باشد 

آیا شما یا شریک زندگیتان اخیراً خیانت کرده‌اید؟ خیانت یکی از دلایل اصلی افسردگی است. طبق گفته تحقیقرابطه نامشروع یکی از زوجین یکی از تحقیرآمیزترین وقایع زناشویی است. کشف چنین روابطی می‌تواند باعث بروز افسردگی اساسی (MDE) در همسر خیانت‌دیده شود. 

اگر می‌گویید «ازدواجم مرا افسرده می‌کند» یا «بودن با شوهرم مرا افسرده می‌کند»، پس فقدان وفاداری یا اعتماد یا هر دو می‌تواند محرک اصلی باشد. سوءظن به خیانت یا کشف خیانت همسر می‌تواند موانع بزرگی باشد که می‌تواند ازدواج شما را از بین ببرد و شما را در افکار افسرده‌کننده غرق کند. 

خواندن مرتبط: دعوا در زندگی زناشویی - 10 نکته برای حل صحیح آن

۵. کینه و نفرت را در دل نگه داشتن 

آخانشا می‌گوید: «طبق تجربه من، وقتی زوج‌ها برای درمان مراجعه می‌کنند، کینه و نفرت زیادی را نسبت به مسائلی که ممکن است در ظاهر حل شده باشند، در دل نگه می‌دارند. گاهی اوقات برای رها کردن آنها تقلا می‌کنیم. هر چه بیشتر به چیزی بچسبیم، کنار آمدن با آن دشوارتر می‌شود. این باعث ایجاد خشم و ناامیدی می‌شود که می‌تواند کیفیت ارتباط زوجین را به شدت کاهش دهد.»

وقتی زوج‌های متأهل مشکلات و مسائل مربوط به سال‌ها پیش را مطرح می‌کنند و در بخشیدن یکدیگر مشکل دارند، مشخص است که مشکل در ازدواج نیست، بلکه در نحوه‌ی مدیریت اختلافات است. به همین دلیل است که دانستن این موضوع مهم است. چگونه اختلافات زناشویی را حل کنیم زیرا همه اینها می‌تواند به ناامیدی و افسردگی منجر شود. 

سایر عوامل 

در ادامه به عوامل دیگری اشاره می‌کنیم که می‌توانند شما را به این نقطه برسانند که بگویید: «رابطه‌ام مرا افسرده می‌کند»:

  • فشار مالی یا افتادن کل بار مالی بر دوش یک نفر 
  • شریک زندگی‌تان سهم خود را از کارهای خانه انجام نمی‌دهد
  • شما با انتقاد مداوم و اظهارات کنایه‌آمیز مواجه بوده‌اید 
  • تحقیر، طفره رفتن، دروغ، دستکاری و فریبکاری وجود دارد
  • احساس کمبود امنیت عاطفی می‌کنید
  • احساس می‌کنید به خاطر انتخاب‌ها و اعمالتان مورد قضاوت قرار می‌گیرید
  • نظرات شما در نظر گرفته نمی‌شود
  • همسرتان ممکن است دچار تغییرات هورمونی شده باشد یا مشکلات سلامت روان خودش را تجربه کند.

6 نکته درمانی اگر ازدواجتان شما را افسرده می‌کند 

اول از همه، باید درک کنید که اختلافات و مشکلات زناشویی رایج هستند. مهم این است که چگونه با این مشکلات برخورد می‌کنید و چقدر مهم است که آنها را به طور هماهنگ حل کنید. اگر واقعاً شریک زندگی خود را دوست دارید و می‌خواهید رابطه‌تان را بهبود ببخشید، در ادامه چند نکته برای بهبود روابط زناشویی و افسردگی شما آورده شده است. 

۱. اگر ازدواجتان شما را افسرده می‌کند، ذهن آگاهی را امتحان کنید

ذهن آگاهی یک تکنیک درمانی است که به ایجاد آگاهی در مورد احساسات شما در یک لحظه خاص کمک می‌کند و به شما این امکان را می‌دهد که احساسات و افکار خود را بدون قضاوت یا تحلیل بپذیرید. این روش شامل استفاده از تمرینات تنفس عمیق و تصویرسازی هدایت‌شده برای کمک به آرام کردن اعصاب شما است. روش‌های زیادی وجود دارد. راه‌های تمرین ذهن آگاهی در روابط صمیمی و می‌توانند در کاهش اضطراب و استرسی که به دلیل ازدواج ناموفق خود تجربه می‌کنید، بسیار مفید باشند.

افکارتان را مشاهده کنید و آنها را بپذیرید، بدون اینکه اجازه دهید بر شما غلبه کنند. با تمرین، قادر خواهید بود با احساسات و عواطف ناراحت کننده بدون اینکه در آنها غرق شوید، کنار بیایید. این کار نه تنها به مقابله با افکار افسرده کننده کمک می‌کند، بلکه شما را قادر می‌سازد تا بهتر گوش دهید و پاسخ دهید. این به نوبه خود، کیفیت مکالمات شما با همسرتان را افزایش می‌دهد. 

در مورد ازدواج‌های ناموفق و موارد دیگر

۲. نقاط ضعف و قوت رابطه‌تان را شناسایی کنید 

ضروری است که از نقاط قوت و ضعف خود، شریک زندگی‌تان و رابطه‌تان آگاه باشید. نقاط ضعف می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • مسائل عصبانیت
  • زبان‌های عشق ناهماهنگ
  • بی تاب بودن
  • مشکلات اعتیاد
  • ناتوانی در بخشیدن و فراموش کردن 

نقاط قوت می‌توانند موارد زیر باشند:

  • آرام بودن در هنگام مشاجره
  • همدل، مهربان و دوست داشتنی بودن
  • صداقت
  • حمایت از یکدیگر
  • محترم بودن 
  • کمک به رشد یکدیگر

بر اساس این درک، می‌توانید یک رویکرد جامع برای حل اختلافات خود تدوین کنید که واقعاً برای شما مفید باشد. این می‌تواند در کاهش مشکلات و احساس نارضایتی، ناراحتی و تنهایی بسیار مؤثر باشد.  

مطلب مرتبط: ۳۶ سوالی که به عشق منجر می‌شود

3. مراقبت از خود را انجام دهید 

گذراندن یک دوره افسردگی اساسی می‌تواند به سلامت روان شما آسیب برساند. افسردگی به گونه‌ای است که افراد را رها می‌کند و حتی ساده‌ترین کارها مانند بیرون آمدن از رختخواب هر روز صبح یا شانه کردن موها می‌تواند غیرممکن به نظر برسد. اینجاست که تمرکز بر مراقبت از خود و یافتن راه حل ضروری می‌شود. چگونه خود را دوست داشته باشیمدر زیر چند نکته در مورد چگونگی دوست داشتن و مراقبت از خود آورده شده است:

  • با عزیزانتان وقت بگذرانید
  • خودتان شروع به مدیتیشن کنید
  • سالم غذا بخورید و برای ورزش وقت بگذارید
  • غذای دلچسب بخورید، اما پرخوری احساسی را به یک مکانیسم مقابله‌ای منظم تبدیل نکنید
  • وقت خود را در طبیعت بگذرانید
  • شروع به نوشتن خاطرات روزانه کنید 
  • با حیوانات وقت بگذرانید
  • خودت را به خاطر افکارت قضاوت نکن

۴. درک کنید که ازدواج یک رقابت نیست 

«من در ازدواجم بدبخت هستم» و «ازدواجم باعث افسردگی من شده است» احساساتی هستند که می‌توانم با آنها ارتباط برقرار کنم. من در ازدواج خودم هم همین احساس را داشتم و یکی از دلایلش این بود که مدام به آن به عنوان نوعی رقابت نگاه می‌کردم که باید در آن برنده می‌شدم. هر وقت من و همسرم بحثی داشتیم، مطمئن می‌شدم که حرف آخر را می‌زنم. مطمئن می‌شدم که در هر اختلافی دست بالا را دارم. این رفتار از من بسیار بی‌ملاحظه بود زیرا یکی از اولویت‌های اصلی در ازدواج این است که همیشه به حرف‌های همسرتان گوش دهید و آنها را نیز درک کنید.

نمی‌توانستم تحمل کنم که حتی وقتی می‌دانستم اشتباه می‌کنم، غرورم را کنار بگذارم و عذرخواهی کنم. بعد از کلی دعوا و افسردگی موقعیتی، فهمیدم که ازدواج رقابت نیست. نمی‌توانید با هم رقابت کنید و نمی‌توانید ازدواجتان را با دیگران مقایسه کنید. 

5. به یکدیگر فضا بدهید 

آخانشا می‌گوید: «وقتی به یکدیگر فضای کافی نمی‌دهید، ممکن است به دعواهای مداوم منجر شود و بار انتظارات غیرواقعی می‌تواند شروع به آسیب زدن کند. به همین دلیل است که همه انواع مرزها سالم هستند. آنها از هویت شما محافظت می‌کنند، عزت نفس را تقویت می‌کنند و سلامت عاطفی شما را پایدار نگه می‌دارند.

مرزها بسیار مهم هستند زیرا اجازه نمی‌دهند دیگران از شما سوءاستفاده کنند. آنها به مدیریت نیاز و وابستگی کمک می‌کنند. اگر می‌خواهید ازدواجی آرام داشته باشید، انواع مرزها، از جمله مرزهای مالی را ترسیم کنید. 

آیا اگر ازدواج شما را افسرده می‌کند، باید آن را ترک کنید؟

6. به دنبال کمک حرفه ای باشید 

وقتی احساس افسردگی شروع به بروز می‌کند، ضروری است که هر چه زودتر به دنبال کمک‌های لازم باشید. البته، می‌توانید برای به اشتراک گذاشتن احساسات و تخلیه آنها به دوستان و خانواده خود مراجعه کنید. با این حال، ممکن است آنها برای کمک به شما مجهز نباشند. افسردگی یک مشکل جدی در سلامت روان است که باید به درستی درمان شود، مبادا که به یک مشکل بالینی تبدیل شود و شما را به ورطه‌ای بکشاند که بازگشت از آن دشوار باشد. 

به همین دلیل است که اگر با افکار و علائم افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنید، مراجعه به مشاور ضروری است. به دنبال یک درمانگر باشید و ریشه این احساس «ازدواجم مرا افسرده می‌کند» را که نمی‌توانید از شر آن خلاص شوید، پیدا کنید. اگر به دنبال کمک حرفه‌ای هستید و می‌خواهید از حمایت بهره‌مند شوید، پنل مشاوران باتجربه Bonobology تنها یک راه حل است. کلیک کنید دور

اشاره گرهای کلیدی

  • وابستگی متقابل و خیانت دو دلیل اصلی هستند که ازدواج شما را افسرده می‌کند.
  • کینه، رنجش و ناتوانی در گذر از اختلافات نیز می‌تواند در ازدواج مشکل ایجاد کند و باعث احساس تنهایی و افسردگی شود.
  • اگر می‌خواهید ازدواجتان دوام بیاورد، باید صادق باشید و به یکدیگر فضا بدهید
  • روی مهارت‌های ارتباطی و حل تعارض خود کار کنید و برای عبور از این مسیر پر پیچ و خم، از کمک حرفه‌ای بهره‌مند شوید.

ازدواج آسان نیست. اما نباید هم به طور مداوم دشوار باشد. فقط باید درک کنید که شما با یک مشکل مبارزه می‌کنید و نه همسرتان. وقتی یاد بگیرید که چگونه با هم با یک مشکل مبارزه کنید، خواهید دید که اتحاد در ازدواج چقدر زیباترین چیز است. خانه‌ای که علیه خود دچار تفرقه باشد، نمی‌تواند مدت زیادی دوام بیاورد. 

این مقاله در فوریه ۲۰۲۳ به‌روزرسانی شده است.

سوالات متداول

۱. آیا افسردگی می‌تواند باعث شود که شما طلاق بخواهید؟

افسردگی می‌تواند باعث شود شما به چیزهای زیادی فکر کنید و چیزهای زیادی بخواهید. شما باید افکار افسرده‌کننده خود را از هویت و آنچه واقعاً می‌خواهید متمایز کنید. باید در مورد آن صحبت کنید و کمک بخواهید. اگر افسردگی ادامه یابد، احتمال دارد که فکر کنید طلاق تنها راه حل است، حتی اگر اینطور نباشد.

۲. آیا بهتر است با نارضایتی از ازدواج، آن را ترک کنم یا به آن ادامه دهم؟

هیچ کس جز خودتان نمی‌تواند تصمیم بگیرد که چه چیزی برای شما خوب است. با این حال، اگر تصمیم بگیرید بدون اینکه حتی سعی در حل مشکل داشته باشید، رابطه را ترک کنید، در حق شما، همسرتان و رابطه‌تان ناعادلانه است.

۳. آیا ازدواج بد می‌تواند باعث افسردگی شود؟

بله. یک ازدواج بد و ناخوشایند می‌تواند باعث افسردگی شود زیرا یکی از صمیمی‌ترین روابط زندگی شماست و از هر نظر و هر روز بر شما تأثیر می‌گذارد. وقتی امنیت و شادی شما به دلیل مشکلات زناشویی تهدید می‌شود، می‌تواند باعث افسردگی شود.

۴. وقتی از ازدواجتان کاملاً ناراضی هستید، چه باید بکنید؟

با شریک زندگی خود ارتباط برقرار کنید. به او بگویید که ناراضی هستید و می‌خواهید اوضاع را تغییر دهید. وقتی احساس کردید که مشکلاتتان شنیده می‌شود، با او وقت بگذرانید. به زبان‌های عشق یکدیگر پی ببرید و کاری کنید که یکدیگر احساس قدردانی و دوست داشته شدن کنند. هر روز فرصتی برای شروع دوباره است.

۹ نشانه مهم که نشان می‌دهد شوهرتان می‌خواهد ازدواجتان را نجات دهد

۲۵ راه برای اینکه همسر بهتری باشید و ازدواجتان را بهبود ببخشید

۱۱ حقیقت تلخ در مورد ازدواج که هیچ‌کس در موردشان صحبت نمی‌کند

کمک شما به منزله کمک خیریه نیست . این به Bonobology اجازه می‌دهد تا در راستای کمک به هر کسی در جهان برای یادگیری نحوه انجام هر کاری، به ارائه اطلاعات جدید و به‌روز به شما ادامه دهد.




گسترش عشق
برچسب ها:

ارسال نظر

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می‌کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات نظرات شما پردازش می‌شود.

Bonobology.com